هدایت شده از وارش(ورژن ایتا)🌧️✨
شباهت دارد عشق ما به احوالات این دوران ،
تویی یک عالمه تحریم ِبی پایان منم ایران:))
بغض اگر وا نشود ، تا جگرت میسوزد
پدر و جدِ بزرگِ پدرت میسوزد
درد اگر شعر شود ، شعر به جایی نرسد
قلم و دفتر و طبع و هنرت میسوزد
سالها در قفسی بسته اسیرت بکنند
شوق پرواز تو در بال و پرت میسوزد
نیمهشب مست شوی ، گریه کنی خواهی دید
دست و سیگار تو با چشم ترت میسوزد
میدهد دست به دستانِ رقیبت، آنگاه
دلِ وابسته و تنها و خَرَت میسوزد
آه ای خانهٔ ناروشنِ من بعد از این
آهِ من میشود آوار و درت میسوزد
‹𝘶𝘯𝘴𝘢𝘪𝘥›
بغض اگر وا نشود ، تا جگرت میسوزد پدر و جدِ بزرگِ پدرت میسوزد درد اگر شعر شود ، شعر به جایی نرسد قل
اه بچه ها میدونید چیه امیدوارم واقعاً درش بسوزه.
من صبورم اما ،
به خدا دستِ خودم نیست
اگر میرنجم،
یا اگر شادی زیبای ِ تو را
به غمِ غربتِ چشمانِ خودم میبندم
من صبورم اما،
چه قدَر با همهی عاشقیام محزونم
و به یاد همهی خاطرههای گلِ سرخ ،
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما،
بیدلیل از قفس كهنهی شب میترسم؛
بیدلیل از همهی تیرگی رنگِ غروب،
و چراغی كه تو را از شبِ
متروکِ دلم دور كند
من صبورم اما،
آه، این بغضِ گران
صبر چه میداند چیست ؟!
هدایت شده از آبی ترین ستارهیِ من ؛
تو همانی که می شود ، چای را کنارت بدون قند ؛ شیرین نوشید .
‹𝘶𝘯𝘴𝘢𝘪𝘥›
تو همانی که می شود ، چای را کنارت بدون قند ؛ شیرین نوشید .
بی تو چای ُ عسل صبح ، برایم تلخ است
پس بیا ای همه ی علت شیرینی ها