eitaa logo
مکروبه🇮🇷
2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
43 ویدیو
1 فایل
ثواب تک به تک کلمات این کانال تقدیم به روح خواهر بزرگترم(ابناء‌الحیدر) لطفا برای شادی روحش فاتحه قرائت کنید. نقد و پیشنهاد: https://daigo.ir/secret/7988081305 _انتشار مطالب آزاد🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از رشد
حالا من و مامانجونم می‌تونیم زانو به زانوی هم بشینیم و چایی بخوریم و از خاطرات جنگ بگیم. اون از اولین دفاع بعد از انقلاب بگه من از آخرینش.
دوم_آسمان یکی است فیلم را باز می‌کنم. موشک‌ها‌ی‌ما از آسمان غزه می‌گذرد‌. مثل ستاره‌های درخشانِ دنباله داری که آرزوهای کودکان غزه را با خودشان حمل می‌کنند. کودک تکبیر می‌گوید‌. از اعماق وجودش. آنقدر که صدایش می‌گیرد.با صدایی که از بغض می‌لرزد، پشت سر هم فریاد می‌زند: اللهم سدد رمیهم‌. خدایا موشک‌ها را به هدف برسان. می‌توانم تصورش کنم. با نگاه رو به آسمان و مشت‌های گره شده. پسر بیست ماهه‌ام صدای تکبیر را که می‌شنود دست از بازی می‌کشد. خودش را توی بغلم جا می‌کند و به عبور موشک‌ها در تیره‌ی شب نگاه می‌کند. ناگهان با زبان کودکانه‌اش شروع می‌کند به تکبیر گفتن. "الااکبَ‌"هایش با "الله‌اکبرهای" مردم توی فیلم یکی می‌شود. من هم زمزمه می‌کنم الله اکبر و اصوات بعدی بلند‌تر از حنجره‌ام می‌زنند بیرون. علی کوچکم می‌خندد. همچنان می‌گوید الله اکبَ و من حس می‌کنم خانه‌ام سقف ندارد و آسمانم با غزه یکی است.
هدایت شده از آنسوی نگاهِ من✨
964.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی که در آن ترس نیست زبان بدنی که در آن قاطعیت دیده می‌شود نه اضطراب و کلماتی که از اعماق وجود صف می‌شوند... ما زن بودن را از زینب یاد گرفتیم..
دم بچه‌های صدا و سیما گرم دست حمایت‌گر مولا و آقای ما، آقا امیرالمؤمنین روی سر تمام کسانی که این روزها برای ایران از جان و دلشون مایه میذارن
سوم_حالا من یک زن در محور مقاومتم شبکه‌ی پویا می‌بینیم. از وقتی علی بیدار شده پنج بار خانم دکتر کوچک پخش شده. هر بار هم نصفه. آخرش نفهمیدیم خرسِ پشمالوی آبی با روپوش سفید، توانست با موفقیت رزیدنت پزشکیِ مطب‌خانه‌ی خانم دکتر شود یا نه؟ علی‌ به دقت پیگیر ماجراست و هم‌زمان از من می‌خواهد عروسک انگشتی توی دستم را تکان دهم. زرافه را تکان می‌دهم توی هوا و شعر می‌خوانم. کودکم می‌خندد و من سعی می‌کنم نگاهم را کنترل کنم که نروم سمت تلفن همراهم. نروم توی سایت‌ها و شبکه‌های خبر. حداقل همین چند دقیقه را. جهاد من امروز این است که مادر بمانم، زن بمانم، خانه‌ام را در آغوش بگیرم و نگذارم تکه‌پاره‌های تیر و پهباد‌ها آرامش خانه‌‌‌ام را بهم بریزد. به لیلی فکر می‌کنم به مادری در محاصره‌ی سه ساله الفوعه. به هاله و باغچه‌ی کوچک خانه‌اش در نبل الزهرا‌. به تمام زن‌هایی که یک روز در قاب تلویزیون دیدمشان و در خط‌های تایپ‌ شده کتاب‌ها از مقاومتشان خواندم. حالا من خودم را خواهر آن‌ها می‌دانم. هم‌رزم با آن‌ها. هر یک در شرایطی متفاوت اما در هدفی مشترک. حالا من یک زن در محور مقاومتم. زنی که خانه‌اش را در آغوش گرفته‌. زنی که زرافه‌ی عروسکی تکان می‌دهد و برای بچه‌اش شعر حماسی می‌خواند. زنی که نمی‌گذارد سوسک‌های اسراییلی، به محیط تمیز روان خانواده ‌و اعضای خانواده‌اش نفوذ کنند. اَللَّهُمَّ أَحْيِنِي عَلَى مَا أَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ‏وَ أَمِتْنِي عَلَى مَا مَاتَ عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام‏🇮🇷🇵🇸 زهرا سادات رضایی
دعوتید به استغاثه دسته جمعی برای پیروزی جبهه حق. 🕰 قرارمون هر شب ساعت ۲۱ حســـینیه مبنــــا.
تاریخ یادش نرفته که صدام حسین تهرانی‌ها را به بمباران نماز جمعه تهدید کرده بود، اما مردم بدون ترس آمدند و فریاد زدند: «ما به این جا آمدیم، بهر شهادت» در همین حال صدای انفجار بمب دانشگاه را لرزاند، اما با این حال آقا و مولای ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نماز جمعه را ترک نکرد و یک دقیقه بعد به سخنرانی‌اش ادامه داد. حالا یک موش کثیف و ترسو، رهبر ما را تهدید می‌کند. مردی که همیشه در صحنه ایستاده و با حرکت یک انگشت اشاره‌اش، هیمنه پوشالی‌ِ اهریمنان فرو می‌ریزد. دهان نجسی که به این گنده گویی‌ها باز شده ضربه شست دندان شکن مجاهدان علی را خواهند چشید. اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای الی قیام مولانا المهدی
مکروبه🇮🇷
تاریخ یادش نرفته که صدام حسین تهرانی‌ها را به بمباران نماز جمعه تهدید کرده بود، اما مردم بدون ترس آم
رفقا لطف کنید و مطالب رو نشر بدید🌷 تا افراد بیشتری ببینند. ان‌شاءالله خدای مهربون از همگی ما بپذیرند. و این فعالیت‌ها‌ی کوچک در راه دین و وطن ذخیره و دستگیر قیامت همگی ما بشه ان‌شاءالله.
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
. یکی از برگ برنده‌های صهیونیستها همیشه، القای حسِ "من به کاری نمیام" هست! چیزی که حتی قرآن هم بهش اشاره کرده: "وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ" من و شمایی که در آرزوی نابودی اسرائیلیم ولی نَه نظامی هستیم، نه یک فرد اثرگذار در صحنه‌ی جنگ، نَه یک امدادگر یا پزشک که قرار باشه به کمک مجروحین بریم و نَه حتی یک شهروند معمولی تهرانی که حداقل سهمی در شهادتها و رشادتها داشته باشیم، ممکنه بارها و بارها از خودمون بپرسیم نقش من چیه؟ من الان کجای این جنگ حق و باطل ایستادم؟ من چطور می‌تونم امداد برسونم؟ و جوابی که یهود به این سؤال می‌ده اینه که تو به کار نمیای! تو یک آدم بی‌مصرفی که دنیا داره به سمت حذف اسرائیل می‌ره و تو توش نقشی نداری! یهود با ابزار رسانه و با بازی‌های روانی این ذهنیت رو بین آدمها قوت می‌بخشه و تلاش می‌کنه از این طریق فلجشون کنه! این پاسخ به آدم حس پوچی می‌ده، حس پوچی آدمیزاد رو بی‌انگیزه می‌کنه و جلوی حرکتش رو می‌گیره و در نهایت واقعا از او یک آدم بی‌مصرف می‌سازه! لیکن خدا بلافاصله در همون آیه پاسخ یهود رو داده: غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ من و شمای غیرنظامیِ غیرامدادگر دور از صحنه‌ی جنگ، یک مشت آدم بی تاثیر در نتیجه‌ی جنگ نیستیم! ما به اندازه‌ی ایرانی بودنمون می‌تونیم اثرگذار باشیم. با کنش‌های اجتماعی، با هوشیاری نسبت به اتفاقات پیرامون، با رصد تحرکات افراد مشکوک، با ایجاد امید و انگیزه در آدمهای اطرافمون، با فعالیت مثبت در فضای مجازی، با دعا و توسل و حتی با توزیع یک شربت صلواتی به نیت پیروزی رزمندگان... هر کدوم از ما باید جای خودش رو توی این جنگ آخرالزمانی پیدا کنه و نقشش رو به درستی ایفا کنه. ما بی اثر نیستیم. ما همه به قدر ایرانی بودنمون در محو اسرائیل اثرگذاریم. اثر خاص خودت رو پیدا کن هموطن و اجازه نده که اسرائیل بهت بگه تو بی‌اثری! وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham .