eitaa logo
شـاید‌ نویسنده:)
490 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
448 ویدیو
12 فایل
[☁️⚽️¹] •گمشده• _شیعه علی ابن ابیطالب:) کپی متون؟ از دل برآمده را کجایش میبرید؟ جوانه زده شده سه سال پیش حوالی پاییز🍁 ناشناس:https://abzarek.ir/service-p/msg/4038341
مشاهده در ایتا
دانلود
شـاید‌ نویسنده:)
نمیدونم چیشد ولی الان وقتی ساعت ۱۱/۳۰ شب میگذره و هنوز نخوابیدم میگم: خاک برسرم امشب چقدر دیر دارم میخوابم، وقتی صبح ساعت ۷/۳۰ پا میشم یعنی به خودم خیلی حال دادم که ساعت ۵ بیدار نشدم، تا بین کارام میام استراحت کنم میگم چه خبرهههه که نشستم و این درحالیه که فقط ۱۰ دقیقه است که گذشته، مدیر مدرسه رو به زور قانع میکنم امروز زودتر بزار برم خونه نه واسه اینکه استراحت کنم نه! واسه اینکه به کارهای عقب افتاده ام برسم، وقتی موهام رو شونه میکنم و باشگاه میرم با خودم میگم وای چند روزه اینکار های مورد علاقم رو انجام ندادم؟ ، از مسیر تا کلاس هارو دلم میخواد با ماشین برم که تایم بیشتری داشته باشم برای تو خونه موندن، تو حین هرکاری که میکنم بعدش فکر میکنم بعد از اینجا چقدر برنامه و درس نخونده دارم تو خونه، روزهایی که از مدرسه میرسم خونه و بعدش کلاس دارم نمیرم دراز بکشم چون معتقدم اگه دراز بکشم سختمه بلند شم و .... هزاران چیز دیگه. بحران ۱۸ سالگی دامنم رو داره میگیره؟
حق با شماعه خانم صادقی 'معلم دینی' همه عشق ها فقط تغییرات هورمونه!
•کاش حال خجسته رو هیچوقت تو زندگیم درک نکنم•
امروز وقتی تو مدرسه بودم یه متن نوشتم و فردا میفرستم براتون🤍✨️ (از روزهایی که توی مدرسه یهو ذهنم جرقه میخوره خیلی خوشم میاااد :] )
جنازه میرسم خونه شبا اما نه واسه بازی تو حیاط چون بابا میگه کار خوبه برات!
شـاید‌ نویسنده:)
۷۵_ گم شده. صدای تیک تیک ساعت به گوشم نمی‌رسه اما این به این معنی نیست که زمان نمی‌گذره. زمان داره می‌گذره و من نمی‌دونم چقدر اینجا نشستم. زمان از دستم در رفته. به مچم نگاه می‌کنم. ساعتم تو دستم نیست، گم شده. من گمش نکردم، اون خودش گم شد. من ازش درست مراقبت کردم. هربار که قفلش شل شد سفتش کردم. اما بالاخره قفلش یه بار شل شد ، افتاد . دیگه پیداش نکردم. خودش خواست بره، من که نمیتونستم با نخ و هزار جور وصله پینه بدوزمش که بمونه، که شل نشه ، که نره! خودش خواست بره و حالا جای خالیش اذیتم می‌کنه چون من هیچوقت فراموش نمی‌کردم که برم بیرون و اون رو خونه جا بزارم. حتی اگر همه آدم‌ها معتقد بودن که: [ بابا این ساعت رو با این لباس نمیبدن ! ] باز هم همه جا اون رو می‌بستم. من از چیزهای تکراری خسته نمی‌شم، ولی در عوض، از تکرار چیزهایی که خودشون گم شدن بیزارم. همه می‌گن: «چرا بقیه ساعتهات رو نمی‌بندی؟» ولی هیچ‌کدوم نمی‌فهمن که من فقط اون رو دوست داشتم. حالا که گم شده، نمی‌خوام فقط به خاطر این‌که جاش پر بشه، دست به بستن هر چیزی بزنم. من همیشه همینم؛ عاشق چیزهایی‌ام که توی طول روز تکرار میشن ولی تکراری نمیشن. الان هم ترجیح می‌دم نباشه تا این‌که بخوام تو وجود هر چیزی اون رو جست‌وجو کنم. راستی، داشتم راجع به چی حرف می‌زدم؟ ساعت؟ شاید هم نه. _سیده زهرا موسوی
شـاید‌ نویسنده:)
#پاراگراف ۷۵_ گم شده. صدای تیک تیک ساعت به گوشم نمی‌رسه اما این به این معنی نیست که زمان نمی‌گذره.
این رو دیروز تو مدرسه وقتی که اومدم به مچم نگاه کنم تا ساعت رو ببینم ولی ساعتم نبود نوشتم:)