کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
☘تأملی در #زیارت_امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسلام (بخش دوم)☘ ☘گفتیم برای عید غدیر، آداب
☘تأملی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسلام (بخش سوم)☘
☘گفتیم زیارتنامههای ما با سلام شروع میشوند. یعنی کسی زائر است که به مقام حضور راه پیدا کرده باشد. اینکه خودِ سلام یعنی چه، خدا میداند. آن هم خیلی وسیع است. وقتی میگوییم: السّلامُ عَلَیْکَ این الف و لامِ اوّل، معانی زیادی به سلام میدهد. الف و لام در زبان عربی، به یک اعتبار حرف تعریف است؛ یعنی نه هر سلامی. آن سلام ویژه؛ سلامی که خدا میکند. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أمینَ اللهِ فی أَرْضِهِ: سلامی که خدا میکند بر تو ای امینالله در روی زمین!
☘معنای دیگر سلام، تسلیم کردن است. مثلاً میگویند فلان مدرک را ببرید به فلان جا تسلیم کنید؛ تحویل دهید. این سلام بهمعنای تسلیم است. این یعنی چه؟ یعنی خدا همهی هستی را به امیرالمؤمنین علیهالسّلام تسلیم کرده است. همهی دستگاه قلمرو حکومت خود را به امیرالمؤمنین علیهالسّلام تسلیم کرده است. شاید یک معنای اَلسّلامُ عَلَیْکَ، این باشد.
☘سلام صلح است؛ صفاست. اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرالمؤمنین یعنی یا امیرالمؤمنین! من با شما از درِ صلح وارد شدم. از درِ سِلم و صفا وارد شدم. وجود من با شما در صلح است. هم اندیشه و افکارم، هم روحیّاتم، هم خلقیّاتم، هم رفتارهایم، با شما در سلم است. ببینید اینجا چه معنای عظیمی دارد! اینکه انسان با امیرالمؤمنین علیهالسّلام در سلم باشد. انشاءالله که باشیم. سلام دادن به امیرالمؤمنین علیهالسّلام یعنی اخلاق، افکار، روحیّات، عملکرد و رفتارهای من با اخلاق، افکار، روحیّات، عملکرد و رفتارهای شما هیچ تعارضی ندارد. مقام سلام این است؛ مقام سلم است.
☘به یک تعبیر دیگر، مقام سلام مقام تسلیم است. مقام تبعیّت مطلق است. اَلسّلام عَلَیکَ یا امیرالمؤمنین یعنی من آمدم تسلیم شما باشم. خودم را به شما تحویل دادم. تسلیم شما شدم. نه خواستهای غیر از خواستهی شما دارم، و نه سلیقهای غیر از سلیقهی شما. هیچچیز از خودم ندارم. قَلْبی لِقَلبِکُم سِلْم: قلب من با قلب شما در سلم است. در زیارت جامعهی کبیره میخوانیم: و أَمْری لِأمْرِکُم مُتَّبَع. این مقام سلام است. این هم یک معناست.
#استاد_مهدی_طَیِّب
ْ@mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
☘تأملی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسلام (بخش سوم)☘ ☘گفتیم زیارتنامههای ما با س
☘تأملی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسلام (بخش چهارم)☘
☘در زیارت امینالله میگوییم: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمینَ الله: سلام بر تو ای امین خدا. خدا چه امانتی را به امیرالمؤمنین علیهالسّلام سپرد؟ البتّه زیارت امینالله به یک تعبیر زیارت جامعه است. نسبت به هر امامی از دوازده امام، قابل خواندن است. لذا شما در حرم علیّبنموسیالرّضا علیهالسّلام هم که مشرّف میشوید همین زیارت را خطاب به علیّبنموسیالرّضا علیهالسّلام میخوانید. امّا اصل این زیارت در مورد امیرالمؤمنین علیهالسّلام صادر شده است. امام علیهالسّلام در مقام زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام این زیارت را خواندهاند. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمینَ الله.
☘خدا چه چیزی به علیّبنابیطالب علیهالسّلام سپرده است که او را امین خود قرار داد و این امانت را به او داد. ببینید امانت یک چیز است؛ امانت سپارنده یک چیز است؛ امانتدار هم چیز دیگری است. سه چیز داریم. شخصی چیزی را به کسی امانت میدهد. امیرالمؤمنین علیهالسّلام، امینالله است. امانتدهنده، خداست. امانتدار یا امانتگیرنده کیست؟ امیرالمؤمنین علیهالسّلام. آن امانتی که به امیرالمؤمنین علیهالسّلام سپرده شده، چیست؟ همهی خلقت است! همهی خلقت! از عالم امر گرفته تا عالم خلق! یعنی از فوق خلقت هم بالاتر بروید؛ یعنی از ناسوت و ملکوت و جبروت هم پر بکشید و بالاتر از عالم لاهوت بروید. چون مقام ولایت، اعظم از مقام لاهوت است.
☘مقام ولایت اعظم از مقام اسماء و صفات و اعیان ثابته است. ولیّالله، آن حقیقتی است که با حقیقت ولایت حقّ متعال یکی شده است. در او مُندک شده است. چیزی جز او نیست. یکی است. شخصیّت علیحدهای ندارد. دو تا نیستند. یکی است. این فانی در آن حقیقت است. او عین ولایت حقّ متعال است. او امانتدار است. کلّ مراتب مادون او امانتی است که به او سپرده شده است. یعنی همهی اسماء و صفات حقّ متعال، همهی اعیان ثابته، و همهی مخلوقات در همهی مراتب جهان خلقت به او سپرده شدهاند.
#استاد_مهدی_طَیِّبْ
@mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
☘تأمّلی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام (بخش ششم)☘ ☘در زیارت امینالله تأمّلا
☘تأمّلی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام (بخش هفتم)☘
☘در حال مرور فرازهای زیارت امینالله بودیم. أَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَمِینَ اللهِ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلیٰ عِبادِه: سلام بر تو ای کسی که بر بندگان خدا حجّتی! امیرالمؤمنین علیهالسّلام معیار است؛ میزان است؛ تراز است. علی علیهالسّلام معیار حق است. عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ: علی علیهالسّلام با حق است و حق با علی علیهالسّلام است. يَدُورُ حَيْثُما دارَ. این یعنی هر طرف که علی علیهالسّلام میگردد، حق به دنبال او میگردد. نه اینکه علی علیهالسّلام دنبال حق میرود. عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ: هر طرف که علی علیهالسّلام میرود، حق به دنبال او میرود. علی علیهالسّلام معیار حق است، نه تابع حق؛ لذا حجّت است. حجّت را بر همه تمام کرده است.
☘امیرالمؤمنین علیهالسّلام راهی برای عذر و بهانه باقی نگذاشته است؛ همانطور که عقل در باطن ما حجّت است. عقل، امیرالمؤمنینِ باطنی ماست. نور عقل که در باطن ماست، شعاعی از نور خورشید امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. انشاءالله با این نور در وجود خودمان بیعت کنیم؛ حکومتش را محقّق کنیم؛ شهوت و غضب و وهممان را تحت ارادهی او درآوریم؛ عقل بر وجود ما مستولی و حاکم شود. اگر این کار را بکنیم، راه باز میشود که این شعاع، به آن کانون اصلی خود برگردد؛ به مبدأ خود برگردد؛ یعنی حقیقت عید، محقّق شود؛ یعنی از راه باطن به خود امیرالمؤمنین علیهالسّلام راه پیدا میکنیم. از این امیرالمؤمنینِ درونی خودمان به آن امیرالمؤمنینِ واقعی و حقیقی و تمامیّت امیرالمؤمنین علیهالسّلام راه پیدا کنیم، انشاءالله.
ادامه دارد…
#زیارت_امین_الله
#استاد_مهدی_طَیِّبْ
@mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
☘تأمّلی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام (بخش هفتم)☘ ☘در حال مرور فرازهای زیار
☘تأمّلی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام (بخش هشتم)☘
☘فرازهای آغازین زیارت امینالله را مرور میکردیم. زائر بعد از سه سلام آغازین زیارت، شروع به شهادت دادن میکند. یعنی باورهای خود را عرض میکند: أَشْهَدُ أنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ: شهادت میدهم که تو حقّ جهاد در راه خدا را بهجا آوردی و ادا کردی. جهاد امیرالمؤمنین علیهالسّلام فقط شمشیر زدن در میدان احد و حُنین و بدر و امثال اینها نبود! این یک بُعد از جهاد امیرالمؤمنین علیهالسّلام است، که جهاد اصغر است.
☘شنیدهاید که وقتی لشکریان از جنگ برگشتند، پیغمبراکرم صلّیاللهعلیهوآله به استقبال آنها رفتند. خیرمقدم گفتند و فرمودند: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِیَ عَلَیْهِمُ الْجِهادُ الْأَکْبَرُ: مرحبا برکسانی که جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند و جهاد اکبر هنوز پیش رویشان است.
☘تمام جنگهای امیرالمؤمنین علیهالسّلام و تمام شمشیر زدنهای آن حضرت، جهاد اصغر ایشان است. امّا جهاد امیرالمؤمنین علیهالسّلام به جهاد اصغر محدود نیست. دو جهاد دیگر داریم. امیرالمؤمنین علیهالسّلام قابل محدود شدن نیست. ما باید برای خودمان حد قائل شویم. او بیکرانهای است که حد ندارد. بعد از جهاد اصغر، پیغمبر صلّیاللهعلیهوآله فرمودند: بَقِیَ عَلَیْهِمُ الْجِهادُ الْأَکْبَرُ. جهاد اصغر این است که شما در جنگ شمشیر میگیرید، تفنگ میگیرید، اسلحه میگیرید و با کافر، با مشرک، با ظالم و با متجاوز میجنگید. این جهاد اصغر است.
☘جهاد اکبر چیست؟ جهاد اکبر این است که عقل شما، یعنی امیرالمؤمنینِ باطنی شما، به جنگ شهوت و غضب و وهم شما میرود. این جهاد اکبر است. این در باطن است. امیرالمؤمنین علیهالسّلام جهاد اکبر را در کلّ هستی انجام میدهند.
☘فوق جهاد اکبر چیست؟ جهاد اعظم. جهاد اکبر، جنگ عقل بود با شهوت و غضب و وهم. جهاد اعظم، جهاد دل است با عقل. یعنی امیرالمؤمنین علیهالسّلام مرتبهی اعلایی دارد که مرتبهی عقل، مرتبهی نازل و مادون امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. آن مرتبهی قلب و دل است. لذا گاهی اوقات عقل حکمی میکند و دل آن حکم را نقض میکند. عقل میگوید: اینجا بروی خطرناک است، از رفتن به میدان خطر پرهیز کن!
☘دیدید آمدند به اباعبدالله علیهالسّلام گفتند تو این کوفیها را میشناسی. زمان پدرت امیرالمؤمنین علیهالسّلام، کنار ایشان در کوفه بودی. دیدی که چه موجودات رذلی هستند. زمان برادرت، امام مجتبی علیهالسّلام، دیدی که اینها چه موجودات پلید و کثیفیاند. به اینها که نامه نوشتند و تو را دعوت کردند تا حاکمشان شوی، اعتماد نکن. یعنی عاقلانه اباعبدالله علیهالسّلام را نصیحت کردند. گفتند: حالا که میخواهی بروی، لااقل زن و بچّه را نبر! دیدید که ابنعبّاس و محمد حنفیّه آمدند نصیحت کردند. عبداللهبنعمر که خدا میداند مانند پدرش چه شیّادیِیی داشت، او هم آمد نصیحت کرد که حسین نرو! اباعبدالله علیهالسّلام هم فرمودند: عقلاً حرف اینها درست است. امّا من از افق دیگری مینگرم. آنجا میدان عشق است. میدان عقل نیست.
☘میدان جهاد اعظم، جهاد دل است، جهاد قلب است، جهاد عشق است، جهاد محبّت است با سوداندیشیها و مصلحتاندیشیهای عقل.أَشْهَدُ أنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ یعنی هم حقّ جهاد اصغر را ادا کردی، و هم حقّ جهاد اکبر را، و هم حقّ جهاد اعظم را.
ادامه دارد…
#زیارت_امین_الله
#استاد_مهدی_طَیِّبْ
@mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
☘تأمّلی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام (بخش هشتم)☘ ☘فرازهای آغازین زیارت امی
☘تأمّلی در زیارت امینالله در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام (بخش نهم)☘
☘مروری داشتیم بر فرازهای آغازین زیارت امینالله. أَشْهَدُ أنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ عَمِلْتَ بِکِتابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ. و شهادت میدهم که تو به کتاب خدا عمل کردی. اینجا دل انسان خون میشود که خدایا! علی علیهالسّلام چقدر مظلوم است! من باید شهادت دهم که علی علیهالسّلام به قرآن عمل کرد؟ من باید شهادت دهم که علی علیهالسّلام به سنّت پیغمبر صلّیاللهعلیهوآله عمل کرد؟ از این جملهی شهادت به اینکه أَنَّکَ عَمِلْتَ بِکِتابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ، هم دل انسان خون میشود، و هم معنای دیگری دارد که خیلی بلند است.
☘میگوییم عمل به قرآن، آن بود که تو کردی! نه این که ما میکنیم. تبعیّت از سنّت رسولالله صلّیاللهعلیهوآله آن بود که تو کردی! نه این که ما میکنیم. أَشْهَدُ أنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ عَمِلْتَ بِکِتابِهِ وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ. امیرالمؤمنین علیهالسّلام معیار عمل به قرآن و سنّت رسولالله صلّیاللهعلیهوآله، و معیار جهاد فیالله و فی سبیلالله است.
☘امیرالمؤمنین علیهالسّلام معیار است. لذا در زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام میخوانیم: أَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِیزانَ الأَعْمالِ: سلام بر تو ای میزان اعمال! یعنی روز قیامت، امیرالمؤمنین علیهالسّلام بهعنوان میزان و ترازِ عمل میایستند و من و شما را با آن ترازو میکِشند. میزان عمل، اوست؛ صدق علی علیهالسّلام است؛ شجاعت علی علیهالسّلام است.؛ سخاوت علی علیهالسّلام است؛ یقین علی علیهالسّلام است؛ کمال علی علیهالسّلام است. دیگران با معیار او سنجیده میشوند. نه تنها من و شما، پیامبران هم باید با علی علیهالسّلام سنجیده شوند. برای آنها هم میزانالاعمال امیرالمؤمنین علیهالسّلام است و بس؛ همانطور که میزانالاخلاق، رسولالله صلّیاللهعلیهوآله است و بس. فرمودند: بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاخلاقِ. قرآن فرمود: وَ اِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ. میزان اخلاق، رسولالله صلّیاللهعلیهوآله، و میزان اعمال، امیرالمؤمنین علیهالسّلام هستند. لذا این شهادت پیامدهای بزرگی دارد. خودمان را کنار این ترازو بگذاریم و ببینیم چقدر وزن داریم. کنار این معیار بگذاریم و ببینیم قدّمان چقدر است.
‼️ ☘خیلی سال پیش، همان اوایل انقلاب، کارتونی از تلویزیون پخش میشد که در آن، شهرِ کوتولههایی وجود داشت و گالیوری بود که با قدّ طبیعی به شهر لیلیپوتها رفت. تا قبل از اینکه گالیور به آن شهر برود، هیچیک از این کوتولهها احساس نمیکرد که کوتوله است. قدها همه اندازهی هم بود. لذا یکدیگر را که نگاه میکردند میگفتند: ماشاءالله ماشاءالله چه قدّ رشیدی هم داریم! الحمدلله! کِی فهمیدند کوتولهاند؟ وقتی گالیور به آن شهر رفت. قدّ او را دیدند و آنوقت فهمیدند کوتولهاند.
☘امیرالمؤمنین علیهالسّلام قدّ تمام انسانیّت است؛ تمامقدّ انسانیّت است. دیگران کنار او که میایستند، میفهمند که کوچک هستند. میفهمند خیلی کوتاهند. میفهمند چقدر راه برای کمال عظیم است! خود امیرالمؤمنین علیهالسّلام در خطبهی شِقشقیّه فرمودند: لا یَرْقیٰ إِلَیَّ الطَّیْرُ: هیچ شاهباز تیزپروازی به قلّهی وجود منِ علی راه پیدا نمیکند. نه اینکه هیچکس من علی نمیشود، خیر! آن را که جدا فرمودند: إِنَّكُمْ لا تَقْدِرُونَ عَلیٰ ذٰلِكَ: شما قدرت ندارید مثل من علی شوید؛ وَ لٰكِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدادٍ؛ من را یاری کنید. چهار قدم دنبال من راه بیایید. والاّ شما قدرت ندارید مثل علی زندگی و رفتار کنید. اینکه میگوید: لا یَرْقىٰ إِلَیَّ الطَّیْرُ، نه اینکه هیچکس به قلّهی وجود من راه پیدا نمیکند؛ یا مثل من نمیشود و همپای من نمیتواند بیاید! خیر! یعنی اندیشهی هیچ حکیم، و کشف و شهود هیچ عارفی به درک قلّهی وجود منِ علی علیهالسّلام راه ندارد. نه هیچ عارفی من علی را شناخت، و نه هیچ حکیمی من علی را درک کرد.
ادامه دارد…
#زیارت_امین_الله
#استاد_مهدی_طَیِّبْ
@mohamad_hosein_tabatabaei
◾️عاشورا، روز تجلّی خدا (بخش اوّل)◾️
▪️حاج محمّداسماعیل دولابی میفرمایند:
عاشورا تجلّی خداست.
روز عاشورا، روز ظهور لا الـٰه الّا الله است.
تا ظهر عاشورا کار عبد است و از ظهر به بعد، کار خدا.
▪️چگونه عاشورا تجلّی خدا و روز عاشورا روز ظهور حقیقت لا الـٰه الّا الله است؟ با یک تعبیر و تمثیل اینگونه میشود گفت: وقتی سیم فاز و نول، یعنی مثبت و منفی برق را به هم نزدیک میکنیم، جرقّه میزند و نور و روشنایی ایجاد میشود. در صحنهی کربلا همین اتّفاق افتاد. یک جریان مثبت که جریان توحید و حقیقت الوهیّت است به پیشوایی و رهبری ولیّ اعظم خدا و یک جریان شیطانی به ولایت شیطانی حکومت یزید، در صحنهی کربلا با هم برخورد میکنند؛ مثل همان سیم مثبت و منفی برق که جرقّهای از آن تولید میشود و در اثر این برخورد حقیقت الوهیّت و توحید ظهور میکند. حقیقت لا الـٰه الّا الله خودش را نشان میدهد. این به یک معناست.
▪️به معنای دیگر اگر «اِلـٰه» را از ریشهی «وَلَهَ» بدانیم، و اِلـٰه را بهمعنی یک حقیقت والهکننده در نظر بگیریم، آن حقیقتی که انسان را شیدا و مفتون و عاشق خودش میکند، واله خودش میکند، و لا الـٰه الّا الله به این معنا باشد که هیچ معشوقی و هیچ حقیقتی که انسان را شیدا و مفتون و واله خود کند، جز الله وجود ندارد، به این معنا هم روز عاشورا روز ظهور لا الـٰه الّا الله است.
▪️نابترین، کاملترین، بیپردهترین و عریانترین ظهور عشق به حضرت حقّ، روز عاشوراست. آنجا میشود عشق را با همهی وجود دید؛ میشود حضرت عشق را با تمامیّت قامت رعنای خودش ملاحظه کرد. لذا به این تعبیر هم روز عاشورا روز ظهور لا الـٰه الّا الله است.
▪️به تعبیر دیگر، وقتی انسانها هر چه را دارند، میدهند و فدا میکنند، هر چه دارند! همه را فدا میکنند، آنوقت در آن صحنه، چه کسی جز خدا میماند؟! تا وقتی ما از خودمان تشخیصی داریم، فهمی داریم، مالکیّتی احساس میکنیم، نظریّهای داریم، انتخابی داریم، بالاخره «ما» در میدان هستیم، امّا وقتی همهی اینها رفت و آن مقام تسلیم در کاملترین مرتبهی خود محقّق شد، خدا ظهور میکند.
▪️در کتاب شراب طهور توضیح دادهایم که مقام تسلیم، انسان را در آستانهی مقام فنا قرار میدهد. وقتی تسلیم به کمال خودش میرسد، سالک به فنا رسیده است و آنجاست که دیگر حقیقت حقّ است که باقی است. سالک به فناء فی الله نائل شده و از آن به بعد بقاء او بقاء بالله است. دیگر سالکی در میان نیست؛ خود حضرت حقّ است و بس! لذا به این لحاظ هم میشود گفت روز عاشورا روز تجلّی خداست؛ روز ظهور لا الـٰه الّا الله است.
#استاد_مهدی_طَیِّبْ
ادامه دارد….
@mohamad_hosein_tabatabaei
◾️ّآیا امام حسین علیهالسّلام از آغاز ميدانستند به شهادت ميرسند؟◾️ (بخش اوّل)
▪️شبههای است که حدود پنجاه سال قبل مطرح شد و پاسخش داده شد و کنار گذاشته شد؛ ولی اخیراً دوباره در بعضی از مجامع بهاصطلاح روشنفکری دینی مطرح شده است.
▪️بهعنوان پاسخ به این بحث مطالبی را مطرح میکنیم تا اگر خوانندگان عزیز در جریان ارتباطات اجتماعیشان با چنین بحثی روبهرو شدند، پاسخ منظّمی در ذهنشان داشته باشند. البتّه در سدههای گذشته هم این بحث طرفدارانی داشته و مطرح میشده؛ امّا در سدهی اخیر حدود پنجاه سال قبل، کتابی بهنام شهید جاوید، توسّط یک روحانی نجفآبادی منتشر شد و این نظریّه را دوباره مطرح کرد.
▪️همان موقع سروصدای زیادی به پا شد و کتابهای متعدّدی در ردّ کتاب شهید جاوید نوشتند و پاسخ آن را دادند. منتها علّت اینکه الآن میخواهیم به آن بپردازیم این است که دوباره افرادی این بحث را از زیر خاک بیرون آورده و زندهاش کردهاند.
▪️شبههای که مطرح شده این است که در ماجرای عاشورا، حرکت امام حسین علیهالسّلام از مدینه به مکّه و از مکّه به کربلا اینگونه نبود که میدانستند شهید میشوند. خیر، حضرت با نامههایی که از مردم کوفه به ایشان رسیده بود، گمان کرده بودند مردم کوفه بهراستی ایشان را حمایت میکنند و ایشان به کوفه میروند و حکومت مقتدری تشکیل میدهند و در موضعِ حاکمیّت قرار میگیرند. امام نمیدانستند کشته میشوند. گمان میکردند پیروز میشوند و به حکومت میرسند.
▪️تعبیر خود نویسنده این است که اعتقاد به اینکه امام حسین علیهالسّلام میدانستند کشته میشوند و با علم به آن به کربلا رفتند، سبب میشود که نهتنها امام حسین علیهالسّلام از امامت عزل شوند و صلاحیّت امامت را نداشته باشند، حتّی بهعنوان یک امام جماعت هم نشود به ایشان اقتدا کرد. چرا؟ چون این انسان با دست خودش، خود را به هلاکت انداخته است؛ در حالی که قرآن میفرماید: لاتُلْقُوا بِاَيْدِيكُمْ اِلَی التَّهْلُكَةِ: خود را با دست خود به هلاكت نیندازید.
▪️اگر امام حسین علیهالسّلام میدانستند کشته میشوند و به کربلا رفتند، با دست خودشان، خودشان را به هلاکت انداختهاند و این کار، خلاف شرع است و کسی که این کار خلاف شرع را مرتکب شود، نهتنها امام معصوم نیست؛ حتّی امام عادلی هم که بشود در نماز جماعت به ایشان اقتدا کرد، نیست و از عدالت خارج است! و چون یقیناً امام حسین علیهالسّلام، امام معصوم بودهاند، بنابراین لازمهی عصمتشان این است که از شهادتشان بیخبر بوده باشند. حضرت به گمان اینکه مردم کوفه از ایشان استقبال میکنند و ایشان به حکومت میرسند، رفتند؛ امّا بعد از اینکه به کوفه رسیدند، مردم کوفه به ایشان خیانت و جفا کردند و بعد هم ایشان را به شهادت رساندند. این طرح مسأله است.
#شهادت_امام_حسين عليه السلام
#استاد_مهدي_طيّب
ادامه دارد....
@mohamad_hosein_tabatabaei
🍀فاطمهیزهرا(سلاماللهعلیها)، رازِ ناشناختهی عالمِ وجود است؛ بهتعبیر امامصادق(علیه السلام)، لَیْلَةُالْقَدْرِ هستیست ؛ همانطورکه لَیْلَةُالْقَدْر، در بین شبهای سال، گم است و ناشناخته است، قَدرِ فاطمهیزهرا(سلاماللهعلیها) هم در عالمِخلقت، ناشناخته است؛ سرِّ بزرگِ خدایمتعال است، در جهانخلقت.
🍀این بانوی بزرگوار، با یک گوهر و جوهر بهشتی، در این عالم، تَکَوُّن پیدا کرد؛ روایات این بحث را بهطور مشروح، باهم مرور کردیم، در نوبتهای گذشته؛ دیدیم که پیامبرخاتم، که گرد عالمِکثرت بهدامان او ننشسته، و #خدیجه_کبری(سلاماللهعلیها)، این بانوی پرهیزکار و چهرهی بزرگ بانوان بهشت، وقتیکه قرار میشود مجرای انتقال نورِ فاطمی به این عالم بشوند، علیرغم همهی نُزهَت و پاکی و طهارتی که در همهی مراتب وجودی دارند، امّا از جانب خدایمتعال، مأمور میشوند که #چله_نشینی بکنند.
🍀میدانیم، در سیروسلوک، سالِکانِاِلَیالله، برای اینکه نُزهَت و پاکیِ دریافت فیوضات بزرگ الهی را بهدست بیاورند، به چلّهنشینی میپردازند؛ حالا، رسولخاتم، با همهی آن عظمتِ شأن، و با همهی آن طهارتِ روح، و خدیجهیکبری، این بانوی پاک و این نخستین زنِ مؤمنه، ایندو مأمور میشوند که یک چهلّه، بهعبادت بپردازند؛ #خدیجه_کبری در منزل، و رسولخدا در غارِ حَرا؛ چهل شبانهروز، بهعبادت و ذکر و توجّه بهخدایمتعال مشغولاند، تا بتوانند آمادگی انتقال نورِ #فاطمه_زهرا(سلاماللهعلیها)، بهاین عالم را بهدست بیاورند؛ و از همینجا میشود عظمتِ مقام و شأن فاطمهیزهرا(سلاماللهعلیها) را بویی از آن استشمام کرد!
🍀و بعد از این #چهل_روز_عبادت، که خدیجه با تنهانشینیِ خودش در خانه، پشتِ درِ بستهی منزل، چهلروز عبادت و سلوک و تَهذیب داشت؛ و #رسول_الله هم چهلروز بهتفکّر و عبادت و تَجرید پرداخت؛ جبرائیل از جانب خدایمتعال مأمور میشود که طعامی بهشتی از بهشت برای پیامبراکرم و خدیجهیکبری، که هردو آنروز را روزه بودند، برای افطارشان بیاورد؛ #پیامبر برمیگردد بهمنزل، درِ منزل را میزند، و خدیجه بعد از اینکه متوجّه میشود رسولخدا هستند، در را بهروی پیامبر میگشاید؛ و جبرئیل آن طعامبهشتی را برای افطار ایندو بزرگوار، بهمحضرشان تقدیم میکند؛ این غذای بهشتی، مادّهایست که نطفهی #فاطمه_زهرا(سلاماللهعلیها) از او مُنعَقِد شد.
🍀در روایاتِ بابِ معراج هم داریم که وقتی پیامبراکرم، در آن سفر آسمانی، بهبهشت تشریف بردند، و بهشت با قُدوم رسولالله مزیّن و مشرّف شد، در #بهشت، جبرائیل که همراه رسولالله بود، سیبی بهحضرت تقدیم کرد؛ و حضرت، آن سیب را میل کردند؛ بعدها، پیامبر، این دختر بزرگوار خودش را، #فاطمه_زهرا(سلاماللهعلیها) را در آغوش میفشردند و بین دو سینهی او را میبوئیدند و میبوسیدند؛ و وقتی بعضی از همسران حضرت، بهتعجّب میپرسیدند که دیگر فاطمه سنّاش بزرگشده، واینکار شما یعنی چه؟! پیامبر میفرمود : من بوی آن سیبِ بهشتی را از سینهی فاطمه استشمام میکنم، هروقت مشتاقِ بهشت میشوم، فاطمه را میبویم و میبوسم. لذا، اِنْسِیَةُالْحَورا ، لقب دارد
🍀 #فاطمه_زهرا(سلاماللهعلیها)؛ انسانیست که اصلِوجودی او، یک حوریّهی بهشتیست؛ معجونیست از ظرفیّتهای بشری و انسانی، و کمالات حوریانِ بهشتی، و لطافت و طهارت و نُزهَتِ وجود حوریانِ بهشتی.
#استاد_مهدی_طیب
@mohamad_hosein_tabatabaei
◾️هر شبِ قدر یک مرحله از سلوک◾️
☑️شب اوّل؛ شب یقظه (بیداری)
☑️شب دوّم؛ لیلهالموت
▪️ موتوا قَبلَ اَن تَمُوتُوا
▪️ النّاسُ نِیامُ فَاِذا مَاتُوا اِنْتَبَهُوا
▪️مردم خوابند وقتی میمیرند بیدار میشوند. وقتی بیدار شد، نائل به دیدار میشود.
☑️شب سوّم؛ لیلۀ مقام فنا. سالک الی الله به فنای فیالله و بقاءبالله نائل میشود.
▪️به حقایق قدر خود متحقّق و به مقام ولایت و خلافت الهی نائل میشود.
▪️وجودش، وجودِ خدایی میشود. زبانش لسان الله، دستش یدالله، چشمش عین الله، گوشش سمع الله میشود ......
آن لیلهای که به هر یک از این مقامات رسیدیم، آن لیله، لیلهالقدر ماست .....
#استاد_مهدی_طیّب
۸۷/۰۷/۰۴
#ماه_رمضان
@mohamad_hosein_tabatabaei
◾️راهنما و رفیق راه در سلوک الیالله◾️
ماه مبارک رمضان با لطافت و زیبایی و با نورانیّت و فیض سرشار حقّ متعال در حال طی شدن است. امیدوارم با عنایات الهی از این فرصتهای فوقالعاده عظیم معنوی برای سیر الیالله بهرههای شایسته گرفته باشیم.
سیر و سلوک در ماه مبارک رمضان بستری فوقالعاده آماده و مساعد دارد. اگر کسی در سحرهای این ماه بر دعای ابوحمزۀ ثمالی مداومت داشته باشد، کم کم باید جوانههای بذری که در وجودش کاشته شده را ببیند.
سالک الیالله به دو چیز نیاز دارد:
۱- دلیل راه: برای اینکه مسیر را به او نشان دهد.
۲- رفیق راه: برای اینکه نیروبخش او باشد.
دلیل راه، معرفت و شناختی است که سالک به خدا دارد.
رفیق راه، محبّت و دلدادگی سالک به خدای متعال است که نیروبخش سیر اوست و به او توان سلوک میبخشد.
دعای ابوحمزۀ ثمالی، این گفتگوی دلنشین و عاشقانه، شناخت و تصویر فوقالعادهای از معرفتالله در اختیار انسان میگذارد که دلیل راه سالک است.
دلدادگی، اشتیاق و شیدایی به خدای متعال که نیروبخش سالک است و به او توان سلوک میدهد و نگرانی را از او زایل میکند، رفیق راه اوست که در میانۀ راه توانش را از دست ندهد و از مقصد باز نماند.
امیدواریم این رابطۀ صمیمانه و عارفانه در ماه مبارک رمضان با حقّ متعال هرچه بیشتر نصیب ما گردد و شاکر این عطاهای بزرگ و عنایات فوقالعاده عظیم حقّ متعال باشیم؛ هم قدر این لطف را بدانیم و هم قدر لطیف را بدانیم که این لطف را در حقّ ما کرده است، انشاءالله.
#استاد_مهدی_طیّب
۱۴۰۳/۱۲/۲۷
@mohamad_hosein_tabatabaei
☑️مقصود از رئیس مذهب بودن امام صادق علیهالسّلام چیست؟ چرا مذهب تشیّع را به نام مذهب جعفری میشناسند؟ - بخش اوّل
▪️گرچه مذهب شیعه همان مکتب رسول خدا است؛ و آموزههای همۀ ائمّه در تبیین این مکتب، سهیم و دَخیل است؛ امّا اینکه امام صادق عليهالسّلام بهعنوان رئیس مذهب مشهورند، به دلیل موقعیت فوقالعادهای است که برخلاف پدران بزرگوار و فرزندان معصومشان، در اختیار آن حضرت قرار گرفت. ایشان در یک دورۀ انتقالی، بیشترین فراغت را برای نشر و تبیین و ترویج و تعلیم معارف قرآن و اهل بیت، در اختیار داشتند.
▪️دوران امام باقر و امام صادق علیهماالسّلام، دورۀ انتقال حکومت از بنی امیّه به بنی عبّاس، یا به تعبیر دقیقتر از بنی مروان به بنی عبّاس بود و درگیریهای قدرتهای سیاسی با یکدیگر، فرصت و فراغت به آنها نمیداد که کنترل فوقالعاده و اختناق شدیدی را که در زمان سایر ائمّه علیهمالسّلام اعمال میکردند، در آن زمان هم اعمال کنند.
▪️بههمین خاطر بعد از دوران اختناقی که خصوصاً بعد از واقعۀ عاشورا پیش آمد و حکومتهای ظالم اموی، کوچکترین مَنفَذی را برای تبیین معارف قرآن و اهل بیت علیهمالسّلام باقی نگذاشتند؛ امام باقر علیهالسّلام و بعد از ایشان امام صادق عليهالسّلام این فرصت را پیدا کردند که این معارف را تبیین و ترویج کنند.
▪️شاید حدود هشتاد درصد احادیثی که در کتب حدیثی شیعه به ما رسیده است، از این دو امام بزرگوار، امام باقر و امام صادق علیهماالسّلام، نقل شده است؛ به خاطر فرصت و فراغت ایشان؛ واِلاّ این گونه نیست که ائمّۀ دیگر در مقام و مرتبۀ علمی، چیزی کمتر از این دو امام بزرگوار داشتند. چنین فرصت و فراغتی در اختیار دیگر ائمّۀ ما قرار نگرفت. این است که مکتب تشیّع، به نام امام صادق علیهالسّلام شناخته شد.
▪️شاید به لحاظ دیگری هم مذهب تشیّع به جعفری مشهور شد و آن این که مذاهب فقهی چهارگانۀ اهل سنّت (حَنَفی، مالکی، شافعی، و حَنبلی) هم تقریباً در عصر امام صادق علیهالسّلام شروع به شکل گیری کردند. اَبوحَنیفه، معاصر امام صادق علیهالسّلام بود و دو سال شاگردی و طلبگی ایشان را کرده بود؛ تا پایان عمر هم میگفت:
«لَوْلا السَّنَتانِ لَْهَلَکَ اْلنُّعمان»
اگر آن دو سال که من به درس امام صادق علیهالسّلام رفتم، نبود؛ هلاک شده بودم. اینکه چه شد کسانی که شاگرد امام صادق علیهالسّلام بودند، رو در روی امام ایستادند؛ برای خودشان مذهبی بنیان گذاری کردند و عدّهای را به دور خود جمع کردند؛ نکاتی است که در کتاب «حدیث دوست» به آنها اشاره شده است.
▪️چون این مذاهب از زمان امام صادق علیهالسّلام به بعد شکل گرفتند و این چهار مذهب به اسم بنیان گذارانشان شناخته شدند؛ یعنی پیروان احمد حَنبَل را حنبلی مذهب؛ پیروان ابوحنیفه را حنفی مذهب؛ پیروان مالک بن انس را مالکی و پیروان امام شافعی را شافعی میگویند؛ پیروان مکتب تشیّع را هم، پیروان مذهب جعفری نام مینهند.
ادامه دارد....
#استاد_مهدی_طیّب
۹۱/۰۶/۱۶
#مناسبات_ماه_شوال
@mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
☑️مقصود از رئیس مذهب بودن امام صادق علیهالسّلام چیست؟ چرا مذهب تشیّع را به نام مذهب جعفری میشناسند
☑️مقصود از رئیس مذهب بودن امام صادق علیهالسّلام چیست؟ چرا مذهب تشیّع را به نام مذهب جعفری میشناسند؟ - بخش دوم
▪️بنا به اعتقاد ما، تشیّع یعنی استمرار آموزههای رسولالله صلیالله علیه وآله وسلّم، و چیزی جدای از آن نیست.
▪️تشیّع در زمان حیات رسولالله آغاز شد. حتّی واژۀ شیعه را خود پیغمبر ذیل آیۀ شریفه:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»
در مورد یاران و همراهان امیرالمؤمنین علیهالسّلام به کار بردند. اهل سنّت، در کتاب معتبر حدیثیشان از پیغمبر اکرم، نقل کردهاند که فرمودند:
«ﻳَﺎ علی ﺃَﻧْﺖَ ﻭَ ﺷِﻴﻌَﺘکَ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ»
ای علی؛ تو و شیعیانت، بهترین خلایق خدا هستید.
▪️بنابراین واژۀ شیعه، توسّط خود پیغمبر اکرم صلّیالله علیه وآله وسلّم وضع و به کار برده شد و تشیّع از زمان حیات ایشان مطرح بود.
▪️در دوران حیات پیغمبر صلّیالله علیه وآله وسلّم، عدّهای از اصحاب پیامبر دور امیرالمؤمنین علیهالسّلام جمع و با ایشان محشور بودند. کَمااینکه عدّهای هم دور ابابکر و عمر و عثمان بودند. در واقع دو تیپ مختلف در بین صحابۀ پیغمبر دیده میشد. از همان زمان حیات رسول الله، کسانی با امیرالمؤمنین علیهالسّلام هم روحیه و همراه بودند و بعد از رحلت رسولالله هم شیعه خوانده شدند. پس تشیّع در زمان پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم وجود داشت و در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام، در زمان حسنین و در زمان امام سجّاد و امام باقر علیهمالسّلام استمرار پیدا کرد؛ منتها به دلیل اینکه چهار مکتب فقهی اهل تسنّن در آن زمان شکل گرفت و به نام رؤسای آن مذاهب خوانده شد؛ مکتب تشیّع هم مکتب جعفری نام گرفت.
▪️بخش عمدهای از آموزههای مکتب تشیّع را امام صادق عليهالسّلام در جلسات درس عظیمی که دایر میکردند، بیان فرمودند. حاصل این آموزههای حضرت، چهارصد کتاب شد که شاگردان ایشان تألیف کردند. این چهارصد کتاب «اصول أربَعَةُ مِأة» نام گرفت. بعدها نیز مطالب همان کتابها تدوین شد و کتابی مثل کافی و کتابهای حدیثی بعدی شیعه را شکل داد. به این لحاظ این مذهب را مذهب جعفری و امام صادق علیهالسّلام را رئیس این مذهب میدانند. والّا رئیس مذهب ما خود رسولالله و امیرالمؤمنین علیهماالسّلام هستند و تشیّع چیزی جدا از اصل آموزههای پیغمبر و قرآن کریم نیست. منتها شیعه این آموزههای قرآن و سنن نبوی را از زلالترین، پاکترین و نابترین مَجرا، که اهل بیت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه وآله وسلّم هستند، دریافت کرده است.
▪️بنا به ضرب المثلی که در بین عرب است؛ که «أهل البَيتِ أْدریٰ بِْما فِْیاْلبَيتِْ» اهل خانه بیشتر میدانند که در خانه چه میگذرد. شیعه معتقد است أهل البَيتِ پیغمبر نسبت به آموزههای پیامبر أْدریٰ هستند و لذا این آموزهها را مستقیماً از اهل بیت علیهمالسّلام دریافت کرده است.
▪️شهادت امام صادق علیهالسّلام را به محضر فرزند برومند و بزرگوار آن حضرت، بقیةالله الأعظم امام عصر أرواحُنافِداه و همهی پیروان، ارادتمندان، سرسپردگان و دوستداران ایشان، تسلیت عرض میکنم و امیدوارم خدای متعال ما را شاگردان شایستهای برای مکتب امام صادق علیهالسّلام قرار دهد.
#استاد_مهدی_طیّب
۹۱/۰۶/۱۶
#مناسبات_ماه_شوال
@mohamad_hosein_tabatabaei