#مناجات_شهید_چمران_با_حضرت_علی(ع)
ای علی ، آرزو میکردم که بعد از هزار و چهار صد سال انقلاب اسلامی
ما پیروز شود ،حق و عدل مستقر شود ، حکومتی نظیر حکومت تو
بر قرار گردد ، عشق و محبت بین مردم انتشار پیدا کند ،ایمان و عرفان
در قلوب مردم جایگزین شود ،طاغوتها از بین بروند ، انسانها از
همهی قید و بندهای مادی و سیاسی و اجتماعی آزاد شوند ، فقط در
مقابل #خدا #سجده کنند ، مدینهی فاضلهای به وجود آید که دیگر استثمار
و استعمار و دیکتاتوری و ظلم و فساد در آن نباشد ، همه جا نور حق
را ببینیم ، از همه جا زمزمهی سبحان الله و فریاد
الله اکبر بشنویم ، همه استعدادهای ما بشکفد ، با همهی توان، با اخلاص و ایثار برای خود سازی و سازندگی جامعه بکوشیم .
هنگامی که دشمنی حمله کرد ، بی محابا به جنگ او برویم و به
آسانی خود را قربانی این مکتب کنیم ، و دیگر دغدغه خاطر و
وسوسهای نماند .....
اما ای خدا ، با کمال تعجب میبینم که #ظلم_و_ستم
به نامی دیگر رخ مینمایاند ، #ریا و #فریب و #دروغ در #لباس_زهد_و #تقوا خود
را میآراید تا جامعه را تسخیر کند.
افرادی ناچیز و بی تقوا با
تهمت و شایعه ، شیعیان راستین علی رامیکوبند تا از صحنه خارج کنند .
ای علی ، به لبنان رفتم تا با محرومین و مستضعفین آن جا
انیس و هم درد باشم . عدهای که لباس دین به تن کرده بودند مرا
دشمن میداشتند ، از علم و تواضع و فداکاری و استعدادهای من
وحشت داشتند ، مرا متهم میکردند که یا جاسوسم یا بهایی ؛
زیرا ممکن نیست که کسی با این همه علم و این همه امکانات و
مقام و زندگی خوب ، آمریکا را رها کند و با کمال تواضع ، در کمال فقر، بدون هیچ پاداشی ، در دامان خطر در جنوب لبنان با فقرا
همنشین و همدرد باشد . از نظر آنها باید دلیلی دیگر وجود
داشته باشد ، لابد زیر کاسه نیم کاسهای است !
سلام بر شهدا🌷
😈🔴 #سبب دوم #انحراف خیلی انسانها در طول تاریخ ( علاوه بر هوای نفس ) #شیاطین_جن بوده اند 😈🔴
🌼 در سفینة البحار مرحوم شیخ عباس قمی رحمه الله آمده است که #شیطان یارانی دارد که برای #وسوسه انسان ها به او یاری می رسانند .
این شیاطین در هر موقعیت زمانی و مکانی در خدمت #ابلیس هستند تا او را به اهدافش برسانند .
🐍 اسامی و کارهای آنان از این قرار است - 😱⛔️
1_ ولهان؛ انسان را در #طهارت و نماز وسوسه می کند و به #شک می اندازد که این نماز باطل است .
2_ هفاف؛ ماموریت دارد که در بیابانها و صحراها انسان را #اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم ( خیال ) اندازد یا به شکل #حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید .
3_ زلنبور؛ موکل بازاری هاست - لغویات و #دروغ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها #زینت می دهد .
4_ ثبر؛ در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود صورت خراشیدن، #سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده #جلوه می دهد .
5_ ابیض؛ انبیا را وسوسه می کند - یا مامور به #خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن #خون ها ریخته می شود .
6_ اعور؛ کارش تحریک #شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حرکت می آورد! و انسان را وادار به #زنا می کند (اعور همان شیطانی است که بر صیصای عابد را وسوسه کرد تا با #دختری زنا کند) .
7_ داسم؛ همواره مراقب خانه هاست - وقتی انسان داخل خانه شد و #سلام نکرد و نام خدا را بر زبان نیاورد با او داخل خانه می شود و آنقدر وسوسه می کند تا شر و #فتنه ایجاد نماید .
8_ مطرش؛ کار او پراکنده کردن #اخبار_دروغ یا دروغ هایی است که خود جعل کرده در حالی که #حقیقت ندارند .
9_ قنذر؛ نظارت بر زندگی افراد می کند - هر کس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد #غیرت را از او بر می دارد به طوری که انسان در برابر #ناموس خود بی تفاوت می شود .
10_ دهار؛ ماموریت او آزار مؤمنان در #خواب است - به طوری که انسان خواب های #وحشتناک می بیند ، یا در خواب به شکل زنان #نامحرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند .
11_ قبض؛ وظیفه او #تخم_گذاری ست - روزی سی عدد #تخم می گذارد . ده عدد در #مشرق و ده عدد در #مغرب و ده عدد در زمین .
از هر تخمی عده ای از شیاطین و عفریت ها ( غول ها و اجنه ) بیرون می آیند که تمام آنها #دشمن انسان اند .
12_ تمریح؛ در این باره امام صادق علیه السلام فرمودند: برای #ابلیس کمک کننده ای به نام (تمریح) است که وی در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن وقت مردم را پر می کند .
13_ قزح؛ از فرزندان ابلیس است -
ابن کوا از امیرالمؤمنین علیه السلام از قوس و قزح پرسید -! حضرت فرمودند : قوس قزح مگو ⛔️ زیرا #نام شیطان (قزح) است ؛ بلکه بگو قوس اله و قوس الرحمن ✅
14_ زوال؛ نمونه ای از شیاطین است -
مرحوم کلینی رحمه الله از عطیة بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و از مردانی که دارای مرض (ابنه) بوده و هستند یاد کردم . حضرت فرمود: زوال پسر ابلیس با آنها #مشارکت می کند و ایشان #مبتلا به آن مرض می شوند .
15_ لاقیس؛ او یکی از دختران شیطان و کارش وادار کردن #زنان به هم جنس بازی است 😱 - او مساحقه را به زنان قوم #لوط یاد داد .
16_ متکون؛ #جنی است شکل خود را تغییر می دهد و خود را به صورت بزرگ و کوچک در می آورد و مردم را #گول می زند و این وسیله آنان را وادار به #گناه می کند .
. 17_ مذهب؛ شیطانی ست که خود را به صورت های مختلف در می آورد مگر به صورت #پیغمبر و یا وصی او 👌 -
مردم را با هر وسیله که بتواند #گمراه می کند .
18_ خنزب؛ کسی است که بین نمازگزار و نمازش حایل می شود؛ یعنی توجه #قلب را از وی برطرف می کند .
در روایت است که ؛ عثمان بن ابی العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد - شیطان بین نماز و قرائت من حایل می شود !
حضرت فرمودند : نامش شیطان (خنزب) است ؛ پس هر زمان از او ترسیدی به خدا #پناه ببر 🕊🌹 .
19_ مقلاص؛ موکل قمار است -
#قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند و به وسیله قمار و #برد_و_باخت #اختلاف و دشمنی در میان آنان به وجود می آورد .
20_ طرطبه؛ از دختران آن #ملعون می باشد و کار او #وادار_کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می کند .
📚 سفینة البحار - جلد اول
🌻 اللهم عجل الولیک الفرج والعافیه والنصر و إجعلنا من أنصاره و أعوانه والمستشهدین بین یدیه 🌹
#یاد_خدا
#شیاطین #فریب #دروغ
@mohebin_velayt_shohada
ایدی کانال👆🌹
❰🙂🏴❱
😳 تا حالا دیدید؟ بعضیا چون یه کم برای امام حسین عزاداری میکنن، دیگه از #قیامت و حساب و کتابِ #قیامت نمیتر.سن، میگن:↶
😇با عشق به امام حسین میپریم تو #بهشت.
❌اشتباه نکنید❌
⚠️به هیچ وجه #شفاعت اولیاى الهى، چراغ سبز براى انجام #گناه نیست🔔
🏴اگر هیأت بری، گریه کنی و سینه بزنی😩
ولی از خدا نترسی↶
❌جلوی زبونت رو نگیری،
❌هر وقت دلت خواست #دروغ بگی،
❌پولت رو تو راهِ #حرام خرج کنی،
❌نگاهت به #نامحرم باشه،
❌سر پدر و مادرت داد بزنی، اونا ازت ناراضی باشن و ......
☝️روز #قیامت در امان نیستی و باید تاوان کارهایی رو که کردی پس بدی😱
☝️این حرفِ من نیست، حرفِ خودِ امام حسین است:
💢لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا؛
✨کسی در قیامت در امان نیست، مگر کسی که در دنیا از خدا بترسد.
📚مناقب، ابن شهرآشوب، ج۴،ص۶۹
┄┄┄┄┅••'🙂🖤'••┅┄┄┄┄
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🌹سفارشات کوتاه پیامبر (ص) به
أمیرمؤمنان علی علیه السّلام
❣ای علی
🍀هیچ #فقری سختتر از #نادانی
🍀و هیچ #ثروتی سودمندتر از #خرد
🍀و هیچ #تنهائی هولناکتر از #تکبر نیست
🍀و هیچ #عملی چون #عاقبت_اندیشی
🍀و هیچ #پرهیزی چون #خویشتن_داری
🍀و هیچ #افتخارخانوادگی همچون #خوش_أخلاقی نیست
🍀و به تحقیق #دروغ، #بلای_گفتار
🍀و #فراموشی، #بلای_دانش
🍀و #منت_گذاشتن، #بلای_بخشش است.
📗منبع.تحف العقول
#ما_ملت_امام_حسینیم
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
7.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
✅ هر گونه علائم بیماری سرماخوردگی را باید کرونا تصور کرد!!!
✍️ رئیس مرکز ویروس شناسی بیمارستان مسیح دانشوری:
✍️ باید جلو تجمع مردم را بگیریم.
⭕️ یکی از راه های بالا بردن آمار کرونا همین ثبت سرماخوردگی بنام کرونا هست
#دروغ #کرونا
.
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
#رمان #دمشق_شهرِ_عشق #پارت_هفتم 📚 از کلام آخرش فهمیدم زینبی که صدا میزد من نبودم، سعد ناباورانه
#رمان
#دمشق_شهرِ_عشق
#پارت_هشتم
📚 یک گوشه کپسول اکسیژن و وسایل جراحی و گوشهای دیگر جعبههای #گلوله؛ نمیدانستم اینهمه ساز و برگ #جنگی از کجا جمع شده و مصطفی میخواست زودتر ما را از صحن مسجد خارج کند که به سمت سعد صورت چرخاند و تشر زد :«سریعتر بیاید!»
تا رسیدن به خانه، در کوچههای سرد و ساکت شهری که #آشوب از در و دیوارش میپاشید، هزار بار جان کندم و درهر قدم میدیدم مصطفی با نگرانی به پشت سر میچرخد تا کسی دنبالم نباشد.
📚 به خانه که رسیدیم، دیگر جانی به تنم نمانده و اهل خانه از قبل بستر را آماده کرده بودند که بین هوش و بیهوشی روی همان بستر سپید افتادم.
در خنکای شب فروردین ماه، از ترس و درد و گرسنگی لرز کرده و سمیه هر چه برایم تدارک میدید، در این جمع غریبه چیزی از گلویم پایین نمیرفت و همین حال خرابم #خون مصطفی را به جوش آورده بود که آخر حرف دلش را زد :«شما اینجا چیکار میکنید؟»
📚 شاید هم از سکوت مشکوک سعد فهمیده بود به بوی #جنگ به این شهر آمدهایم که به چشمانش خیره ماند و با تندی پرسید :«چرا نرفتید بیمارستان؟»
صدایش از خشم خش افتاده بود، سعد از ترس ساکت شده و سمیه میخواست #مهمانداری کند که برای اعتراض برادرشوهرش بهانه تراشید :«اگه زخمش عفونت کنه، خطرناکه!»
📚 سعد از امکانات رفقایش اطمینان داشت که با صدایی گرفته پاسخ داد :«دکتر تو #مسجد بود...» و مصطفی منتظر همین #اعتراف بود که با قاطعیت کلامش را شکست :«کی این بیمارستان صحرایی رو تو ۴۸ ساعت تو مسجد درست کرد؟»
برادرش اهل #درعا بود و میدانست چه آتشی وارد این شهر شده که تکیهاش را از پشتی گرفت و سر به شکایت گذاشت :«دو هفته پیش #عربستان یه کامیون اسلحه وارد درعا کرده!» و نمیخواست این لکه ننگ به دامن مردم درعا بماند که با لحنی محکم ادامه داد :«البته قبلش #وهابیها خودشون رو از مرز #اردن رسونده بودن درعا و اسلحهها رو تو مسجد عُمری تحویل گرفتن!»
📚 سپس از روی تأسف سری تکان داد و از #حسرت آنچه در این دو هفته بر سر درعا آمده، درددل کرد :«دو ماه پیش که اعتراضات تو #سوریه شروع شد، مردم این شهر هم اعتراضایی به دولت داشتن، اما از این خبرا نبود!»
از چشمان وحشتزده سعد میفهمیدم از حضور در این خانه پشیمان شده که مدام در جایش میجنبید و مصطفی امانش نمیداد که رو به برادرش، به در گفت تا دیوار بشنود :«اگه به مردم باشه الان چند ماهه دارن تو #دمشق و #حمص و #حلب تظاهرات میکنن، ولی نه اسلحه دارن نه شهر رو به آتیش میکشن!» و دلش به همین اشاره مبهم راضی نشد که دوباره به سمت سعد چرخید و زیر پایش را خالی کرد :«میدونی کی به زنت #شلیک کرده؟»
📚 سعد نگاهش بین جمع میچرخید، دلش میخواست کسی نجاتش دهد و من نفسی برای حمایت نداشتم که صدایش در گلو گم شد :«نمیدونم، ما داشتیم میرفتیم سمت خیابون اصلی که دیدم مردم از ترس تیراندازی #ارتش دارن فرار میکنن سمت ما، همونجا تیر خورد.»
من نمیدانستم اما انگار خودش میدانست #دروغ میگوید که صورتش سرخ شده بود، بین هر کلمه نفس نفس میزد و مصطفی میخواست تکلیف این گلوله را همینجا مشخص کند که با لبخندی تلخ دروغش را به تمسخر گرفت :«اگه به جای مسجد عُمری، زنت رو برده بودی بیمارستان، میدیدی چند تا پلیس و نیروی #امنیتی هم کنار مردم به گلوله بسته شدن، اونا رو هم ارتش زده؟»
📚 سمیه سرش را از ناراحتی به زیر انداخته، شوهرش انگار از پناه دادن به این زوج #آشوبگر پشیمان شده و سعد فاتحه این محکمه را خوانده بود که فقط به مصطفی نگاه میکرد و او همچنان از #خنجری که روی حنجرهام دیده بود، #غیرتش زخمی بود که رو به سعد اعتراض کرد :«فکر نکردی بین اینهمه وهابی تشنه به خون #شیعه، چه بلایی ممکنه سر #ناموست بیاد؟»
دلم برای سعد میتپید و این جوان از زبان دل شکستهام حرف میزد که دوباره به گریه افتادم و سعد طاقتش تمام شده بود که از جا پرید و با بیحیایی صدایش را بلند کرد :«من زنم رو با خودم میبرم!»
📚 برادر مصطفی دستپاچه از جا بلند شد تا مانع سعد شود که خون #غیرت در صدای مصطفی پاشید و مردانه فریاد کشید :«پاتون رو از خونه بذارین بیرون، سر هر دوتون رو سینهتونه!»
برادرش دست سعد را گرفت و دردمندانه التماسش کرد :«این شبا شهر قُرق #وهابیهایی شده که خون شیعه رو حلال میدونن! بخصوص که زنت #ایرانیه و بهش رحم نمیکنن! تک تیراندازاشون رو پشت بوم خونهها کمین کردن و مردم و پلیس رو بیهدف میزنن!»...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
#رمان #دمشق_شهرِ_عشق #پارت_یازدهم 📚 احساس میکردم از دهانش آتش میپاشد که از درد و ترس چشمانم را
#رمان
#دمشق_شهرِ_عشق
#پارت_دوازدهم
📚 حتی روزی که به بهای وصال سعد ترکشان میکردم، در آخرین لحظات خروج از خانه مادرم دستم را گرفت و به پایم التماس میکرد که "تو هدیه #حضرت_زینبی، نرو!" و من هویتم را پیش از سعد از دست داده و خانواده را هم فدای #عشقم کردم که به همه چیزم پشت پا زدم و رفتم.
حالا در این #غربت دیگر هیچ چیز برایم نمانده بود که همین نام زینب آتشم میزد و سعد بیخبر از خاطرم پرخاش کرد :«بس کن نازنین! داری دیوونهام میکنی!» و همین پرخاش مثل خنجر در قلبم فرو رفت و دست خودم نبود که دوباره ناله مصطفی در گوشم پیچید و آرزو کردم ای کاش هنوز نفس میکشید و باز هم مراقبم بود.
📚 در تاکسی که نشستیم خودش را به سمتم کشید و زیر گوشم نجوا کرد :«میخوام ببرمت یه جای خوب که حال و هوات عوض شه! فقط نمیخوام با هیچکس حرف بزنی، نمیخوام کسی بدونه #ایرانی هستی که دوباره دردسر بشه!»
از کنار صورتش نگاهم به تابلوی #زینبیه ماند و دیدم تاکسی به مسیر دیگری میرود که دلم لرزید و دوباره از وحشت مقصدی که نمیدانستم کجاست، ترسیدم.
📚 چشمان بیحالم را به سمتش کشیدم و تا خواستم سوال کنم، انگشت اشارهاش را روی دهانم فشار داد و بیشتر تحقیرم کرد :«هیس! اصلاً نمیخوام حرف بزنی که بفهمن #ایرانی هستی!» و شاید رمز اشکهایم را پای تابلوی زینبیه فهمیده بود که نگاه سردش روی صورتم ماسید و با لحن کثیفش حالم را به هم زد :«تو همه چیت خوبه نازنین، فقط همین ایرانی و #شیعه بودنت کار رو خراب میکنه!»
حس میکردم از حرارت بدنش تنم میسوزد که خودم را به سمت در کشیدم و دلم میخواست از شرّش خلاص شوم که نگاهم به سمت دستگیره رفت و خط نگاهم را دید که مچم را محکم گرفت و تنها یک جمله گفت :«دیوونه من دوسِت دارم!»
📚 از ضبط صوت تاکسی آهنگ #عربی تندی پخش میشد و او چشمانش از عشقم خمار شده بود که دیوانگیاش را به رخم کشید :«نازنین یا پیشم میمونی یا میکُشمت! تو یا برای منی یا نمیذارم زنده بمونی!» و درِ تاکسی را از داخل قفل کرد تا حتی راه خودکشی را به رویم ببندد.
تاکسی دقایقی میشد از مسیر زینبیه فاصله گرفته و قلب من هنوز پیش نام زینب جا مانده بود که دلم سمت #حرم پرید و بیاختیار نیت کردم اگر از دست سعد آزاد شوم، دوباره زینب شوم!
📚 اگر حرفهای مادرم حقیقت داشت، اگر اینها خرافه نبود و این #شیطان رهایم میکرد، دوباره به تمام #مقدسات مؤمن میشدم و ظاهراً خبری از اجابت نبود که تاکسی مقابل ویلایی زیبا در محلهای سرسبز متوقف شد تا خانه جدید من و سعد باشد.
خیابانها و کوچههای این شهر همه سبز و اصلاً شبیه #درعا نبود و من دیگر نوری به نگاهم برای لذت بردن نمانده بود که مثل #اسیری پشت سعد کشیده میشدم تا مقابل در ویلا رسیدیم.
📚 دیگر از فشار انگشتانش دستم ضعف میرفت و حتی رحمی به شانه مجروحم نمیکرد که لحظهای دستم را رها کند و میخواست همیشه در مشتش باشم.
درِ ویلا را که باز کرد به رویم خندید و انگار در دلش آب از آب تکان نخورده بود که شیرینزبانی کرد :«به بهشت #داریا خوش اومدی عزیزم!» و اینبار دستم را نکشید و با فشار دست هلم داد تا وارد خانه شوم و همچنان برایم زبان میریخت :«اینجا ییلاق #دمشق حساب میشه! خوش آب و هواترین منطقه #سوریه!» و من جز فتنه در چشمان شیطانی سعد نمیدیدم که به صورتم چشمک زد و با خنده خواهش کرد :«دیگه بخند نازنینم! هر چی بود تموم شد، دیگه نمیذارم آب تو دلت تکون بخوره!»
📚 یاد دیشب افتادم که به صورتم دست میکشید و دلداریام میداد تا به #ایران برگردیم و چه راحت #دروغ میگفت و آدم میکشت و حالا مرا اسیر این خانه کرده و به درماندگیام میخندید.
دیگر خیالش راحت شده بود در این حیاط راه فراری ندارم که دستم را رها کرد و نمیفهمید چه زجری میکشم که با خنده خبر داد :«به جبران بلایی که تو درعا سرمون اومد، ولید این ویلا رو برامون گرفت!» و ولخرجیهای ولید مستش کرده بود که دست به کمر مقابلم قدم میزد و در برابر چشمان خیسم خیالبافی میکرد :«البته این ویلا که مهم نیس! تو #دولت آینده سوریه به کمتر از وزارت رضایت نمیدم!»
📚 ردّ خون دیروزم هنوز روی پیراهنش مانده و حالا میدیدم خون مصطفی هم به آستینش ریخته و او روی همین #خونها میخواست سهم مبارزهاش را به چنگ آورد که حالم از این مبارزه و انقلاب به هم خورد و او برای اولین بار انتهای قصه را #صادقانه نشانم داد :«فکر کردی برا چی خودمو و تو رو اینجوری آواره کردم؟ اگه تو صبر کنی، تهش به همه چی میرسیم!»...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
قلم های بسیاری خوبی هایش را بر صفحه کاغذ #شهادت داده و کتاب ها دقایق زندگی اش را روایت گر بوده اند. #قلب های زیادی به امید شفاعتِ او می تپند و شلوغی همیشگی مزارش نشان از بی قراری دلهایی است که با فاتحه ای ، آرام می شوند❤️
🍃فرمانده ...
حال روزهایمان خوب نیست.نبض ایمانمان کند می زند و توکلمان از نفس افتاده .روزگار #تکلیف بلاتکلیفی را برایمان دیکته می کند و از سنگینی بارِ گناه، کمر خم کرده ایم😔
.
🍃نمازهایمان حسرت ِ اول وقت بر دل داشتند و حال به وقت بی خیالی، #قضا می شوند. ناله ی وجدانمان را نمی شنویم.
گاهی #صُمٌّ_بُكْمٌ_عُمْيٌ می شویم و یادمان می رود برای چه آمده ایم😞
.
🍃از باقیمانده محبت #حسین در دل گاهی #زیارت_عاشورا می خوانیم با فراز #إِنِّي_سِلْمٌ_لِمَنْ_سَالَمَكُمْ بغض می کنیم و با #حَرْبٌ_لِمَنْ_حَارَبَكُمْ دل می شکند. شرمنده حسین زمان شده ایم که با اعمالمان خنجر به قلب اش می زنیم.از او دور شده ایم و دلمان گرم به دوستان حقیقی و مجازیِ بسیاری است که ما را سرگرم کرده اند به #گناهان.
گناهانی که #حیا را بلعیده و وجدانمان را به مهمانی بی خیالی دعوت کرده اند.
ظاهرمان آهِ حسرت بر دل دیگران می نشاند و باطنمان آهِ شرمندگی بر دل💔
.
🍃ای شهید این روزها کسی دلش برای دیگری نمی سوزد .#الجار_ثمالدار را فراموش کرده ایم و ظلم کردن شده عادتمان .#دروغ و #تهمت اعمال روزانه زندگی شده و قلب های شکسته بسیاری را در پرونده اعمالمان بایگانی کرده ایم.
اینجا تکلیف را خیلی ها از یاد برده اند و بی خیالِ #قیامت ،به فکر #دنیا هستند😓
.
🍃گناهان بسیارند و #بغض ها گلوگیر ، راه فراری نداریم.نفسمان به تنگ آمده، زمین گیر شده ایم و #شهادت آرزوییست دست نیافتنی.
فرمانده برگرد.اینجا زمین و زمان تو را کم دارد.بیا و با خودت #همت و #باکری را بیاور. #نجات بده غرق شدگان در محاصره دنیا را😭
.
💔بهمناسبت سالروزشهادت #شهید_مهدی_زینالدین
.
✍️نویسنده: #طاهره_بنائیمنتظر
.
🌹تاریخ تولد: ۱۸مهر ۱۳۳۸
🕊تاریخ شهادت: ۲۷ آبان ۱۳۶۳.سردشت
🥀محل دفن: گلزار شهدا امامزاده علی بن جعفر قم
.
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
🌹🥀🕊🥀🕊🥀🌹
#کلام_استاد_شهید
#اخلاق با #ایمان چه رابطهای دارد ؟
هیچ کس نیست که #اخلاق را نشناسد و یا نداند که #عدالت تا چه اندازه ضرورت دارد.
مشکل کار در مرحله اجراست ، آن وقتی که انسان میخواهد یک اصل #اخلاقی را رعایت کند میبیند منافعش در یک طرف قرار گرفته و #اخلاق در طرف دیگر ، میبیند یا باید #دروغ بگوید ، #خیانت کند و سود را ببرد و یا باید راست بگوید ، #امانت بورزد و از سود صرف نظر کند.
اینجاست که میبینیم بشر که دم از اخلاق و #عدالت میزند ، پای عمل که میرسد ضد #اخلاق و ضد #عدالت عمل میکند. آن چیزی که پشتوانه اخلاق و عدالت است و اگر در #انسان وجود پیدا کند انسان به سهولت راه #اخلاق و #عدالت را در پیش میگیرد و سود را کنار میزند ، تنها #ایمان است ، ایمان به خود عدالت و ایمان به خود #اخلاق ، و آن وقت انسان این ایمان را پیدا میکند که به اصل و اساس تقدس یعنی خدا #ایمان داشته باشد....
📕 آزادی معنوی، صفحه ۹۲
#شهید_مطهری
#سالروز_شهادت
🌸 اللهم عجل لولیک الفرج 🌸
🌹🥀🕊🥀🕊🥀🌹
#شهیدانه🥀
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
@mohebin_velayt_shohada
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
🌹🌴🍀🥀🍀🌴🌹
#شهیدانه
#دل_نوشته
سلام
سلام بر #شهدا
جواب سلام #واجبه برادرم؟؟
دعوت بشی بری خادمی #شهدا
مگه #بده
نه بخدا #عالیه
ولی #چرا من؟؟
من که #لیاقت نداشتم؟
حالا که #دعوت شدم چرا بی نتیجه
چندبار #دعوتت کنه
خودشون برات #نسخه بپیچن
بعد خودشون #نسخشونو عوض کنن
همه میگن دست شما #توکار بوده
بابا نگام کنین
دستی که برات فقط #بدبختی بیاره آخه
دارم #کفر میگم نه ؟؟؟؟؟
آره جدیدا #کافرم شدم
خیلی #بد شدم
از راهتون #دور شدم
از اهدافتون #دور شدم
خودمو #گم کردم
#دروغ
#ریا
#گناه
آه #گناه
#خدایا بسه
#شهدا بسمه
دلم دستی میخواد که منو بیار #پیش شما
حتی ببره پیش #خدا
#شهیدانه🥀
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
@mohebin_velayt_shohada
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹
#دلشڪسته
#دلتنگ_شهدام
دلم #تنگ شده ...
برای #شهدا
برای #کاوه
برای #همت
برای #دیالمه
برای #کاظمی
برای #برونسی
برای #باکری
برای ......
#دروغ می گویم
اصلا فقط دلم برای #خودم تنگ شده...
تمام نداشته هایم را؛
مےبینم در آنهاییکه داشتند؛
شجاعت #مصطفوی
غیرت #علوی
بصیرت #فاطمی
اخلاص، پشتکار، صفا، محبت...
#عشق، ایثار و ایمان...
در این بین ...
#آوینی و #کاوه را بیشتر عاشقم ...
#امام_خامنه_ای نیز #آوینی پسند است!
و #کاوه را استاد خود میداند!
رفقا کجایید؟!
که ببینید ما، اینجا...
هر روز و هر ساعت...
تیر خلاصیِ #شیطان؛ نصیبمان میشود...
و ما در #راه_ماندگانِ مسیرِ خداییم...
#شهید_سید_مرتضی_آوینی :
راه کاروان #عشق از میان تاریخ می گذرد؛
و هر کس در هر زمره که میخواهد ما را بشناسد!
داستان #کربلا را بخواند؛
اگر چه خواندن داستان را سودی نیست!
اگر #دل کربلایی نباشد...
خدایا!
این دلِ من انگار دیگر با خانه تکانی هم رو به راه نمی شود...
بساز بفروش کسی سراغ ندارد!؟
#اللهم_الحقنی_بالشهداء
#نسئل_الله_منازل_الشھدا
#آه_ای_شھادت ...
#شهیدانه🥀
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
@mohebin_velayt_shohada
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
🍃🌸🍃
#آداب_روزه_داری
💠(فقط معده مان روزه نگیرد!)💠
🔮حضرت صادق (علیه السلام) 🔮
روزه نه همین ترک از خوردن و آشامیدن است؛ بلکه باید در روزِ روزه:
🔹 نگاه دارید زبان خود را از #دروغ
🔹و بپوشانید دیده هاى خود را از #حرام
🔹و با یکدیگر #نزاع مکنید
🔹و #حَسَد مبرید
🔹 و #غیبت مکنید
🔹و #مجادله مکنید
🔹و #سوگند دروغ مخورید بلکه سوگند راست نیز
🔹و #دشنام مدهید
🔹و #فحش مگوئید
🔹و #ستم مکنید
🔹و #بى_خردى مکنید
🔹و #دلتنگ مشوید
🔹و غافل مشوید از یاد خدا و از #نماز
🔹و #خاموش باشید از آنچه نباید گفت
🔹و #صبر کنید
🔹و #راستگو باشید
🔹و #دورى کنید از اهل شرّ
🔹و اجتناب کنید از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت کردن با مردم و گمان بد بردن و غیبت کردن و سخن چینى کردن
🔹و خود را مُشْرِف به آخرت دانید
🔹و #منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّد (علیه السلام) باشید
🔹و آرزومند ثوابهاى آخرت باشید
🔹و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت بردارید .
🔸مفاتیح الجنان.🔸
#ماه_رمضان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🍃🌸🍃