•••─━━⊱✦♦️﷽♦️✦⊰━━─•••
سلام. وقت تون بخیر
چند سالی هست که در روستای پدری بنده به موقعیت بالا، یه خانه بهداشت ساخته بشه. زمینش رو اهالی اهدا کردن و نهایتا سال قبل ساختمونش ساخته شد و کارمندش هم مشخص شد و الان به تدریج در حال تجهیزه.
با توجه به وضعیت بودجه، بخشی از تجهیزات به کمک اهالی روستا خریداری شده و الان نیاز دارن به یک یخچال جهت نگهداری اقلام دارویی.
اگه کسی قصد داره در این امر خیر کمک کنه میتونه به کارت زیر واریز کنه. مبالغ اهدایی شما عزیزان با نظارت شورای روستا صرف تجهیز خانه بهداشت خواهد شد.
با تشکر. محمد بلوچی. ادمین کانال
شماره کارت:
۶۰۶۳۷۳۱۰۶۳۹۸۹۱۰۸
بانک قرض الحسنه مهر ایران
به نام محمد بلوچی
••─━⊱✦♦️✦⊰━─••
تاکید میکنم این پیام از طرف ادمین کاناله و ارتباطی به فعالیت های حسینیه اندیشه و حاج آقا حیدری نداره
سروش sapp.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
کمی دربارهی
«روضههای تصویری»
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
ماها وقتی کلماتِ هممعنا را کنار هم میگذاریم و از ترکیبهایی مثل «گریه و زاری»، «دوستی و رفاقت»، «تلاش و کوشش»، «کوتاهی و تقصیر» و... استفاده میکنیم، معمولاً توجهی نداریم به اینکه هر کدام از این کلمهها چه فرق دقیقی با بغلدستیش دارد. بیشتر میخواهیم به جملاتمان رنگ و لعاب بدهیم و لفظ قلم صحبت کنیم و با اغراق و مبالغه و بقیهی صنایع ادبی، طرف مقابل را راحتتر به تسخیر خودمان در بیاوریم. اما شما اینطور نیستید. شما در اوج عقلانیت و احساس، صداقت و جذابیت کلام را با هم همراه کردهاید و در همهی رفتارهایتان، متعادلترین ترکیب از اوصاف حمیده را به نمایش گذاشتهاید.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
مثلاً در دعای #افتتاح ـ که چقدر عزیز است این دعا ـ وقتی میخواهید صلوات بر جدّتان را به ما یاد بدهید، میگویید: «اللهم صل علی محمّد عبدک.... *أفضل و أحسن و أجمل و أکمل و أزکی و أنمی و أطیب و أطهر و أسنی و أکثر* ما صلّیت... علی احد من عبادک» و دَه نوع صلوات را با ده تعبیر جلوی چشممان میگذارید که هر کدام با بغلدستیش خیلی فرق دارد؛ هر چند ما این فرقها را نفهمیم. اما بالاخره شما خدا را اینقدر متنوّع و گوناگون و همهجانبه عبادت کردهاید که رحمت و صلوات خدا بر شما هم باید همینقدر تنوّع و تکثّر و تعدّد داشته باشد.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
چند جای دیگر هم هست که اجداد شما از این کلماتِ متقاربالمعنی استفاده کردهاند. مثلاً وقتی حضرت #سجاد با کاروان اسراء از شام برگشت و در نزدیکی مدینه خیمه زد و مردم برای تسلیت به خدمتش آمدند و میخواست بلایی که بر سر اهلبیت آوردهاند توصیف کند، فرمود: «إنا لله و إنا إلیه راجعون من مصیبه *ماأعظمها و أوجعها و أفجعها و أکظّها و أفظعها و أمرّها و أفدحها* » معلوم است که ردیفشدنِ این کلمات، کلّی معنا به همراه خود دارد و هر کدام از این هفت عبارت باید ناظر به بُعدی از ابعاد مصیبتهای راتبهای باشد که #اباعبدالله و #سیدالساجدین و #زینب کبری و #ابالفضلالعباس و علیبنالحسین و قاسمبنالحسن و ـ همینطور ادامه بدهم؟ ـ متحمّل شدهاند؛ هر چند ما مصائب شما را نفهمیم و هر چقدر «وجع» و «فجع» و «فظع» و «فدح» را با هم مقایسه کنیم، از تفاوت شان سر در نیاوریم.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
البته ما توقع داریم که وقتی شما برگردید، این نفهمیها تمام شود و این روضهها را خودتان برایمان باز کنید. اما روایت شیخ مفید در الارشاد از قول امام باقر نشان میدهد که حتی وقتی شما برگردید، این نفهمیها ادامه دارد. همان روایتی که حضرت باقر دارد حال شما را موقعی که از منبر مسجد کوفه بالا رفتهاید، توصیف میکند: «حتی یأتی المنبر فیخطب فلا یدری الناس ما یقول من البکاء... و به منبر میرود و خطبه میخواند اما از شدّت گریهاش، مردم نمیفهمند که چه میگوید»
بالاخره بغضهایی که صدها سال، صبح و شب روی هم جمع شدهاند به همین راحتی تمام نمیشوند. شاید تا مدّتها باید صبر کنیم تا گریههایتان تمام شود؛ تا بتوانید روضه را در قالب کلمات بریزید. تا آن موقع روضهها شنیدنی نیستند؛ فقط دیدنی هستند. همین که حال و روز شما را ببینیم، برای مُردنمان کافی است... راستی مگر جدّتان نگفت: «روز حسین، پلکهای چشم ما را زخمی کرده است...» جانم به فدای پلکهای زخمیتان که لابد در دوران ظهور روضهی تصویری میخوانند برایمان...
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#امام_حسین
#محرم
#جمعه_ناک
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
محمدصادق
•••─━━⊱✦♦️﷽♦️✦⊰━━─••• سلام. وقت تون بخیر چند سالی هست که در روستای پدری بنده به موقعیت بالا، یه
سلام علیکم.
ضمن تشکر، به اطلاع می رساند که جمعا مبلغ چهارصد هزار تومان جمع آوری شد که در اختیار مسئول خانه بهداشت قرار گرفت که ان شا الله با نظارت شورای روستا صرف تجهیز خانه بهداشت شود.
هدایت شده از اهل بیت مدیا
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #کلیپ شاهکار مداحی امامحسن
👤 کربلایی #حسین_طاهری
📌ویژه شهادت #امام_حسن
👌 #پیشنهاد_دانلود
☑️ کانال مداحی اهلبیتمدیا
@AhleBeytMedia
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیک یا غریب وطن _ حاج محمود کریمی
#شهادت_امام_حسن
#حضرت_مجتبی
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی شهادت امام حسن علیه السلام _ حاج حسین طاهری
#شهادت_امام_حسن
#حضرت_مجتبی
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
میتوان سوخت اگر امر بفرماید عشق
#فاضل_نظری
#علی_لندی
من آدم پرتوقعی نیستم
من آدم پرتوقعی نیستم؛ اما چون خودشان گفته بودند، منتظر میشدم تا خورشید طلوع کند یا از پشت ابرها در بیاید. بعد به سایهام نگاه میکردم که روی چه چیزهایی افتاده. سایهام اغلب روی آسفالت جادّهی نجف ـ کربلا میافتاد و بعضی وقتها هم روی شانهی خاکی جادّه. آنوقت یک نگاه ملتمسانه به آن آسفالت و خاکها و گِلها و کلوخها میانداختم و گفتم: دعا کنید که به درد صاحب حرم بخورم...
من آدم پرتوقعی نیستم اما خودشان گفته بودند: «زائر کربلا سایهاش روی چیزی نمیافتد مگر آنکه آن چیز برای او دعا میکند.» تمام مسیر، هوای سایهام را داشتم و به خدا میگفتم: چقدر خوبی تو! چقدر با دوستداران حسینت خوب تا میکنی! دم و دستگاهت را عشق است ...
پینوشت:
همراه با تشکری خاضعانه از صاحب «کامل الزیارات» که این حدیث را در باب نود و هشتم کتابش برای ما به یادگار گذاشت و بزرگوارانی مثل احمد بن ادریس و حمیری و محمد بن یحیی و صفوان جمّال که سلسله سند این روایت را نورانی کردهاند و در پایان سند، همگی در برابر واژههای ویژهی حضرت صادق زانو زادهاند.
#اربعین
#حب_الحسین_یجمعنا
#کربلا
@msnote
همین اربعین بود که رفتم نجف. حرم پُر بود از زائرینی که آمده بودند تا پیادهروی را از کنار حرم امیرالمومنین شروع کنند. صحن که هیچ؛ فضاهای اطراف حرم هم طوری شلوغ بود که برای برخورد نکردن با نامحرم باید خیلی دقت میکردی. وسط همین اوضاع چند تا خانم را دیدم که خیلی راحت دارند به طرفم نزدیک میشوند؛ انگار نه انگار که وسط همین ازدحام هستند. طوری سنگین راه میرفتند که پوشیههاشان فقط نمادی از وقارشان بود و نه همهاش. جلوتر که آمدند، اصل قضیه معلوم شد. چند تا مرد دستهایشان را در هم قفل کرده بودند و دور ِ مادر - خواهر – همسرهایشان را دوره کرده بودند که آن وقار و سربهزیری با همچین حریم ِ مردانهای تکمیل شود. کِیف کردم. بی خیال ِ مسیر خودم شدم و برخلاف عادت همیشگیام ـ که به چیزهایی که توجه همه را جلب می کند، نگاه نمیکنم ـ همینطور زل زدم به این ترکیب قشنگ از غیرت و وقار.
ولی این فکر چموش که آدم را راحت نمی گذارد. دوباره تصمیم گرفت عیشم را منغّص کند. کاری کرد که خواستم بروم نزدیکِ یکی از همان مردهای خوش سیما و درِ گوشش بگویم:
ـ «خدا حفظت کنه اخوی! ولی شاید بعضی موقعها لازم نباشه که آدم این قدر مواظب ناموسش باشه. مثل همین الان. الان تو حرم کسی هستی که دخترش رو بدون محارمش به اسیری بردن»
ولی نرفتم طرفش. همان جا وسط همان شلوغی، نشستم و گریه کردم.
#زینب_بنت_الحیدر
#اربعینیات
#حب_الحسین_یجمعنا
#اربعین
@msnote