#فرشته_ای_با_موهای_طلایی
قسمت اول...
ساعت ۴.۳۰ بود که حرکت کردیم به سمت مشهد. چهارمین همایش کشوری نجات فرزندان س.ق.ط بود و ما چندنفری راهی بودیم. وقتی رسیدیم مشهد هنوز فرصت داشتیم. اول رفتیم خدمت آقا جانمون و سلامی دادیم و بعد پذیرش برای همایش و ...
دغدغه داستان امشب رو نداشتم چون تقریبا بیشترش رو نوشته بودم.
رفتیم پذیرش و اسکان و بعد هم نشستیم و منتظر شروع مراسم بودیم.
جو حاکم خیلی دلنشین و آرامبخش بود🥰
بعدا متوجه شدم دلیل این جو معنوی حاکم بر اردوگاه چیه؟😍
البته هوای مطبوع بهاری و فضای سبز محوطه هم انرژی مثبت داشت.
هنوز خبری از شروع مراسم نبود. مریم کنارم نشسته بود. از من پرسید داستان امشب مربوط به کدوم مادر نفس هست؟
گفتم مربوط به اون دختره که ...
هنوز اجازه نداد حرفم تموم بشه که گفت:
_نمیدونی یه موردی یادم اومد. خیلی سوژه جالبیه!
البته اون زمان من نفس نبودم. یعنی کلا هنوز نفس نبود!
مال تقریبا ۸ یا ۹ سال قبل هست!
+واقعا؟
اون زمان که مراکز روستایی بودی؟
داستان مریم خیلی قشنگ به نظر می رسید!
وسوسه شدم که همین رو شروع کنم به نوشتن.
کم کم مراسم شروع شد. و مریم داستانش نیمه تمام موند. منتظر بودم وسط مراسم یه تنفس بدن و من ادامه داستان رو بشنوم.😊
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
....
۹سال پیش، من یه جلسه با رابطین گذاشته بودم و داشتم بهشون آموزش بهداشتی میدادم.
فصل زعفرون بود و خانمها با کلی گل زعفرون اومده بودند درمانگاه و نشسته بودند دور هم و مشغول کار بودند.
اون زمان به خاطر اینکه خانمها، هم به کارشون برسند و هم من بتونم بهشون آموزش بدم اجازه داده بودم با سبزی، با زعفرون، و با هر مدل کاری که بشه در حالت نشسته انجام داد بیان مرکز😊
درحال آموزش بودم که یکی از خانمهای روستا که تازه هم ازدواج کرده بود سراسیمه اومد مرکز و گفت میخوام خصوصی با شما صحبت کنم😦
یک کم آرومش کردم و بعد متوجه شدم که رفته دادگاه برای درخواست طلاق و در آخرین جلسه که قرار بوده که مرحله آخر باشه با جواب مثبت بارداری مواجه شده😕
به شدت ناراحت بود و فقط میگفت کمکم کن که سقط کنم.
گفتم حتما حکمتی در کار عست. یک کم فکر کن. ولی او مصر بود که شما میتونی. تو رو خدا کمکم کن. نمیخوام با شوهرم زندگی کنم!
🌷🌷🌷🌷🌷
ابتدای جلسه با سخنرانی ها شروع شد. بدک نبود ولی خیلی بار علمی نداشت. بیشتر برای این سخنرانها رو دعوت کرده بودند که جنبه رسمی تری داشته باشه!
اذان ظهر جلسه تعطیل شد. و ما برای نماز به سمت حسینیه رفتیم.🌸
شلوغی محوطه اردوگاه کمی غیر طبیعی به نظر می رسید و به نسبت کسانی که برای همایش شرکت کرده بودند، تعداد زیادتری بودند🤔.
نماز جماعت که تموم شد. امام جماعت اعلام کردند که امروز میزبان شهیدی هستیم از شهدای دفاع مقدس و ...🥺😭
تازه فهمیدم این جو روحانی و معنوی حاکم بر مجتمع بابت چیه؟😍
تابوت شهید رو وسط جمعیت گذاشتند و ...
از داخل حسینیه که بیرون اومدم و وارد محوطه مجتمع شدم تازه متوجه فضای زیبای محوطه و شهید گمنامی شدم که وسط درختچه ها به خاک سپرده شده بود😊
داخل محوطه مجتمع پیکر شهید تشییع شد و بعد برای خاکسپاری به بهشت رضا منتقل شد.
امروز این از توفیقاتی بود که نصیب من شد و شاید به برکت حضور در همایش نفس بود😊
برنامه عصر خیلی زودتر شروع می شد و باز هم مریم فرصتی برای تعریف ادامه ماجرا نداشت.
نشست تخصصی برای دوستانی که در نفس کار می کردند شروع شد و مباحث بسیار کارآمدی عنوان شد.
و برنامه بعدی یک سخنران بود از دانشگاه تهران که الحق و الانصاف مطالب خوبی عنوان کردند. بسیار شیوا و جذاب مباحثی را طرح کردند که انشالله فرصت شد به تفصیل در کانال بارگذاری خواهد شد.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
مریم می گفت خانم جوان رو که قصد سقط داشت یکی دو روز معطل کردم و در این فاصله سعی کردم از تصمیم خودش منصرفش کنم.
دلیل جدایی رو نمیدونستم ولی واقعا سختم بود که دختری به زیبایی و جذابیت اون چنین سرنوشتی داشته باشه.
چشمان روشن، پوست روشن و جذاب و بدون هیچگونه لک و صاف صاف.
هنوز از تصمیم قطعی اون خانوم از سقط یا انصرافش مطلع نشده بودم که حکم پایان کار من رسید و خیلی ضرب الاجلی از اون مرکز جابجا شدم.
چندین بار قصد داشتم خبری از اون خانوم بگیرم و هر بار یا فرصت نشد و یا از ترس خبر سقط، از گرفتن خبر منصرف شدم.
این داستان ادامه دارد....
🌸مرکز مردمی نفس سبزوار🌸
https://eitaa.com/nafas_conference
#فرشته_ای_با_موهای_طلایی
قسمت دوم و پایانی
پنج شنبه شب بود و نمیشد از دعای کمیل حرم گذشت با تعدادی از دوستان راهی حرم شدیم.هوا بسیار مطبوع بود و باران نرم نرم می بارید🥰🌧
حرم امام رضا و باران رحمت الهی و پنج شنبه شب و ...
دعای کمیل رو با حال و هوای خوش زیارت پیوند زدیم و خوش بودیم😊
🕌 🕌 🕌 🕌 🕌
از مریم پرسیدم چی شد اون خانومه؟
آخرش خبر نگرفتی ازش؟
گفت حالا داستان رو گوش کن!
اون خانوم روز بعد میاد درمانگاه و میبینه من نیستم🙁
میپرسه از همکاران که من کجا رفتم؟
اوناهم جواب درستی بهش نمیدن.
با پرس و جوی فراوان که طی هفته های بعد انجام میده متوجه میشه که من اومدم درمانگاه امیرکبیر.
میاد اونجا،کارهای برعکس من همون روز رفتم مرخصی🤔
_حالا چیکارت داشته؟
+میگم برات.
_میگه باز بعد چندماه دوباره اومدم گفتند از اینجا رفته درمانگاه فلان جا.
اومدم درمانگاه فلان جا گفتند رفتی مرخصی زایمان😄
+بنده خدا رو چقدر اذیتش کردی!
_آره واقعا خیلی اذیت شده.
آخرش یکروز که از روستا میاد سبزوار میگه من هرجور هست باید مریم رو پیدا کنم.
🌸 🌸 🌸 🌸 🌸
رواق دارالمرحمه نشسته بودم و مشغول خوندن دعای کمیل شدم.📖
از امام رضا درخواست دارم که بهمون کمک کنه که بتونیم بهتر و موثرتر گام برداریم🥰
رسیدمبه آخرهای دعا!
و هنوز فرصت داشتیم تا ساعت ۱۰ که به قرار برسم.قرارمون باب الرضا بود ساعت ۱۰شب.
(رواق دارالمرحمه دقیقا میشه طبقه زیرین رواق امام🥰)
من چند دقیقه ای زودتر حرکت کردم و گفتم از فضای صحن ها در این هوای خوب استفاده کنم. همراها همه اومده بودند به جز مریم😕
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
_مریم! تو مگه چندتا محل کار عوض کردی؟
+خیلی🙁
_خب بالاخره چی شد؟
آخرش بچه رو سقط کرده یا نگهداشته🙄
+میگم حالا!
حدود شاید دو سال قبل بود که دفتر کارم نشسته بودم، دیدم یه خانم وارد اتاقم شد و گفت
سلام مریم خانوم خوبی؟
+منو نمیشناسی ؟؟؟؟
_ شرمنده بجا نمیارم.
من از روستای....هستم
نمیدونید! به خاطر شما چندبار مراکزی که اونجا کار کردین رفتم.
از روی لحن صحبتش شناختمش🥰
فهمیدم کیه!
گفتم چیکار کردی آخر بچه تو؟
نگهداشتی!؟
هنوز حرفم تموم نشده بود که دیدم یه دختر فوق العاده زیبا با چشمان رنگی و موهای طلایی که با سلیقه خودش موهاشو گیره زده بود وارد اتاق شد!
_ این دختر شماست؟
+ نه! این فرشته زندگی منه!
_حق داری بگی فرشته!😍
واقعا آدم دوست نداره چشم ازش برداره!
چی شد آخر؟
چطور از تصمیمت منصرف شدی؟
+دیگه صحبتهای شما باعث شد🥰
من روزی که تصمیم گرفتم که بچه مو نگهدارم اومدم درمانگاه دیدم شما نیستی😢
هرجا هم سراغتو گرفتم نتونستم ببینمت
_یعنی الان اومدی اینجا همینو بگی؟
+آره دقیقا برای همین اومدم!
اومدم دخترمو ببینی که باعث نجات چه فرشته ای شدی😍
و خبر دیگه اینکه بعد از دنیا اومدن دخترم جدا شدم ولی این دختر تو زندگی من اینقدر باعث خیر و برکت شده که خودم انگشت به دهان موندم. بعد چندسال شوهرم مجدد به من درخواست ازدواج داد و من به خاطر دخترم رجوع کردم😊
از این خبر خوشحال شدم و خدارو شکر کردم🙏
روز دوم همایش صحبت درمورد سقط کور بود! یک مبحث خیلی تخصصی و جذاب.
مدعوین از موسسه رویان دعوت شده بودند.
پزشکانی که علاوه بر تسلط کافی بر علم و تخصص خودشون مشخص بود سالها روی خودسازی و مبارزه با نفس، کار کرده بودند🥰
به مریم گفتم ای کاش پزشکای ما هم....
اصلا هیچی ولش کن.
🌷🌷🌷🌷🌷
مریم یهو یادش اومد:
از داستان این مادر این قضیه رو یادم رفت بگم! برام جالب بود که این خانم، از زیر چادر تاحدودی نخ نمای خودش یک ظرف در آورد پر از شاتوت😋
گفت اینا قابل شمارو نداره.من چندساله که یک کاسه شاتوت برای شما جدا میکنم ولی موفق نمیشم به دست تون برسونم.هی میارم و هی برمی گردونم
آخرش قسمت تون شد!🥰
ازش تشکر کردم و دوباره چشمم افتاد به دختری با موهای طلایی😍
به خودم مباهات کردم که ناجی یه دختری مثل فرشته شدم😎
🌸مرکز مردمی نفس سبزوار🌸
https://eitaa.com/nafas110530
📚📚 مرکز مردمی نفس 📚📚
سلام ☺️،به منظور سهولت در انتخاب مطالب کانال و همچنین داستانهای زیبا و واقعی و آموزنده کانال، شما میتونید داستان 👇یا هر کدوم از موضوعات آبی رنگ پایین رو انتخاب کنید، بعد از اون، در صفحه پایین گوشی خود دو فلش کوچیک میاد. با زدن به هر کدوم از فلش ها، قسمت مورد نظر داستان خود را انتخاب کنید و از خواندن داستان های واقعی کانال لذت ببرید. مطالب مفید دیگر کانال هم در ادامه آورده شده است.☺️
کانال نفس رو به دوستان خود هم معرفی کنید.
#فرشته
#محترم_خانوم
#اولین_نفس
#دختری_باچشمان_آبی
#قلب_من_و_چشمان_او
#هدیه_خاص
#طلعت_خانم
#فرزندناخواسته
#حال_خوب_من
#عشق_نوجوانی_من
#بارداری_عروس_خانوم
#آرزوی_من
#قلم_شما
#دختر_ناز_من
#قربانی_مشاجره
#پسر_فرانک
#عنایت_حضرت_مادر
#همسر_دوم
#فرشته_ای_با_موهای_طلایی
#زندگی_مخفی
#مهر_مادری
#عروسی_منیژه
#پسرم_تاج_سرم
#ملیحه_یا_منیره؟
#تعبیر_خواب
#داستان_مهاجرت
#دوتا_کافی_نیست
#سرگذشت_مینا
#حسرت
#حبس_ابد
#تصمیم_سخت
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
#قندونبات
#کاردستی
#انیمیشن
#نکات_بارداری
#تربیت_فرزند
#تربیت_جنسی
#سخن_عشق
#شبهات_فرزندآوری
#زندگی_پس_از_زندگی
#فرزندآوری
#فیلم_کوتاه
#دلنوشته
#گزارش_هفته
#گزارش_کار
#زوج_درمانی
#کارگاه_خانواده_سالم
#تجربه_من
#رزاقیت_خدا
#غربالگری
سوالات متداول
#نسل_توحیدی
👶👧مرکز مردمی نفس سبزوار 👶👧
https://eitaa.com/nafas110530 ✨
📚📚 مرکز مردمی نفس 📚📚
سلام ☺️،به منظور سهولت در انتخاب مطالب کانال و همچنین داستانهای زیبا و واقعی و آموزنده کانال، شما میتونید داستان 👇یا هر کدوم از موضوعات آبی رنگ پایین رو انتخاب کنید، بعد از اون، در صفحه پایین گوشی خود دو فلش کوچیک میاد. با زدن به هر کدوم از فلش ها، قسمت مورد نظر داستان خود را انتخاب کنید و از خواندن داستان های واقعی کانال لذت ببرید. مطالب مفید دیگر کانال هم در ادامه آورده شده است.☺️
کانال نفس رو به دوستان خود هم معرفی کنید.
#فرشته
#محترم_خانوم
#اولین_نفس
#دختری_باچشمان_آبی
#قلب_من_و_چشمان_او
#هدیه_خاص
#طلعت_خانم
#فرزندناخواسته
#حال_خوب_من
#عشق_نوجوانی_من
#بارداری_عروس_خانوم
#آرزوی_من
#قلم_شما
#دختر_ناز_من
#قربانی_مشاجره
#پسر_فرانک
#عنایت_حضرت_مادر
#همسر_دوم
#فرشته_ای_با_موهای_طلایی
#زندگی_مخفی
#مهر_مادری
#عروسی_منیژه
#پسرم_تاج_سرم
#ملیحه_یا_منیره؟
#تعبیر_خواب
#داستان_مهاجرت
#دوتا_کافی_نیست
#سرگذشت_مینا
#حسرت
#حبس_ابد
#تصمیم_سخت
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
#قندونبات
#کاردستی
#انیمیشن
#نکات_بارداری
#تربیت_فرزند
#تربیت_جنسی
#سخن_عشق
#شبهات_فرزندآوری
#زندگی_پس_از_زندگی
#فرزندآوری
#فیلم_کوتاه
#دلنوشته
#گزارش_هفته
#گزارش_کار
#زوج_درمانی
#کارگاه_خانواده_سالم
#تجربه_من
#رزاقیت_خدا
#غربالگری
سوالات متداول
#نسل_توحیدی
👶👧مرکز مردمی نفس سبزوار 👶👧
https://eitaa.com/nafas110530 ✨
📚📚 مرکز مردمی نفس 📚📚
سلام ☺️،به منظور سهولت در انتخاب مطالب کانال و همچنین داستانهای زیبا و واقعی و آموزنده کانال، شما میتونید داستان 👇یا هر کدوم از موضوعات آبی رنگ پایین رو انتخاب کنید، بعد از اون، در صفحه پایین گوشی خود دو فلش کوچیک میاد. با زدن به هر کدوم از فلش ها، قسمت مورد نظر داستان خود را انتخاب کنید و از خواندن داستان های واقعی کانال لذت ببرید. مطالب مفید دیگر کانال هم در ادامه آورده شده است.☺️
کانال نفس رو به دوستان خود هم معرفی کنید.
#فرشته
#محترم_خانوم
#اولین_نفس
#دختری_باچشمان_آبی
#قلب_من_و_چشمان_او
#هدیه_خاص
#طلعت_خانم
#فرزندناخواسته
#حال_خوب_من
#عشق_نوجوانی_من
#بارداری_عروس_خانوم
#آرزوی_من
#قلم_شما
#دختر_ناز_من
#قربانی_مشاجره
#پسر_فرانک
#عنایت_حضرت_مادر
#همسر_دوم
#فرشته_ای_با_موهای_طلایی
#زندگی_مخفی
#مهر_مادری
#عروسی_منیژه
#پسرم_تاج_سرم
#ملیحه_یا_منیره؟
#تعبیر_خواب
#داستان_مهاجرت
#دوتا_کافی_نیست
#سرگذشت_مینا
#حسرت
#حبس_ابد
#تصمیم_سخت
#مهمان_ناخوانده
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
#قندونبات
#کاردستی
#انیمیشن
#نکات_بارداری
#تربیت_فرزند
#تربیت_جنسی
#سخن_عشق
#شبهات_فرزندآوری
#زندگی_پس_از_زندگی
#فرزندآوری
#فیلم_کوتاه
#دلنوشته
#گزارش_هفته
#گزارش_کار
#زوج_درمانی
#کارگاه_خانواده_سالم
#تجربه_من
#رزاقیت_خدا
#غربالگری
سوالات متداول
#نسل_توحیدی
👶👧مرکز مردمی نفس سبزوار 👶👧
https://eitaa.com/nafas110530 ✨
📚📚 مرکز مردمی نفس 📚📚
سلام ☺️،به منظور سهولت در انتخاب مطالب کانال و همچنین داستانهای زیبا و واقعی و آموزنده کانال، شما میتونید داستان 👇یا هر کدوم از موضوعات آبی رنگ پایین رو انتخاب کنید، بعد از اون، در صفحه پایین گوشی خود دو فلش کوچیک میاد. با زدن به هر کدوم از فلش ها، قسمت مورد نظر داستان خود را انتخاب کنید و از خواندن داستان های واقعی کانال لذت ببرید. مطالب مفید دیگر کانال هم در ادامه آورده شده است.☺️
کانال نفس رو به دوستان خود هم معرفی کنید.
#فرشته
#محترم_خانوم
#اولین_نفس
#دختری_باچشمان_آبی
#قلب_من_و_چشمان_او
#هدیه_خاص
#طلعت_خانم
#فرزندناخواسته
#حال_خوب_من
#عشق_نوجوانی_من
#بارداری_عروس_خانوم
#آرزوی_من
#قلم_شما
#دختر_ناز_من
#قربانی_مشاجره
#پسر_فرانک
#عنایت_حضرت_مادر
#همسر_دوم
#فرشته_ای_با_موهای_طلایی
#زندگی_مخفی
#مهر_مادری
#عروسی_منیژه
#پسرم_تاج_سرم
#ملیحه_یا_منیره؟
#تعبیر_خواب
#داستان_مهاجرت
#دوتا_کافی_نیست
#سرگذشت_مینا
#حسرت
#حبس_ابد
#تصمیم_سخت
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
#قندونبات
#کاردستی
#انیمیشن
#نکات_بارداری
#تربیت_فرزند
#تربیت_جنسی
#سخن_عشق
#شبهات_فرزندآوری
#زندگی_پس_از_زندگی
#فرزندآوری
#فیلم_کوتاه
#دلنوشته
#گزارش_هفته
#گزارش_کار
#زوج_درمانی
#کارگاه_خانواده_سالم
#تجربه_من
#رزاقیت_خدا
#غربالگری
سوالات متداول
#نسل_توحیدی
👶👧مرکز مردمی نفس سبزوار 👶👧
https://eitaa.com/nafas110530 ✨