eitaa logo
" ناجــه "
559 دنبال‌کننده
486 عکس
67 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجــه "
- و در نهایت ؛ زندگی همچنان ادامه دارد .. هیچ‌چیز نباید حالِ خوب ما را بگیرد ؛ حتی جنگ! جنگ ، بی‌رحم‌ست ، می‌دانم . ایران، زخمی‌ست ، می‌دانم . کشور ، امن نیست ، می‌دانم . اما نباید فراموش کرد که در این میان زندگی کرد :) سختی همیشه همراهِ زندگی بشر است . گاهی این سختی‌ها تک‌نفره است و بارش بر دوش خودمان ؛ گاهی هم این سختی‌ها به وسعت یک کشور است و بارش بر دوشِ همه‌ی ما . امید را نباید از دست داد . لبخند را نباید فراموش کرد .. باید ماند و جنگید و ادامه داد :) باید پایِ وطن ماند ؛ حتی به قیمتِ جان! بعدها ؛ در کتاب‌های تاریخ خواهند نوشت :« مردمانِ ایران‌زمین آنقدر استقامت ورزیدند که اسرائیل را از پای در آوردند. » خواهند نوشت همه‌چیز از غدیر چهارصد و چهار شروع شد .. این روزها ؛ روزهایِ عجیبی‌ست . پر از دغدغه و دلهره و نگرانی . نگرانی نه برایِ خودمان ؛ برایِ عزیزهایِ دلمان .. و شاید زیباییِ خیره‌کننده‌‌ی این‌روزها ، همدلیِ مردم است ؛ پشتِ هم بودن‌شان است :) ایران حالا بیشتر قدرِ رهبرش را می‌داند . بیشتر قدرِ سپاه و بسیج و امنیتش را می‌داند .. دوگانگی و چندگانگی کمتر به چشم می‌خورد این روزها ! درست است که هنوز هم منافق و مزدور وجود دارد ، اما خیلی کمتر! در این روزها ؛ تو باید طرفِ درست تاریخ بایستی! قصه‌ی این روزها ، قصه‌ی کربلاست . انتخاب با توست . طرفِ حقی یا باطل؟ طرفِ امام حسین(ع) یا لشکریانِ یزید؟ جوری انتخاب کن که بعداً پشیمان نشوی . و یادت نرود هر انتخابی که کردی، پایش بایستی . وسط راه جا نزنی و پر قدرت ادامه دهی :) خلاصه بگویم رفیق ؛ جنگ هر چقدر هم طول بکشد ، مهم نیست . چون در نهایت پیروزِ این میدان ما هستیم :) مهم این است که تو زندگی را فراموش نکنی . تو امید را ، لبخند را ، مهر را و عشق را از یاد نبری .. قوی بمان فرزندِ ایران‌زمین :) - گلنار .
" ناجــه "
- داشتم به این فکر می‌کردم که من همیشه مسیر را بیشتر از مقصد دوست داشته‌ام ! همه‌ی مسافرت‌ها را به امید جاده‌اش می‌روم. چه با قطار باشد ، چه اتوبوس و چه ماشینِ شخصی ؛ لذت مسیرش برایم متفاوت‌تر است . . تماشای منظره‌ی اطراف ؛ خنکای هوا که دستانم را نوازش می‌کند و پلی‌لیستم که همراهِ همیشگیِ جاده‌هاست! گاهی چاووشی به روحم تزریق می‌کنم و گاهی موسیقیِ بی‌کلام . گاهی علیرضاقربانی ، گاهی طهماسبی و گاهی اجراهای گروهی و با گیتار :) بستگی به حال و هوایم دارد . ابری باشم؛ موزیک‌هایم رنگِ غمش بیشتر است . صاف و آفتابی باشم، رنگِ شادمانه‌اش . علاوه بر پلی‌لیست ؛ یک کتاب رمان و یک کتابِ شعر هم پایه ثابت جاده‌هاست :) خلاصه که عشق می‌کنم✨☁️ به عقیده‌ی من ؛ همه‌ی جاده‌ها قشنگند . اما آن جاده‌ای که سرسبزی و طراوتش بیشتر باشد، قشنگ‌تر. و نقطه‌ی اوج این جاده‌ها هم ؛ جاده چالوس است :))))🌱 جاده‌ای که تماماً سبز است و مطبوعیِ هوایش نظیر ندارد! دیروز ؛ آنقدر از این جاده لذت بردم که تا مدت‌ها یادش می‌افتم، لبخند می‌زنم . چاووشی چهچهه می‌زد ، مامان می‌خندید ، او پیام‌های محبت‌آمیز می‌داد و من دلم غنج می‌رفت :) برای چندساعتی ؛ فارغ از فضایِ جنگ و درگیری، خندیدم و زندگی را سخت نگرفتم و ثابت کردم که : « گاه می‌شود خندید ، بر غمی بی‌پایان :) » - گلنار .
- بعد از حرف‌های آن روز آقا ؛ کلی فکر کردیم که ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ وظیفه‌ی ما چیست؟ چطور می‌شود به اندازه‌ی خودمان کمک کنیم و ... بعد از کلی فکر کردن و مغزها را روی هم گذاشتن به این نتیجه رسیدیم که چه خوب می‌شود از زاویه‌‌ی دیدِ مردم به این روزها نگاه کنیم! 👥 پس دست‌به‌کار شدیم و اینجا را تأسیس کردیم تا روایت‌هایِ شما و حس و حالتان از اوضاعِ وطن را با ما در میان بگذارید . اگر فکر می‌کنید حرف‌هایی در دلتان مانده و باید به وطن بگویید ، اگر احوالاتتان از این روزها را نوشته‌اید ، اگر هنوز داغِ شهدا روی دلتان سنگینی می‌کند و دوست دارید از آن حرف بزنید ؛ برسد به دست وطن را رها نکنید❗️ اینجا را دریابید و شبیه دفترچه خاطرات‌تان دوستش بدارید .💌 برای ارسال نامه‌ها ؛ به خانوم گلی مراجعه کنید . . 📩 @Awriter
" ناجــه "
🌊 ‌ - دریا منبعِ آرامش است برایم .. این چند روز می‌نشستم کنار ساحل و نگاهش می‌کردم . انگار که بخواهم در گوشش زمزمه کنم:« تلاطم نگاهم را بگیر و آرامش را به عمقِ چشمانم بازگردان! » نگاهش می‌کردم و غرق می‌شدم در امواجِ بی‌انتهایش . غرق می‌شدم در صدایِ برخورد امواج با ساحل و تلاطم وجودم را ، با آرامشش ، آرام می‌کردم . دیروز، بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم، دل به دریا زدم و خودم را در امواج دریا غرق کردم! همیشه نگرانِ خیس و خراب شدن چادر و لباس‌هایم بودم، اما دیروز انگار نگرانی معنا نداشت برایم . تا مدت‌ها وسطِ دریا ایستاده بودم، به افق خیره شده و غرق شده بودم در اعماقِ تفکراتم :) به این فکر می‌کردم که گاه رسم دنیا همین است ؛ باید رها کرد و زد به دلِ سختی‌ها. باید نگرانِ زیر و رو شدن زندگی نبود و سخت نگرفت . گاهی رها کردن ؛ بهترین کار‌ی‌ست که می‌شود انجام داد . مثلاً می‌شود اخبار را ، اندیشه‌ی جنگ و مرگ را رها کرد و یک فنجان چای ریخت و در سکوت نوشید . می‌شود ز غوغای جهان فارغ شد . این روزها ، کاری از دست ما دهه هشتادی‌ها برنمی‌آید . ما باید تا می‌توانیم آرامش خودمان را حفظ کنیم و اگر توانش را داریم جهادِ تبیین کنیم :) با نگرانی و ترس و وحشت، کاری از پیش نمی‌رود . هیچ‌کس نمی‌داند جنگ چه مدت قرار است طول بکشد ؛ ولی همه می‌دانیم باید بجنگیم تا دشمنان را نابود کنیم! این روزها تنها باید آرام بود ؛ شبیه دریا . باید از دریا آرام بودن در اوجِ سختی‌ها را آموخت و به آن عمل کرد .‌.‌ آرام باش عزیزِ من ؛ آرام باش ؛ حکایتِ دریاست زندگی! 🌊 - گلنار .
هدایت شده از نجوا .
خب .. بیاین این پیام رو فور کنید و اگر عضو نیستید عضو باشید . میخوام به تعدادِ محدودی از کانال هایی که تگ می‌فرستن یه دلنوشته به قلمِ خودم هدیه کنم بهشون : ) 🌱 اینجا منتظر تگت هستم 💘 .