#روضه_حضرت_زهرا_س
#بعد_از_شهادت
🔳روحم از تنم، جدا شده
🔳قاتل جونم، زهرا شده
🔳دیگه حیدرت، تنها شده
😭😭😭
🔸زهرا بدون، شده خزون باغ و بهارت
🔸کارم شبا این شده تا، بیام کنارت
🔹حالا که نیستی به جای دست شکستت
🔹پاک میکنه گریه هامو خاک مزارت
🔵بدون تو علی میمیره
🔵 دیگه از این زندگی سیره
🔵کاشکی میشد برگردی خونه
🔵حسین بهونتو میگیره
🔵میخوام برم پاهام نمیره
#کاشکی_میشد_برگردی_خونه
🔻بعد نبی و بیقراری
🔻دوباره زود بود سوگواری
🔻#کاشکی_میشد_برگردی_خونه
🔺زود بود برا تو رهسپاری
🔺برای زینب خونه داری
🔺#کاشکی_میشد_برگردی_خونه
#فاطمه_جان
😭زود پر گرفتی از تو آشیونه
😭ای کاش که برگردی بازم به خونه
#فاطمه_جان_فاطمه_جان
🌾وقتی هستم بیقرار تو
🌾میشم زائر مزار تو
🌾آخه آرومم کنار تو
#وای_وای_وای
💥خون دلم که قاتلم شده فراقت
💥به من بگو چیکار کنم با، گلهای باغت
💥با دیدن اون کوچه و دیــوار و اون در
💥زنده میشه تو خاطرم، غصه و داغت
🔥حکایت تو و مدینه
🔥اون روزا که شدی حزینه
🔥هنوز جلو چشامه زهرا
🔥به کی بگم غمم همینه
🔥فشار درب و میخ و سینه
🔥هنوز جلو چشامه زهرا
☑️مگه میشه یادم بره؟؟
🍃حکایت کبودیه روت
🍃 اون زخمای کنار ابروت
🍃هنوز جلو چشامه زهرا
🍃تکون نخورنای بازوت
🍃شکستگیهای رو پهلوت
🍃هنوز جلو چشامه زهرا
😭😭😭😭😭😭😭😭😭
🍂هزارتا بغض مونده تو صدامه
🍂راه رفتنت هنوز جلو چشامه
#فاطمه_جان
😔غم عالم، تو دلم لونه کرده
#فاطمه_جانم
☑️حسن آروم میکنم، حسین گریه میکنه
#فاطمه_جانم
☑️حسین آروم میکنم، زینب گریه میکنه
🔘چادر خاکیتو رو سرش میکنه شروع میکنه مث تو نماز خوندن
🔘با یه دست قنوت میره
🔘خمیده خمیده نماز میخونه
⚪️غوغایی شده تو خونه
⚪️چیکار کنم فاطمه؟؟
#خودت_کمکم_کن
هر کی یه گوشه ای روضه ای داره
🔅این وضع خونه ی علیِ
🔅در و دیوار روضه خونن
🔅بستر مادر روضه خونِ
❇️حسن یهو از خواب میپره میگه نزنید مادرمو
❇️زینب روضه میخونه حسین روضه میخونه
ام کلثوم روضه میخونه
☑️من میدونم دلت کجا رفته
☑️خرابه هم همینجوری بوده
☑️هر کی یه گوشه ای روضه میخونده
رباب میگفت علی لای لای
🔰ام کلثوم یه گوشه ای گریه میکنه
تو چرا انقده بی طاقتی میکنی؟؟
🔰گفت خواهرم غروبی همینجا به من گفت عمه، گرسنگی امانمو بریده
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #حضرت_زهرا
#⃣ #فاطمیه
▪️😭😭▪️😭
نُقل و نباتم ببار من پسر آوردم
قابله چون میخ بود پشت در آوردم
--------
این چند وقت زهرا مشغول دوختن بود
دلواپسِ علی و در فکرِ پیرهن بود
در خانه کار کردم اما به دل نچسبید
از بسکه دستم از صبح بر شانهی حسن بود
با جبرئیل گفتم جانِ تو و علیجان
من را زِ پا در آورد زخمی که در بدن بود
روزیِ خویش را صبح از دست من گرفتهاست
شهری که هیزمِ آن پشت حیاط من بود
شهری که آتش آورد جای عیادت و دید
زهرا بجای آن در مشغول سوختن بود
آنکه دلیلِ ایجادِ عالم است مردم
بر دستْ ریسمان و بر گردنش رسن بود
ماندم علی نیاُفتد بین مدینهای که
مردی نداشت غیر از یک زن که شیرزن بود
گفتم گواه دارم گفتم که ارث دارم
گفتم علی است شاهد اما جواب "لَن" بود
میگفت بین مسجد با من : دروغگویی
آنکه میانِ کوچه بدجور بد دهن بود
اصلا جدا نمیشد دستم, ولی شکستش
از خانه تا به مسجد یک جنگِ تن به تن بود
قنفذ که خسته میشد جایش مغیره میزد
این پشتِ هم زدنها پیشِ ابالحسن بود
در گوشِ گاهواره دیشب به گریه گفتم
ای کاش قدِ محسن در خانهام کفن بود...
#حسن_لطفی
به جرم اینكه ندارم پدر زدند مرا
شبیه مادر در پشت در زدند مرا
خبر نداشتم این ها چقدر نامردند
خبر نداشتم و بی خبر زدند مرا
خدا كند كه عمویم ندیده باشد، چون
پدر درست همین دور و بر زدند مرا
پدر، وقت غذا تازیانه می آمد
نه ظهر و شام كه حتی سحر زدند مرا
سرم سلامت از این كوچه ها عبور نكرد
چقدر مثلِ تو ای همسفر زدند مرا
چه بینِ طشت، چه بر نیزه ها زدند تو را
چه در خرابه، چه در رهگذر زدند مرا
چه چشم زخم، چه زخمِ زبان، چه زخمِ سنان
اگر نظر كنی از هر نظر زدند مرا
فقط نه كعبِ نِیّ و تازیانه و سیلی
سپر نداشتم و با سپر زدند مرا
پدر من از سرِ حرفم نیامدم پائین
پدر پدر گفتم هر قَدر زدند مرا
مگر به یادِ كه افتاده اند دشمن ها
كه بینِ این همه زن بیشتر زدند مرا؟
زدند مادرتان را چهل نفر یكبار
ولی چهل منزل صد نفر زدند مرا
#محسن_عرب_خالقی
یکی دستور میداد، غارتش کنید
خواهرش داد میزد، راحتش کنید
دافع البلایا، سنان سیلی میزنه به کعبةُ الرزایا
دافع البلایا، غریب گیر آوردنش خدایا
خون تو شد مباح حسین حسین حسین
زخمی بی پناه حسین حسین حسین
دست جمعی با هم میزدن شدید
یکی میگفتش جایزه ام بدید
حرف بد شنیدم
به سختی نیزه از تن برادرم کشیدم
کشته ی بی پناه حسین حسین حسین
زخمی بی پناه حسین حسین حسین
┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
@navaye_asheghaan
#روضه_حضرت_زهرا_س
(دعای فرج)
السلام علیک یا فاطمةالزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول یا سیدتنا و مولاتنا انا توجهنا
یَا وجیهةً
🥀دست توسلی به دامن بی بی دو عالم ، خانم فاطمه زهرا س
ان شاالله بری مدینه…اونجا برا غربت زهرا ناله بزنی
ان شاالله خانم فاطمه زهرا، شب اول قبر، فردای قیامت ، شفاعت منو شما رو بکنه…
یافاطمه
▪️خسته جانی ره نمیدانی بگویافاطمه
بی کسی سردرگریبانی بگویافاطمه
▪️مادرعالم دعایت میکندارام باش
آبروداری وگریانی بگویافاطمه
▪️نام مولاراببرزهراعنایت میکنه
ره نمیدانی پریشانی بگویافاطمه
▪️دردبی درمان اگرداری شفایت میدهد
مات ومبهوتی وحیرانی بگویا.....
▪️روزگارت گرشده زندان برایت
حل شودمشکل به اسانی بگویافاطمه
(یه لحظه رو یاد کنم و التماس دعا)
(خدانکنه ادم مریضه داشته باشه.
بخصوص مادرباشه)
▪️اشک ازدیده ی خونباربیفتدسخت است
هرکجابستربیماربیفتدسخت است
▪️اوج این واقعه راجان علی میداند
خانم خانه که ازکاربیفتدسخت است
▪️انکه مادرشده این واقعه رامی فهمد
بعدشش ماه اگرباربیفتدسخت است
▪️خاست تاشانه کندموی سرزینب را
شانه ازدست گرفتاربیفتدسخت است
آی حاجت دارا…
🥀صدا زد علی جان…شنیدم بلال وارد مدینه شده…
(علی جان یه خواهش ازت دارم، میشه به بلال بگی یبار دیگه برا منه زهرا اذان بگه…باشه زهرا جان)
مولا تو مدینه بلال رو طلبید… بلال اومد محضر امیرالمومنین …آقا جان امرتون چیه؟
(صدا زد بلال یادگار پیغمبر یه تقاضا ازت داره… زهرا س سفارش کرده اذان بگی…)
صدا زد آقاجان یاامیرالمومنین ع شما میدونید بعد پیغمبر من دیگه به رو مأذنه نرفتم،عهد کردم دیگه اذان نگم.
اماحالا که فرموده ی خانمم زهراست، من اذان میگم.
( برید به زهرا س بگید همین امروز اذان میگم)
مولا اومد خونه…
علی جان آیا بلال سفارش منو قبول کردیا نه؟
(زهرا جان بلال قبول کرد وعده کرده همین امروز اذان بگه)
🥀بی بی صدا زد فضه بسترمو ببر جلوی در اتاق، در اتاقو باز بذار تا من صدای اذان بلال روبشنوم.
(اوج) آی حاجت دارا… آی جوون دارا… میخوام بپرسم چرا یه خانم ۱۸ ساله ،یه زن جوون خودش بسترشو نبرد.
(میدونی چرا؟)
آخ بمیرم چون زهرا پهلوش شکسته بود، سینه اش آزرده بود،مریضه بود.
بلال وارد مسجد شد نگاهش به محراب مسجد افتاد، جای خالی پیغمبرو میبینه گریه میکنه…
(با چشم گریون داره از مأذنه بالا میره، میخواد اذان بگه)
آخ بلال(شبانگاهان
➖اذان بگو تا که دل شیدای من آروم بگیره
زهراداره از غربت و تنهاییه علی می میره
➖یادت میاد روزایی که بابام میگفت تومدینه
که دخترم عمر منه,نشه روزی بلا ببینه
➖ببین حالا حال و روز ما رو
خزون این باغ نو بهارو
➖آخ غریبی شیر ذوالفقارو2
(فرود)شروع کرد اذان گفتن
« الله اکبر الله اکبر » صدای ناله ی زهرا بلند شد
«الله اکبر الله اکبر» زینب دید شونه های مادر داره میلرزه…
امان از دل زینب
(مادر رو سجاده نماز داره صدای اذان رو میشنوه)
یادش افتاد زمانی که بلال اذان میگفت زهرا برا بابا آب می آورد ،تا بابا وضو بگیره…
آی دختر دارا … دختر خیلی باباییه…
خواهرا.. برا دخترا تون خیلی دعا کنید، برا بچه هاتون دعا کنید برا عاقبت بخیریشون دعا کنید.امروزمجلس مادری هاا
( بمیرم برا دختر پیغمبر، پیغمبر یه دختر بیشتر نداشت، چه کردند با یادگار پیغمبر چه بلاها که به سرش نیاوردن…)
🌾صدای اذان بلال بلند شد…
«اشهد ان لاالهالاالله» زینب دید گریه ی مادر شدید شد…
(آخ بابا مؤذنت داره اذان میگه اما دخترت نمیتونه از جا بلند شه…)
آی مریض دارا حالا وقتشه هر کجا صدای منو میشنوی ناله بزن بگو… یا زهرا س…
ولی امان از اون لحظه ای که مؤذن صدا داد
«اشهد ان محمد رسول الله»
(اوج) یه مرتبه دیدن مادر با صورت به رو سجاده افتاد…
آخ زینب صدا زد حسین جان حسن جان چرا معطلید …برید به بلال بگین دیگه اذان نگه، مادرم از دست رفت.
(مردم همه اومدن مسجد ، چه خبر شده ، مگه پیغمبر زنده شده بلال داره اذان میگه ، جای خالی پیغمبرو تو محراب میبینند دارن گریه میکنند)
یه مرتبه دیدن حسنین سراسیمه وارد مسجد شدند، صدا زدن آخ بابا بابا یا علی …به بلال بگین دیگه اذان نگه…
(چرا) آخه مادرمون غش کرد…
( بلال از مأذنه پایین اومد
این اذان نیمه تمام ماند تو مدینه.)
🌾ناله داری یه لحظه دلتو ببرم کربلا، آی کربلائیا…
بگم بی بی جان میون خونه تو بستر، توخونه خودتون خوابیده بودین، مؤذن رفت بالا مأذنه اذان گفت(با عزت نام باباتون برد خانم جان با احترام نام بابارو برد) شما بیاد پدر افتادی غش کردی
اما من بمیرم برا اون بچه هایی که چهل منزل …سر بریده بابارو بالای نی دیدن…
ای حسین…۳
همه با هم حسین…
🌾با هرنفسی که میکشم در هرگاه
از مولد خویش تادم قربان گاه
🌾با هر ضربان قلب خود میگویم
القلبُ لَدَیک یا أباعَبدالله
#بابی انتو امی یا حسین
#جان عالم به فدای لب عطشان حسین
@navaye_asheghaan
4_5902267310839697800.mp3
4.32M
#زمینه ای جانسوز (دشتی)☝️
#زمینه ای جانسوز (دشتی)
آرزومه ای خدا،پرواز از این خونه كنم
قبل رفتن گیسوی،زینبم و شونه كنم
می روم از این دنیا
می شود علی تنها
من میگم رفتنیم،زینب میگه بازم بمون
ای پرستو بمون و ،بازم برای من بخون
می روم از این دنیا
می شود علی تنها
تا پای جون دادنم،من واسه جونت سپرم
تار مویی نشه كم،از سر تو تاج سرم
بشكند اگر دستم
یاور علی هستم
بین زهرا و علی،آتش در فاصله شد
محسنم اصغر شد و ،دومی هم حرمله شد
می كشه منو آخر
داغ غربت حیدر
دشمن هیزم آورده
فاطمه مگه مرده
@navaye_asheghaan
بعد_از_شهادت
〰〰〰〰〰〰〰
من باغبانی افسرده حالم
در هجر یک گل بشکسته بالم
نقش گل بین آن در و دیوار
تا ابد باشد نقش خیالم
➖مظلومه زهرا، مظلومه زهرا
وای از آن میخ وپهلوی زهرا(س)
غنچه اش پرپر،آه و واویلا
دستان بسته کردم نظاره
در اوج غربت،گریان وتنها
➖مظلومه زهرا، مظلومه زهرا
از برم رفتی یار جوانم
تنها شدم من،ای مهربانم
گو چه سازم با ناله ی طفلان
ناتوان از این بار گرانم
➖مظلومه زهرا، مظلومه زهرا
آه از زمانه، با من چه کردست
بعد تو قلبم،محمل دردست
گرمی ونور کاشانه بودی
بی تو خانه ام تاریک وسردست
➖مظلومه زهرا، مظلومه زهرا
غسل ودفن تو بوده شبانه
آه از آن تشییعِ مخفیانه
درد سنگینی، باشد برحیدر
دخت پیمبر،شد بی نشانه
➖مظلومه زهرا، مظلومه زهرا
@navaye_asheghaan
25090209.mp3
37.04M
.
#زمینه
#فاطمیه
#واحد_سنگین روضه ای
کوچه پر از دود شد
آتیش نمرود شد
خونِ در و دیوار
شبیه یک رود شد
مدینه پر درد شد
خزون شدو سرد شد
خونه امنه ما
پا خور نامرد شد
یه عده بی حیا ،( ازراه اومدن )۳
ضربه بی هوا ، (روو در میزدن)۳
مادر پا به ماه ، (افتادش زمین)۳
طوری لگد زدن ، (شد سقط جنین)۳
یه لشگر و
یه مادر و
نشسته خون تازه روو میخ درو
خدا الهی نگذره از اون کسی
که بین کوچه بسته دست حیدرو
وای ، (مادر مادر مادر مـــادر)۳
بال و پرش میسوخت
موی سرش میسوخت
توو شعله ها مادر
با پسرش میسوخت
چهل نفر با سر
رد شدن از روو در
یکی نگفت آخه
زیر دره مادر
میونه کوچه ها ، (بد کردن به ما)۳
چادر مادرم ، ( له شد زیر پا)۳
ضربه دومی ، ( پهلوشو شکست)۳
غلاف اون دوتا ، (بازوشو شکست)۳
سینه شکست
به خون نشست
بد زده مادرم رو نانجیب پست
ضربه ی محکم لگد های عُمَر
راهه نفس کشیدن مادر و بست
وای ،(مادر مادر مادر مـــادر)۳
#هجوم_به_بیت_وحی
#عباس_قلعه ✍
👇
aa4fe06c-ceaa-4c3f-a891-a693de382f3e.mp3
5.01M
#زمزمه_حضرت_زهرا_س
#مازنی
مه جان مار ته لالای بلاره
ته دست نون و خرمایه بلاره
مه جان مار مه دله خون هاکردی
تندیر سر هنیشتی نون هاکردی ته بلا ره
ته برمه ته سکوتسه بمیرم
ته یک دستی قنوتسه بمیرم ته بلا ره
فاطمه ته یار بمیره
نیمه شو ته قبر کنار بمیره
حسین گلی رو وینسی هر روز
ناله زویی گتی ته مار بمیره
نرم نرم وارش کنه نوازش
ببین زهرا ببین خون بیه مه چش
یا فاطمه الزهرا
#نوحه_حضرت_زهرا_س
#ترکی
گل عمو اوغلی باشیمی آل دیزیوه
توكمه گوز شبنمیوی گل یوزیوه
آیریلیق دوزدی چتین مرحله دی
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
یتشوب موسم هجران اولورم
غصه دن باغریم اولوب قان اولورم
یوخ ئولوم دردینه درمان اولورم
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
دولدوروب سینه می اندوه و محن
گدیرم محضره پیغمبره من
دویموشام بو دیریلیقدان بولوسن
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
هجر پیغمبره یوخ منده دوزوم
آغلری بسر نچه مدّتدی گوزوم
گوزلوری قابض الارواحی گوزوم
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
گل غنیمتدی بو آخر نفسیم
صون نفسده منیم اول دادرسیم
بولوسن ئولماقا وار چوخ هوسیم
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
حقیمی اهل جفا الدن آلوب
غصّه تاثیریدی رنگیم سارالوب
سنه نسگلدی الیم یوزده قالوب
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
نه روا مجلس شورا قورالار
رای آلوب درگهیمی یاندیرالار
نیلمیشدیم منه سیلی ورالار
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
بزم خلوتگه یاره گدیرم
دلخوشام وصل نگاره گدیرم
حیف اولا سینه ده یاره گدیرم
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
بزم یاره هر او كس دعوت اولور
زینتی فاخر و پرقیمت اولور
محسنین قانی منه زینت اولور
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
دیسه جدّیم كه بو رخساره ندور
یوزده كی سینه ده كی یاره ندور
نه دیوم من باباما چاره ندور
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
سنی شاهد توتورام بو سوزومه
لیل تار اولدی ایشیق گون گزیمه
دییرم سیلی ویربلار یوزمه
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
سنه قورموشدوم او گون بزم عزا
هله یاسلیدی هامی آل عبا
وردیلار اوت قاپیه اهل جفا
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
بیر یارام وار یاراسی گتمیه جاق
حشر اولونجا منی ترك اتمیجاق
قنفذین قمچی یری گتمیه جاق
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
ولی بو سینه مین آثاری بابا
كشف ایدیر ضربت مسماری بابا
بویادی قان در و دیواری بابا
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
حكم اولوب ظلمیده حدّدن چخالار
منی ضرب لگدیله یخالار
در و دیوار آراسیندا یخالار
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
هر بلا گلدی دوزوب غم یمدیم
حق رضاسی واریدی اینجیمدیم
دین یولیدی دایانوب لا دیمه دیم
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
قوی ئولوم قورتولوم ای شاه زمن
قالمیوم بو غم ایامیله من
سرّیمی غسل ورنده بولسن
آغلاما فاطمه قربان گوزیوه
__________◾◼◾__________
ای رجایی سوزون آغلاتدی منی
پور بینا گتوروب شوره سنی
گوردی تا آغلادی بو سر سخنی
آغلاما فاطمه قربان گوزووه