2.mp3
5.79M
هدیه به امام حسین به امام حسن به امیر المومنین. شهدای کربلا. شهدای صدر اسلام صلوات
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم
من بدم درسته اما دل که دارم
شعرو سبک رضا نصابی
به نفس. کربلایی. سجاد عینلو
.
#شور #فاطمیه
#شور_حضرت_زهرا_س
#شور_امام_حسین_ع
#فاطمیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ام النجبا
مادر تموم بچه سیدا
بی بی جان فاطمه اشفعی لنا
ام النجبا
روزیمه به دستاسه زهرا
دودنیا به احداثه زهرا
بوده از ازل این زمینو
آسمونها اساسه زهرا
یازهرا یازهرا امان هر گزنده
منم من مستمنده یازهرا
یازهرا یازهرا میگن مولا بااین ذکر
درخیبرو کنده یازهرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حسین من
زندگیمی تویی نورعین من
ای تمومی شهادتین من
حسین من
عزیز دیارم حسینه
کس روزگارم حسینه
اونیکه برای جوونش
سرم رو میارم حسینه
حسینه حسینه، تو خاکت توتیای
چشامون زیرپای حسینه
حسینه حسینه،دلامون زنده از
روضه های کیمیای حسینه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#محمد_حسنلو✍
.
#شور
#حضرت_زهرا
#فاطمیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفته نبی که تا بشنون این دنیا
یا روحی التی بین جنبی زهرا
میگن اهل آسمونا کوثر به فاطمه
جبرئیل شبانه روز میزد سر به فاطمه
اوج ایمان و محبت و وقار است و حیا
علت علاقهٔ پیغمبر به فاطمه
دختر پیغمبره، گوهر پیغمبره
بضعة منی یعنی دلبر پیغمبره
آبرو دار دم، محشر پیغمبره
اصلا از اول بگو، مادر پیغمبره
مادرم یا زهرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شادی حیدر از ،خنده های زهراست
خنده های کودکان، از دعای زهراست
هرگز مثل ندارد ایمان فاطمه
یاریگر علی شد دستان فاطمه
مولای ما همین که میگفت فاطمه جان
با عشق خانمش میگفت جان فاطمه
افتخاره حیدره، اعتبار حیدره
سرباز آتش به اختیار حیدره
وقت شادی و عزا، در کنار حیدره
توی جنگ اصلا خودِ، ذوالفقار حیدره
مادرم یا زهرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#فاطمیه #حضرت_زهرا
.
#حضرت_زهرا
السلام علیکِ يا فاطمة الزهراء
یک آسمان فرشته برای تو بال زد
با نور تو به خاطره رنگ خیال زد
هستی بدون بودن تو کی پدید شد
باید بدون نور تو حرف از زوال زد
حق با محبتت همه را آفریده است
بر عالمی به نور تو نقش جمال زد
تا که خدا به آفرینش خود جلوه ای دهد
با مِهر تو به ما همه مُهر کمال زد
از خلق آدمی چو فرشته سؤال کرد
تنها خدا به نور جمالت مثال زد
مریم برای مثل تو بودن دعا نمود
مانند ساره آمد و حرف از محال زد
آمد علی کنار پیمبر به اوج شرم
وقتی خدا برای تو حرف از وصال زد
وقتی که مصطفی ز جهیزیه ی تو گفت
حرف از گلیم و کوزه و ظرف سفال زد
گل بوسه ی نبی به روی سینه ات نشست
مسمار در به بوسه گه تو مدال زد
در کوچه ای که دست ستم سویت آمده
گویا به قرص ماه تو نقش هلال زد
پشت فلک ز داغ عزایت شکسته شد
رنگ سیه به پیرهن و رخت و شال زد
از هوش رفته ای ز غم خاطرات خود
با آن اذان که بعد پیمبر بلال زد
آن کس که خشم و قهر و غمت را رقم زده
تیری به قلب حضرت طه و آل زد
وقتی علی کنار مزار تو اشک ریخت
یک آسمان فرشته برای تو بال زد
#محمدعلی_شهاب ✍
.
.
#حضرت_زهرا #فاطمیه
السلام علیکِ يا فاطمة الزهراء
یک آسمان فرشته برای تو بال زد
با نور تو به خاطره رنگ خیال زد
هستی بدون بودن تو کی پدید شد
باید بدون نور تو حرف از زوال زد
حق با محبتت همه را آفریده است
بر عالمی به نور تو نقش جمال زد
تا که خدا به آفرینش خود جلوه ای دهد
با مِهر تو به ما همه مُهر کمال زد
از خلق آدمی چو فرشته سؤال کرد
تنها خدا به نور جمالت مثال زد
مریم برای مثل تو بودن دعا نمود
مانند ساره آمد و حرف از محال زد
آمد علی کنار پیمبر به اوج شرم
وقتی خدا برای تو حرف از وصال زد
وقتی که مصطفی ز جهیزیه ی تو گفت
حرف از گلیم و کوزه و ظرف سفال زد
گل بوسه ی نبی به روی سینه ات نشست
مسمار در به بوسه گه تو مدال زد
در کوچه ای که دست ستم سویت آمده
گویا به قرص ماه تو نقش هلال زد
پشت فلک ز داغ عزایت شکسته شد
رنگ سیه به پیرهن و رخت و شال زد
از هوش رفته ای ز غم خاطرات خود
با آن اذان که بعد پیمبر بلال زد
آن کس که خشم و قهر و غمت را رقم زده
تیری به قلب حضرت طه و آل زد
وقتی علی کنار مزار تو اشک ریخت
یک آسمان فرشته برای تو بال زد
#محمدعلی_شهاب ✍
.
.
#شور
#شور_روضه_حضرت_زهرا
#فاطمیه
#هجوم_به_بیت_وحی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حیاط خونه پر شد از مرد نامحرم
میمیرم از غم
یه پا به ماهو میزدن چهل تایی با هم
میمیرم از غم
یه خانم محجبه زیر در مونده
دل رو سوزونده
دلش رو بی وفایی دنیا لرزونده
دل رو سوزونده
ولگر د نامرد
روی زن حامله دست بلند کرد
جوری زدش که
هر شب نمییخوابید از زور سردرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آتیش همین که گر گرفت فضه رو و سر زد
خوشبختی پر زد
یکم اومد عقب با پا محکم به در زد
خوشبختی پر زد
رد یه میخ داغ روی سینه جا افتاد
ای داد بیداد
لگد که خورد به فضه گفت محسنم افتاد
ای داد بیداد
جای غلافه
اونقدر زد آخر خودش شد کلافه
باز با همون دست
واسه حسین خواست که پیرهن ببافه
کرده وصیت
چادر نمازم بمونه برای رقیه
ارث من اینه
از ضرب سیلی مثل من دیگه تار میبینه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میگن یکی برات یه کاسه آب آورده
ای نیزه خورده
خودت بگو کی پیرهن کهنت رو برده
ای نیزه خورده
من تاب ندارم
تو تشنته من ولی آب ندارم
مادر نداری
خواهر بمیره برات سر نداری
کج میبریدن
حلقوم تو رج به رج میبریدن
خواهر بمیره
از کی سره زخمیتو پس بگیره؟
اوضات بهم ریخت
شمر دست تو موت کرد و موهات بهم ریخت
ای هستِ خواهر
رفت از کناره تو دست بسته خواهر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
#شور
#حضرت_زهرا
#فاطمیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زهرای مطهره
از روز ازل عالم واسه تو مسخره
تو کوثری واللهِ ساقی خود حیدره
وقتی صدا میزنی علی،علی میگه جانم فاطمه
حتی خدا هم میگه جانم به این منظره
الحق که بچه های تو عالی جنابن
سر منشأ تمامی خیر و ثوابن
چون تربیت شده ی به دست رسول و
ذریه ی تووُ خلف بوترابن
انسیه الحورا فاطمه
ای همسر مولا فاطمه
واللهِ که دنیایی نبود
لولا علی لولا فاطمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بانوی مکرمه
هر نطق تو اولی از آیات معظمه
هر کس که سگ تو شد از نظر من آدمه
هرکی بگه یاحیدر محشر به تو محرمه
هرکی که باشه توی دنیا،غلام خونه ی تو مادر
والله که محفوظ از آتیش جهنمه
ذکر شریف عصمت و سربند مولا
گفته رسول حق به تو ام ابیها
تو سرور تمام زنان بهشتی
مایملک بهشته به نام تو زهرا
صدیقه ی اطهر فاطمه
ای مالک محشر فاطمه
من نوکر اولاد توام
ای بهتر از مادر فاطمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
#فاطمیه #حضرت_زهرا
صلاللهعلیکیادم الائمة و النجباء
کاش صدای خندههاش بازم بپیچه توی خونه
مادر غم دیده من که دیگه قامت کمونه
کاش دیگه وقت نماز قنوت او نشه یه دستی
فک کنم میخواد ولی دست نحیفش نا توونه
خدای من
چیکار کنم با این تن تبدار
امون از این جراحت مسمار
امون از این غصه بسیار
خدای من
میمونه تا سحر همش بیدار
پا میشه دست میگیره از دیوار
رفتنیه مادرم انگار
میسوزه تو
غم بابا
نه نه زهرا ۲
...........................
چرا آروم نمیشه خدای من لرزش دستاش
زانوهاش همش میلرزه وقتی که پا میشه از جاش
نمیدونم چی شده که رو میگیره توی خونه
نمیدونم چی شده کم سو شده چند وقته چشماش
بیا اسما
ببین باز این دلپریشونی رو
عوض کنیم لباس خونی رو
تا وقتی نیست تو خونه بابا
بیا اسما
ببین بازم پا شده ایستاده
بازم به یاد محسن افتاده
بیا الان میرسه بابا
#نصیر_حسنی
.