eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
وایب اینجا یه وقت‌ها خیلی عجیب می‌شه، و الان از اون وقتاست.
اوی‌من;
چقدر این داستان دوست داشتنی بود، ردش روی روحم می‌مونه.
من هردفعه که یه فیلمو تموم می‌کنم: اینجوری نمیشه، باید جیغ بزنمرثبنغستغستغ
داشتم نقدهای مربوط به کافه پیانو رو می‌خوندم و عمیقا فهمیدم پسر، حتی به محدود کتاب‌هایی که منِ سخت‌پسند هم می‌پسندم، چقدر نقد وارده. حتی بهترین آثارِ دنیا هم بی‌نقص نیستن و پرمخاطب ترین کتاب‌ها هم پر از اشکال‌ان. چقدر سخته فعالیت توی این حوزه. حقیقتا حسِ ناتوانی.
اوی‌من;
داشتم نقدهای مربوط به کافه پیانو رو می‌خوندم و عمیقا فهمیدم پسر، حتی به محدود کتاب‌هایی که منِ سخت‌پ
حتی می‌تونم بگم ادبیات تا حدِ زیادی مودیه. الان که دوباره چشم‌هایش رو می‌خونم، بیشتر می‌فهمم. دفعه اول اونچنان محوِ عنوان بودم که حواسم نبود، ولی الان واقعا این ساده نویسی روی مخمه.
اوی‌من;
حتی می‌تونم بگم ادبیات تا حدِ زیادی مودیه. الان که دوباره چشم‌هایش رو می‌خونم، بیشتر می‌فهمم. دفعه ا
ببینید، یه ساده نویسی بامزه هست، شبیهِ فرهاد جعفری توی کافه پیانو، که به کتاب یه حالتِ خاصی هم می‌ده. ولی این نوع ساده نویسی، که انگار روزنامه‌ست و هیچ ارزشِ ادبی نداره، دیگه. عنوان حیف و میل شده، کمی تا حدودی.
دلم می‌خواد اگه قرار شد یه روز جدی قلم بزنم، اونقد پخته باشه که بعداً از حیف و میل شدن عنوانش پشیمون نشم.
بینهایت عنوان "چشم‌هایش" زیبا به‌نظرم می‌آد. شاید بارها و بارها وسطِ درس، خودمُ غرق فکر درباره‌ی این پیدا کردم. حتی دلم نمیاد از این عنوان چیزی بنویسم که دست‌خورده بشه. کاش آقا امیرخانی دست به کار ببره:))
شمِ آدم شناسیم واقعا دوست‌داشتنیه. هروقت از زمین و زمان و خودم ناامید می‌شم، با نشون دادن قدرت‌ش یه دست -ایول دمت گرم- ازم طلبکار می‌شه.
-باید می‌نوشت. نمی‌توانست. pain.