eitaa logo
' اتاق 95 '
272 دنبال‌کننده
462 عکس
151 ویدیو
1 فایل
" هُـوَالـکٰافـ‌ی " • نامه‌های دو دلتنگ : محل‌ارسال : اتاق‌95‌ام‌تیمارستان‌ Bj . مقصد :‌ شاید‌‌به‌نا‌کجا‌آباد . • فرهنگ‌ فورواد ! ' در‌به‌در‌‌ در‌ پـی‌گـم‌کـردن مـقـصد رفـتـیم ' | می‌شنوم : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_n0a
مشاهده در ایتا
دانلود
قصر آبی ؛
' اتاق 95 '
قصر آبی ؛
قصر آبی داستانی آمریکایی کلاسیکه . ولنسی ، پنجره اتاق ، دریاچه احاطه شده توسط جنگل و ... جزیره میون دریاچه .
چه سود از شرح این دیوانگی‌ها ؟ . .
صندلی هنوز پشت پنجره است . نشسته ام اینجا .... باران می کوبد ، خسته ... به پیکرهٔ کلبه . سرد نیست . پالتو مشکی ام را یادت هست ؟ همان را تن زده ام ... گرم نگه‌م می دارد ، هنوز ... بیرون قاب چوبی پنجره ، کسی به پیش می آید . دیروز هم ... هر روز می آید تا دم پنجره . داخل نمی شود اما ... می رود . در نمی زند . زندگیست ... کمی خجالت زده از تاخیر . نگاهش نمی اندازم . صدایش نمی زنم . توجهی نمی کنم . بگذار برود . میهمان همه بوده و حال که من کند‌ه‌ام از او.... به کجا می آید ؟ به در کدام خرابه ؟ حال به یادم افتاده ؟ حالی که شیشه شکسته عینک را عوض و سقف شکسته کلبه را هم تعمیر نمی کنم ؟ حالی که .... نه ، نه ... نگران نباش . گلدان تو سبز است ، هنوز ... آبش می دهم ، هنوز ... از زندگی کنده ام ، نه از تو .... زندگی دیر آمده ... نه تو . تو که گناهی نکرده ای . او اما ... بگذار هر شب با همان پالتو بلند و دست های از شدت سرما در جیب به سمت پنجره بیاید . من پنجره می بنده‌م . که برود ... همانند گذشته از کنارم بگذرد . که بداند فراموش نکرده ام لحظاتی را که در انتظارش مقابل پله های کلبه زیر ریزش برف نگاهم به راهش خشک شد . که تیرگی موهایم زیر بستر برف خاکستری شد . که انگشتانم از نفوذ سرما یخ شد . که ... بگذریم ... خسته ات نمی‌کنم . اینجا همه چیز خوب است . مثل همیشه... شومینه روشن است ... بخار داغ چای به راه و پنجره بسته است . بی خوابی ای در شب ها حاکم نیست و خستگی ای در تنم نیست . خوبم اینجا من ... خوب .... همه چیز خوب است اینجا ... تو آسوده باش و آرام . - از طرف فراموش کاری برای سرمای سنگ مشکی رنگ گور . . . ‌
' اتاق 95 '
صندلی هنوز پشت پنجره است . نشسته ام اینجا .... باران می کوبد ، خسته ... به پیکرهٔ کلبه . سرد نیست .
فقط یه بریده ا کتاب قصر آبی پسوندش میارم و تمام ؛ ' او یکی از آن آدم‌هایی بود که زندگی همیشه از کنارشان می گذرد . ' ‌
چه خواهش ها در این خاموشی لب هاست . . .
' اتاق 95 '
که رعد و برق صدای شکستن آسمان است ، از دیدن بغض خسته ابرش ؛ ‌
چون خاطره غنچه پر پر شده در باد ؛
' اتاق 95 '
چون خاطره غنچه پر پر شده در باد ؛
در حافظهٔ باغچه ها هستی و رفتی . . .
فک کردن به اینکه چیزی از قصر آبی نمونده برا کدر کردن امشب کافیه.