' اتاق 95 '
قصر آبی داستانی آمریکایی کلاسیکه . ولنسی ، پنجره اتاق ، دریاچه احاطه شده توسط جنگل و ... جزیره میو
جزیره میستاویس ،
کلبه ،
غروب ،
جنگل کاج ،
رها و رها و رها ...
' اتاق 95 '
چون خاطره غنچه پر پر شده در باد ؛
در حافظهٔ باغچه ها هستی و رفتی . . .
د آره ، تو اون دوران توداری کتابخوانی ای فرو رفتم که نمی تونم راجب کتابی که می خونم حرف بزنم .
' اتاق 95 '
د آره ، تو اون دوران توداری کتابخوانی ای فرو رفتم که نمی تونم راجب کتابی که می خونم حرف بزنم .
خیالم از فضاش و فکر بش پره و کلمه ای برا گفتن نیست .
' اتاق 95 '
جزیره میستاویس ، کلبه ، غروب ، جنگل کاج ، رها و رها و رها ...
{ از زمان های ماضی و بعید بدش می آمد . همیشه به نظرش ترحمانگیز می آمدند.
" من بودم " یعنی همه چیز رخ داده و به آخر رسیده. }