💐 این عکس و متن تحت عنوان تبریک پدر و مادر #شهید_محسن_حججی به همسر او که ازدواج کرده، در شبکههای مجازی منتشر شده است.
🔺 اگر حقیقت داشته باشد رفتاری ارزشمند و بزرگمنشانه از سوی یک پدر و مادر رنج دیده است.
🌹همسر او حق حیات دارد و مستحق تجربه کردن زندگی جدید با لبخند و امید تازه است.
🌐 @partoweshraq
🕕 💠🌷💠 #سـیـره_شـہـداء
💔 آه از دل خواهر غم دیده...
خواهر بزرگوار شهید محمود رضا بیضائی:
🏴 دی ماه خیلی غم انگیزه...
🗓 هفتم دی ماه سال ۱۳۹۲ یعنی ۲۲ روز قبل از شهادت محمود رضا برای مراسم فوت عمه مان آمده بود تبریز و همان دیدار شد آخرین دیدارش با خانواده و فامیل.
👕 خیلی خوشحال بود! لباس رنگ روشن پوشیده بود، بلوز سفید با شلوار کتان کِرم رنگ شش جیب، چقدر صورتش نورانی بود...
✋ گفتم: محمود، چه خوب کاری کردی اومدی بابا این روزها بخاطر فوت عمه خیلی غمگینه...
👁 یهو نگاهشو از زمین برداشت، به چشمای من خیره شد. همینطور خیره با لبخند...
🕊 هرگز لب باز نکرد که بگه آخرِ همین ماه خودش آسمونی میشه...
🔅با روضه های کرببلا قد کشیده ایم
🔅این افتخار را همه مدیون زینبیم
🌷 #شهید_مدافع_حرم_محمود_رضا_بیضائی
🌐 @partoweshraq
⚜ #نکات_ناب_استاد_انصاریان
💔 همگی تا آخر عمر مراقب باشیم دلمان « #محبت» را با « #کینه» جابجا نکند که از چشم خدا میافتیم.
🌐 @partoweshraq
💚 #حـلقـہ_عشـاق {پاے درس بزرگان}
💝 رضایت خواهر
👤 یکی از فرزندان #شیخ_رجبعلی_خیاط (رحمت الله تعالی) نقل می کند:
🏙 مهندسی بود بساز و بفروش... یکصد دستگاه ساختمان ساخته بود ولی به دلیل بدهکاری زیاد شرایط اقتصادی بدی داشت و حکم جلبش را گرفته بودند.
👨🏻 به منزل پدرم آمد و گفت نمی توانم به خانه برگردم. خود را پنهان می کنم تا کسی مرا نبیند.
⚜ شیخ با یک توجه فرمود:
👌برو خواهرت را راضی کن!
👨🏻 مهندس گفت: او راضی است!
⚜ شیخ فرمود نه!
👨🏻 مهندس تاملی كرد و گفت:
💰بله وقتی پدرم از دنیا رفت ارثیه ای به ما رسید، هزار و پانصد تومان سهم او شد یادم آمد که نداده ام!
🚘 رفت و برگشت و گفت پنج هزار تومان دادم به خواهرم و رضایتش را گرفتم.
⚜ پدرم سکوت کرد و پس از توجهی فرمود: می گوید هنوز راضی نشده! خواهرت خانه دارد؟
👨🏻 گفت: نه اجاره نشین است!
⚜ شیخ فرمود: برو و یکی از بهترین خانه هایی که ساخته ای به نامش کن و به او بده و بیا تا ببینم چکار می شود کرد!
👨🏻 مهندس گفت: ما دو شریک هستیم چگونه می توانم؟
⚜ شیخ فرمود بیش از این عقلم نمی رسد چون آن بنده خدا هنوز راضی نشده است!
🏙 او رفت و یکی از خانه ها را به نام خواهرش زد و اثاثیه او را در آن خانه گذاشت و برگشت.
⚜ شیخ فرمود: حالا درست شد.
🌇 فردای همان روز سه تا از آن خانه ها را فروخت و از گرفتاری نجات پیدا کرد.
📙 منبع: كيمياي محبت اثر آيت الله ري شهري؛ صفحه ۱۴۱.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
#داستان_کوتاه
#پندها
🌺 #سه_شنبه_های_مهدوی
💔 بیچاره دلم طالب دیدار تو باشد
👣 درمانده و افتاده چنان پای تو باشد
👣 من در قفسی؛ منتظر روز وصالم
💔 آن روز که دلها همه دریای تو باشد
⛅ ️اللهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَ الْفَــرَج
🌐 @partoweshraq
#شعر_انتظار
⚜ امام رضا (عليه السلام):
🔅شخص بخشنده از غذاى مردم مى خورد، تا مردم از غذاى او بخورند، اما شخص خسيس از غذاى مردم نمى خورد تا آنها نيز از غذاى او نخورند.
🔅«السَّخِيُّ يَأكُلُ مِن طَعامِ الناسِ لِيَأكُلُوا مِن طَعامِهِ، و البَخيلُ لا يَأكُلُ مِن طَعامِ الناسِ لِئَلاّ يَأكُلُوا مِن طَعامِهِ».
📚 ميزان الحكمه، جلد ۵، صفحه ٢۵٧.
🌐 @partoweshraq
#حدیث
🌹 #سواد_زندگی
⏳همه مان بدونِ استثنا داریم پیر می شویم و به سمتِ پایانِ خودمان می رویم.
💔 حواسمان اما نیست! دل می شکنیم، قضاوت می کنیم، عذابِ جانِ هم می شویم و خودمان و دیگران را برایِ بیهوده ترین مسايل و چیزها می رنجانیم.
⚰ مایی که قرار نیست بمانیم...
🍎مایی که به جرمِ میوهی ممنوعه ای که نباید می خوردیم، تبعیدمان کردند، از جایی که ندیده ایم، به جایی که نخواهیم ماند، و در زمانی که نمی دانیم!
✋کاش کمی بیشتر حواسمان به هم باشد...
🌍 ما اینجا به غیر از خودمان، و خدایِ نادیدهی خودمان؛ هیچکس را نداریم...
🌐 @partoweshraq