🌹 #سواد_زندگی
💎 آدمی جز آنچیزی که میبخشد، ندارد!
👌🏻اصولاً راست گفته اند که «انسان بجز آن چیزی که میبخشد ندارد!»
🚗 عموم آدمیان خانه و ماشین دارند و تصور میکنند صاحب آنند؛ اما آیا توان ِ این را دارند که خانه و ماشینشان را به غریبه ای ببخشند؟!
❌ پاسخ غالبا منفی است. از این رو در این نوع دیدگاه، آنها در حقیقت صاحب ِ اموالشان نیستند بلکه آن اموال صاحب ِ آنهاست.
💎 در کل، کسانی که تصور میشود چیزی ندارند و بی خانمان اند، بیشترین چیزها را دارند و توان بیشتری برای ِ بخشش، چرا که همانگونه که در صدر نوشته آمد، آدمی جز آن چیزی که میبخشد، چیزی در کف ندارد...
🖊 امین جباری
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #ببینید
⚙ راهکار #امام_باقر (علیه السلام) برای حل مشکلات ارزی و تحریم
🎙استاد #رائفی_پور
🌐 @partoweshraq
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 #ببینید
🚀 فرمانده نیروی هوافضای سپاه:
🎙نماینده عربستان در مقر تروریستهای #حدکا بود/ همه آنها را با موشک به درک واصل کردیم.
👊🏻 منتظر انتقام حادثه #اهواز باشید...
🌐 @partoweshraq
⚔ آورده اند چون عبدالله خان ازبک، خراسان را تصرف کرد بر سر قبر رستم آمد و با غرور این بیت را خواند:
🔅سر از خاک بردار و ایران ببین
🔅بکام دلیران توران ببین
👳🏻 وزیر او گفت:
👌🏻رستم جوابی دارد که اگر اجازه دهید آن را بگویم؟
👨🏻گفت: بگو...
👳🏻 فرمود رستم در جواب می گوید:
🔅چو بیشه تهی ماند از نره شیر
🔅شغالان به بیشه درآید دلیر
🔅چو بیشه ز شیران تهی یافتند
🔅سگان فرصت روبهی یافتند!
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
#داستان_کوتاه
💠❓📚 ✍🏻💠 #پــرســمــان
❓سئوال: حسين بن على، شيعيان را لعن و نفرين مي كند و مي گويد: ما را دعوت كردند و گفتند ياور توايم ولى ما را به قتلگاه آورده و به كشتن دادند! مطلب بالا از كتاب الأرشاد شيخ مفيد ص ۱۱۱ می باشد!
✅ پاسخ:
⚜ از امام باقر (عليه السلام) چنين روايت شده كه فرمود:
🔅«شيعيان، سه دسته اند:
دسته اى با ما، خود را مى آرايند. دسته اى با ما، منافع مالى خود را به چنگ مى آوردند، و دسته اى، از مايند و رو به كوى ما دارند».
📙 مشکاه الانوار، ص ۱۲۷.
⚜ و در حديثى ديگر از ايشان، آمده است:
🔅«مردم در باره ما، به سه گروه تقسيم مى شوند:
گروهى، دوستدار مايند و در انتظار قائم ما به سر مى برند تا از دنياى ما بهره اى ببرند. اينان، سخنان ما را مى گويند و گفته هاى ما را حفظ مى كنند؛ امّا در عمل كردن به كردار ما، كوتاهى مى كنند. خداوند، آنها را به زودى، به سوى آتش، گسيل مى دارد.
🔅گروهى ديگر، دوستدار مايند، سخنان ما را گوش مى دهند و در عمل كردن به كردار ما، كوتاهى نمى كنند تا به وسيله ما، مردم را بچاپند. خداوند، شكمشان را از آتش سوزان، پُر مى كند و گرسنگى و تشنگى بر آنان چيره مى شود.
🔅گروهى نيز ما را دوست دارند، گفته ما را حفظ مى كنند، دستورهاى ما را اطاعت مى نمايند و با عمل ما، مخالفت نمى كنند. آنان، از مايند و ما، از آنهاييم».
📘 تحف العقول، ص ۵۱۴.
🔰بر اساس این روایات مدّعيان تشيّع در كوفه را مى توان به سه دسته تقسيم كرد:
1⃣ دسته اوّل، كسانى كه دل آنها با اهل بيت عليهم السلام بود و در عمل نيز از آرمانهاى اين خاندان، دفاع مى كردند. تعداد اين دسته، بسيار اندك بود.
2⃣ دسته دوم، كسانى كه اهل بيت عليهم السلام را به راستى دوست داشتند؛ ولى جرئت دفاع از آرمانهاى آنان را نداشتند.
تعداد اينان، بيش از دسته اوّل و كمتر از دسته سوم بود.
3⃣ دسته سوم، كسانى كه براى رسيدن به منافع سياسى يا اجتماعى و يا اقتصادى، به اهل بيت عليهم السلام اظهار ارادت مى كردند، ولى شمشيرهايشان در خدمت دشمنان آنها بود.
❌بيشتر شيعيان كوفه، از اين دسته بودند؛ ولى اينان، شيعه واقعى نبودند و مى توان آنان را شيعيان سياسى و اقتصادى ناميد. چنين كسانى، در واقع، پيرو كسى هستند كه بتواند منافع آنها را تأمين كند. از اين رو، در فضايى كه مردم احساس مى كردند كه امام حسين (عليه السلام) پيروز خواهد شد، اين دسته نيز با مسلم بيعت كردند؛ ولى در فضايى كه ديدند همراهى با امام (عليه السلام) براى آنها خطرناك است، در صف پيروان بنى اميّه قرار گرفتند، چنان كه بر پايه روايتى، امام حسين (عليه السلام) در روز عاشورا، خطاب به آنان فرمود:
🔅«واى بر شما، اى پيروان آل ابوسفيان! اگر دينى نداريد و از روز معاد نمى هراسيد، پس در دنيايتان، آزاده باشيد».
📓 لهوف، ص ۷۱.
❌ دسته دوم و سوم یا همان شیعیان ظاهری بودند که بارها مورد ملامت امام حسین علیه السلام قرار گرفتند و اینان همان ها بودند که اهل بیت علیهم السلام در مورد آنان فرمودند:
🔅«کسانی هستند که خود را شیعه معرفی می کنند که از یهود و نصاری و مجوس و مشرکین بدتر هستند».
📚 بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۱۶۶.
❌ اساساً اینان شایسته یدک کشیدن نام تشیع نیستند و از تشیع خارجند چرا که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
🔅«شیعه بودن به زبان نیست که کسی به زبان بگوید من شیعه ام ولی در رفتار و در کردار با ما مخالفت کند. شیعه همیشه با زبان و دل با ما همراست».
📚 وسایل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۴۷.
⚜ و فرمودند:
🔅«شیعیان ما کسانی هستند که در برابر امر ما تسلیم هستند و از سخنان ما پیروی می کنند و با دشمنان ما در مخالفت هستند و هر کس چنین نباشد شیعه نیست».
📗 صفات الشیعه، ص ۱۶۲.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔 eitaa.com/partoweshraq
9⃣9⃣ داستان #ضرب_المثل «نادر هم رفت و برنگشت!»
📚 مورد استفاده:
💪🏻 در مورد افرادی كه خیلی به خودشان و تواناییهایشان اطمینان دارند به كار میرود.
👑 در حدود چند صد سال پیش سلسلهای به نام افشاریه در ایران حكومت میكردند.
🏰 این سلسله نامش را از بنیانگذار خود نادرشاه افشار گرفته بود.
🚩 نادر فرماندهی سپاهیان شرق ایران بود كه كم كم از خراسان شروع به كشورگشایی كرد و توانست بعد از سلسلهی صفویان یك دولت متحد اسلامی قوی در ایران پایه گذاری كند و تا مدتی امنیت را به ایرانیان بازگرداند.
⚔ نادر بعد از همراه ساختن ایرانیان با خودش با همسایگان شرقیاش وارد جنگ شد و توانست كشور هند را تصرف كند.
💎 در پی این جنگ ثروت بینظیری در قالب طلا و الماس وارد ایران شد.
✌🏻این جنگهای طولانی و پیروزیهای پی در پی در طول سالها باعث غرور و خود بزرگبینی نادر شد.
👁 او كم كم دچار سوءظن به اطرافیان و نزدیكانش شد. نادر فكر میكرد همه میخواهند او را از بین ببرند. از این جهت روز به روز ظلم و ستم بیشتری به مردم روا میداشت و آنها را بیشتر اذیت میكرد و بیشتر از قبل باعث نارضایتی مردم از خودش میشد.
💂🏼♂💂🏻♀یكی از این گروههای ناراضی قزلباشها (سربازان ترك زبان سپاه صفویان) بودند كه گاهی شورشهایی را در مناطق مختلف ایران ترتیب میدادند.
👑 هر بار نادرشاه سپاهی را مأمور سركوب این شورشها میكرد تا اینكه یكی از این دفعات كه خبر شورش قزلباشها به نادرشاه داده شد، نادر عصبانی شد و فریاد زد:
👈🏻 «فردا به این قزلباشهای یاغی میفهمانم مخالفت با من یعنی چی؟ آن قدر از آنها را خواهم كشت تا از سرشان تپهای درست شود كه از بالای آن شهر مشهد (پایتخت ایران در دورهی افشاریه) قابل دیدن باشد.
🌌 همان روز نادر با سپاهیانش به قصد غرب ایران راهی شدند و به سرعت حركت كردند و تا شب به شهر قوچان رسیدند همه خسته بودند و نیاز به استراحت داشتند.
👑 نادرشاه دستور توقف و استراحت سپاه را داد.
🗣 آن شب یكی از فرماندهان سپاه نادرشاه با فرزند او بحثی كرد و او را مغلوب ساخت كه به مزاق نادر خوش نیامد.
👑 نادر گفت: باشه فردا صبح به حساب هر دوی شما میرسم.
👤 فرمانده كه میدانست نادر چگونه به حسابش خواهد رسید و مطمئناً او را میكشد.
⛺ وقتی نادر در چادرش به خواب رفت. آهسته آهسته وارد چادرش شد و با یك ضربه شمشیر او را به قتل رساند، در واقع در پایان «نادر رفت و برنگشت!!»
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
#داستان_کوتاه