#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح
عمریست روز و شب پِیِ این دودمانیم
محتاج اولاد علی شاه جهانیم
در حلقه سر مستی دیوانگانیم
از فتنه های این زمانه در امانیم
اصلا مگر داریم ازین بهتر حواله
ما را سپرده حق به خاتون سه ساله
ای نور چشم حضرت سقا رقیه
آرام جان زینب کبری رقیه
عشق رباب و ام لیلا یا رقیه
جانانه و دردانه بابا رقیه
ای شاهکار خلقت ای زهرای ثانی
تو افتخار سرور آزادگانی
ای کار اسم اعظمت مشکل گشایی
خُلقا و خَلقا حضرت خیرالنسایی
چیزی ندیدیم از تو غیر از باوفایی
با تو کدامین شغل بهتر از گدایی
ای روضه تو شاهراه استجابت
لطف تو را دیدیم قبل از عرض حاجت
عمر کم تو شیعه را بیدار کرده
از هر چه ظالم در جهان بیزاز کرده
کار تمام دشمنان را زار کرده
لعنت به هر کس که تو را انکار کرده
هرگز نشد نور حسینی تو خاموش
اصلا نگردد نام نامی ات فراموش
ما نوکرت آبا و اجدادی رقیه
ما زیر دینت در غم و شادی رقیه
هستیم مجنونت ز نوزادی رقیه
تو گریه کردن یاد ما دادی رقیه
ای بیت الاحزان تو در ویرانه شام
اشکت قیامت کرده در تاریخ اسلام
با اینکه دارد گریه شرح ماجرایت
با اینکه گشتی پیرتر از عمه هایت
با اینکه جان نگذاشت کعب نی برایت
اما عزیزت کرد تا محشر خدایت
تو کیستی ای از زبان من فراتر
آمد ولی الله ، دیدار تو با سر
#محمد_حسین_رحیمیان
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
در نام رقيه فاطمه پنهان است
از اين دو يكي جان و يكي جانان است
در روي كبود اين دو پيداست خدا
آيينه بزرگ و كوچكش يكسان است
#سید_رضا_موید
......
از کودکی اش فاضله و عالمه بود
چون شیرزن قبیله بی واهمه بود
بر بوسهی عمه بر جمالش سوگند
از بدو تولدش خودش فاطمه بود
#جواد_حیدری
......
ای چهره ات از نور نجابت گلگون
زد بوسه به دستان تو چرخ گردون
افتاده گره به کارمان! کاری کن...
زهرایِ حسین ؛ یارقیه خاتون!
#م_عاطفی
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
به روى پر جبرئیل آرمیده
همانكه دلم را به مستى كشیده
فرشته بیا در زمین بار دیگر
ببین كودكى هاى زهرا رسیده
عجب سیب سرخ قشنگى خداوند
براى خود سیب سرخ آفریده
گمان مى كنم اینكه مانند زهرا
فداها ابوها ز بابا شنیده
همانكه به پاكى بود شهره آمد
به دامان خورشیدمان زهره آمد
پدر، عاشق بوى پیراهنش بود
و گرم طواف ضریح تنش بود
میان همه خانواده یكى هم
همیشه خراب عمو گفتنش بود
سحرها سرش روى دامان بابا
شبى هم پدر بر روى دامنش بود
شبى كه رد ریسمان هاى این راه
به جامانده بر بازو و گردنش بود
همان شب كه از گریه او بى رمق شد
و یك مرتبه روبرو با طبق شد
سلام آنكه بى تو دلم وا نمى شد
كویر زمین مثل دریا نمى شد
اگركه نمى آمدى تا همیشه
كسى مثل تو شكل زهرا نمى شد
به غیر از تو و عمه زانوى سقا
براى كس دیگرى تا نمى شد
تو در كربلا تشنه،بى آب بابا
ولى آب هم بود بابا نمى شد
چه شد در میان بیابان بماند
چه بهتر كه این راز پنهان بماند
مسیح از نگاه تو درمان گرفته
به یمن تو درشهر باران گرفته
براى سفر تا خدا بار دیگر
نخ چادرت را سلیمان گرفته
نگاه شما مى برد سمت دریا
كسى را كه راه بیابان گرفته
تو مانند زهرا تو بانوى آبى
تو هم بازى طفل ناز ربابى
شبى كه بهارنگاهت خزان شد
زمان وداع تو با كاروان شد
زمین خوردى از ناقه،دربرهه اى كم
تمام تنت پاره اى استخوان شد
تو دیدى كه قران برنیزه رفته
ورق در ورق خیزران خیزران شد
تو دیدى كه بر نیزه مى رفت بابا
و انگشترش قسمت ساربان شد
خلاصه ترك خورد بغض گلویت
پدر آمد اما بدون عمویت
#علی_زمانیان
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
ارباب آمده ثمر باغ لاله اش
كرده ظهور فاطمه اى در سلاله اش
امد کسیکه مهجة قلب حسین را
دست خدا سند زده پشت قباله اش
نهج البلاغه هست و مقاتیح و کوثراست
یکروز اکر که ترجمه گردد رساله اش
یکراست میرود بغل شاه کربلا
دست کسی اگر برسد یک حواله اش
اندازه مسیح اولوالعزم زنده کرد
دلهای مرده را دم عمر سه ساله اش
عاشق شدیم و گفت رها کن بقیه را
بنویس روی سنگ نگین یا رقیه را
دختر نگو که مادر باباست بعدازاین
آیینه دار ام ابیهاست بعدازاین
دختر نگو که وارث شمشیر حیدر است
ارثیه دار حضرت زهراست بعدازاین
دختر نگو که غیرت دستان بسته اش
ویران کننده صف اعداست بعدازاین
در اشتیاق زمزمه عمه گفتنش
قلب صبور زینب کبراست بعدازاین
اصلا به گاهواره برایش نیاز نیست
جایش به روی شانه سقاست بعدازاین
غوغاست در ملائکة الله عالمین
دارد برای او صدقه می دهد حسین
در نسل عشق ، شوق سرآمد رقیه است
تفسیری از خدیجه و احمد رقیه است
داود و آدمند فقیران گریه اش
بنیانگذار گریه بی حد رقیه است
پیداست جلوه حسنی در کرامتش
مثل حسن ،کریم زبانزد رقیه است
دیدیم در حساب عدد که مساویِ
رزاق در رساله ابجد رقیه است
آنکس كه با شهامت زینب مدار خود
سیلی به روی حرمله ها زد ، رقیه است
جان باخت پای عشق ولی برد کرده است
چوب یزید را به سرش خرد کرده است
در راه عشق هم قسم زينب است او
كوچه به كوچه هم قدم زينب است او
در هاي و هوي مردم شام و ستمگران
تنها محافظ علم زينب است او
گريه نكرد هرچه كتك خورد ، گريه اش
بر ماجراي قدخم زينب است او
از كربلا به شام پس از رفتن پدر
دلواپسى دم به دم زينب است او
بعد از هزار سال خرابه حرم شدو
در زير سايه حرم زينب است او
دل بى قرار غصه و اندوه زينب است
كوچكترين مجاهد نستوه زينب است
چشمشش به پوشش طبق افتاد گریه کرد
بر مصحفی ورق ورق افتاد گریه کرد
لبهای چوب خورده اورا همینکه دید
یاد کبودی شفق افتاد گریه کرد
دستش توان نداشت كه سر را بغل كند
پس روى خاك بى رمق افتاد گريه كرد
بر حنجر بريده كه دستش رسيد سوخت
كنج خرابه مرغ حق افتاد گريه كرد
بر حال و روز دختر ويران نشين خود
سر از ميانه طبق افتاد گريه كرد
پروانه قسمت سحرش سوختن شده
او با همان لباس اسارت كفن شده
#محمد_جواد_پرچمی
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
مژده مژده که زمین باز مصفا شده است
غرق در رائحه جنت الاعلی شده است
موسم شادی ذریه زهرا شده است
که دوباره پسر فاطمه بابا شده است
باز هم فاطمه در خانه ارباب آمد
گل بریزید که ریحانه ارباب آمد
گل بریزید محبان اباعبدالله
آمده روح و دل و جان اباعبدالله
سوره کوثر قرآن اباعبدالله
(عیدی ماست به دستان اباعبدالله)
جشن میلاد رقیه ست بگیرید برات
بفرستید به زهرای سه ساله صلوات
خانه وحی شد آباد مبارک باشد
به حسین این شب میلاد مبارک باشد
به علی اکبر و سجاد مبارک باشد
که خدا خواهرشان داد مبارک باشد
عمه بر گردن او چار قل انداخته است
رویش از بوسه عباس گل انداخته است
این جگرگوشه طاهاست خدا می داند
ناز پرورده باباست خدا می داند
مظهر ام ابیهاست خدا می داند
اشبه الناس به زهراست خدا می داند
پسر فاطمه رویش که تماشا می کرد
یاد از مادر خود حضرت زهرا می کرد
ای رخت ماه دل آرام و دل آرای حسین
باعث دل خوشی و خنده لبهای حسین
ذکر خوابت همه شب نغمه لالای حسین
جای خوابت همه جا سینه سینای حسین
وه چه زیباست در آغوش پدر خفتن تو
پدرت گفت به قربان پدر گفتن تو
(ای شکوفایی هر گل زشکوفایی تو)
قمر هاشمیون مات دل آرایی تو
دختر فاطمه محو رخ زهرایی تو
جان عالم به فدای دل بابایی تو
پدر از دیدن تو سیر نگردد هرگز
عمر صد نوح کند پیر نگردد هرگز
گر خداوند دو عالم به پیمبر نازد
مصطفی نیز به زهرا و به حیدر نازد
به حسین و حسنش ساقی کوثر نازد
پسر ساقی کوثر به تو دختر نازد
چقدر انس ، سکینه به تو خواهر دارد
نتواند که نگاه از رخ تو بر دارد
در تو شد فاطمه تکرار رقیه خاتون
دختر سیدالاحرار رقیه خاتون
زینت دوش علمدار رقیه خاتون
ملجا خلق گرفتار رقیه خاتون
آمدی تا گره از کار همه باز کنی
پدرت هی بخرد ناز و تو هم ناز کنی
حیف و صد حیف که عمر تو به دنیا کم بود
روز میلاد تو با گریه و غم توام بود
مادرت رفت زدنیا و نصیبت غم بود
بعد مادر پدرت بهر تو مادر هم بود
مثل امشب تو در آغوش پدر جا داری
یک شبی هم تو به دامن سر بابا داری
ای پدر دست نداری بکشی بر سر من
با سرت آمده ای نیمه شب در بر من
پُرِ زخم است شبیه سر تو پیکر من
شده یک دفعه بگو باز به من دختر من
خوب شرح سفرت از سر و رویت پیداست
جای سرنیزه هنوزم به گلویت پیداست
#عبدالحسین
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
خدا را شکر که در سینه ام شوری دگر آمد
ز سمت خانه خورشیدها نوری دگر آمد
بگو موسی ببیند جلوه طوری دگر آمد
دهید این مژده را امشب به هر حوری ، دگر آمد
کسی که بر علی و آل نورالعین می باشد
و فرش زیر پایش بال حورالعین می باشد
به منطق گر چه زینب اشبه الناس است بر حیدر
جمال حق ز سر تا پاست گر عباس نام آور
علی اکبر اگر دارد نشان از روی پیغمبر
بگو الله اکبر آمده آیینه کوثر
حسین بن علی تا دید او را گفت این زهراست
بیا زینب تماشا کن جمالش را ببین زهراست
بود این طفل پا تا سر تمام فاطمه ، جانم
بر آن سیمای زهرایی سلام فاطمه ، جانم
پس از نام علی ، شد وقت نام فاطمه ، جانم
نهادش فاطمه به احترام فاطمه ، جانم
نهادش فاطمه در خانه گرم زمزمه باشد
کنار یاعلی هایش دم یا فاطمه باشد
گهی ماه بنی هاشم نهد چون ماه بر دوشش
گهی زینب به یاد فاطمه گیرد در آغوشش
گهی بابا بگیرد بوسه از لبهای خاموشش
علی اکبر اذان گوید به شور و شوق در گوشش
که ای خواهر به جز اسلام دین راستینی نیست
و در عالم به جز حیدر امیرالمومنینی نیست
رقیه آنکه خصمش جا در اعماق درک دارد
کسی که حسرت پابوسیش چشم فلک دارد
هم آن که پاسبان در بارگاهش از ملک دارد
بداند ، بر وجود نازنینش هر که شک دارد
که دست مادرش آلوده دام هوس باشد
به هرکس که بود در خانه این یک جمله بس باشد
اگر آهی کشد غم از دل او می برد بابا
اگر لب تر کند هفت آسمان را می درد بابا
اگر خاری رسد بر پاش ، از جا می پرد بابا
اگر نازی کند دختر یقینا می خرد بابا
ولی افسوس اوقات خوشش دیگر گذشت و بعد
شب غمها رسید و ماند تنها بین دشت و بعد
پس از بابا نفس بر سینه ریحانه مشکل شد
یتیمی بی کسی این بار روی شانه مشکل شد
برای نازدانه خواب در ویرانه مشکل شد
به بابا گفت آخر زیور شاهانه مشکل شد
یکی ناز مرا با ضربه سیلی خرید و رفت
نبودی گوشواره دشمن از گوشم کشید و رفت
#علی_سلطانی
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
ماه کم کم فروغ نورش را
به سوی فرش،خاک ره می کرد
نقره نقره بلور می افشاند
تا به شمس ولا نگه می کرد
آسمان با تمام زیبایی
از زمین می گرفت زینت وزین
زیر لب هر فرشته ای می گفت
عرض تبریک وتهنیت به حسین
تا ز رخساره ی رقیه ی او
محرم راز حق حجاب افکند
گرمی دیگری رخ ماهش
بر دل وجان آفتاب افکند
دختری آمده که از طفلی
غرق یاد خداست خلوت او
نقش توحید ،جلوه ی نابش
رنگ شرم وحیاست، طلعت او
ازهمان دوره ی طفولیت
شرف وعزت وفضیلت داشت
محو او بود زینب کبری
بس که بر فاطمه شباهت داشت
جای دارد که هاجر ومریم
محو قدر وجلال او باشند
عجبی نیست قدسیان فلک
مادحان کمال او باشند
فرصت این گل بهشت حسین
مثل عمر تمام گل ها بود
سه بهار تمام زندگی اش
غرق انوار حق تعالی بود
هرکسی حاجتی از او می خواست
با دعا از خدا تمنا کرد
با همان دست های کوچک هم
گره های بزرگ را وا کرد
سعی او درتعالی مکتب
داده عزت به نهضت اسلام
نقش بسته به دیده ی تاریخ
رد پایش زکربلا تا شام
هم صفات حمیده دارد او
هم سفیر قیام عاشوراست
زد شراره به خرمن بیداد
دختری که شهیده ی باباست
چون«وفایی» به هر کجا برسیم
ما به این خانواده مدیونیم
بی نیازیم ازجهان تا ما
سائلان رقیه خاتونیم
#سیدهاشم_وفایی
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی
ای غنچه نوشکفته ای پاک سرشت
رضوان به سرت ریخت گل از باغ بهشت
تاریخ نویس آفرینش امروز
ازعمر سه ساله ی تو تاریخ نوشت
#سیدهاشم_وفایی
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی #صلوات
نور دگر از قبیله ی نور آمد؟
یا شعشعه ای به وادی طور آمد؟
با آمدن رقیه ی بنت حسین
بانگ صلواتی ز ره دور آمد
#سیدهاشم_وفایی
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#حضرت_رقیه_ولادت
دلم می خواد یه دسته گل بیارم
روی سر ناز تو گل بریزم ...
کاشکی می شد تو حرمت می گفتم
تولدت مبارکه عزیزم ...
نمی تونم چشمامو رو حقیقت
بعد یه عمری نوکری ببندم
تولدت ، حرم چراغونی نیست
روم نمیشه دست بزنم بخندم
کاشکی می شد زائر صحنت بودم
نترسی امشب کسی نیست کنارت
کاش منو آتیش می زدی جای شمع
اینجوری تاریک نباشه مزارت
دلت گرفته بود و آرزوت بود
باباتو با خودت هم آغوش کنی ...
سر بریده اومد از راه نزاشت
چهارمین شمعتو خاموش کنی
فرشته ها گریه کناتن امشب
غمه تو حالا واسمون مبارک
خرابه که جای کبوترا نیست
تولدت تو آسمون مبارک ...
#ناصر_دودانگه
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
ماه کم کم فروغ نورش را
به سوی فرش،خاک ره می کرد
نقره نقره بلور می افشاند
تا به شمس ولا نگه می کرد
آسمان با تمام زیبایی
از زمین می گرفت زینت وزین
زیر لب هر فرشته ای می گفت
عرض تبریک وتهنیت به حسین
تا ز رخساره ی رقیه ی او
محرم راز حق حجاب افکند
گرمی دیگری رخ ماهش
بر دل وجان آفتاب افکند
دختری آمده که از طفلی
غرق یاد خداست خلوت او
نقش توحید ،جلوه ی نابش
رنگ شرم وحیاست، طلعت او
ازهمان دوره ی طفولیت
شرف وعزت وفضیلت داشت
محو او بود زینب کبری
بس که بر فاطمه شباهت داشت
جای دارد که هاجر ومریم
محو قدر وجلال او باشند
عجبی نیست قدسیان فلک
مادحان کمال او باشند
فرصت این گل بهشت حسین
مثل عمر تمام گل ها بود
سه بهار تمام زندگی اش
غرق انوار حق تعالی بود
هرکسی حاجتی از او می خواست
با دعا از خدا تمنا کرد
با همان دست های کوچک هم
گره های بزرگ را وا کرد
هم صفات حمیده دارد او
هم سفیر قیام عاشوراست
زد شراره به خرمن بیداد
دختری که شهیده ی باباست
چون«وفایی» به هر کجا برسیم
ما به این خانواده مدیونیم
بی نیازیم ازجهان تا ما
سائلان رقیه خاتونیم
#سیدهاشم_وفایی
@raziolhossein
#حضرت_رقیه_ولادت
در نام رقيه فاطمه پنهان است
از اين دو يكي جان و يكي جانان است
در روي كبود اين دو پيداست خدا
آيينه بزرگ و كوچكش يكسان است
#سید_رضا_موید
......
از کودکی اش فاضله و عالمه بود
چون شیرزن قبیله بی واهمه بود
بر بوسهی عمه بر جمالش سوگند
از بدو تولدش خودش فاطمه بود
#جواد_حیدری
......
ای چهره ات از نور نجابت گلگون
زد بوسه به دستان تو چرخ گردون
افتاده گره به کارمان! کاری کن...
زهرایِ حسین ؛ یارقیه خاتون!
#م_عاطفی
@raziolhossein