eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
9.8هزار دنبال‌کننده
744 عکس
7 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
پرچمت هر چه نور داشت حسین نوکری ام قُصور داشت حسین! شصت و نُه شب ولی همین نوکر با تو حسّ غرور داشت حسین شهدِ نابِ عسل چشید آن که در غمت!اشک شور داشت حسین می شود سال بعد هم آیا در عزایت حضور داشت حسین؟ ای غریبی که بر روی سینه جای سمّ ستور داشت،حسین... وای که خواهرت عقیله چِقَدر دل و جانی صبور داشت حسین! . . . منتقم می رسد زِ رَه باید تب و تاب ظهور داشت حسین @raziolhossein
ما نزد عقيلة العرب محبوبيم چون خصم يزيد و شامىِ مغضوبيم اى آنكه زدى چوب به لبهاى حسين صد چوبه ى لعن بر سرت مى كوبيم @raziolhossein
آشوب فتنه در مدینه قائله انداخت دیوار بیت وحی را از شاکله انداخت آتش زبانه می کشید از خانه ی مولا این شعله ها در آسمان ها ولوله انداخت دنیا به عاشق ها همیشه سخت می گیرد مابین زهرا س و علی ع هم فاصله انداخت جای غلاف تیغ بر بازوی مادر ماند یک دست او را از قنوت نافله انداخت آن دست که با ریسمان دست علی را بست در کوفه دور دست زینب سلسله انداخت ثانی ملعون در مدینه ظلم کرد اما در کربلا تیر جفا را حرمله انداخت @raziolhossein
خزان گرفت گل نازکِ وجودت را گرفته بود غم و درد تار و پودت را تو دست شستی و رفتی از این جهان زهرا علی چگونه بشوید تن کبودت را… @raziolhossein
تا دم آخریَش چشم ترِ خود را داشت روضه های شب وصبح وسحرِ خود را داشت آسمان نگهش غرق ستاره بود و داغ دستان جدای قمر خود را داشت شهدا غبطه به عباس رشیدش خوردند گرچه بی دست! ولی بال و پر خود را داشت یاد طفلان حرم آب نخورد عباسش این چه سقاست که سوز جگر خود را داشت تیر خوردند و نظر گرچه ولی می گویند باز چشمان ابوالفضل اثر خود را داشت! با خودش گفت که شرمنده ی زهرا می شد: اگر امروز کنارش پسر خود را داشت سر جدا گشت ابوالفضل ولی زینب گفت: سر نی سایه ی آن تاج سر خود را داشت @raziolhossein
. شنیدم تا گل چشم تو پژمرد حسینم دست خود را بر کمر بُرد عمود از روبرو بر فرقت آمد چرا رأس تو از پهلو به نی خورد؟ @raziolhossein
تا که کهنه پیرهن در دستهایم جا گرفت نیمه ی ماه رجب هم بوی عاشورا گرفت روضه خوانت بوده ام یک سال و نیم ای بی کفن از صدای ناله ی زینب دل دنیا گرفت گودیِ زیر دو چشمم! یادگار گودی است تا که شمر آمد به مقتل کار دل بالا گرفت جای سالم در تنت پیدا نکردم، لا جرم خواهر غمدیده ی تو بوسه از رگ ها گرفت هر کسی در کربلا از هر کجایی کینه داشت انتقام خویش را از ما بنی الزهرا گرفت دست نامحرم به روی خواهرت تا شد بلند بر فراز نیزه خون چشمان سقا را گرفت تا که بر گهواره ی نیزه بخوابد اصغرت مادر بی شیرخواره نغمه لالا گرفت… @raziolhossein
دل را بدهم به دست هر کس هرگز بی حب دو یار، عاشقی پس هرگز بی ذکر رسول ذکر مولا هیهات بی یاد غدیر، یاد مبعث هرگز @raziolhossein
سرمایه آه و این همه عصیان مرا ببخش دردم گناه و توبه چو درمان مرا ببخش یاغی نیَم به حال غریبان ترحمی باز آمدم به حال پریشان مرا ببخش یک عمر گفته ام که سریع الرضا تویی امشب بحق شاه خراسان مرا ببخش با این بلا که آمده، مرگ است بیخ‌ گوش کم گوشمالی ام بده! الآن مرا ببخش شاید که عمر من به شب قدر، قَد نداد! پس در همین لیالی شعبان مرا ببخش گریه برای کشته ی بی سر سلاح ماست محض همین نوای حسین جان مرا ببخش ... زینب به ناله گفت الا یا اخا الغریب: ای مانده زیر پای ستوران مرا ببخش... با چادرم نشد که تنت را کفن کنم ای پاره پاره پیکرِ عریان، مرا ببخش @raziolhossein
روشنى بخشِ شب تار نيامد چه كنم رفت عمر من و دلدار نيامد چه كنم قلب من مخزن الأسرار فراقش باشد حضرت ِمطلع الأنوار نيامد چه كنم "عجل الله تعالى فرجه" مى خوانم حجتِ مطلقِ دادار نيامد چه كنم شور اين سينه ى شيدا به كجا خيمه زده؟ نور اين ديده ى خونبار نيامد چه كنم درد بى صاحبى و غصه ى بى مولايى واى از اين دو خبر از يار نيامد چه كنم! هجر او بند شد و پاى سلوكم را بست چاره ى عبد گرفتار نيامد چه كنم با كلاف دلم عمريست پى اش مى گردم يوسف من سر بازار نيامد چه كنم من ز هجران رخش اشك فشاندم هر شب گريه ام نيز كه به كار نيامد چه كنم! آن غلامم كه شدم چشم به راهش اما شهريارم كه به دربار نيامد چه كنم ذوالفقار علوى منتظرِ خون خواهى است وارث حيدر كرار نيامد چه كنم آتش درد كشد شعله و مادر گويد: مرهم داغى مسمار نيامد چه كنم روضه كرب و بلا شعر مرا جمع كند گفت زينب كه علمدار نيامد چه كنم @raziolhossein1
از زخم مانده بر تن طفلت نشانه ها شعله ور است از دل زارم زبانه ها دختر اگرچه از سر مهر و لطافتش دارد همیشه با پدرش عاشقانه ها… دیگر گذشته ام به هوایت ز جان خود از بس گرفته ام ز نبودت بهانه ها مویم سفید و گونه ی سرخم سیاه شد بی تو شکست حرمت سبز جوانه ها نایی نمانده است مرا بهر پا شدن مویی نمانده است مرا بهر شانه ها بابا سه ساله ی تو گرسنه به خواب رفت بوی طعام گرچه می آمد ز خانه ها… بابا عجیب! مجلس ختم تو گرم بود «طفل یتیم و تسلیت تازیانه ها» اما عجیب!هر شب ویرانه سرد بود بی تو گذشت سخت به ما نازدانه ها @raziolhossei
پرچمت هر چه نور داشت حسین نوکری ام قُصور داشت حسین! شصت و نُه شب ولی همین نوکر با تو حسّ غرور داشت حسین شهدِ نابِ عسل چشید آن که در غمت!اشک شور داشت حسین می شود سال بعد هم آیا در عزایت حضور داشت حسین؟ ای غریبی که بر روی سینه جای سمّ ستور داشت،حسین... وای که خواهرت عقیله چِقَدر دل و جانی صبور داشت حسین! . . . منتقم می رسد زِ رَه باید تب و تاب ظهور داشت حسین @raziolhossein