eitaa logo
-پناهگاه𓏲࣪.
253 دنبال‌کننده
147 عکس
12 ویدیو
0 فایل
'میتونی بارون رو به یاد بیاری؟' "Secret": @secretrin «کپی از عکسا و آهنگا آزاده اما نوشته ها نه»
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز روز عجیبی بود. شاید الان احساس سردرگمی دارم . . .
قسمت دوم
از بالکن درحال تماشای باغ پشتی بودم. انقدر بزرگ بود که انتهاش پیدا نبود. میتونستم خورشید رو ببینم که چطور پشت کوه ها محو میشه. باد شدیدی می وزید. شال گردنم رو محکم کردم و دستم رو دور نرده گره زدم. هرچقدر میگذشت، هوا تاریک تر میشد. صدای مامان بزرگ از پایین به گوشم رسید: _لوییس! وقت چایه. دوباره دیر نکن. اونا دارن میان. با تعجب از اتاق خارج شدم و از پله ها پایین رفتم. خونه انقدر تاریک بود که چیزی نمی دیدم. به سمت کلید چراغ ها رفتم و سعی کردم روشنشون کنم. اما چراغ ها سوخته بود. مامان بزرگ با دیدن من گفت:«چشماتو ببند. اینطوری همه جا روشن میشه» چند دقیقه هردو سکوت کردیم. من که دنبال راه چاره بودم شمعی برداشتم و روشنش کردم. ناگهان عصبانی شد و فنجون چای که دستش بود رو پرت کرد. بعد با عصبانیت گفت:«اینجا کسی حق نداره آتش روشن کنه!» بعد از گفتن این جمله دستش را روی پیشانی اش مالید. بعد با ترس گفت:«دوباره! دوباره!» به سرعت شمع رو خاموش کردم و سعی کردم آرومش کنم. اما فایده ای نداشت. فقط زیر لب میگفت:«اون به زودی برمیگرده...» همون لحظه صدای شکستن چیزی از طبقه بالا به گوش رسید. سریع خودم رو به اونجا رسوندم. یک سنگ بزرگ وسط اتاقم بود. دور و برش هم خرده شیشه. توجهم به پنجره جلب شد که شکسته بود. بیرون رو نگاه کردم اما خبری نبود. خواستم به پایین برگردم ناگهان نوری چشمم رو زد. به سرعت برگشتم و متوجه شخصی شدم که با یک چراغ قوه کنار جاده ایستاده.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Only لباس خریدن can fix me
یه متن کوتاه مثل همیشه مینویسم بعد قسمت بعدی داستانو میذارم
همه چیز نیمه اش زیباتر است؛ و البته غم انگیزتر... نیمه ماه که درخشش لبخند آسمان میشود، نیمه عشق که هیچگاه پایان نمی پذیرد، نیمه شب که جاده تاریکِ رهگذرانی با کوله بار اشک است، نیمه راه اگر مقصد فرسنگ ها دورتر باشد، نیمه نگاه که در لحظه ای به یغما کشیده میشود، و نیمه حرف های گمشده ای که ناگهان به غارت برده شدند. _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میپرسی چرا عشقم به تو کمتره شده؟ من فقط اون رو ازت مخفی کردم. مگه از نورِ ماهِ پشتِ ابر کاسته میشه؟
میخوام این قسمت یکم طولانی تر یاشه.