3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا حالا از آتش سوزی یه جایی اینقدر خوشحال نشده بودم😎🤌🏻
https://eitaa.com/romanFms
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادرِ کربلا مادرمه . .🫀
#محمدحسینپویانفر
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الحق شیعه برات فدا شه❤️🔥:))
#محمودکریمی | #اماممهدی
قلبمو به خدایی گره زدم که تو هیچ شرایطی پشتمو خالی نکرد؛
قربونت برم خدای مهربونم🤍🎀!
مخاطب؟!فقط خدا:)!
شبتونبخیر🤌🏻
🥀🌺🥀🌺🥀🌺
🌺🥀🌺🥀🌺
🥀🌺🥀🌺
🌺🥀🌺
🥀🌺
🌺
♡نفس اخر♡
part: 27
«کماکان محمد»
هوفففف بخیر گذشت...
بلند شدم و به طرف بهداری رفتم..
.
.
_محمد: سلام فرشید
*فرشید: سلام اقا بفرمایید اینجا بشینید.
_ممنون میخوام برم اومدم ببینم حالش چطوره.. بیدار نشد؟!
*نه اقا بیدار نشده..
_خب فرشید دستت درد نکنه برو پیش داوود و سعید ببینم کدومشون کاراشون و کردن بگو بیان تو برو به کارات برس من گزارش میخوام ازت..
*چشم اقا فعلا..
پیش رسول موندم تا بچه ها بیان.. چند دقیقه بعد داوود اومد و منم به اتاقم برگشتم.. نبود رسول اذیت کننده بود.. علی ماموریت بود و کارای سایبری روی هم تلنبار شده بود.
.
.
«داوود»
ربع ساعتی میشد پیش رسول بودم.
سرم و روی تخت گذاشتم..کمکم چشمام گرم شد و نفهمیدم چیشد خواب رفتم.
. •. •. •.
با صدای ناله کسی از خواب بیدار شدم.. نگاهی به ساعت کردم کلا ۱۰ دقیقه خواب رفته بودم.. نگاهم و از ساعت گرفتم و به طرف رسول دادم.
دستش و توی دستم گقتم داغ بود خیلی داغ...
از جام بلند شدم هرچی صداش کردم بیدار نشد که نشد.. هزیون میگفت و همش اسم اقا محمد و میاورد.. ای وای
داوود: امید..امیدددد
امید: بله.. بله داوود.. چیه چیشده؟
داوود: امید... رس. ول
امید: رسول چی؟!
داوود: رسول تب کرده ...
امید: یاخداا .. برو اون طرف
ادامه دارد.....
☆☆☆☆☆
پ.ن: رسول تب کرد🤭
☆☆☆☆☆
📝به قلم: هدی و محنا بانو
❌کپی و یا حتی فوروارد از رمان ممنوع ❌
تٰاڪِہلَبگٌفٺ:
سَلامٌعَلَیالَأرباب،حُسین{؏}
یِڪنَفَسرَفـٺدِلمتٰاخودِبِـینُالحَـرَمِین!
• صَلَے اللّٰھُ عَلَی۟ڪ۟ یٰا اَبٰاعَب۟دِاللّٰه
• صَلَے اللّٰھُ عَلَی۟ڪ۟ یٰا اَبٰاعَب۟دِاللّٰه
• صَلَے اللّٰھُ عَلَی۟ڪ۟ یٰا اَبٰاعَب۟دِاللّٰه
السلام علے من الاجابھ تحت قبته 💗.•
السلام علے من جعل الله شفاءفے تربته
#سلاماربابدلم🌱
[@romanFms]