eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
4.3هزار ویدیو
22 فایل
عضویت؟عضونباشی‌که‌نمیشه کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌خیرراضی‌نیستم حتی از اسم رمان:) ازفعالیت‌ها‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app تبلیغاتمون https://eitaa.com/joinchat/2576352270C8ef1741385 زاپاس‌کانال @romanmfm
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام_امام_مهربانم 💞 آقاجان سال‌هاست که با خیال آمدنت هر صبح کوچه پس کوچه های دلم را آب و جارو میکنم ... ای آخرین‌ بازمانده‌ برگرد چشم‌ به‌ راهم اللهم عجل لولیکـــ الفرج
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
مشخصات کانالمون😉 تولد کانالمون:۱۵آذر۱۴۰۲🎂 من کیم؟ مهدیس هستم.۱۷سالمه. کلاس یازدهم .رشته معارف اسلام
وای بچه ها 🥲 تازه یادم افتاد چند روز پیش چه خبر بوده😅 ۱۵ آذر تولد دوسالگی کانالمون بوده🤭🎂 دیگه واجب شد امروز پارت بدم😔😂
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ #پارت۴۸ داوود: کنار سعید نشستم. نگاهم به ز
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ رسول: با ورود به سایت هر کدوم به طرفی رفتیم.محمد به طرف اتاق آقای عبدی، من به طرف میز مرکزی، حامد هم به طرف میز خودش.... میزم خالی بود. روی صندلی نشستم و نگاهم رو به مانیتور دادم. نفس عمیقی کشیدم... فکرم به طرف کیان رفت:) گوشیم رو از جیب لباسم در اوردم و شماره ی امیرعلی رو گرفتم. با هر بوقی که می‌خورد دلم میخواست صدای کیان توی گوشم بپیچه... صدا توی گوشم پیچید. صدایی نبود که میخواستم:) صدای امیرعلی بود نه کیان. حتی صدای امیرعلی هم مثل قبل شور و شوق نداشت. اینبار بغض داشت اینبار صداش گرفته بود... آهسته لب زدم: سلام خوبی؟ امیرعلی: سلام استاد رسول.میگذره .تو خوبی؟) رسول: خداروشکر. زنگ‌زدم بپرسم مراسم تشییع پیکر کیان چه روزی هست؟ امیرعلی: فردا... ساعت ۹ صبح بهشت زهرا... رسول: ب.باشه ممنون. خدانگهدار امیرعلی: خواهش میکنم. خداحافظ رسول: تلفن رو قطع کردم.صدام میلرزید. نه تنها صدام بلکه قلبم... روحم...جسمم... همشون میلرزیدن:) یادآوری خاطرات... پیچیدن صدای خنده هاش توی گوشم... شوخی هاش که جلوی چشمم رژه میرفتن... همش باعث این حال شد:) انگار دلم هنوز باور نداره که کیان رفته:) لغزش اشک و فرودش روی صورتم رو حس کردم. نفس عمیق دوباره جریان حرکت اکسیژن به ریه هام رو درست کرد. کمی از آب روی میزم خوردم و سعی کردم بیخیال اتفاقات اطراف بشم و مشغول روند پرونده بشم. ....... محمد: آقای عبدی این مسئله کوچیکی نیست.شما خودتون هم میدونید که این تهدید یعنی رسول و حامد و سپهر شناسایی شدن. هرچند ممکنه هممون شناسایی شده باشیم. از اونجایی که به من و سعید هم حمله شده عملا ماهم شناسایی شدیم. آقای عبدی: محمد این چیزایی که میگی رو به خوبی میدونم. اما رسول و حامد باید بدونن‌.مخصوصا حامد که با جون دخترش تهدید شده‌. برای همشون باید مراقب گذاشت. مخصوصا رسول و حامد و همسر حامد. هرچند ممکنه خطر همسر رسول روهم تهدید کنه... محمد: چشم:) بهشون اطلاع میدم. آقا روشنا چیشد؟ آقای عبدی: سپردم بچه ها ببرنش پرورشگاه.به مسئولین اونجا هم اطلاع دادم که خیلی مراقبش باشن اما مراقب هم براش گذاشتم . محمد: با اجازه من برم با رسول وحامد صحبت کنم و اتفاقات امروز رو براشون توضیح بدم. آقای عبدی: برو.ولی محمد مراقبشون باش. ممکنه با این تهدید دست و دلشون بلرزه‌.خودت همه چیز رو درست کن . محمد:بله حتما.با اجازه محمد : از اتاق آقای عبدی بیرون اومدم. از بالا نگاهی به بچه ها انداختم. رسول طبق معمول تا گردن توی سیستم بود.حامد هم داشت گزارش هاش رو می‌نوشت. از پله ها پایین رفتم.به طرف میز رسول رفتم و پشت صندلیش ایستادم. متوجه حضورم نشده بود. صداش کردم.(استاد) سرش رو بلند کرد و با دیدنم جانمی گفت. نگاهم به چشماش بود.میدونستم دوباره خاطرات براش تداعی شده. خیسی مژه هاش اثبات میکرد که برای کیان اشک ریخته... گفتم: به جای اشک ریختن پاشو بیا اتاق من کارت دارم. رسول: پنهان کاری نکردم. سر به زیر و اروم گفتم:چشم اقا.الان میام. محمد: از رسول دور شدم و به حامد هم گفتم بیاد اتاق من. ``` پ.ن.فردا...ساعت ۹ صبح...بهشت زهرا:) پ.ن.حامد که با جون دخترش تهدید شده... https://eitaa.com/romanFms
Puzzle BandPuzzle Band - Jadde [128].mp3
زمان: حجم: 3.6M
برو بزار دور بشم از هوات... بار آخره گریه میکنم واسه چشمات:) جاده؛ پای پیاده؛ منم و آخر خط و یه دوستی ساده... اشکام نمیشه پنهون :)🖤 پ.ن.همراه با پارت گوش بدید:)🥀
ناشناس جهت ارسال نظرات https://daigo.ir/secret/11495704018 اگر مشکلی در ناشناس بود در پیوی ارسال کنید:)) @Mahdis_1388_00 توی زاپاس هم عضو باشید تا اگر خدای نکرده مشکلی برای کانال پیش اومد اونجا ادامه بدیم🥲@romanmfm
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدما وقتی می فهمند چه کسانی را از دست داده اند؛ که خیلی خیلی دیر شده ... تولدت‌مبارك‌آقاسید :)💔! https://eitaa.com/romanFms
انیس النفوس💕 من آن کبوترم که میگردد دور حرم و گنبدت:))❤️‍🩹
رفقا... متاسفانه پدر بزرگ یکی از دوستانمون فوت شدن:) ممنون میشم جهت شادی روحشون یه صلوات و فاتحه قرائت کنید🥲🌱
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشقانی که مدام از فرجت می‌گفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری... https://eitaa.com/romanFms