2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ : اونا ضعیف نیستن 😔🤌🏻
https://eitaa.com/romanFms
تا من برم پارت تایپ کنم شماهم اینجا رو رند کنید ۳۰۰ تایی بشن🥲❤️
رمانشون گاندویی هست و مختص کساییِ که یزیدبازی دوست دارن🤌🏻🤭
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
ٖؒ﷽ღبسماللهالرحمنالرحیمღٖؒ﷽ آغـوشـامـنـبــرادر³ #پارت۶۲ رسول: در رو زدم و منتظر شدم تا باز
ٖؒ﷽ღبسماللهالرحمنالرحیمღٖؒ﷽
آغـوشـامـنـبــرادر³
#پارت۶۳
رسول: با هر جونی که توی بدن بی جونم بود قدم گذاشتم و دستگیره ی در رو پایین کشیدم...
یک لحظه حس کردم کسی نزدیکم میشه.
برگشتم و پشت سرم رو نگاه کردم.
نه کسی نبود!
انگار توهم زده بودم...
سوار ماشینشدم و سعی کردم نفس های عمیق و پی در پی بکشم...
اصلا نمیفهمیدم چرا حالم اینجور شد.
ماشین رو روشن کردم و از خیابون بیرون اومدم.
از توی اینه به عقب نگاه کردم.
ماشینش داشت تعقیبممیکرد.
تلفنم رو برداشتم و سریع شماره ی محمد رو گرفتم. نگاهم بین عقب و جلوم سرگردون بود.
بله ای که گفت من رو به خودم آورد و حواسم رو جمع تر کرد.
لب زدم: آقا دارم تعقیب میشم...
چیکار کنم؟
محمد: رسول تا میتونی از کوچه ها عبور نکن.ممکنه توی کوچه گیر بندازنت.
از خیابون ها برو.با این حال حواست باشه که خطری مردم عادی رو تهدید نکنه و اتفاقی هم برای خودت نیوفته.
رسول: چش...
هنوز حرفم کامل تموم نشده بود که از پشت به ماشینم زدن و من پرشتاب به جلو تر رفتم...
سرم محکم توی فرمون خورد و این ناشی از برخورد ماشین به جدول و گارد ریل کنار جاده بود...
همه چیز در کسری از ثانیه اتفاق افتاد.
صدای محمد کمرنگ شد و گوشم سوت کشید...
گرمی خون روی پیشونیم رو حس کردم و قطره قطره روی لباسم ریخت.
در ماشین باز شد و منی که روی فرمون ولو شده بودم به عقب کشیده شدم.
از ماشین بیرون اوردنم. دونفر بودن. دونفری که من کمتر از دوساعت پیش یکیشون رو شناسایی کرده بودم.
چشم هام مدام بسته میشد و با زور و زحمت نمیذاشتم خوابم ببره...
مردم آروم آروم دورمون جمع شدن...
اما این دونفر آدمی نبودن که فقط بخوان من رو به این روز بندازن...
با شنیدن صدای یکیشون که به مردم گفت [ما با ماشینمون میبرمیش بیمارستان] فهمیدم نقشه اشون چیه..
جون نداشتم حرف بزنم و به مردم بگم اگر من توی ماشین اونا برم دیگه کارم تمومه.
چشم هام روی هم رفت.
آخرین خاطرات...
آخرین حرف ها...
آخرین نگاه ها...
همه و همه اش پیش چشمم تار شد.
متوجه شدم که توی ماشینشون قرار گرفتم اما نمیتونستم کاری کنم.
داشت خوابم میبرد...
یعنی قراره به همین راحتی من گیر دست این افراد بیوفتم؟
یعنی ممکنه دیگه نتونم بقیه رو ببینم؟
یعنی تموم شد؟)
اما من امید دارم..
هنوز امید دارم به نجاتم از دست این ادما؛
صدای ضربات تند بارون نشون از شدت گرفتنش میداد...
و من آدم بی دفاعی بودم که گیر دست افرادی افتادم و معلوم نیست قراره چه اتفاقی برام بیوفته:))
```````````````````````
پ.ن.خسته بود؛
اما امید در چشم هایش فریاد میزد:)
https://eitaa.com/romanFms
ناشناس جهت ارسال نظرات
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_xmhbvx&btn=مدیریت.ره.رو.عشق
توی زاپاس هم عضو باشید تا اگر خدای نکرده مشکلی برای کانال پیش اومد اونجا ادامه بدیم
@romanmfm
لینک پشت صحنه ره رو عشق
https://eitaa.com/joinchat/837551564C49b0063cf9
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
ناشناس جهت ارسال نظرات https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_xmhbvx&btn=مدیریت.ره.رو.عشق
نظر بدید که باعث خوشحالیم میشه🥲
جوابتون روهم پشت صحنه میدم🤌🏻
بیھودهنگردیددراینشھربهوالله؛ نزدیكترینرآهبهاللهحُسـیـناست:)
کانال همسایه قشنگمون رو دارید؟
مطمئنم اگه رمانشون رو بخونید ازش دست نمیکشید!
اونایی که بلا سر رسول و محمد میخوان بیان اینطرف...
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبرمعظمانقلابازکودکیتاکنون!)❤️🩹
https://eitaa.com/romanFms
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
رهبرمعظمانقلابازکودکیتاکنون!)❤️🩹 https://eitaa.com/romanFms
ابالفضلعلمدارخامنهاینگهدار:)
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شهید_احسان_انصاری
#کپی_آزاد
"درثوابنشرسهیمباشید"
"باذکرصلواتیادیکنیمازشهدامون"
https://eitaa.com/romanFms