نمیدونم کی گفته به بچهها یاد بدید باید به حرف پدر و مادرتون گوش بدید(!)
اگه از اوّل به بچهها یاد میدادید باید به حرف خدا گوش بدی، الآن تو ظهور زندگی میکردیم...
من از دیدنِ ظهور ناامید شدم...
هیچکس تو هیچ خیابون و شهری که من ازش عبور میکنم
منتظرش نیست.
سربهراه
نمیدونم کی گفته به بچهها یاد بدید باید به حرف پدر و مادرتون گوش بدید(!) اگه از اوّل به بچهها یاد
با پشتِ دست بکوبید دهنِ هر ارگان و سازمان و گروه و شخصی که زر میزنه داره برای ظهور کار میکنه(!)
سبک زندگیهاشون رو دروغ و ریا و تزویر برداشته، اونوقت از امام زمان علیه السلام خرج میکنن(!)
سربهراه
با پشتِ دست بکوبید دهنِ هر ارگان و سازمان و گروه و شخصی که زر میزنه داره برای ظهور کار میکنه(!) سب
گفته بودم من چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر از مذهبیجماعت بیزارم؟
سربهراه
گفته بودم من چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر از مذهبیجماعت بیزارم؟
تو کربلا یکی از علفخوارای طب اسلامیشون که با تسبیح میرقصید(!) و حرزِ کتوکلفتی به بازوش بسته بود(!(
اسهال شد (ببخشید)
از هر طرف بهش علف دادن...
سه روزِ تموم بهش علف دادن و پنبهٔ آغشته به روغن بنفشه(!)
روز چهارم اینقدر اوضاعش خراب شد که پوشک بچه میبست!
روز پنجم بردنش دکتر، بهش سِرُم زدن، خوب شد!
خدا میدونه من و رفیق چقدددددددددددر کِیف کردیم خدا اینطوری ضایعشون کرد😂😂😂
خدا میدونه این کثافات چه به روز فکرِ نسلِ جدید آوردن که نمیشه یک کلمه از دین باهاشون صحبت کنی...
سربهراه
تو کربلا یکی از علفخوارای طب اسلامیشون که با تسبیح میرقصید(!) و حرزِ کتوکلفتی به بازوش بسته بود(
به شاگردم امروز گفتم عزیز دلم؛ غسل اگر نکنی تعادل وجودیت به هم میخوره، این ناخنِ کاشت، مانع غسله، انرژیِ بدنت بین مثبت و منفی تعدیل نشه، خودت اذیت میشی. شده حس کنی سنگینی، بیحوصلهای، بیرمقی، خشمگینی، افسردهای؟
گفت آره خانوم!
گفتم غسل برای تعدیلِ ورودیهای روحه. اگر مقیّد باشی به غسل جمعه و غسل زیارت و غسلهای واجب، از این احوالاتت کاسته میشه و به نشاطت اضافه میشه.
گفت خانوم... دبیر دینی بهم گفته حالا که ناخن داری نجسی، شیطانیای، منم گفتم بهتر، توی پشمی از منِ شیطان میترسی... ولی شما خانوم...
بعد گریه کرد و پرید بغلم...
دبیر دینی که روی گروه دبیرا تبلیغ داروی امام کاظم علیه السلام میکنه... شانس آورده روز من نیست...
دبیر دینی شانس آورده روز من نیست...
شانس آورده...
من امروز میتونستم دستش و بشکنم و مثل یک شیرزن دیهش و بدم.
سربهراه
به شاگردم امروز گفتم عزیز دلم؛ غسل اگر نکنی تعادل وجودیت به هم میخوره، این ناخنِ کاشت، مانع غسله، ا
اونوقت همین پلشتِ عقبمونده تو مدرسه دم از امام زمان علیه السلام میزنه!
شیطان تویی و امثالت!
امروز شانس آورد نبود...
من امروز پای هر دیهای میموندم.
سربهراه
اونوقت همین پلشتِ عقبمونده تو مدرسه دم از امام زمان علیه السلام میزنه! شیطان تویی و امثالت! امروز
کِی میمیرید و تموم میشید؟!
سربهراه
کِی میمیرید و تموم میشید؟!
اگر سیدعلی خامنهای و روحالله خمینی شبیه شما بودن
هرگز انقلاب پیروز نمیشد و پابرجا نمیموند.
سربهراه
اگر سیدعلی خامنهای و روحالله خمینی شبیه شما بودن هرگز انقلاب پیروز نمیشد و پابرجا نمیموند.
اگر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام شبیه شما بودن هرگز اسلام پیروز نمیشد و پابرجا نمیموند.
سربهراه
اگر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام شبیه شما بودن هرگز اسلام پیروز نمیشد و پابرجا نمیموند.
شماها فقط شبیه یک نفرید؛
شیطان.
سربهراه
شماها فقط شبیه یک نفرید؛ شیطان.
حرز، سبک زندگی اسلامی، مراقبه، تقوا، انسان کامل، استاد، ...
هرچی مبنا و مفهومِ اصیل و اساسی داشتیم
جوری به گند کشیدید که به همهشون بدبین شدیم و گارد گرفتیم...
جوری کثافاتتون رو به اینها مالیدید که همهٔ اینا برای ما شدن نماد انزجاری...
قیامت بابتِ این گاردهایی که ایجاد کردید... بابت این انزجارها... بابت این خشم... وقتی به روزِ اون علفخوارِ اسهالی افتادید، چقدددددددر کِیفور بشم!
خدایا تا اون روز صبرم بده و قوّت که کوبندهتر از همیشه با این جونورا مبارزه کنم.
نه بسیج، نه اردوی جهادی، نه اربعین، نه راهیان نور، نه هیئت، نه مسجد، نه هیچ جایی که توش مذهبیا رخنه کردن...
فقط اگر مردِ عقل و منطق و شجاعتی مثل روحالله خمینی نبود؛
اگر مردِ سواد و سیاست و ذکاوتی مثل سیدعلی خامنهای نبود؛
اگر مردِ شاگرداوّلِ وسطِ کفر، پای ایمانبمونی مثل مصطفی چمران نبود؛
اگر مردِ دانشکدهٔ هنررفتهٔ بهخاطرِ امام زمان علیه السلام از سیگاربرگشتهای مثل مرتضی آوینی نبود؛
اگر مردِ سادهٔ روستاییِ بهروز و اهل عملی مثلِ سپهبد سلیمانی نبود؛
اگر حوزهرفتهٔ همسطحِ استادهای دانشگاهبفهمِ متواضع و مخلصی مثل ابراهیم رئیسی نبود...
من یک ساعت هم اینجایی که ایستادم؛
کنارِ مذهبیجماعتی که شکل و شمایلمون یکیه،
نمیموندم.