eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
نمی‌دونم کی گفته به بچه‌ها یاد بدید باید به حرف پدر و مادرتون گوش بدید(!) اگه از اوّل به بچه‌ها یاد
با پشتِ دست بکوبید دهنِ هر ارگان و سازمان و گروه و شخصی که زر می‌زنه داره برای ظهور کار می‌کنه(!) سبک زندگی‌هاشون رو دروغ و ریا و تزویر برداشته، اون‌وقت از امام زمان علیه السلام خرج می‌کنن(!)
سربه‌راه
گفته بودم من چقدر چقدر چقدر چقدر چقدر از مذهبی‌جماعت بیزارم؟
تو کربلا یکی از علف‌خوارای طب اسلامی‌شون که با تسبیح می‌رقصید(!) و حرزِ کت‌وکلفتی به بازوش بسته بود(!( اسهال شد (ببخشید) از هر طرف بهش علف دادن... سه روزِ تموم بهش علف دادن و پنبهٔ آغشته به روغن بنفشه(!) روز چهارم این‌قدر اوضاعش خراب شد که پوشک بچه می‌بست! روز پنجم بردنش دکتر، بهش سِرُم زدن، خوب شد! خدا می‌دونه من و رفیق چقدددددددددددر کِیف کردیم خدا این‌طوری ضایع‌شون کرد😂😂😂 خدا می‌دونه این کثافات چه به روز فکرِ نسلِ جدید آوردن که نمی‌شه یک کلمه از دین باهاشون صحبت کنی...
سربه‌راه
تو کربلا یکی از علف‌خوارای طب اسلامی‌شون که با تسبیح می‌رقصید(!) و حرزِ کت‌وکلفتی به بازوش بسته بود(
به شاگردم امروز گفتم عزیز دلم؛ غسل اگر نکنی تعادل وجودیت به هم می‌خوره، این ناخنِ کاشت، مانع غسله، انرژیِ بدنت بین مثبت و منفی تعدیل نشه، خودت اذیت می‌شی. شده حس کنی سنگینی، بی‌حوصله‌ای، بی‌رمقی، خشمگینی، افسرده‌ای؟ گفت آره خانوم! گفتم غسل برای تعدیلِ ورودی‌های روحه. اگر مقیّد باشی به غسل جمعه و غسل زیارت و غسل‌های واجب، از این احوالاتت کاسته می‌شه و به نشاطت اضافه می‌شه. گفت خانوم... دبیر دینی بهم گفته حالا که ناخن داری نجسی، شیطانی‌ای، منم گفتم بهتر، توی پشمی از منِ شیطان می‌ترسی... ولی شما خانوم... بعد گریه کرد و پرید بغلم... دبیر دینی که روی گروه دبیرا تبلیغ داروی امام کاظم علیه السلام می‌کنه... شانس آورده روز من نیست... دبیر دینی شانس آورده روز من نیست... شانس آورده... من امروز می‌تونستم دستش و بشکنم و مثل یک شیرزن دیه‌ش و بدم.
سربه‌راه
به شاگردم امروز گفتم عزیز دلم؛ غسل اگر نکنی تعادل وجودیت به هم می‌خوره، این ناخنِ کاشت، مانع غسله، ا
اون‌وقت همین پلشتِ عقب‌مونده تو مدرسه دم از امام زمان علیه السلام می‌زنه! شیطان تویی و امثالت! امروز شانس آورد نبود... من امروز پای هر دیه‌ای می‌موندم.
سربه‌راه
کِی می‌میرید و تموم می‌شید؟!
اگر سیدعلی خامنه‌ای و روح‌الله خمینی شبیه شما بودن هرگز انقلاب پیروز نمی‌شد و پابرجا نمی‌موند.
سربه‌راه
اگر سیدعلی خامنه‌ای و روح‌الله خمینی شبیه شما بودن هرگز انقلاب پیروز نمی‌شد و پابرجا نمی‌موند.
اگر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام شبیه شما بودن هرگز اسلام پیروز نمی‌شد و پابرجا نمی‌موند.
سربه‌راه
شماها فقط شبیه یک نفرید؛ شیطان.
حرز، سبک زندگی اسلامی، مراقبه، تقوا، انسان کامل، استاد، ... هرچی مبنا و مفهومِ اصیل و اساسی داشتیم جوری به گند کشیدید که به همه‌شون بدبین شدیم و گارد گرفتیم... جوری کثافات‌تون رو به این‌ها مالیدید که همهٔ اینا برای ما شدن نماد انزجاری... قیامت بابتِ این گاردهایی که ایجاد کردید... بابت این انزجارها... بابت این خشم... وقتی به روزِ اون علف‌خوارِ اسهالی افتادید، چقدددددددر کِیفور بشم! خدایا تا اون روز صبرم بده و قوّت که کوبنده‌تر از همیشه با این جونورا مبارزه کنم‌.
نه بسیج، نه اردوی جهادی، نه اربعین، نه راهیان نور، نه هیئت، نه مسجد، نه هیچ جایی که توش مذهبیا رخنه کردن... فقط اگر مردِ عقل و منطق و شجاعتی مثل روح‌الله خمینی نبود؛ اگر مردِ سواد و سیاست و ذکاوتی مثل سیدعلی خامنه‌ای نبود؛ اگر مردِ شاگرداوّلِ وسطِ کفر، پای ایمان‌بمونی مثل مصطفی چمران نبود؛ اگر مردِ دانشکدهٔ هنر‌رفتهٔ به‌خاطرِ امام زمان علیه السلام از سیگاربرگشته‌ای مثل مرتضی آوینی نبود؛ اگر مردِ سادهٔ روستاییِ به‌روز و اهل عملی مثلِ سپهبد سلیمانی نبود؛ اگر حوزه‌رفتهٔ هم‌سطحِ استادهای دانشگاه‌بفهمِ متواضع و مخلصی مثل ابراهیم رئیسی نبود... من یک ساعت هم این‌جایی که ایستادم؛ کنارِ مذهبی‌جماعتی که شکل و شمایل‌مون یکیه، نمی‌موندم.
به یازدهم‌ها «حملهٔ حیدری» درس می‌دادم. توضیح دادم سالیانی در افغانستان حمله‌خوانی داشتیم. یعنی تو مراسمِ شب یلدا باب بوده دور هم جمع می‌شدن و کتاب حملهٔ حیدری می‌خوندن و به فضایل آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام نفس‌شون رو تازه می‌کردن. این رسم تو خراسان هم بوده و حمله‌خوانی مثل روضه‌خوانی، خیلی خواهان داشته. درواقع مردم، بر مبنای کتاب و هنر و فضیلت و اصل و اصول و تاریخ، از امام‌شون صحبت می‌کردن و فضایل‌شون رو نشر می‌دادن. اما کم‌کم علی‌دوست‌ها و علی‌پرست‌های مذهبی‌نما سر برآوردن و به‌جای نهج‌البلاغه خوندن، قربون‌صدقه‌های صد من یه غاز رو باب کردن... به‌جای «شهابی در شب» رو نشر دادن، امامی شکننده، احساسی و گوگولی رو نشونِ دنیای بتمن‌ها و مرد عنکبوتی‌ها دادن... وَ به‌جای حملهٔ حیدری، با «مست نجف» واقعاً مست کردن و عوعوکنان سگِ ایوانِ نجف شدن رو به شیعه‌ای متعهد و متخصص ترجیح دادن(!) درواقع فضیلت و فخرِ حقیقی که مایهٔ معرفت و محبّت به امام می‌شد رو به رذیلت و خباثت آلودند و دافعه ایجاد کردن... شاگردام مذهبی نیستن، اما نمی‌دونم مذهبیا باهاشون چه کردن که بعد از این مقدمه، تشویقم کردن... آه ای مظلومِ مقتدر...