eitaa logo
🌷مدافع حرم شهـღـید علے شاهسنایے 🌷
308 دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
2هزار ویدیو
6 فایل
🌷شهادت لباس تک سایزی است که ماباید با اعمال و رفتار و اخلاص، خودرا اندازه آن کنیم. ان شاء الله 🌷(کلام شهید) ✔تنها کانال تخریبچی شهید، مدافع حرم #علی_شاهسنایی محل شهادت: خانطومان سوریه تحت نظر خانواده شهید ادمین👎 @parvaztakhoda
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃 #دلنوشتھ ... #شھید_شھیدت_مےکند به ما خرده نگیرید که چرا روز و شبمان لبریز از یاد شهداست که اگر یاد شھیدی در دل، خانه کرده نه از پاکیِ دلِ ما... که از لطف و عنایت شھیداست... به ما اعتراض نکنید که چرا ثانیه هایمان را گـره زده ایم با یاد شهدا که #باور داریم اثرِ وجودیِ #شھید، به اذن خدا بیشتر از زنده های انسان نماست... به ما خرده نگیرید...😔 بگذارید همین تنها دلخوشی رسیدن به شھادت در وجودمان ریشه کند جوانه بزند و با خونمان، سیراب شود... و باز هم مےگوییم #شھید، شهیدت مےکند نشان به آن نشان که زمان مفقود بودن پیکر #شھیدجواد، #شھیدمهدےایمانی، در حرم حضرت معصومه به نیت پیدا شدن و برگشتن پیکر مطهر شهید، ختم صلوات برداشتند و بین زائران پخش کردند بااینکه شهیدجواد را نمےشناختند ولی نسبت به ایشان ارادتی خاص پیدا کرده بودند... آری... اینست که باور داریم #شھید_مدیون_ما_نمےماند... #شهیدجوادمحمدی #شھیدمهدی_ایمانی #شھادت ❤️
🌸🍃 خبر شهادتش را فردای روز شهادتش شنیدم خونه بودم یکی از رفقا زنگ زد و پرسید "جواد کجاست؟" گفتم "چند شب پیش باهم بودیم؛ فرداش بازم رفت..." گفت "خبری ازش داری؟" گفتم نه گفت "انگار شهید شده"😳 خندیدم... گفتم: "جواد و شهادت؟ برو جوک نگو" ظهر بود... خوابیدم تا ساعت ۳ وقتی بیدار شدم دیدم حسن محسن محمد .... ۸ نفر از بچه ها زنگ زدن تعجب کردم!🤔 زنگ زدم به مسلم پرسیدم: "چه خبر شده؟" گفت: "جواد پرید... گفتم: "مگه کفتره که بپره؟" گفت: "شهید شد" وا رفتم😧... از خونه رفتم بیرون اما اصلا نفهمیدم چطوری رفتم خونه حاج اقا دیدم همه اونجا هستن و دمق نشستن😞... شب شد... رفتیم کوه سفید، جزءخوانی با گریه قرآن گذاشتیم... با گریه برداشتیم... کلا دیوانه شده بودیم... تا حدود بیست روز هم که نبود نمیومد تو این چند روز که نبودش حالمان خوش نبود... عصبی بودیم من که میگفتم نمیاد دیگه تا اومد جواد بیاد من مردمو زنده شدم دیگه ببین خانوادش چی کشیدن؟!!! بیقرارےها ادامه داشت.... تا اینکه اومد به خوابم میگفت: " نترس حواسم بهت هست"❤️ دلم به همین حرفش خوشه فقط همین... ❤️
نیایش صبحگاهی 🌸 خــدایا یقین داریم ✨ آنچه برای ما رقم خواهد خورد در دستان قدرت توست پس امـروز 🍃 برای همه لحظات زندگیمان آنچه را كه خير و صلاح و موجب خشنودی توست طلب میکنیم. امروز سه شنبه ۷ آذر ۱۴۰۲ @shahidalishahsanaei
واقعا کی فکرش رو میکرد ادامه راهتان اینقدر سخت باشد بعد از شما غرق شدیم در روزمرگی هایمان و گیر کردیم به سیم خاردار نفس . 🕊️ کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei
ماه رمضان,ماه آسمانی شدنت..🕊🌙 کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei ‌‌‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‎‌‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌
خون‌شهید، جاذبه‌‌ی‌خاک را خواهدشکست؛ وظلمت‌را خواهد‌دَرید؛ ومعبری‌ازنورخواهدگشود؛ وروحش‌را از آن،‌ به‌سفری‌خواهد‌برد‌که‌برای پیمودن‌آن، هیچ‌راهی‌جز‌شهادت‌وجود‌ندارد. ❤️ 🌹 کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei
دو رفیق، دو شهید🤔🕊️🕊️ دلم، رفاقتی میخواهد که شهیدم کند😔 کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei
روز نهم ماه محرم، روز عباس علی(ع)، روز شهدای مدافع حرمه 🌷 جواد محمدی میگفت: وقتی علی شهید شد، ظهر بود. ندیده بودم برا شهادت بچه ها فرمانده گریه کنه، دیدم برا علی زارزار گریه میکنه. هرکی سرش و گرفته بود گوشه ای نشسته بود. از بچه ها فاصله گرفتم رفتم دورتر، دلم داشت از سینه جا کن میشد. شبها کنارعلی میخوابیدم،شب بی علی سخت بود. گفتم علی:رفتی من و تنها گذاشتی. بی تو چه کنم. این رسم رفاقت نیست. شبها بی تو چه کنم؟ جواد میگفت خیلی بی تابی میکردم. شب خواب علی و دیدم، گفت :جواد، خونت کمی کثیفه، برو پاکش کن و بیا... گفت از صبح پاشدم برا پاکسازی وجودم، میخوام پیش علی باشم. از شهادت علی تا شهادت جواد یکسال و شش ماه طول کشید توی این زمان جواد محمدی پاک پاک شد و مصداق شد. از جواد شنیدم که میگفت: دلم رفاقتی میخواهد که کند. کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei
1.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوله بارى پر زمهر انبیا دارد شهید سینه‏ اى چون صبح صادق، باصفا دارد شهید🌷 این نه خون است اى برادر بر لب خشکیده‏ اش‏ بر لب خونرنگ خود، آب بقا دارد شهید🌷 کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei
یک هفته بعد از شهادت علی آقا گروه اعزامی سپاه به اصفهان بازگشتند و در بدو ورود به گلستان شهدا رفته بودند. شب بود و در هوای غم انگیز خونه و داغ بر دل نشسته بودم که پسرم اومد و گفت مامان رفقای علی که سوریه بودند میان خونمون... اون شب ها دل گرفته بودم و بغض دار. جمعی وارد شدند و تبریک و تسلیت گفتند. جوان رشیدی از بینشون بلند شد و همراه یکی از رفقاش من و به اتاق خلوتی فرا خوند. با بچه هام وارد اتاق شدیم و اون جوون کنار بخاری نشست و می خندید و خودش و معرفی کرد. گفت جواد محمدی ام با علی همرزم سوریه بودیم و شروع کرد گفتن و خندیدن. ماش پلویی پخته بودیم و روی همون بخاری گذاشته بودیم. همینطور که نشسته بود نگاهی به قابلمه کرد و گفت:به به، خیلی ماش پلو دوست دارم. چه قسمت خوبی داشتم. به لهجه درچه ای گفت:"نِنِه علی، ما اومدیم شما رو بخندونیم. من نیومدم گریه کنم". گفت:" علی وقتی با تلفن صحبت می‌کرد یا میخواست تماس بگیره میگفت با مامانم حرف میزدم. همه ی ما شروع می کردیم بخندیم و مسخره اش کنیم و بگیم مامانم، وامامانم. علی بگو "نِنِه ام" مَرد زشته میگی مامانم. علی می‌خندید ولی کار خودش و می‌کرد." از خنده هاش دلم شاد شد. تنها کسی بود که برای شادکردن دل من اومده بود. قبل از رفتنش اصرار کردم ولی برای صرف ماش پلو نموند و قول دفعه های بعد و داد. بعدها از رفاقت عجیبش با علی خیلی شنیدم. جواد و مثل علی دوستش داشتم. و الحمدلله روسفیدم کردند. کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei
🌹 دلم رفاقتی می خواهد که شهیدم کند... دو رفیق دو شهید روزتون منور به نگاه شهدا کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی 🥀 @shahidalishahsanaei
‏وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ{۲۲} إِلَىٰ رَبِّهَـــــا نَاظِرَةٌ{۲۳} در آن روز چهره‌هایی شاداب است که به سوی خدا می‌نگرند. سوره قیامت کـانـال‌رسمےشھیـدعلی شاهسنایی🥀 @shahidalishahsanaei