#امام_زمان_عج_مناجات؛ بهمناسبت #سالروز_تخریب_بقیع
عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی
من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی
دادی جوابم را تو بیچونوچرا اما
چونوچرا کردم مرا وقتی صدا کردی
ای وای از آن نیمهشبهایی که آقاجان
من خواب بودم تو به حالم گریهها کردی
من که همیشه جای مرهم، دردِ تو بودم
ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی
دورت بگردم من، فقط بین رفیقانم_
حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی
از یاد بُردم عزت من از کجا بوده
از بس به این سائل عطای بی ریا کردی
غم نیست گر بستهست بر رویم همه درها
وقتی درِ رحمت به روی من، تو وا کردی
**
آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که
تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی
جانم فدای سُفرهی اُم البنینی که
هر صبحِ شنبه در مدینه تو بهپا کردی
✍ #محمدحسین_رحیمیان
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بهمناسبت #سالروز_تخریب_بقیع؛ #قبرستان_بقیع
چارتا گنبد کنار هم، عجب قابی ! که نیست
خیرهام شبها به سمت چار مهتابی که نیست
چارتا اذن دخول از چارتا باب المراد
میروم سمت بهشت از چارتا بابی که نیست
گوشهی صحن حسن میایستم با احترام
دلخوشم در آرزوهایم به آدابی که نیست
در میان زائران گاهی به کنجی قانعم
گرم قرآن خواندنم در کنج سردابی که نیست
با دو رکعت عاشقی بالای سر، حالم خوشست
سجده کردم بارها در بین محرابی که نیست
میروم نزدیک سقّاخانهی ام البنین
تشنهام، باید بنوشم جامی از آبی که نیست
خادمی میبیندم هرگاه پلکم بسته ماند
با پر قو میشوم بیدار از خوابی که نیست
صحن و ایوان و رواقی نیست شاید، من ولی
حاجتی دارم که میگیرم از اربابی که هست
✍ #محسن_ناصحی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_زمان_عج_مناجات؛ #اجتماعی_سیاسی؛ #بصیرت؛ #انقلاب_اسلامی؛ #جمهوری_اسلامی_ایران؛ #روز_کارگر؛ #هشدار_به_مسئولین؛ #حاج_قاسم_سلیمانی؛ #سالروز_تخریب_بقیع
🌱اجرا شده توسط #حاج_محمدرضا_بذری در دیدار بخشی از جامعه کارگری با #مقام_معظم_رهبری ۱۴۰۲/۲/۹ 🌱
نفس باد صبا مُشکفشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
کاش میشد که بگویند: نگار آمده است
شهرِ یخکرده! به پا خیز..، بهار آمده است
صبح تردید ظهوریم، شروعیم همه
چارده قرن به دنبال طلوعیم همه
سحر وصل تو دیر است..، کجایی آقا؟!
دل ما پیش تو گیر است..، کجایی آقا؟!
بی تو تقویم دلم فصل زمستان دارد
با تو سرسبزترین معجزه امکان دارد
بُغض از صفحهی تاریخ قلم خواهد خورد
جمعهی دیدن دلدار رقم خواهد خورد
باید آمادهی فردای حضورش باشیم
باید آغازگر فصل ظهورش باشیم
سنگ بر چهرهی تاریک شب، انداختنیست
جادهی آمدن مهدی ما ساختنیست
راه، پیچ و خم و طوفان و مصیبت دارد
مردِ میدانِ عمل خواهد و زحمت دارد
مردِ میدانِ عمل از همه سربازتر است
جلوهی همت و غیرت..، عرقِ کارگر است
زحمت مستمرش، سجدهی طولانی اوست
پینهی دست، همان پینهی پیشانی اوست
جز به اندیشهی تولید نپرداخته است
دستِ پُرپینهی او جامعه را ساخته است
مرد میدان جهادند..، بصیرت دارند
همت و باکریِ عرصهی این پیکارند
دمِ آنها نَفَسِ لشکر امید شده
جبههی خدمتشان، سنگر تولید شده
هرکه در راه خدا زحمت بی وقفه کشید
بهخداوند شهید است، شهید است، شهید
کارگر دانهی دیندارشدن میکارد
پس نبی بوسه به دستش بزند جا دارد
سَر درِ عرش، مَلَک با قلم نور نوشت
مزد این قشر، بهشت است، بهشت است، بهشت
پدرم مرد جهادی، پدرم کارگر است
پای دین ماندنم از نان حلال پدر است
علم و تولید و عمل ماحَصَلش عزت ماست
عزّت ما بهخدا در گروِ همت ماست
گرچه از مَکر عدو سینه مُکدر داریم
ولی اُمیّد به آیندهی کشور داریم
حرف سردار برای همگی محترم است
گفت: جمهوری اسلامی ایران حرمست
آنطرف بر دلِ کُفّار اگر داغ گذاشت
اینطرف دغدغهی سفرهی مردم را داشت
چارهی مشکل ما وحدت مسئولین است
راه ایران قوی، همت مسئولین است
پشت آن میز به خون شهدا فکر کنید
حاج قاسم بشوید و به خدا فکر کنید
دشمن از دوستی و وحدت ما میترسد
از ثمردادن خون شهدا میترسد
خویش را عضوی از این طایفه جا کرد و گریخت
باز در سنگر ما فتنه بهپا کرد و گریخت
باید از فتنهی زن، زندگی، آزادی گفت
باید از حرمت آن سنت اجدادی گفت
گفت از دامن زن، مرد به معراج رود
نگذاریم که این ارث به تاراج رود
نَفَسِ آخرِ دشمن شده، خود میداند
رجزش لاف غریبیست اگر میخواند
او دگر هیچ نماندهست ز پا بنشیند
کافر است و همه را مثل خودش میبیند
خواست جمهوری اسلامی ما را بزند
خواست تا حاصل خون شهدا را بزند
ما ولی دست خدا بر سرمان هست هنوز
مردی از نسل علی رهبرمان هست هنوز
زیر دِین کرم شاه شهیدان هستیم
تا سرِ دار، همه بر سر پیمان هستیم
لحظهای تا نفس آخر دنیا باشد
مقصد بعدیِمان مسجدالاقصیٰ باشد
ما که روی لبِمان مرگ بر اسرائیل است
پاسخ دشمنی دشمنمان سِجّیل است
غیرت ما که نمردهست بداند دنیا
حرم قدس، محال است بماند تنها
باز باید به دل معرکهها برگردیم
منتظر قدس و بقیعند که ما برگردیم
جان به قربان بقیع و حرم ویرانش
شیعه را کشته غم و غربت بی پایانش
گنبدی نیست که خورشیدِ شبستان باشد
زائری نیست که گریانِ حسنجان باشد
اشک ما هست چو دُرّ و گوهرِ صحن بقیع
کاش باشیم همه کارگرِ صحن بقیع
🍃سروده شاعران گرامی:
#بردیا_محمدی
#احمد_ایرانی_نسب
#امیرعلی_شریفی
#سیدامیرحسین_موسوی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بهمناسبت #سالروز_تخریب_بقیع
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
دستی رسید و جنّتِ ما را خراب کرد
آن آستانِ دفع ِ بلا را خراب کرد
لعنت بر آن کسی که برافراشت کینه را
لعنت بر آنکه حالِ خدا را خراب کرد
یکبار، اصلِ آیهی تطهیر را نخواند
آلوده بود و صحن و سرا را خراب کرد
کعبه دلش شکست همینکه قبیلهای_
قبرِ چهار قبلهنما را خراب کرد
وهابیت ادامهی راهِ سقیفه بود
وقتی بقیع ِ غرقِ صفا را خراب کرد
غصبِ فدک نتیجهی آن میشود همین
غصبِ فدک بنایِ وفا را خراب کرد
**
غصبِ فدک به روزِ دهم، هم نکرد رحم
انداخت نیزه! خاطرهها را خراب کرد
پیش پدر چند قدم راه رفت و رفت...
چشم حسود، حال و هوا را خراب کرد
غصبِ فدک به نام علی کینه داشت! پس
سر را شکست و لحنِ صدا را خراب کرد
تیری که عمقِ حنجرِ شهزاده را شکافت
حالِ اذانِ کرب و بلا را خراب کرد
غصبِ فدک رسید به گودالِ قتلگاه
خنجر کشید و نظم ِ قفا را خراب کرد
در شهر شام، غصبِ فدک، خیزران به دست
لب هایِ سَیّدالشُهدا را خراب کرد!
✍ #مرضیه_عاطفی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بهمناسبت #سالروز_تخریب_بقیع
گلویم خشک از بغضست و چشمانم ز باران، تَر
پریشانست احوال من از حالی پریشانتر
مزار جانشینیان نبی را بی نشان کردند
و میدانند خود را از مسلمانان مسلمانتر
گمان ذرهها خاموشی خورشید بود اما
نفهمیدند بیش از پیش میگردی فروزانتر
ولی میبینم این بدکارها از کار خود روزی
پشیمانند این دنیا و آن دنیا پشیمانتر
دلت آرامگاه پنج جنتآفرین باشد
بهشتی را ندیدم از بهشت تو گلستانتر
تو را قدری نهانست ای زمینِ خاکیِ یثرب
ولیکن در وجود خاکیات قدریست پنهانتر
رسیده زائری بی جان که جان گیرد ز دیدارت
چه میبیند که برمیگردد از پیش تو بیجانتر
تو میباری به حال زائر و زائر به حال تو
تو از دل میشوی ویرانتر و دل از تو ویرانتر
برایت خوابها دیدیم، روزی آستانت را
بنا خواهیم کرد از طوس هم حتی چراغانتر
✍ #محمدعلي_بياباني
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
به مناسبت #سالروز_تخریب_بقیع
از صفای ضریح دم نزنید
حرفی از بیرق و علم نزنید
گریههای بلند ممنوع است
روضه كه هیچ، سینه هم نزنید
كربلا رفتهها! كنار بقیع
حرفی از صحن و از حرم نزنید
زائری خستهام نگهبانان
به خدا زود میروم، نزنید!
زائری داد زد كه نامردان
تازیانه به مادرم نزنید
غربت ما بدون خاتمه است
مادر ما همیشه فاطمه است
كاش درهای صحن وا بشود
شوق در سینهها به پا بشود
كاش با دست حضرت مهدی
این حرم نیز با صفا بشود
كاش با نغمۀ حسین حسین
این حرم مثل كربلا بشود
در كنار مزار ام بنین
طرحی از علقمه بنا بشود
پس بسازیم پنجره فولاد
هر قدر عقده هست وا بشود
چارتا گنبد طلایی رنگ
چارتا مشهد الرضا بشود
این بقیعی كه این چنین خاكی است
رشك پروانههای افلاكی است
در هوایش ستاره میسوزد
سینه با هر نظاره میسوزد
هشت شوال آسمان لرزید
دید صحن و مناره میسوزد
بارگاه بقیع ویران شد
دل بی راه و چاره میسوزد
این حرم مثل چادر زهراست
كه در اینجا دوباره میسوزد
این حرم مثل خیمهی زینب
كه در اوج شراره میسوزد
سالها بعد قدری آنسوتر
چند قرآن پاره میسوزد
✍ #مجید_تال
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
به مناسبت #سالروز_تخریب_بقیع
مرغ دل پر میکشد گاهی مسافر میشود
در حریمی که کبوتر نیز شاعر میشود
از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع
چار آیینه کجا با هم مجاور میشود
روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود
بین مردم تربت این بقعه نادر میشود
غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف
در جوارش حوزهی علمیه دائر میشود
گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه
مدح مولایم علی ذکر منابر میشود
تازه از باب قبولی زیارت زائرش
تا که سیلی میخورد آسوده خاطر میشود
یک سلام از دور، سهم ما کبوترزادهها
چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر میشود
✍ #سیدمیلاد_حسنی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بهمناسبت #سالروز_تخریب_بقیع
#قبرستان_بقیع
فرق دارد جلوهاش در ظاهر و معنا حرم
گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم
کل معصومین مُعزُّالمؤمنین در عالماند
قبرشان قبلهست حالا بیحرم یا با حرم
یک حرم در زینبیه، یک حرم در شهر قم
یک طرف زائر فراوان، یک طرف تنها حرم...
اوج غربت در کدامین داغ معنا میشود
این که شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟
فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگِ قبر
خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم...
در مدینه کاخها با خاک یکسان میشوند
بعد از آن، از دور چون دُرّ میشود پیدا حرم
گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست
داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم
یک سوی زینب حرم، یک سوی دیگر قتلگاه
پیر شد در رفت و آمدهای مقتل تا حرم
ناله میزد مادری با اشک، واویلا حسین
ناله میزد خواهری با اشک، واویلا حرم
✍ #علی_ذوالقدر
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بهمناسبت #سالروز_تخریب_بقیع
#قبرستان_بقیع
نه ضریحی، نه رواقی و نه سقاخانهای
چشمها چیزی نمیبینند جز ویرانهای
زائری اینجا نخواهد دید صحن و گنبدی
کفتری اینجا نخواهد خورد آبودانهای
سنگ اگر باشد در اینجا آب خواهد شد دلش
کوه خواهد بود اگر اینجا نلرزد شانهای
روضه ممنوع است، حتی بیصدا و زیر لب
پاسخش چوبست وقتی که بجنبد چانهای
کافران مأمور اجرای امور دین شدند
قبله باز افتاده در دست بتِ بیگانهای
روز و شب گرم طواف قبلههای خاکیاند
با دوچشم کاسهی خون، دستهی پروانهای
عاقبت یکروز خواهد ساخت روی این قبور
گنبدی از شعرهایش شاعر فرزانهای
عاقبت یکروز این غمخانه إحیا میشود
صاحب ایوانطلاها و حرمها میشود
✍ #مجتبی_خرسندی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#سالروز_تخریب_بقیع
#قبرستان_بقیع
اى زائر هميشهی تو آسمان بقيع
اى آفتاب و ماه تو را سايبان بقيع
افزون ز نيم قرن گذشت از خرابىات
كى ميشوى بهار؟! اسير خزان بقيع
خاك تو بوى غربت و اندوه ميدهد
مظلوميتْ گرفته از اينجا نشان بقيع
در پشت پنجره كه رسيدم صدا زدم
اى كاش ميشد از غم تو داد جان بقيع
از فرشيان كه خير نديدى شدى خراب
اى اشكريز غربت تو عرشيان بقيع
آباد باد خاك تو اى آنكه در بغل
بگرفتهاى چهار امام جهان بقيع
هرچند خاكى است ولى زائر حرم
حس ميكند رسيده به باغ جنان بقيع
نزديك تو كه مرثيه خواندن نميشود
اينجا شدم براى تو مرثيّه خوان بقيع
از مجتبى بگويم و از طشت پُر ز خون
از جسم و از اهانت تير و كمان بقيع
از سيدالعباد بگويم كه گريه كرد
عمرى ز ماتم شه لب تشنگان بقيع
از باقرالعلوم بگويم كه ديده بود
رأسِ حسينِ فاطمه را بر سنان بقيع
يا اينكه از مصيبت صادق بخوانم و
از آتشِ به پا شده در آشيان بقيع
ام البنين هنوز نشسته كنار تو
ميگويد از عمود و سرى خونفشان بقيع
اينان تمام سنگ بُوَد روى قبرشان
برگو كجاست تربت آن بى نشان بقيع؟
آن بانوئى كه عزّت او بعد مصطفى
گرديد پايمالِ گروه خَسان بقيع
آن دخترِ پيمبر اسلام كه نداشت
حتى ميان خانهی خود هم امان بقيع
آتش گرفت باغ و، گل و غنچه سوختند
آن هم به پيشِ چشمِ ترِ باغبان بقيع
در پشت در كه فاطمه افتاد بر زمين
مولا چه ديد؟ نيست زبانِ بيان بقيع
يا فضةُ خُذينىِ او تا به روز حشر
جانسوز نالهايست به گوش زمان بقيع
يك روز ريشه كَن شود اين ظلم، بى گمان
عجل على ظهورك يا صاحب الزمان
✍ #علی_اصغر_انصاریان
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#سالروز_تخریب_بقیع
#قبرستان_بقیع
آتش بزن ای غم! تمام پیکرم را
لبریز کن از خون، دل و چشم ترم را
ای آه و ناله! راه بغضم را بگیرید
تا پنجۀ بغضی نگیرد حنجرم را
خانه خرابم کرد سیل اشک، وقتی
کردم نظاره تربت پیغمبرم را
بگذار تا از غربت زهرا بکوبم
بر پنجرههای بقیع او سرم را
ای کاش چون پروانهای در ماتم او
آتش بسوزاند همه بال و پرم را
اینجا چرا گلچین به گل زد تازیانه؟
این غم شراره زد دل غمپرورم را
آتش مزن بر دفتر شعر "وفائی"
ای اشک غم! رنگین نمودی دفترم را
✍ #سيدهاشم_وفايی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#سالروز_تخریب_بقیع
#قبرستان_بقیع
اين جا شرف، از قدر، بر افلاك دارد
در هر قدم صد بذرِ غم اين خاك دارد
اينجا، زيارتگاه رندان جهان است
در اين صدف صد گوهر تابان جهان است
هركس عجين با عشق حق باشد گِلِ او
در هر كجا باشد بوَد اينجا دل او
اينجا، تن جان جهان پنهان به خاك است
ميعادگاه عاشقانش سينهچاك است
اينجا، بقيع و بقعه، دلهاي كباب است
نور چراغش، روزها هم آفتاب است
اينجا، رواق لالههاي باغ داغ است
روشن، ز اشك چشم مردم، چلچراغ است
خواهم زبانِ گفتن و گوشِ شنیدن
اما "شنیدن کی بود مانند دیدن"
پُر خون شده تا قبر زهرا دیده، دیده
از غم فزونتر گرید از نادیده، دیده
اینجا به روی خاک اگر سر میگذارند
اولاد زهرا مادری گمکرده دارند
اینجا چراغ آل طاها گشته خاموش
مادر گرفته چار فرزندش در آغوش
خیزید ای سادات و اینجا را بگردید
دنبال قبر مخفی زهرا بگردید
اینجا که دارد از غم حیدر حکایت
زهرا حمایت کرده با جان از ولایت
اینجا درِ بیت الشرف آتش گرفته
خونین دل شاه نجف آتش گرفته
اینجا رخ خورشید چون شب گشته نیلی
در کوچه پیش طفل، مادر خورده سیلی
اینجا عدو با کینه با او رو به رو شد
دیگر مپرس از من چه با او از عدو شد
آید به گوش از بیت الاحزانش فغانش
آنجا که دشمن قطع کرده سایبانش
آنجا که رفته سینه و بازو شکسته
در بین ره گه ایستاده گه نشسته
اینجا گرفته دست بر دیوار زهرا
وز درد بوده تا سحر بیدار زهرا
اینجا علی تنها تن زهرا به گِل کرد
وز بعد او با چاه شبها درد دل کرد
اینجا علی تا صبح، شبها ناله میکرد
ناله ز داغ یار هجده ساله میکرد
اینجا پدر طفلان خود را خواب میکرد
شمع دل ایتام خود را آب میکرد
اینجا شده اشکش گلاب قبر زهرا
صبر علی افزون شده از صبر زهرا
اینجا جوابی کس نداده بر سلامش
نشنیده کس با گوش جان خود پیامش
دانی دل زائر چرا اینجا شکسته است؟
مهدی کنار تربت زهرا نشسته است
خیزید این جا دامن او را بگیرید
وز او سراغ تربت زهرا بگیرید
اینجاست کز غم جان شیعه بر لب آید
از کوچهها بوی حسین و زینب آید
در این زمین ام البنین ماتم گرفته
ماتم ز داغ صاحب پرچم گرفته
اینجا ز دشت کربلا برگشته زینب
برگشته اما بی بردار گشته زینب
غم سوخت عبدالله را و ساخت اینجا
خود دید زینب را ولی نشناخت اینجا
✍ #علی_انسانی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7