#امام_باقر_علیه_السلام
ای شیعة ثانی عشرحضرت باقر
دین زنده شده از هنر حضرت باقر
بخشید به اسلام مبین گرمی ورونق
گنجینة غرق گهر حضرت باقر
تا روز قیامت همه چون آینه ماتند
از دانش و علم و هنر حضرت باقر
زینت ده توحید پرستان جهان است
گلزار گل و بارور حضرت باقر
قدسی نفسان حرم قدس ندیدند
جز نور خدا در نظر حضرت باقر
مرغان دعا تا حرم دوست رسیدند
درسجدة شام وسحر حضرت باقر
جابر چه صمیمانه ز درگاه پیمبر
آورده سلامی به بر حضرت باقر
از فتنه بپرهیز که این بارگران است
باری که کند خم کمر حضرت باقر
عمری زغم کرب وبلا خون جگر خورد
قربان دل وچشم تر حضرت باقر
پیوسته غم فاطمه و غربت حیدر
آتش زده بر بال وپر حضرت باقر
زهر ستم وکینة بیداد چه کرده است
با جان و دل و با جگر حضرت باقر
افسوس که در سوک نشسته است مدینه
زین داغ گران با پسر حضرت باقر
دادند مرا کوثر توفیق «وفایی»
تا آن که شوم نوحه گر حضرت باقر
#حاج_سید_هاشم_وفایی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_باقر_علیه_السلام
بـه روي سينـة توداغ كـربــلا زده اند
به پيش ديـدة توسـربه نيزه ها زده اند
چه داغ هـاي بزرگي زدشت كـرب وبلا
به صحـن سينـة توخيمـة عـزا زده اند
به سن كودكي خودتوديـده اي ،گل هـا
نفس شمرده درآن دشت پُربـلا زده اند
تمام عمر دلت شعله داشت چون ديدي
به خيمة هاي شمـاآتش ازجفـا زده اند
توبـوده اي وشنيـدي كبـوتـران حـرم
به زيـرتيغـة شمشيـردست وپا زده اند
دلت لبــالب خـون بودوپيش ديـدة تو
به عمـه هـاي شمـا تازيانه ها زده اند
چقدرچهرة نيلي به چشـم خـودديـدي
كسي نگفت كـه سيلي به گُل چـرا زده اند
تورا به همره طفلان به ريسمـان بستند
به ضـرب كعب ني ونيـزه ازقفا زده اند
به اشكتـان چقـدراهل شـام خنـديدند
چقـدر سنگ جفـا برسـرشمـا زده اند
فكنده انـدبه جـانت شـرر زآتش زهـر
همـان كسان كه زكين مادرتورا زده اند
توخفتـه اي به بقيع وزحُرمتت پيداست
كه بـارگـاه تـورا در دل سمــا زده اند
بوقت عـرض توسّل «وفایی»آمد وگفت
هميشـه اهـل ولايت تورا صـدا زده اند
#حاج_سید_هاشم_وفایی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#ایها_المظلوم
باقر علم ، آل پیغمبر
مثل گل گشتی ،ازستم پرپر
گریه دارم از،داغ تویکسر
رفتی ازدنیا با دلی مغموم
ایها المظلوم سید المسموم
ای که درطفلی، کربلا دیدی
رأس خونین بر نیزه ها دیدی
پیش چشم خود عمه را دیدی
می زند بوسه بر رگ حلقوم
ایها المظلوم سید المسموم
گوئیا آن جا ترک جان کردی
تشنه کامی را امتحان کردی
روی خودرا برآسمان کردی
ناله کردی با سینه ای مصدوم
ایها المظلوم سید المسموم
نه چهل منزل غرق غم بودی
با غم وغصه دمبدم بودی
درهمه عمرت پُر الم بودی
ای که بودی تو هفتمین معصوم
ایها المظلوم سید المسموم
ای که جانت در راه حق کوشید
عالم ایجاد درغمت جوشید
درعزای تو رخت غم پوشید
تا که از زهر کین شدی مسموم
ایها المظلوم سید المسموم
شکرلله شد دل پرستویت
با هزاران غم پرزده سویت
می شود امشب زائر کویت
ازمزارت شد غربتت معلوم
ایها المظلوم سید المسموم
#حاج_سید_هاشم_وفایی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_زمان_علیه_السلام
#امام_باقر_علیه_السلام
دلگیرم از خودم که دلم گیر یار نیست
اصلا برای آمدنش بی قرار نیست
گیرم رسید روز وصالش چه فایده؟!
وقتی که دل، به شوق وصالش دچار نیست
روزی هزار بار دلش را شکسته ام
این گونه زیستن، ادبِ انتظار نیست
همسایه ای گرسنه و اهل محله خواب
یعنی در این محله کسی سفره دار نیست؟!
آخر چقدر در پی دنیا دویده ایم؟!
باور کنیم، حرص زدن افتخار نیست
امروز اگر که توبه نکردم، چه می کنم
فردا که زیر خاک، مرا اختیار نیست؟!
باید که گردگیری دل کرد و گریه کرد
گریه برای عاشق دلداده عار نیست
ای دل به هوش باش و ببین چرخ روزگار
خالی ز لطف و رحمت پروردگار نیست
وای از مزار و غمکده ی باقرالعلوم
یک سایه بان به گستره ی آن مزار نیست
حجاج، مکه اند و به روز شهادتش
یک شیعه در مجاورت آن دیار نیست
#محمد_جواد_شیرازی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
« السلام عليك يا باقر العلوم (ع) »
بين نماز ، وقت دعا گريه مي كني
با هر بهانه در همه جا گريه مي كني
در التهاب آهِ خودت آب مي شوي
مي سوزي و بدون صدا گريه مي كني
هر چند زهر قلب تو را پاره پاره كرد
اما به ياد كرب و بلا گريه مي كني
اصلاً خود تو كرب و بلاي مجسّمي
وقتي براي خون خدا گريه مي كني
آب خوش از گلوي تو پايين نمي رود
با ناله هاي وا عطشا گريه مي كني
با ياد روزهاي اسارت چه مي كشي ؟
هر شب بدون چون و چرا گريه مي كني
با ياد زلفِ خوني سرهای ني سوار
هر صبح با نسيم صبا گريه مي كني
هم پاي نيزه ها همه جا گريه كرده اي
هم با تمام مرثيه ها گريه مي كني
ديگر بس است « چشم ترت درد مي كند ! »
از بس كه غرق اشك عزا گریه می کنی
#محمد_مبشری
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#غزل
#مدح_امام_باقر_علیه_السلام
نوه یِ حضـرتِ ارباب وُ گُلِ زهـرایی
حرمَت سینه یِ هر سینه زَنِ شیدایی
چه دو دستِ تو ببندند چه مِنبر بِرَوی
حیـدری هستی وُ تِمـثالِ رُخِ مولایی
باقرالعلمی وُ علمِ تو لَدُنّی سْت ولی...
پرورش یافـته یِ مَکتبِ عاشورایی
پسرِ روحِ دعا وُ پدرِ صـدق وُ صفا
روضه خواندند برایَت عوضِ لالایی
شاهدِ کرب وُ بلا زائرِ گـودال شدی
عاشقِ روضه یِ مشک وُ عطشِ سقّایی
تو مـناجات بخوان وُ تو دعا کُن ما را
همصـدایِ علی وُ فاطمه در نَجـوایی
"بِـ نَبیٍّ عـربیٍّ وَ رسول مَـدَنی "
بِـ علیٍّ بِـ علی بَه چه دَمِ زیـبایی
این دعا نیست...رَجَز نیست...یقین دارم که...
حَرَمت می شود آبادتر از هر جایی
در حرم ندبه سَرائیـم میانِ روضه
تا بیاید همه یِ عشق وُ کند آقایی
#حسین_ایمانی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#دوبیت
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام_وشهدای_منا
شادیِ روحِ شهـیدانِ مِـنا وُ عـرفات
می کنم باز سلامی به تو کِشتیِ نجات
کـربلایی شده اَم رویِ غـبارِ حـرمت
بر جَمالِ همـه یِ آلِ محـمّد صلوات
#حسین_ایمانی
_______________________________
#دوبیت
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
هر کـجا که صدا زَد آه اُفتاد
دست وُ پا زد به یادِ شاه اُفتاد
کـودکـی بود عصـرِ عاشورا
که گُـذارَش به قتلـگاه اُفتاد
#حسین_ایمانی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#شهادت_حضرت_امام_محمدباقر_علیهالسلام
عاقبت آه کشیدم نَفسِ آخر را
نفسِ سوخته از خاطرهای پَرپر را
روضهخوانیِ مرا گرم نمودی امشب
روضهیِ آنهمه گُل ، آنهمه نیلوفر را
آخرین حلقهیِ شبهایِ مُحرم هستم
شُکر اِی زَهر ندیدم سحری دیگر را
باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیدهاست
باورم نیست تماشایِ تَنی بی سر را
باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدنِ سوختنِ چـارقَدِ دختر را
غارتِ خود و عَلَم ، غارتِ گهواره و مَشک
غـارتِ پیرهن و غارتِ انگشتر را
ذوالجَناحی که زِ یالَش به زمین خون میریخت
نیزههایی که رُبودند سَرِ اکبر را
آه در گوشهی ویرانه که دِق مرگ شدیم
تا که همبازیِ من زد نَفسِ آخـر را
کمکِ عمّه شدم تا بدنَش خاک کنیم
بِیـنِ زنجیر نهان کرد تَنی لاغر را
چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش ، تکهای از معجر را
#حسن_لطفی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#شهادت_حضرت_امام_محمدباقر_علیهالسلام
نینوا را سوزاند
نالهام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند
به عبا پیچیدم
میکشم آه ، همین آه عبا را سوزاند
بازهم سوخت لبم
کفِ آبی ، عطشم کربُبلا را سوزاند
کربلا گفتم باز
جگرم را نَفَسم را ، سر و پا را سوزاند
شد غروب و گودال
دیدم آتش همهجا را ، همهجا را سوزاند
خیمهای اُفتاد و
بدنِ غرقِ به خونِ شهدا را سوزاند
مشعلی روشن شد
دامنِ دخترکی غرقِ دعا را سوزاند
شعله تا بالا رفت
گیسوانِ زِ سرِ نیزه رها را سوزاند
وای از نامحرم
حرمله باز دلِ عمهی ما را سوزاند...
نینوا را سوزاند
#حسن_لطفی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#شهادت_حضرت_امام_محمدباقر_علیهالسلام
غزل مرثیه شهادتامام محمدباقر روحی فداه
چه تفاوت بکند ناله کند یا نکند
که دلِ سوخته را ناله مداوا نکند
چه تفاوت بکند پا بکشد یا نکشد
کاش میشُد خودش اینقدر تقلا نکند
زهر اینبار چه دارد متورم شده است
زهر با این تنِ بیمار مدارا نکند
این جوانی که کنار پدر اُفتاده زمین
چه کند گریه اگر بر سرِ بابا نکند
اینهمه جایِ جراحات برای شام است
زهر هرچند که سخت است چنین تا نکند
نَفَس آخر و با روضهی ویرانه گریست
نشُد او یاد غمِ عمهی خود را نکند
یادش اُفتاد که هم بازیِ او میاُفتاد
سنگ رحمی به سرِ دخترِ نوپا نکند
گفت دستم... سرِ زنجیر به دستش بستند
پس از آن شِکوهای از آبلهی پا نکند
کاش میشُد که سرِ بام کسی ننشیند
یا اگر رفت فقط شعله مُهیا نکند
یاکه رَقّاصهشان موقعِ هُل دادنمان
خنده بر گریهی ذُریّهی زهرا نکند
چادر عمه پناهش شد و نالید : سرم...
چه کنم تاکه مرا زجر تماشا نکند
- - -
زنِ غساله چه فهمید که میگفت به خود
بهتر این است که این مقنعه را وا نکند
#حسن_لطفی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7