eitaa logo
تاریخ تشیع🇮🇷
164 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
5.9هزار ویدیو
32 فایل
کانال تاریخ تشیع همراه با عالیترین مطالب در حوزه های تاریخ، علوم سیاسی، اجتماعی، هنر، ادبیات، نجوم، دانستنیها، فایلها + پی دی اف تمامی مطالب معتبر هستند همراه با مرجع، منابع آورده می شوند. نظرات وپیشنهادات مدیرکانال: @uwiyut
مشاهده در ایتا
دانلود
🔶 دوازدهم صفر ، حَکَمین در صفّین 🔶 صبح دوازدهم یا سیزدهم ماه سال ۳۸ه.ق ، لشکر علیه السلام مهیّای جنگ شدند، امّا حیله نمود و دستور داد تا ها را بر سر نیزه کنند. 📚 نهج السعادة ج۲ ص۲۸۲ ؛ مستدرک سفینه البحار ج۶ ص۲۵ ؛ وقائع الشهور ص۴۸ صفوف جلوی لشکر کفر ورق هایی از قرآن و در دیگر صفوف هر کس هر چه داشت بر سر نیزه کرد !! و فریاد می زدند : «لا حُکم إلاّ لِله» ! مانند ، با تضعیف روحیّه لشکرِ حضرت آنان را به اختیار حَکَمین ترغیب کردند. هر چه امیرالمومنین علیه السلام فرمودند که این نیرنگ است، و من هستم نتیجه نداد. سر انجام قرار بر این شد که هر لشکر حَکَمی از جانب خود معیّن کند تا حُکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند. را معرّفی کرد و امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : «اگر ناچار هستیم، ، و الّا نخعی حَکَم باشد». اشعث و جماعت قُرّاء ( و ) که بعداً جزء شدند راضی به هیچکدام از این دو نشدند و گفتند : « فقط یعنی ». منافقین نتیجه داد و ابو موسی و عمرو عاص در « » (قلعه ای بین و ) جمع شدند، و با توجّه به عداوتی که هر دو نسبت به علیهم السلام خصوصاً حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام داشتند و با و عمرو عاص حضرت را به ظاهر عزل نمودند. بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیّت ابو موسی به عمرو گفت : تو بایست معاویه را از کنی ، تا من هم علیّ بن ابیطالب علیه السلام را خلع نمایم. عمرو عاص گفت : من هرگز بر تو که عامل و بوده ای و در و بر من تقدّم داشته ای، سبقت نمی گیرم ! ابن عبّاس گفت : ابو موسی ! تو را فریب ندهد، ولی او به گفته ابن عبّاس گوش نداد و ایستاد و انگشتر را از دست بیرون کرد و گفت : من علی و معاویه را از خلافت عزل نمودم و ساکت شد. عمرو عاص ملعون ایستاد و گفت : «مردم شنیدید که ابو موسی، علی را از خلافت عزل کرد. من هم او را از خلافت عزل نموده، و آن را برای معاویة بن ابی سفیان ثابت می نمایم که او سزاوارتر است، و من به عنوان منصوب کردن معاویه انگشتر به دست می کنم» ! حَکَمین برای عوام فریبی و بسیاری به یکدیگر دادند و دست به گریبان یکدیگر شدند و تازیانه ای بر سر عمرو عاص زد. ابو موسی از ترس اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام به پناهنده شد. 📚 بحارالأنوار ج۳۳ ص۳۲۴ همه این مطالب در حالی بود که صلّی الله علیه و آله در دومة الجندل ابو موسی را از این کار خبر دادند و فرمودند : «حَکَمَین در دومة الجندل گمراهند و گمراه می کنند کسانی را که از آنها تبعیّت کنند». 📚 الایضاح ص۶۲ امیرالمؤمنین علیه السلام پس از این واقعه در قنوت نماز و سه نفر دیگر را این گونه می فرمودند : «اللّهُمَّ العَن مُعاوِیَةَ وَ عَمراً و وَ أبا مُوسی الأشعَری». 📚 الایضاح ص۲۳۴ از جمله منافقینی بود که در شب (بعد از غدیر) قصد قتل صلّی الله علیه و آله را داشتند. 📚 شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید) ج۱۳ ص۳۱۴ (رجوع شود به تتمّه و ۲۸محرم)
♦️دادن  عمل و فرصت انتخاب از سوی امیرمؤمنان (علیه السلام) حتی به فرد و در سخت ترین شرایط، از شگفتی‌های سلوک آن حضرت است؛ 💫💫💫💫💫💫 ✍ چنانکه پس از خروج امیرمؤمنان علی (علیه السلام) از به جهت جنگ و رویارویی با آشوبگران ، 🔺 در راه با رسیدن به حوالی شهر ، ایشان مطلع شدند که ، حاکم آن حضرت در کوفه، 👈👈  مردم را از همکاری و شرکت در جنگ و همراهی با آن حضرت بازمی دارد.⛔️⛔️
⚡️لذا  به عنوان کارگزار امام (علیه السلام)، نه تنها در این موقعیت حساس کرده و از وظیفه ی خود در جهت همکاری با امام (علیه السلام) سرپیچی می‌کند،🚫🚫 📛📛 بلکه با  تمام حتی مانع از حرکت مردم و ارسال امکانات برای حضرت علی«ع» می‌شود.
دوستان عزیز!! 👳‍♂ابن ابی الحدید داستانی در شرح آورده است که ماجرایی قابل توجه دارد... 👈 اگر انسان اسیر و مادیات شد، زمین خواهد خورد... ✨✨✨✨ 🔷همان طور که می‌دانید سه چیز در جنگ بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام تحمیل شد: ⛔️  ؛ حضرت به پایان جنگ راضی نبود و می‌فرمود: ادامه بدهید.  اما حضرت را مجبور کردند. 🌀🌀🌀🌀 ⛔️  ؛ حضرت حکمیت را قبول نداشت و بر ایشان تحمیل شد. 🌀🌀🌀🌀 ⛔️ ؛ حضرت می‌فرمود: حَکَم، یا ابن عباس باشد. گفتند: نه، باشد.
👳‍♂ ابن ابی الحدید می‌نویسد: 🌙 آن شبی که قرار بود فردایش و بنشینند و گفت وگو کنند،.. ↩️ عمروعاص به یارانش گفت: « أَكْثِرُوا لأبی موسی مِنَ الطَّعَامَ الطَّيِّبَ فَوَ اللَّهِ مَا بَطَنَ قَوْمُ قَطُّ إِلَّا فَقَدُوا عُقُولِهِمْ »؛ یعنی👈 هرچه غذای لذیذ و خوشمزه است به بدهید و شکمش را پر کنید؛.. 🥂🫓🍯 👈👈زیرا اگر گروهی پر شد، به همان مقدار کم می‌شود. ↩️ با همین شکم پر و با سفرۀ بود که فردایش پس از گفت و گو با عمروعاص همه چیز را به نفع معاویه واگذار کرد.🚫🚫 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📜شرح نهج البلاغه، جلد۱۹، صفحه ۱۸۶.