eitaa logo
شهدای غریب شیراز
3.3هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.9هزار ویدیو
42 فایل
❇ﻛﺎﻧﺎﻝ ﺭﺳﻤﻲ هیئت ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاز❇ #ﻣﺮاﺳﻢ_ﻫﻔﺘﮕﻲ_ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﻲﻻﻟﻪ_ﻫﺎﻱ_ﺯﻫﺮاﻳﻲ ﻫﺮ ﻋﺼﺮﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ/ﻗﻂﻌﻪ ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاﺯ ⬇ انتشارمطالب جهت ترویج فرهنگ شهدا #بلامانع است.... به احترام اعضا،تبادل و تبلیغات نداریم ⛔ ارتباط با ادمین: @Kh_sh_sh . . #ترک_کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
دوباره قسمت من شد مسافرت باشم در این زائران باشم دوباره رزق عزای حسین و دست شما بناست قبل محرم مجاورت باشم 🌷☘🌷☘🌷 ع http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
* !!* *اﻭﻟﻮﻟﻴﺖ ﺑﺎ ﻏﺪﻳﺮ اﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﺤﺮﻡ! !* !!😞😞 از دو الی سه ماه پیش تمامی شیعیان برای عاشورا و اربعین روز شمار زدند! این علاقهء به سید الشهدا علیه السلام قابل ستایش است. اما قبل از محرم، ما مناسبتی داریم که افضل بر تمام مناسبتهای ما است. اساس مذهب ما به بزرگداشت این روز است. 🤔برای غدیر چه کردیم؟ برای غدیر کار نکردیم، متاسفانه انکار و تفسیر به رای شد! *امام حسین علیه السلام کشته احیایِ غدیر است.* *باید برای غدیر صد هزار برابر عاشورا و فاطمیه توان گذاشت‌*. اگر غدیر فراموش نمی شد که عاشورا و فاطمیه ای در کار نبود!!!. پس باید با تمام توان برای غدیر کار کنیم. برای روز شمار بزنید، پوستر پخش کنید. بنر بزنید، جشن بگیرید، دسته شادی در خیابان راه بندازید. طنین علیا ولی الله باید عالم را بلرزاند. کم کاری نکنید، در حق امیرالمومنین علیه السلام و غدیر کم کاری کنیم، جفا کردیم! خیابان ها را آزین ببندید. دست به دست هم دهید. 👇 *ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻏﺬا و ﻭﻟﻴﻤﻪ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻋﻴﺪ ﻏﺪﻳﺮ اﺳﺖ ﻧﻪ ﺩﻫﻪ ﻣﺤﺮﻡ* !!! *ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﻋﻴﺪﻱ ﺑﺪﻫﻴﺪ و ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻛﻨﻴﺪ ﻋﻴﺪ ﻏﺪﻳﺮ اﺳﺖ ﻧﻪ ﻧﻮﺭﻭﺯ* !! از عید قربان تا مباهله جشن غدیریه بگیرید. خطبه غدیریه را چاپ کنید پخش کنید. ستون اسلام و تشیع غدیر است، اما متاسفانه برای این ستون و استحکامش کم کاری کردیم. از هر مناسبتی که داریم غدیر واجب تر و مهمتر است. ولایت امیرالمومنین علیه السلام را جار بزنید، شور به پا کنید. *ﺑﻪ ﻓﻘﺮا. ﺑﺎ ﻧﺎﻡ اﻣﻴﺮاﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ ﺭﺳﻴﺪﮔﻲ ﻛﻨﻴﺪ*. برای غدیر کم گذاشتیم انکار شد، وقت بلند شدن است، 👌 *رزق محرم در غدیر داده میشود، هر کس برای غدیر کم بگذارد، در محرم کمش میگذارند!* *برای غدیر کاری کنید این مملکت بلرزد!* ، صدای گوش فلک را کَر کند. *ﺑﮕﺬاﺭﻳﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﺪاﻧﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﻭﺿﻊ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺮاﻱ ﻧﺎﻡ ﻣﻮﻻﻳﻤاﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎﻥ ﺭا ﻓﺪا ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ* دسته ﻫﺎﻱ ﺷﺎﺩﻱ به خیابان ها بیاورید، *ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﺪ ﺩﻳﻦ ﻣﺎ ﻓﻘﻄ ﺩﻳﻦ ﻋﺰاﺩاﺭﻱ ﻧﻴﺴﺖ* 👆👆👆👆👆 بزنید، شهرهای خودتان را کنید. ان شاء الله امام عصر روحی فداه دعایی برای همه کند. روز عید غدیر، روزی است که خدا نعمتش را کامل کرده است، چرا شکر نعمت نکنیم؟ صد هزار برابر هر سال توان بگذارید، *کاری کنید مرحم بر سینهء مجروح صدیقه طاهره سلام الله علیها شوید*. تمام معصومین به شهادت رسیدند بخاطر غدیر، چرا ما ساکتیم؟ چرا ما بی تفاوتیم. کاری کنید که کسی جرات نکند خدشه بر غدیر وارد کند. من کنت مولا فهذا علی مولا را بلند بگویید، روز غدیر روز بیعت با امام عصر روحی فداه است. 💐دست به دست هم بدهیم احیایِ غدیر کنیم. با پولمان، با وقتمان، با هیئتمان؛ با وسائلمان؛ با هر عملی که میتوانیم احیایِ غدیر کنیم.💐 *ﻫﺮ ﻛﻲ ﭘﺎﻱ ﻛﺎﺭﻩ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﺑﮕﻪ....* *"اگر دلسوز غدیر و ولایت هستید دهید* 🌹🌹🌹🌹 ﺳﺘﺎﺩ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﺑﺮﮔﺰاﺭﻱ ﻋﻴﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﻏﺪﻳﺮ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﻴﺮاﺯ 🌺🌺🌺🌺 ﻫﻴﻴﺖ ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاﺯ http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75 https://sapp.ir/shohadaye_shiraz
1_85783784.mp3
1.97M
ﻏﺪﻳﺮ ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼﻡ ﭘﻨﺎﻫﻴﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﻛﻨﻴﺪ 🌺🌺🌺 ﻋﻴﺪ ﻏﺪﻳﺮ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﻴﺮاﺯ
#ﮔﺰاﺭﺵ_ﺗﺼﻮﻳﺮﻱ ﻣﺮاﺳﻢ ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﺯﻫﺮاﻳﻲ #ﺩﻳﺮﻭﺯ
#ﮔﺮاﻣﻴﺪاﺷﺖ ﺷﻬﻴد ﻋﺒﺎﺱ ﺩﻭﺭاﻥ و ﺷﻬﻴﺪ ﻋﻠﻲ ﭘﻴﺮﻭﻱ 3/5/98
ﻟﻂﻔﺎ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩاﺕ و اﻧﺘﻘﺎﺩاﺕ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ اﻳﻦ ﻣﺮاﺳﻢ ﺭا, ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﺮاﺳﻤﺎﺕ ﺁﺗﻲ, به اﺩﻣﻴﻦ ﻛﺎﻧﺎﻝ اﺭﺳﺎﻝ ﻛﻨﻴﺪ : @Khadem_shohadaye_shiraz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پلاڪ هم نداشت اصلا هیچ نشونہ اے نداشت امیـــدوار بودم روے زیرپیرهنیش اسمش رو نوشتہ باشہ نوشتہ بود : “ اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم ... 🍃🍀🍃🌹 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
دکتر به حاج اسکندر می گفت: دیگر به بهبود این پسر امیدی نیست و از دست می رود. می دانستم دل حاج اسکندر در جبهه گیر است.همیشه خودم ساکش را می دادم دستش ومی گفتم برو.اما این بار دوریش راتاب نمی آوردم. هرچه اصرار کردتابرگردد و به عملیات برسد، گفتم: آخه من با این طفل معصوم چی کار کنم. اصلاً اگرخدایی نکرده از دست رفت،جنازه اش را به دست من می دهند,کجادفنش کنم؟ حاج اسکندر سرش راپائین انداخت و گفت:حق باشماست. آن شب من پیش مهدی در بیمارستان ماندم، حاج اسکندرهم به کوار برگشت. روی صندلی کنار تخت نشسته بودم،به فرزندبیمارم چشم دوخته بودم که خوابم برد. ناگهان بانویی که چادری از نور به سر داشت،به همراه دو آقاکه از نورشان نمیتوانستم به آنها خیره شوم از درب اتاق واردشدند.دو آقا به احترام خانم عقبترایستاده بودند. آمدند و کنار تخت مهدی ایستادندوگفتند:ما آمده ایم عیادت فرزندشما! باتعجب گفتم:شما؟ خانم فرمودند:دلت میخواهد پسرت خوب بشه! -والله پدرش هم می خواهد بره جبهه، به خاطراین بچه نمی تونه بره! - من حضرت زهرا(س) هستم.آمدم بگم که مانع حاج اسکندر نشو، بگذار برگرددجبهه، ما فرزندت راشفا می دهیم. از خواب پریدم.دل توی دلم نبود. صبح که شد، حاج اسکندربایکی از بچه های کوار آمد.نگذاشتم وارد شود. - حاجی همین الان،از همین جا برو جبهه. دیگه نمی خواهم اینجا بمونی! - چی شده! - هیچی،تو فقط برو. اصرار کرد جریان خواب را گفتم. اشک توی چشم هایش پیچید.حاج اسکندر همیشه آماده رفتن بود، از همان درب بیمارستان به سمت جبهه حرکت کرد. کم کم، برخلاف انتظار پزشکان، علائم بهبودی درمهدی هم دیده شد وخوب شد...
1_56208998.mp3
5.6M
🎵 🔺اسم زیبا دارم بر لب 🔹میخونم ✌️ 🔻من هستم سربازِ گردانِ 🔹 پادشاه عرب 👈تقدیم به 🎤🎤 🍃🌹🍃🌹 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
کاظم از قهرمانان جودو کشور بود و چندین مدال کشوری داشت. اما تمام و کمال خودش را وقف بسیجی ها و بچه های مسجد کرده بود. در درمانگاه متروکه پایگاه هوایی در فلکه خاتون، سالنی بود که بچه ها برای آموزش جودو آنجا جمع می شدند. من به کاراته علاقه داشتم و کلاس کاراته می رفتم. چند باری برای تماشا به سالن کاظم رفتم. قبل از شروع تمرین دسته جمعی سوره ای از قران می خواندند، تمرین ها که زیر نظر کاظم تمام می شد، چراغ ها را خاموش می کردند همه رو به قبله ایستاده و دعای فرج می خواندند و به امام زمان متوسل می شدند. بعد از تمام شدن، کارتن کوچکی در بین کسانی که برای تمرین آمده بودند می چرخید و هر کس دوست داشت مبلغی را برای مخارج باشگاه کمک می کرد، چون کاظم هیچ دستمزدی برای آموزشی که می داد نمی گرفت. یکبار او را به کلاس کاراته دعوت کردم.تا کاراته هم یاد بگیرد. قبل از شروع کلاس به استاد جریان آمدن کاظم را گفتم. وقتی کاظم با لباس و کمربند سفید وارد شد، استاد همه را به صف کرد و به سبک کاراته کار ها، همه جلو کاظم خم شدند و کلمه اُوس را گفتند. اخم کاظم توی هم رفت. انقدر افتاده بود که دوست نداشت کسی به او تعظیم کند، حتی در ورزش. به گوشه ای رفت و خودش به تنهایی تمرین کرد، دیگر هم پا در کلاس کاراته نگذاشت. شاگردان زیادی از باشگاه کاظم به شهادت رسیدند یا به درجه جانبازی نائل شدند. 🌺🌹🌺🌹🌹🌺 ﺑﺎ ﻧﺸﺮ ﻣﻂﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺪا ﺳﻬﻴﻢ ﺑﺎﺷﻴﺪ ..,........... : ﺩﺭ اﻳﺘﺎ : http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75 ﺩﺭ ﺳﺮﻭﺵ: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz
ﻣﺮاﺳﻢ ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﻲ ﻻﻟﻪ ﻫﺎﻱ ﺯﻫﺮاﻳﻲ اﻳﻦ ﻫﻔﺘﻪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺷﻬﺎﺩﺕ اﻣﺎﻡ ﺟﻮاﺩ (ع)
: 🌸🍃 سختے ها را تحمـل کنید، این انقلاب بـا نهایـت اقتـدار و توان به امام زمان (عج) اتصال پیدا مے کند.. 🌷 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
بخشی از وصیت نامه سردار شهید احمد عسکریان: از تمامی افرا دور ونزدیک بخصوص آنهایی که هنوز به فکر دنیا هستند می خواهم که بیدار شوند و بدانند که این دنیا جای پایداری نیست و روزی بایستی ترک دنیا کنند . پس به فکر توشه اندوزی برای دنیای دیگر شان که سرای ابدیست باشند. عزیزان من !همه به فکر اسلام وبرای دفاع از اسلام زندگی کنید 🌺🌷🌺🌷🌺🌷 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
... ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺭاﻧﺖ ﺧﻮاﺭﻱ و اﺧﺘﻼﺱ ﻫﺎﻱ اﻧﭽﻨﺎﻧﻲ ﺩﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﺧﻮﻥ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ.... ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ اﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﺸﻜﻼﺕ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺳﻮ اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ و ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺷﻬﺪا و ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺷﻌﺎﺭ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ 😞😞 👇👇👇👇 ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ 10 ﻣﺮﺩاﺩ ﻣﺎﻩ ﺷﻬﻴﺪاﻥ ﻋﺴﻜﺮﻳﺎﻥ ﺳﺎﻋﺖ 18 ﺩاﺭاﻟﺮﺣﻤﻪ ﺷﻴﺮاﺯ/ ﻗﻂﻌﻪ ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ☘🌺☘🌺☘🌺 ﺑﺎ ﻧﺸﺮ ﻣﻂﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺪا ﺳﻬﻴﻢ ﺑﺎﺷﻴﺪ ..,........... : ﺩﺭ اﻳﺘﺎ : http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75 ﺩﺭ ﺳﺮﻭﺵ: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz
#قـــدم_به_قــدم_تاولایــت_باشهــــدا
1_24095735.mp3
7.17M
🎵 🌴میگفت میخوام برم بشم فدای زینب 🌴یه عمره که شنیدم از غمای زینب 🎤🎤سید رضا 👌👌 🍃🌹🍃🌹 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🌷دیدم قاسم با فرمانده گردان داره جر و بحث می کنه. باباعلی گفت:نمیشه, اجازه نداری بری! بعد هم با ناراحتی رفت. رفتم سمت قاسم گفتم چیه؟ گفت حاجی من می خوام برم پیش ناصر(ورامینی), باباعلی نمی ذاره! گفتم خوب حتما صلاح نیست. اشکش جاری شد. با التماس گفت به خدا دلم برا ناصر تنگ شده, من می خوام برم! دلم سوخت, قاسم خیلی ناصر را دوست داشت. گفتم تا باباعلی نیومده برو! محاصره تپه که شکسته شد خودم را به تپه رساندم. تفنگش را در اغوش گرفته و کنار ناصر شهید شده بود. 🌷 یکی دو روز قبل از عملیات بود. قاسم را دیدم. نگاهی به من کرد و گفت: فلانی نور بالا می زنی، قول می دم شهید شدی، خودم بیام بالای تابوتت بایستم! من هم گفتم: باشه، من هم قول می دم وقتی شهید شدی بیام بالای تابوتت بایستم! بعد از عملیات بود. با چشم هایی پانسمان شده به معراج شهدا رفتم. از بین باند ها تابوت ناصر ورامینی را می دیدم. کنارش ایستادم. ناگهان قاسم را دیدم که با خنده می گفت: لوطی این بود قول و قرارت! یک لحظه به خودم آمدم، تنم یخ کرده بود. به سمت تابوت کنار که تابوت قاسم بود رفتم و گفتم: رفیق من آمدم! 🌺🌹🌺🌹 ﺑﺎ ﻧﺸﺮ ﻣﻂﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺪا ﺳﻬﻴﻢ ﺑﺎﺷﻴﺪ ..,........... : ﺩﺭ اﻳﺘﺎ : http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75 ﺩﺭ ﺳﺮﻭﺵ: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz