eitaa logo
تعلیقات
1.6هزار دنبال‌کننده
499 عکس
81 ویدیو
31 فایل
📚 در این صفحه گاهی #خاطراتم را می‌نویسم 📝 و گاهی #یادداشت هایی درباره مسائل گوناگون #حوزه و #جامعه و #انقلاب ... (حسین ایزدی _ طلبه حوزه قم) @fotros313h (📲 نشر لطفا با #لینک)
مشاهده در ایتا
دانلود
📝 ماجرای تعطیلی شنبه‌ها... (درنگی در ابعاد فرهنگی تعطیلی شنبه) ✔️ قسمت اول 🔻 وسط این همه مسئله ریز و درشت در کشور از حجاب گرفته تا طوفان الاقصی و عملیات اخیر و... مسئله به مسئله برای بچه‌های جبهه انقلاب تبدیل نشد. دقیقاً همین مقطع جریانی خزنده از غفلت عمومی بهره برد و با تولید محتوا، ذهنیت سازی و ادبیات آفرینی کوشید پروژه‌ای را بی سروصدا به پیش ببرد. اما موضوع از چه قرار است و چرا بايد نسبت به آن حساس شد؟ 🔹سکانداری جریان غرب‌گرا در ماجرای تعطیلی شنبه 🔻 بنابر رصدی که انجام گرفت بیشترین تولید محتوا اعم از مقاله، مصاحبه، گزارش و... درباره ضرورت تعطیلی شنبه‌ها را جریان همراه با روزنامه و البته با میدان‌داری این روزنامه انجام داد. و می‌دانیم دنیای اقتصاد ارگان مطبوعاتی در کشور است. پس همین مقدار ایجاب می‌کند کمی با حساسیت مسئله را دنبال کنیم. 🔹 معناداری زمان در اسلام 🔻 در فرهنگ دینی دین برای زمان اهمیت ویژه قائل است. اسلام به برخی زمان‌ها نگاه ارزشی دارد که توضیح آن در قالب چند مقاله تفصیلی از زوایای مختلف قابل بحث است. عناوینی چون "شب قدر، روز مبعث، عید غدیر، روز عاشورا، عید فطر، شب جمعه، روز جمعه، و..." نشان از نگاه خاص اسلام به برخی از زمان‌ها و جانمایی خاص آن در زندگی انسان مسلمان دارد. در اسلام نسبت به هریک ازاین زمان‌های خاص فراوان درباره ، اهمیت، اعمال، جایگاه و آداب و ادعیه آن وارد شده است. 🔹 زمان و سبک زندگی 🔻 اساساً اسلام یکی از عناصر تنظیم گر در را زمان می‌داند. توجه به ساعات خاص، روزهای هفته، روزهای خاص در ماه، روزهای خاص در سال همه گویای نوع نگرش اسلام به است. 🔻 محور تنظیم گری رفتار فردی، اجتماعی و عبادی انسان است. ظرف زمان یکی از بسترهای پدیدآمدن غم و شادی انسان مسلمان است. عید و عزا و حزن و فرح و حتی تفریح و استراحت و عبادت همه بر مدار زمان تنظیم می‌شود. پس زمان امری مهم است. 🔹 پیامدهای فرهنگی تعطیلی شنبه 🔻 تعطیلی شنبه با فرهنگ اسلامی در بلندمدت چه می‌کند؟ 1. نشان می‌دهد هنگامی که دو روز تعطیل است، به‌طور طبیعی روز دوم به‌عنوان روز اصلی تعطیل قلمداد می‌شود. چه اینکه امروزه در تهران روزهای پنجشنبه تعطیل است و مردم از آن به‌عنوان روز کارهای عقب‌مانده استفاده می‌کنند و جمعه را تعطیل به‌معنای استراحت و تفریح و... به‌شمار می‌آوردند. چهره عمومی شهر نیز جمعه را به‌عنوان روز تعطیل نشان می‌دهد. 2. هیچگاه یک‌شبه رخ نمی‌دهد. ذهنیت اجتماعی آرام آرام شکل می‌گیرد. به امروز که ذهنیت عمومی جمعه را روز تعطیل می‌داند نگاه نکنید. تعطیلی شنبه به‌مرور زمان و طی یک دهه آینده موجب خواهد شد جمعه را از مدار و محور بودن تعطیلات خارج کند و جمعه نقشی را در زندگی بیابد که امروز پنجشنبه به‌عنوان روز نیمه‌کاری و کم‌کار هفته انجام می‌دهد. این تحول نرم طی یک شنبه را روز اصلی تعطیلات قلمداد خواهد کرد. 3. جایگاه جمعه در اما جایگاه خطیری است. در اسلام محور بخشی از اعمال عبادی فردی و اجتماعی، رسیدگی‌های فردی و دینی به‌شمار آمده است. از صبح جمعه که با دعای ندبه و انتظار ظهور آغاز می‌شود تا ظهر جمعه که محل اجتماع مسلمین در است. تا ده‌ها آداب فردی که برای جمعه تصویر شده است. روز خاص و است و به‌نوعی از اسلامی شناخته می‌شود. در برابر که است و یکشنبه که است. ما نسبت به روزها غفلت داریم. بعد نمادین دین یکی از عناصر دینی است. عنصر هویت‌ساز مرز شما با غیر شما و شما را تعیین می‌کند. اما غفلت از آن موجب درهم آمیختگی فرهنگی، و عدم تشخص آن جامعه می‌گردد. ادامه دارد... 🔻🔻🔻🔻 🆔@taalighat
📍باورپذیری نطق ظریف نتیجه انفعال ما 🔹 باورپذیری نطق طوفانی برای عموم جامعه و حتی طیفی از نخبگان محصول عدم اقدام به‌هنگام ماست. 🔹 هرچند طی سال‌های مذاکرات هسته‌ای کوشیدیم در حد توان محصولات مکتوب تولید کنیم، اما مسئله در مقیاس ملی کاری دیگر بود. 🔹 همان زمان پیشنهاد تولید را دادیم و طراحی الگوهای مختلف و متنوع برای ایجاد و تثبیت نسبت به پرونده هسته‌ای که محصول مستقیم در کشور بود. 🔹 تجربه طولانی به ما می‌گوید اگر مقاطع حساس تاریخی را ابتدا روایت نکنیم و آن را به بخشی از ذهنیت اجتماعی جامعه تبدیل نکنیم و مسیر تثبیت را پی نگیریم، غرب‌گرایان این توانمندی را دارند که از تاریخ ارائه دهند. 🔹 ده‌ها مدل طرح و ایده طی سال‌های گذشته مطرح شد، برخی از ایده‌ها را عملیاتی کردیم و برخی نیاز به پشتیبانی داشت و نشد. امروز ضربه کم‌کاری دیروز را می‌خوریم. 🆔@taalighat
انتخابات، مشارکت و جهاد تبیین 🔻 امروز که غصه را می‌خوریم و می‌بینیم در شهرها مسئله جدی نمی‌شود گویی نوعی بی‌تفاوتی یا اعتراض خفته وجود دارد، بیشتر احساس می‌کنم که ما از یک زاویه اساسی ضربه خورديم و آن هم بی‌اعتنایی به بود. 🔻 تأکید این همه پرشمار آقا بر جهاد تبیین یعنی ایستادن بر یک نقطه راهبردی. یعنی مسئله برای آقا مهم است و امروز افکار عمومی محل آسیب و چالش شده، جهاد تبیین یعنی و نسبت ذهنی و قلبی آن‌ها با نظام اسلامی و انقلاب حیاتی است. 🔻 جهاد تبیین یعنی مسئله مهم است و امروز بستر آسیب و چالش شده است. جهاد تبیین یعنی تمرکز بر مسئله و این‌ها چرخه‌ای از مناسبات و مسائل اجتماعی را پدید می‌آورد که نتیجه‌اش می‌شود ملی و برای 🔻 اگر مسیر جهاد تبیین را درست پیموده بودیم، امروز مسئله ما کمبود مشارکت و کم‌رونقی انتخابات نبود. جامعه‌ای که دائماً از دوست و دشمن منفی شنیده است، عزم و امیدی برای حرکت ندارد. 🔻 ما یک بزرگ از بدنه اجتماعی جامعه ایران و متن مردم داریم، اگر مشارکت 40درصدی هزینه بیداری و توجه جدی به است، این هزینه می‌ارزد. ، چیزی جز اهمیت دادن به مردم و ذهن جامعه ایرانی نبود اما آن را جدی نگرفتیم. 🔻 نتیجه انتخابات هرچه باشد، این نقطه کانونی نبايد رها کرد. 🆔@taalighat
📝 دو اثر مغفول با رویکرد تثیت حافظه تاریخی و روایت دوران غرب‌گراها 🔻 مسئله مهمی که باید به آن فکر کنیم و در راستای تعریف می‌شود، مسئله ایرانیان و است. ما توان روایت، تثبیت و توسعه روایت در مقیاس ملی را نداریم. در نتیجه بسیاری از رخدادها برای جامعه حل نمی‌شود، بلکه یا چون باقی می‌ماند و یا تبدیل به یک امر مسلم و قطعی می‌شود، هرچند خلاف واقع باشد. 🔻 در کوشیدیم بخشی از مسائل را روایت کنیم. برای روایت، منبع و متن و مستند قابل ارجاع تولید کنیم. تحقیق و تولید چندین عنوان کتاب درهمین راستا بود. 📗 کتاب "مردم گله‌مندند" نقدهای رهبر معظم انقلاب نسبت به عملکرد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دولت یازدهم بود. https://eitaa.com/nashreshahidkazemi/1931 📘 کتاب "گفتم اعتماد نکنید" نیز روایتی مستند از توصیه‌ها، تحلیل‌ها و نقدهای مقام معظم رهبری قبل، حین و پس از و برجام بود. https://eitaa.com/nashreshahidkazemi/7827 📚 این دو اثر در نوع خود تلاشی برای تثبیت نسبت به دولت اعتدال و نشان‌دادن مهمترین سرفصل‌ها و خطوط اصلی نقد عملکرد آن به‌ویژه در پرونده هسته‌ای بود. امروز اگر این جنس محتوا تبیین شده بود و به ده‌ها بیان و روش ترویج می‌شد، شايد اینقدر برای اثبات نه به مشکل نداشتیم. 🆔@taalighat
تعلیقات
📝 حوزه‌ای که نمی‌شناسیم، واقعیت حوزه بعد از انقلاب 📌بخش سوم 🔻 زاویه قرائت رشد حوزه مهم است ما چه
📝 حوزه‌ای که نمی‌شناسیم، واقعیت حوزه بعد از انقلاب 📌بخش چهارم 🔻 فقر روایت و عدم ارائه تصویر کلان حوزه امروز چهره واقعی حوزه و ابعاد تحول و پیشرفت آن نه‌تنها برای بیرون حوزه که حتی برای بخشی از جامعه مذهبی و انقلابی نیز شناخته‌شده نیست. تلقی از واقعیت حوزه امروز، یک تلقی سنتی و براساس اطلاعات بسیار قدیمی است. اما چرا؟ 1) نقطه اتصال جامعه و حوزه در عموم کشور، بدنه روحانیون شهرستان‌ها و طلاب بومی هستند. در بین همه این عزیزان فرهیختگان و نخبگانی به‌چشم می‌خورند که باید قدردان آن‌ها بود اما شايد این طیف دارای کثرت و پراکندگی بالا نیستند، ازاین رو جامعه بیشتر با طبقه متوسط به پایین حوزه مرتبط می‌شود. 📍در اینجا ایده "سیاست " را مطرح خواهیم کرد. 2) نسبت به نهاد روحانیت در رسانه، معمولاً گرایش به زاویه نقد و تنقیص دارد و ذهنیت سنتی جامعه روحانیت را عنصری کم اثر تلقی می‌کند. 📍در اینجا ایده "سیاست‌گذاری بازنمایی رسانه‌ای" را مطرح خواهیم کرد. 3) محصولات بخش نخبگانی حوزه، درون حوزه بازتولید و ترویج می‌شود و در چرخه مصرف جامعه قرار نمی‌گیرد. کسی مسئولیت توزیع و ایجاد چرخه تعاملاتی حوزه و بیرون آن را به‌عهده ندارد و روند عادی آن بسیار کند طی می‌شود. 4) کسی حوزه امروز را نمی‌کند و یک از آن به جامعه ارائه نمی‌دهد. اساساً مسئله و برای ما به‌عنوان یک و مقوله متمایز و محل گفتگو و برنامه‌ریزی و تدبیر مطرح نیست. 5) ما جدی، گسترده و دقیق از ذهنیت اجتماعی نسبت به حوزه یا نداریم و یا به‌صورت ناقص و بریده از تدبیر داریم. لذا اقدامات خرد ما نیز مسئله‌ای را حل نمی‌کند. ما نمی‌دانیم دقیقاً چند گره ذهنی اصلی در جامعه نسبت به حوزه و به تفکیک طبقات مختلف نسبت به جامعه وجود دارد. 6) هرچند فرهیختگی و تحول آفرینی در حوزه مناسبات اجتماعی حوزه و جامعه از سوی برخی طلاب و روحانیون به‌صورت کنش فردی در موارد متعددی مشاهده می‌شود اما کسی متولی حوزه و جامعه، ارتقای آن و استخراج الگو از تجارب موجود نیست. این همه یعنی حوزه محتاج توجه به ذهنیت اجتماعی و برنامه‌ریزی نسبت به آن در لایه‌های مختلف است. اما نکته جالب توجه این‌که در نهاد حوزه کسی خود را و نه برای داخل حوزه و طلاب و نه برای بیرون حوزه و جامعه نمی‌داند. 🔻🔻🔻🔻 🆔@taalighat
تعلیقات
📝 حوزه‌ای که نمی‌شناسیم، واقعیت حوزه بعد از انقلاب 📌بخش چهارم 🔻 فقر روایت و عدم ارائه تصویر کلان ح
📝 حوزه‌ای که نمی‌شناسیم، واقعیت حوزه بعد از انقلاب بخش پنجم (تکمله بخش چهارم) ضرورت سیاست‌گذاری نحوه بازنمایی دین و روحانیت در رسانه 🔻 امروز کسی تردیدی در اثرگذاری بر ندارد. رسانه است که ذهنیت جامعه را نسبت به موضوعی زاویه می‌دهد و از همان منظر است که مسائل را می‌بینند مگر پای امر فائقی در میان باشد که بارها از آن یاد کردم و نام بر آن نهادم. 🔻 اما اگر درهمین نقطه اثرگذاری و روایت‌گری رسانه هم بایستیم خواهیم دید در حوزه و به‌تبع آن رسانه‌های انقلابی هیچ سیاست و راهبرد کلانی وجود ندارد که نحوه بازنمایی دین، دین‌داران و نهاد روحانیت را چگونه نشان دهد. 🔻 چندسال پیش با یکی از بزرگواری که عضو شورای نظارت بر صداوسیما بود گفتگو می‌کردم و پرسیدم چه می‌کنید؟ (اتفاقا ایام نوروز هم بود.) گفت سریال پایتخت را می‌بینم و نکات منفی آن را تذکر می‌دهم! فقط سکوت کردم!!! 🔻 آيا درباره سیاست‌های کلان حاکم بر رسانه، جهت‌دهی به افکار عمومی، موردپژوهی تجارب مثبت و منفی موجود، ظرفیت‌شناسی رسانه ملی برای تحول نگاه به حوزه و... گفتگو می‌شود؟ وقتی تراز تحلیل به مسئله تا این حد ساده است نمی‌توان انتظار تحول داشت. تک‌تک موارد بالا مسائلی است که بايد مورد بحث و گفتگو و طراحی و تدبیر قرار بگیرد. 🔻 بی‌شک امروز باید به یک سیاست‌گذاری کلان درباره نحوه بازنمایی حوزه، دین و روحانیت در رسانه رسید. البته بايد تعریف و تحلیل روشنی از سیاست‌گذاری دراین عرصه و معنای آن و گستره‌اش داشت. 🔻 اما مهتر از رسانه به‌معنای اصطلاحی آن، همان است. در تعامل خرد با طبقات مختلف اجتماعی احساس احترام و اعتماد به روحانیت بسیار ملموس است. این سرمایه را باید قدر دانست، بستر تاریخی آن را تحلیل کرد و مقیاس آن را توسعه داد. انشالله این مسئله را ذیل سلسله یادداشت‌های "آینده جبهه انقلاب" تفصیل خواهم داد. 🆔@taalighat
📝 اهمیت و کارکرد و نسبت آن با جهاد تبیین 1. روایت و واقعیت اجتماعی 🔹 در متن زندگی انسان‌ها واقعیت‌های مختلفی در جریان است، اما همیشه آنچه تبدیل به باور و ذهنیت عمومی می‌شود، عین واقعیت نیست، بلکه نسبتی با واقعیت دارد. عناصر متعددی در ساخت دخیل هستند اما در این میان عنصر روایت جایگاه مهمی دارد. براین اساس نوع نسبت ذهنیت عمومی از واقعیت تابعی از است. این روایت است که باور به و نوع برداشت از واقعیت را شکل می‌دهد. 2. ذهنیت اجتماعی و حرکت اجتماعی 🔹 ذهنیت اجتماعی نسبت به واقعیت‌هاست که افراد و جوامع را شکل می‌دهد. مثبت یا منفی دیدن شرایط، فرصت یا تهدید دیدن موقعیت‌ها همه تابع نظام محاسباتی ماست و نظام محاسباتی ما متأثر از نحوه روایت از واقعیت. نوع روایت از واقعیت می‌تواند موجب حرکت یا توقف و عقب‌گرد شود. موجب تعیین جهت حرکت شود. درهرحال بسته به‌نوع روایت او از موقعیت دارد. 3. ذهنیت اجتماعی و فعل اجتماعی 🔹 جامعه همواره در معرض تصميم و انتخاب است. انتخاب‌های جزئی و کلی، خرد و کلان. ذهنیت اجتماعی نوع، سطح، جهت، زمان و ابعاد را تعيين می‌کند. انتخاب یک ملت، اراده یک ملت، خواست یک ملت همه فعلِ ملی است که متأثر از خوانش ملی از موقعیت‌ها پدید می‌آید. 4. کارکرد روایت واقعی و صحیح 🔹 همواره شیطان در ناحیه تغییر روایت ایستاده است. تغییر و اختلال در یکی از اساسی‌ترین راهبردهای شیاطین است. همان‌طور که قرآن می‌فرماید: ان الشیطان یعدکم الفقر ان الشیطان یخوف اولیائه روایت دستگاه استکبار همواره روایت ضعف‌ها، کاستی‌ها، آسیب‌ها و ترس‌ها و خطرات است. این جنس روایت اثری جز و و بازماندن از حرکت ندارد. 5. جهاد تبیین و روایت 🔹 جهاد تبیین در نقطه مقابل طرح شیطان است. جهاد تبیین، خط است و طرح شیطان ایستادن در نقطه روایت مغلوط و مشوش. حال اگر جامعه‌ای برخوردار از روایت واقعی و صحیح شود، جهت صحیح حرکت را پیدا می‌کند. حرکت پیامبران مبتنی بر همین نقطه کانونی روایت صحیح عالم و خط تبیین بوده است. حال اگر کسی در نقطه مقابل طرح شیطان بایستد و تبیین کند، تبیین او می‌شود مبارزه با طرح شیطان و مبارزه با شیاطین عالم، جهاد است، پس این جنس تبیین می‌شود 6. کارکرد روایت واقعی 🔹 جهاد تبیین به‌معنای پنهان کردن ضعف‌ها نیست، بلکه به‌معنای متوازن بیان کرد دارایی‌ها و ناداری ها و ضعف‌ها و قوت‌هاست و البته ایستادن در نقطه برای عبور از چالش‌ها با تکیه بر سنت‌های الهی از جمله سنت نصرت الهی که قطعی و جاری است. روایت واقعی موجب خودباوری و یک ملت و زمینه‌سازی برای نقش‌آفرینی تمدنی او است. پس نسبتی است بین امید و نصرت و روایت واقع. روایت واقع با نگاه به فرصت‌ها ایستادن در نقطه و است. 7. جریان امیدستیز 🔹 حال برخی همواره در نقطه تببین ضعف‌ها، برجسته‌سازی چالش‌ها و چشم‌پوشی بر دارایی‌ها و فرصت‌ها هستند. جریانی که می‌کند، یأس می‌سازد و توقف ایجاد می‌کند و نسلی بی‌انگیزه می‌سازد که توان و اراده ساختن ندارند. این جریان عملاً در بازی می‌کند. 8. ماجرای سوریه و جنگ روایت سخنان وزیر خارجه پیرامون و علل سقوط دولت آن، یک فراز مهم داشت: اینکه جنگ چطور عزم ارتش را و حتی محاسبات بشار اسد را در هم شکست و احساس شکست چگونه موجب رها کردن عقبه ها شد. آری! خیانت، سست عنصری، تطمیع و... جای خود اما ما جنگ روایت را دست‌کم گرفتیم. امروز هم اگر در روایت وقایع غلط عمل کنیم و را جدی نگیریم، مهمترین خاکریز را از دست داده‌ایم. ما باید را جدی بگیریم. روایت مصداق است و اگر ما روایت نکنیم، دشمن روایت خواهد کرد و نتیجه روایت دشمن، عقب‌گرد و شکست و تسلیم است. 🆔 @taalighat
🔖 کم‌کاری درباره توسعه شناخت آمریکا و ارتقای سواد امریکاشناسی ایرانیان (بخش اول) 🔹 یکی از مهمترین مسائلی که جامعه ایرانی پس از انقلاب اسلامی با آن سروکار داشته مسئله "رابطه ایران و آمریکا" است. در مقاطع مختلف تاریخ انقلاب این مسئله خود را در سطوح مختلف بروز و ظهور داده است. اساسا بخش قابل توجهی از درگیری ما در سطوح مختلف با آمریکا تعریف می شود. اما جبهه انقلاب یکی از کم کارترین بخش ها در رابطه با همین مسئله بوده است. بخشی از و دانشجویان و حتی برخی نخبگان هستند. مردمی که واقعا دغدغه اصلی آن ها معیشت است، زندگی روزمره آن ها به لحاظ اقتصادی دچار مشکل و تنگنا است و واقعا چاره آن را در ارتباط با آمریکا می دانند. آری، می توان عافیت طلبانه و ساده اندیشانه این ها را نیز خائن و نفوذی و نادان برشمرد ولی این خلاف مروت است. اینجا مقصر اصلی او نیست، این ماییم که مقصریم. این ماییم که مسئولیت خود را درست انجام ندادیم. این مائییم که دچار کم کاری بودیم. نتیجه آن عدم تغییر نگرش طیفی از جامعه است که آمریکا را راه حل می داند، آمریکا را منجی می داند، آمریکا را طرف قابل اعتماد برای احقاق حق می داند و حتی آمریکا را قدرت بی منازع دنیا می‌داند. 🔻۱. کم کاری در ناحیه تولید محتوا ما نتوانستیم تولید محتوای متناسب با این نیاز گسترده برای جامعه خود داشته باشیم. سواد شناخت آمریکا در ایران به شدت پایین است. اینکه ما آمریکا را به صورت کلی می شناسیم، آن را شیطان بزرگ بدانیم و ... کفایت نمی کند. آمریکا را باید درست شناخت، معرفی کرد و یک تصویر روشن و جامع از آن به جامعه داد. این کم کاری متوجه بخش های مختلفی است. از پژوهشگران گرفته تا سازمان ها و نهادهای فرهنگی و علمی کشور. شاید فعالیت در این حوزه مصداقی از جهاد تبیین نمی بینیم. 🔹 چارچوب تحلیلی رهبر انقلاب اسلامی درباره آمریکا به‌عنوان الگوی تحلیل مادر در این میان پرتولیدترین شخص درباره آمریکا رهبر معظم انقلاب بوده است. یکی از دقیق ترین و انحصاری ترین و متقن ترین خوانش ها از ماهیت آمریکا، تاریخ روابط ایران و آمریکا، منطق نفی ارتباط با آمریکا و... در بیانات سه دهه اخیر رهبر انقلاب ترسیم شده است. اما آخرین تولید مکتوب درباره اندیشه ایشان در زمینه آمریکا به کاری برمی گردد که اواخر دهه 80 و اوائل دهه 90 توسط دکتر منوچهر محمدی و به همت نشر انقلاب اسلامی منتشر شد. آن کتاب در عین برخورداری از ویژگی های مثبت به شدت نیازمند بازنگری، تکمیل، اصلاح و ارتقا در ساختار و پردازش داشت. از آن روز تا کنون بیش از یک دهه می گذرد و ما محصول درخور دیگری تولید نکرده ایم. هم پژوهشگران و هم موسسه انقلاب اسلامی دراینجا دچار کم‌کاری هستند. 🔹 تجربه نگاری روابط ایران و آمریکا و تبدیل آن به زاویه دید اجتماعی: موردپژوهی برجام روابط ایران و امریکا مقاطع متعددی را شامل می‌شود که تک تک بايد روایت شود و نشده. اما به‌عنوان مثال نزدیک که حافظه تاریخی به آن حس دارد می‌توان برجام را مثال زد. یکی از بزنگاه های مهم و نقاط عطف تاریخ سیاست خارجی ایران است. برجام نماد اجرای تام و تمام سیاست های غرب گرایان در مواجهه و تعامل مستقیم با آمریکا است. برجام مملو از درس است. نقطه تمرکز آقا از نیمه دهه 90 تا کنون در مورد برجام مسئله «تجربه» است. تجربه مواجهه، مذاکره مستقیم و تعامل با امریکا و تبدیل آن به یک سرمایه فکری اجتماعی و زیرساخت تحلیلی. برجام برای آقا بسیار مهم بود از باب تبدیل شدن به یک چارچوب عینی و تجربه ملی. اما در این زمینه نیز کم کاری های زیادی شد و نتوانستیم ادبیات آقا را تبدیل به باور عمومی کنیم. زمانی فهرستی از کارهایی که می‌توان و بايد درباره برجام و تثبیت و توسعه شناخت اجتماعی نسبت به آن ایجاد کرد، نوشتم و یکی دو خط از آن به محصول نیز تبدیل شد اما کار بسیار است و غفلت موجب شد این امر به یک استعاره موفقیت تبديل شود نه تجربه شکست و ، دقت کنیم برجام یک مورد و نمونه است که می‌توانستیم از آن یک لایه باور و تجربه اجتماعی جدید بسازیم. ادامه دارد... 🆔 @taalighat
تعلیقات
🔖 کم‌کاری درباره توسعه شناخت آمریکا و ارتقای سواد امریکاشناسی ایرانیان (بخش اول) 🔹 یکی از مهمترین م
🔖 کم‌کاری درباره توسعه شناخت آمریکا و ارتقای سواد امریکاشناسی ایرانیان (بخش دوم) 🔻 ۲. کم کاری در ناحیه ترویج و توسعه و ساخت گفتمان تولید محتوا بخشی از کار بود که ضعیف پیش رفت. می توان فهرستی از انواع تولیدات لازم در این زمینه را فراهم ساخت. اما تولید محتوا یعنی پیمودن نیمی از مسیر؛ نیم مهمتر رساندن محتوا به مخاطب است. محتوا باید توزیع شود، با آن نگرش و ساخته شود، یک گفتمان پدید آید. برای این امر نیاز به تولید انواع فناوری ها داریم. برخی را رهبر انقلاب اشاره کردند. 🔹 کتب درسی، تبیین ماهیت آمریکا و مسئله اسناد لانه جاسوسی یکی از دغدغه های جدی آقا شناساندن آمریکا و ماهیت آن به نسل جدید است. سخنرانی های 13 آبان رهبری و گفتگوی ایشان با دانش آموزان مهم و دیدنی است. اما یکی از گلایه های پرتکرار ایشان که از مطالبات برزمین مانده شان به شمار می آید، انعماس اسناد لانه جاسوسی در کتب درسی است. امری که چندبار در سخنرانی های ایشان تاکید و تکرار شد. ایشان در آبان ۱۴۰۱ فرمودند: "من یک وقتی به آموزش و پرورش گفتم که مضامین را در کتابهای درسی بیاورید، نکردند متأسفانه، نکردند." قبلا در مطلب زیر به بیانات رهبری و گلایه ایشان دراین باره اشاره شد: https://eitaa.com/taalighat/727 🔹 تشکل‌های دانشجویی و دوره‌های آمریکاشناسی دهه هشتاد یکی از پررونق ترین دوره هایی که تشکل های دانشجویی برگزار می کردند، دوره های «غرب شناسی» بود. ما نیز در مدرسه معصومیه حداقل دوبار چنین دوره ای را برگزار کردیم. اما دهه 90 باید از دوره های «» رونمایی می شد. آن هم در تیراژ گسترده و ملی. هرچند سال 96 تلاش کوچکی در این راستا شد، طراحی صورت گرفت و یک نمونه نیز اجرا شد اما کافی نبود. این پلتفرم آموزشی قابلیت توسعه داشت. سال ها تشکل های دانشجویی می توانستند از این دوره ارتزاق کنند. هنوز هم دیر نیست. این پلی برای ارتقای سواد آمریکاشناسی در سطح ملی است. 🔹 فقر آثار فاخر هنری و سینمایی جنایت ها، خیانت ها و زذالت های آمریکایی می تواند سوژه صدها کار هنری و رسانه ای فاخر باشد. روایت بدعهدی، خوی درندگی و چپاول گری آمریکا را باید با ابزار هنر به تصویر کشید. اما سینمای ما که دوران افول خود را طی می کند، نتوانست کار فاخری در این زمینه ارائه دهد. باید هنرمندان در رشته های مختلف آمریکا را به صد زبان روایت کنند. 🔻 جمله آخر: باید باور کنیم "ما" نسبت به ذهنیت و افکار عمومی جامعه ایران مسئولیم. باید را باور کنیم. تا این باور پدید نیاید دستگاه فرهنگی ما دور خود می‌چرخد. 🆔 @taalighat
🔖 ناترازی انرژی، انرژی هسته‌ای و رفاه ایرانی (فرصت ناترازی انرژی برای روایت نیاز به انرژی هسته‌ای) اشاره: معمولا از حوادث حتی به ظاهر نامطلوب، بهره مطلوب را نمی‌بریم. به‌قول معروف تهدیدها را تبدیل به فرصت نمی‌کنیم. الان مسئله ناترازی انرژی یک تهدید است که امکان بهره‌برداری اجتماعی دارد. کشور بیش از دو دهه است درگیر است. اما هیچگاه نتوانستیم درستی از انرژی هسته‌ای و سیاست جمهوری اسلامی در قبال آن به جامعه ارائه دهیم. لذا در دوران روحانی، ملت از محدودیت‌های گسترده هسته‌ای و برجام احساس خسران نداشتند، بلکه همواره این احساس وجود داشت که هسته‌ای، مزاحم زندگی و رفاه مردم است. پس نتوانستیم به جامعه بگوییم بین مسئله هسته‌ای و زندگی و رفاه رابطه مستقیم وجود دارد نه رابطه معکوس. 🔻 روایت کاذب غربی از پافشاری جمهوري اسلامي بر انرژی هسته‌ای: ایران متأثر از تصویرسازی و از انرژی هسته‌ای ایرانی، مساوی انگاری انرژی هسته‌ای و اتم، کاربرد نظامی، جنگ و خشونت است. غرب اینطور روایت می‌کند که جمهوري اسلامي زندگی و رفاه مردم ایران را برای مطامع خشونت‌آميز خود به اسارت گرفته است. ایران دنبال توسعه صنایع نظامی است و آن را بر رفاه مردمانش ترجیح می‌دهد. اصرار جمهوري اسلامي بر انرژی هسته‌ای نمادی از تنگ‌نظری، لجاجت و کوتاه‌بینی است. در حالی‌که اگر از انرژی هسته‌ای دست بردارد، رفاه را برای مردم به ارمغان می‌آورد. این روایت غرب و امروز بر ذهن بخشی از جامعه سایه افکنده است. 🔻 روایت واقعی از انرژی هسته‌ای امروز که مسئله در کشور برای همه ملموس است، بستر مناسبی است برای روایت امور مهمی که از آن غفلت داشتیم. وقتی اعتراض به ناترازی انرژی عمومی است، درخواست عبور از این ناترازی نیز یک خواست عمومی است. این خواست عمومی درصورت جهت‌دهی صحیح می‌تواند به خواست عمومی انرژی هسته‌ای در متن جامعه بدل شود. روایت اول: انرژی هسته‌ای، زندگی و رفاه یک زاویه روایت صحیح از مسئله این است که جمهوري اسلامي به‌شدت زندگی‌گرا است، و رفاه مردمش را بر هر امری ترجیح می‌دهد. انرژی هسته‌ای ضلعی راهبردی از اضلاع تأمین رفاه مردم است. منابع پایدار تأمین انرژی محدود است و انرژی هسته‌ای به‌عنوان یک منبع پاک و سرشار می‌تواند نیازهای متراکم ایرانیان به انرژی را تأمین کند. کارکردهای پزشکی و دارویی و کشاورزی آن ضلع دیگری از تأمین رفاه از این میان‌بر تکنولوژیک است. اگر انرژی هسته‌ای باشد، ناترازی انرژی نیست، کار و تولید هست، رفاه و آسایش عمومی در تابستان و زمستان هست و حتی امکان افزایش و توسعه نیاز به انرژی. روایت دوم: انرژی هسته‌ای، نماد آینده‌نگری منابع انرژی در دنیا محدود است. نفت و گاز پایان پذیرند. حکومتی که کوته‌نگر است و اهل تلاش نیست، بدون توجه به ۵۰ سال آینده و بدون لحاظ منافع آیندگان و نسل‌های بعد در امروز زیست می‌کند و چوب حراج به منابع حیاتی می‌زند. اما جمهوري اسلامي آینده‌نگر است و حتی منافع نسل‌های آینده را لحاظ می‌کند لذا بر ایجاد منبع جدید انرژی به‌جهت استغنای از نفت پافشاری می‌ورزد. روایت سوم: انرژی هسته‌ای و منافع ملی اصرار بر انرژی هسته‌ای و به‌جان خریدن دشواری‌های دستیابی به آن و پاسداشت آن نماد ترجیح منافع ملی بر منافع شخصی است. جمهوري اسلامي می‌توانست با غرب وارد معامله شود و به قیمت رضایت عمومی کوتاه‌مدت، منافع ملی آن‌ها را به‌خطر بیاندازد. اما منافع ملی را ترجیح می‌دهد. نه دستاوردهای سیاسی زودگذر را. روایت چهارم: انرژی هسته‌ای و ایران پیشرفته انرژی هسته‌ای به رشته‌های مختلف خدمات می‌دهد. انرژی هسته‌ای یک است که پیشران تحول علمی است. ورود انرژی هسته‌ای به حوزه‌های گوناگون یعنی ورود ایران به عرصه‌های نوین دانش، پشرفت علمی و به‌روزرسانی تکنولوژیک در ده‌ها زمینه. اصرار بر انرژی هسته‌ای، اصرار بر علمی برای ساخت ایران پیشرفته است. روایت پنجم: انرژی هسته‌ای و امنیت انرژی هسته‌ای از حیث راهبردی دارای اهمیت بی‌نظیری است. کارشناسان امر می‌دانند نفس توانایی غنی‌سازی اورانیوم در سطوح مختلف برای دنیای امروز معنایی ویژه دارد و نحوی از محاسبات را تغییر می‌دهد. انرژی هسته‌ای در لایه راهبردی تولید امنیت می‌کند. 🆔 @taalighat
🔖 رهبران ایران، سازنده ایران جدید "لزوم روایت و تصویرسازی از رهبری" ۱. درباره بن زائد رئیس متحده عربی کتابی برای مخاطب کودک و نوجوان تولید شده با عنوان "من الصحرا الی الفضا" که در آن توضیح می‌دهد چطور وی امارات را از یک جزیره خاکی به امارات مثلا پیشرفته امروزی بدل کرده. نکته اینکه برای نسل آینده آن کشور محصولی داستانی تولید کرده که چگونه رهبرش آن‌ها را از هیچ به همه‌چیز رساند [بماند که این تصویر، تخیلی و فوق‌العاده قابل نقد است]. اما این جنس محصول هم ایجاد حس اعتماد به ساختار سیاسی، هم ایجاد امید به آینده، و ایجاد حس رضایت نسبت به وضع موجود. ۲. اعتماد به یک رهبر، اعتماد به یک مسیر است. و ملی پشتوانه حرکت و پیشرفت است. اما ما در ایران از این مسئله غفلت داریم. البته یک زاویه غفلت است، اما سند راهبردی در سال ۸۸ که منجر به انحلال حزب شد، نشان‌داد در کنار غفلت ما، برنامه‌ای برای جلوگیری از روایت از یک‌سو و تولید روایت اجتماعی معکوس از سوی دیگر وجود دارد. ۳. امام و آقا روایت نمی‌شوند. همه ما مواجه شده‌ایم با افرادی که بعد از گلایه نسبت به اوضاع مملکت، مثالی از و قصه‌ای از شیوه پادشاهی او می‌گویند و به آن دوران حسرت می‌خورند. بسیاری از همین قصه‌های راست و دروغ از رضاخان، تبدیل به بخشی از ذهنيت عمومی و استعاره مدیریت با اقتدار شده که برخی امروز آن را با افتخار یاد می‌کند. یعنی نقش رضاخان و شاه به بخشی از افزوده شده است. اما کسی از خیانت‌های آن‌ها نمی‌گوید. ۴. ولی ما هیچ از امام و آقا که تبدیل به و باور تاریخی مردم شود، تولید نکرده‌ایم‌. نهایتا چند کتاب زندگی‌نامه یا مثلا سیره و خاطره بدون هدفگیری یک مطلوب راهبردی و مهم. این مدل پردازش نسبت به امام و آقا نشان‌دهنده نوعی نارسایی راهبردی است. ۵. ایران پس از انقلاب پیشرفت کرده است. در خلا رخ نمی‌دهد و محتاج بستر است و ریشه در دارد. ما نه پیشرفت را روایت می‌کنیم و نه ریشه و سرچشمه و را. یعنی حتی وقتی روایت پیشرفت می‌گوییم، این روایت از منشأ و مبدأ آن منفک و منقطع است. شبیه کارهای موجود که با انگیزه روایت پیشرفت جریان دارد. پس یک آسیب جدی از است. روایت پیشرفت نمی‌تواند رهبری را رهبر پیشرفت معرفی کند. امام و آقا از ده‌ها زاویه قابل روایت اند. حتی فهرستی از زاویه‌ ورودها برای روایت آن‌ها نداریم. از طرفی مخاطب این روایت فقط انسان ایرانی نیست، توسعه اندیشه انقلاب اسلامی از مسیر توسعه باور به منشأ انقلاب نیز می‌گذرد. مخاطب بین‌المللی ما نیز آقا را نمی‌شناسد که البته برای این مسئله راه‌های جدایی وجود دارد. پس باید به این موارد اندیشید: ۱. لزوم روایت آقا ۲. ادبیات، روش و انواع زاویه روایت آقا ۳. تولید روایت متناسب با مخاطبان متنوع ۴. روایت بین‌المللی آقا، روش‌ها و نوع محصول ۵. روایت راهبردی آقا ۶. ترمیم انقطاع روایت پیشرفت از روایت آقا ۷. نقد انواع روایت‌های جاری از رهبری ➖➖➖➖➖ 📝 یادداشت مرتبط: " فقدان تصویرسازی بین‌المللی از رهبران انقلاب و راه‌های نرفته فراوان" https://eitaa.com/taalighat/843 🆔 @taalighat
🔖 جنگ، جامعه، مسجد (نگاهی به مسئولیت ما در جهاد با اسرائیل) 🔹 بیش از اینکه مستقر و متمرکز بر ادوات و امکانات باشد، متمرکز و مستقر بر اراده‌هاست. و نکته‌ای که تعیین‌کننده در است، واحدهای انسانی است. تمرکز دشمن به این سمت خواهد رفت که نسبت جامعه‌ی جنگ‌پذیر با امتداد جنگ را دچار اخلال کند تا نتواند ایستادگی و مبارزه را ادامه دهد. وظیفه و این است که به میدان نبرد بروند و سرنوشت جنگ را پیش ببرند، ولی ما نیز در پشت دارای وظایف جدی هستیم. نحوه و و ما به این نحو است که باید جنگ و بسازیم و ما نیز باید در یک میدان مستقر باشیم؛ یکی از زوایای جهاد، ایستادن ما در است که چند لایه است. 🔹 انسجام اجتماعی لایه اول هماهنگی، همگرایی و انسجام اجتماعی است. مردم در سختی در جامعه اسلامی بیش از آنکه دنبال باشند، دنبال هستند. دنبال توزیع منفعت‌اند. من کمتر از امکانات بهره ببرم که دیگران نیز در این امکانات شریک باشند. از این رو باید در جامعه را، جامعه‌ای منسجم کنیم. باید هر اتفاقی، کنشی و رفتاری که باعث ، و به جان هم افتادن مردم شود، با آن فاصله بگیریم و مقابله بکنیم. 🔹 مهربانی اجتماعی در گام دوم باید را توسعه دهیم. مردم در سختی باید بیش از دوران آسایش و عادی همدیگر را دوست بدارند. این دوست‌داشتن و غم‌خوار یکدیگربودن را باید نسبت به همدیگر ابراز بکنند. این ابراز باعث می‌شود که واحدهای اجتماعی نسبت به هم منسجم، متماسک و دارای عِرق شوند. جامعه باید به این ادراک برسد که ما دارای یک هستیم. سوار بر یک کشتی شدیم و در این کشتی با یکدیگر به پیش می‌رویم. این سرنوشت مشترک در گِرو هماهنگی، مهربانی و پشتیبانی ما از یک سخن واحد است که آن هم حرف و سخن واحد و است. 🔹 مواسات و رسیدگی به محرومین گام سوم، به معنای رسیدگی مضاعف به است. به این معنا که وقتی شرایط تغییر می‌کند، امکان محرومین برای تامین مایحتاجشان طبیعتا کمتر می‌شود. ما در این‌جا باید خدمت‌رسانی را توسعه دهیم. 🔺 کنشگری اجتماعی در راستای ایجاد روحیه و عزم دلسوزی مردم برای همدیگر است. این بزرگترین دستاوردی است که می‌شود تصویر کرد. ما کاری کنیم که مردم دلسوز یکدیگر باشند و این دلسوزی را نسبت به همدیگر ابراز کنند. برای این دلسوزی هزینه و کاری بکنند. همین کارکردن و فعال‌شدن این‌ها خودش سوق جامعه و وجهه جامعه را تغییر می‌دهد. 🔹مسجد و روحانیت، کانون و محور مواسات برای تولید انسجام و مهربانی اجتماعی و یا به تعبیر قرآنی و اسلامی مواسات، ما نیاز به یک محور و کانون داریم. مهم‌ترین کانون، نهادهای دین‌پایه ما همچون مساجد، هیئات و کانون‌های این‌چنینی‌اند و مهم‌ترین محور است؛ لذا ما باید بتوانیم مساجد را کانون تولید آرامش در محل بکنیم. 🔻 روحانیت و به‌ویژه ائمه جاعات و امامان جمعه در هر شهر باید کنشگری اجتماعی آن‌ها هم تغییر کند و هم اتصال و ارتباط اجتماعی آن‌ها تصاعد پیدا کند و هم تعاملات مردمی آن‌ها با اقشار مختلف توسعه پیدا کند. 🔺 این توسعه در ارتباط باید برای آن خلق معنا شود؛ هم خلق مدل شود و هم خلق معنا. اولا تعیین شود که ما در این ارتباط چه چیزی را می‌خواهیم انتقال دهیم یا چه هدفی را دنبال می‌کنیم و ثانیا این هدف را در چه قالبی دنبال کنیم. اینکه مسجد امروز در شرایط جنگی چه محوریت و عملکردی داشته باشد، موضوعی است که باید جداگانه در مورد آن گفتگو بکنیم. 🔹 در محله باید در این ایام کانون باشد. باید کانون و و باشد. نباید در این ایام فعالیت مسجد منحصر شود در ساعات نماز، بلکه بایستی مسجد با محوریت و معتمدین محل، در ساعات پویایی اجتماعی و ساعاتی که محل رفت و آمد مردم است، بیرون از مسجد به‌نحوی حضور زنده و پویای خودش در محله را نشان دهد. براساس موقعیت‌ها و مناسبت‌های مختلف. 🔹 مساجد باید باشند؛ سازماندهی کمک‌های مردمی به نیازمندان؛ سازماندهی رسیدگی به افرادی که در فرآیند حملات آسیب دیدند؛ کانون سرزدن به خانواده‌های شهدا؛ کانون ثبت‌نام برای اعزام به جبهه‌های مقابله با اسرائیل (حتی نمادین) اکنون باید از انواع ایده‌هایی که می‌شود برای فعال‌کردن مسجد و واحدهای کوچک اجتماعی و ایجاد حس در آن‌ها نسبت به این پدیده و مسئولیت در آن‌ها استفاده کرد، بهره برد. 🔹 کارکرد دیگر مسجد، تبدیل‌شدن به کانون و جهت‌دهی به است. ما باید بتوانیم در مسجد حماسه و سوگ را همزمان و با هم پیش ببریم. 🆔 @taalighat