✅ #کلمات_دخیل
⬅️ با سلام و عرض ارادت، در این پست و پستهای بعدی بر آنیم تا اشعار و ابیاتی بیاوریم که بعضی از آنها، پند و #اندرزی و بعضی هم، تمام یا قسمجتی از آن #ضربالمثل شده است و در مکالمات روزمره مورد استفاده قرار میگیرد. پس باهم بخوانیم ابیات انتخابی این هفته را...
🔹💠🔹
ای سلیم آب ز سرچشمه ببند
چونکه پر شد نتوان بستن جوی
🔹💠🔹
از دستبوس، میل به پابوس کردهای
خاکت به سر ترقّی معکوس کردهای
📌 #ترقی_معکوس: که عبارتِ رندانه و طنزآلودِ تنزل است، گویا از دوران صفویه به این سو رواج یافته است. وقتی میگویند فلانی ترقی معکوس کرده یعنی دستخوش ادبار (بدبختی، سیهروزی) و بازگشت شده و نه تنها از خود رشدی نشان نمیدهد، بلکه هر روز دچار پسرفت نیز میشود. همین اصطلاح در یک رباعی منسوب به ابوسعید ابوالخیر( متوفی ۴۴۰ ه ق) نیز آمده است:
مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
پیدا و نهان چو شمع در فانوسم
القصه در این چمن چو بید مجنون
میبالم و در ترقی معکوسم
🔹💠🔹
شاخِ گُل هر جا که روید هم گُلست
خُمِ مُل هر جا که جوشد هم مُل است
📌خُم=خمره 📌مُل=شراب
🔹💠🔹
پیچید همه جا بوی خوشت ای تن بیسر
چون شیشهی عطری که درش گم شده باشد
📌 در وصفِ شهادتِ حضرتِ
#اباعبداللهالحسینعلیهالسلام🥀
🔹💠🔹
خنده بر هر درد بی درمان دواست
خنده آغاز خوش هر ماجراست
یا
خنده زیبا و قشنگ و دلرباست
خنده بر هر درد بی درمان دواست
🔹💠🔹
خر چه داند قیمت قند و نبات
کاه و جو میخواهد و کنج رباط
📌رباط=کاروانسرا
🔹💠🔹
کدام دانه فرو رفت در زمین که نَرُست
چرا به دانهی انسانیت این گمان باشد
📌در این میان برخی دیگر از شاعران و عارفان، به مقامی رسیدهاند که نه تنها از مرگ نمیهراسند، بلکه مرگ را برای وصال معبود شیرین میپندارند.
#سنایی، عارف نامدار قرن ششم در این باب چنین میسراید:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ.
یا در بیتی دیگر #ادیبصابر میگوید:
مرگ چون موم نرم خواهد کرد
تن ما گر ز سنگ و سندان است
خواجه عبدالله انصاری #خواجهعبداللهانصاری از بزرگترین عارفان فارسیزبان که ید طولایی در نثر فارسی و سجع دارد، مرگ را خوشتر از همنشینی با انسانهای دون میداند. او میگوید:
با مردم نااهل مبادم صحبت
از مرگ بتر، صحبت نااهل بوَد.
اما اوج نگاه عرفانی به مرگ را در سرودههای #مولوی میتوان یافت. او در یکی از زیباترین شعرهای فارسی میگوید:
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
#سعدی نیز نگاهی اخلاقگرایانه به مقولهی مرگ دارد او که استاد اخلاق است حتی از مرگ دشمنش نیز خوشحال نمیشود و میگوید:
مرا به مرگ عدو جای شادمانی نیست
که زندگانی ما نیز جاودانی نیست
🔹💠🔹
ما قصهی سکندر و دارا نخواندهایم
از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس
🔹💠🔹
#محبت را ز ماهی باید آموخت
چو از آبش بگیری جان سپارد
🔹💠🔹
#التماسدعا🍃
ادامه دارد....
📚 #جستجوگر
📝 عبّاس خیرزاده اردکان
@zarrhbin