eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
301 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
«پیام نجات بخش» ✍م. اکبری می شود انسان آنقدر وسعت بگیرد که عشق همه‌ی انسان‌ها درونش جا بشود؟! چقدر وسعت لازم است که محبت تک تک میلیارد ها میلیارد ها انسان را در دلت جای دهی؟! میلیارد ها سال نوری قبل از این که من در یک شب عاشورایی دست به قلم شوم و از دانسته های حقیرم بگویم ، تو همه چیز را می دانستی ! فکر همه را کرده بودی ، به همه کس دلت سوخته بود ، مسیر هدایت بندگان دشوار بود.‌.. قربانی لازم داشت دلسوز وجان به کف می خواست ... نمی دانم چه شد که سخت ترین رنج ها را به جان خریدی... همه اش را تنها تنها به جان خریدی... چقدر احساس حقارت می‌کنم در برابر فداکاری ات... جبران نمی شود حتی به گریه... حتی به ضجه... حتی به لطمه... حتی به جان دادن... اما مولای من... پیام نجات بخش تو و عشق تو پس از هزار و چهارصد سال باز هم به گوش تشنگان هدایت رسید... @AFKAREHOWZAVI
او را بیشتر به چه چیز می شناسیم؟ ✍فهیمه فرشتیان شاید دلاوری هایش در صحنه نبرد و یا غم هایی که بر او وارد شد شاید هم رنج هایی که خانواده اش به دوش کشیدند. این همه توان، قدرت و صبوری از کجا می آید؟ حتّی اندکی رمق داشتن، بعد از برخی حوادث عاشورا، عجیب است، چه رسد به اینکه باز هم دیگرانی را حمایت کنی. و یا به دل دریایی از لشگر دشمن بزنی، حریفی که میدانی از هیچ قساوتی کوتاهی نمی کند. چگونه این همه طاقت در یک انسان جمع میشود جز با اتّصال مداوم به بزرگترین منبع قدرت در تمام هستی. به هر صحنه ای از شب و روز عاشورا وارد می شویم جایگاه دعای امام است. راز و نیازهایی که امام را تسلّا می داد، اطرافیانش را به شور و شعوری بیش از پیش فرا می خواند، و پیامهایی به عمر تمام تاریخ بشریت را نیز در خود نهان داشت. دعای شب عاشورا با آن شور و حرارتی که امام داشت، برای همیشه در گوش زمان مانده است. دعای صبح روز بعد نیز ،در حالی که سوگوار برخی از یارانش بود. رازو نیازی که در لحظه شهادت سربازِ شیرخواره اش با خدای خویش داشت، و آن جملاتی که همزمان با بریده شدن دستان برادرزاده یازده ساله اش برزبان راند، و حتی آنچه با لب‌های خشک و تشنه نجوا می‌کرد، در آن هنگامه ای که حیوان صفتان برای پایان بخشیدن به حیات دنیایی اش، از هم پیشی می‌گرفتند. آخرین مناجاتش را اغلب شنیده‌ایم: صَبراً علَی قَضائِک یا رَبِّ لا اِلهَ سِواک. آیا برای ما نیز دعا یکی از راه های تاب آوری است؟ آیا میتوانیم در اوج سختی، با یادآوری نعمت ها، گفتگو با خداوند را آغاز کنیم؟ @AFKAREHOWZAVI
. دنبال تربت می‌گردم ✍فاطمه میری طایفه فرد سرگشته و هراسانم، کجایی ارباب؟ بوی شب‌بوها مرا تا این جا کشاند. نه! عطر وجود توست که راهم را کج می‌کند به مستقیم راه‌ها. پای آن کاج بلند ایستاده‌ای تا مرا ببری به سال ۶۱ و من هنوز مدهوش عطر آمیخته تو با شب‌بو‌ها هستم. حسین(ع) در این غربت‌کده تنهایی، به کدام ریسمان چنگ بزنم؟ دردم را در گوش کدام چاه نجوا کنم؟ رازم را با کدام مَحرم واگویه کنم؟ بیم دارم از کتمان رفیق و طعنه‌ی نارفیق. بیم دارم از جفای یار بی‌وفا. حسین(ع) مرا با خودت ببر و در گوشه‌ی چادر خواهرت میهمان کن. شنیده‌ام از سجیه‌ی شما که کَرَم است و عادتتان که احسان. مرا امان بده در این دشت بی‌محابای دنیا. مرا بپذیر این گونه که هستم. این گونه که خاکسار درگاهت با همه‌ی بدی‌ها آمده‌ام. حسین(ع) می‌ترسم از ایمان خُرد و خرده گناه‌های بی‌شمار. می‌ترسم از ناقوس مرگ که صدایش لحظه به لحظه نزدیک‌تر می‌شود. حسین(ع) مرا بشارت بده به بانگ الرحیلِ عند ربهم یرزقون. حسین(ع) من و دنیا به خود می‌پیچیم از درد. درد بی یاوری، بی پناهی. کی می‌رسد آن فرزندی که وعده‌اش را داده بودی؟ من که هیچ، دنیا دیگر تاب این همه بی‌عدالتی را ندارد. تاب ندارد کودکان را بی‌پناه ببیند و دم نزند. یک بار دیده که با کودکان تو چه کردند؟! لا یوم کیومک یا اباعبدالله حسین(ع) برایم بمان در کوران تنهاییم. بمان برایم درجدال شبهه‌ها و حقیقت‌ها. باد صدای اذان ظهر عاشورای ۶۱ را به گوشم می‌نوازد. فرصتی می‌خواهم تا من وضو ساز کنم و پاک شوم. بگذار بیایم و در رکابت نوکری کنم. بگذار پروبالم خونی شود. بگذار چادرم خاکی شود. هراسانم دنبال تربت می‌گردم در نینوا. بگذار به رکوعت برسم. الله اکبر @AFKAREHOWZAVI
زیارت عاشورا ✍ حیدری شب عاشورا در کربلایم و در بین الحرمین در میان خیل جمعیت نشسته‌ام. امشب زیارت عاشورا می‌خوانم ، به یاد آن‌هایی که مرا یاری رساندند در مسیر تشرفم به حرم، از پدر و مادرم که با چشمی گریان مرا روانه ساختند به دیار عشق، به نیت پدران و اجدادم که در صُلب من سهیم‌اند و در حسرت زیارت اربابم سوختند ولی توفیق زیارت نیافتند. امشب زیارت عاشورا می‌خوانم به نیت همه کسانی که راه آمدنم را هموار کردند، آن‌ها که رفتند و خون‌شان آب و جارویی کشید در مسیر زائران کربلا، آن‌ها که در حسرت تماشای این بارگاه ملکوتی ماندند، تا من با دلی آسوده در میان انبوه جمعیت شیعیان بنشینم و هیچ دلواپسی به دلم راه نیابد. زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خوانم ، برای کسانی که دین تشیع را به دستم سپردند، خون دل‌ها خوردند و زجرها کشیدند تا محبت این آقا در دل من لانه کند و ریشه دواند. امشب همراه با لعن زیارت عاشورا لعن می‌کنم، همه کسانی خون محبان علی را حلال شمردند از اولین آن‌ها که بر مادرم زهرا سلام الله علیها جسارت کرد تا آخرین‌شان که امروزه از هیچ جسارت و اذیتی بر مردم مظلوم غزه فروگذار نیستند. و سلام زیارت عاشورا را می‌فرستم به روح همه اولاد حسین و همه اصحاب حسین علیهم‌السلام، از اولین‌شان که یاری‌رسان مولایم بودند و آخرین کسانی که خون‌شان در بالا بردن پرچم انقلاب و تشیع ثمر بخشید. ان‌شاءالله که ارباب‌مان نظر فضل و رحمتش را بر همه‌ی ما بیندازد. @AFKAREHOWZAVI
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️ سَلامٌ عَلى قَلبِ زَينَبَ الصَّبور 🔺 دخَلَتْ زینبُ علی بْنِ زیاد روضه تمام شد؛ همه رفتند و تو هنوز بالای تل نشسته ای و خون گریه می کنی... نه اشتباه گفته اند؛ هرچند به پایان رسید روضه ولی؛ در صحرای آغشته بر خونِ معشوق، در پی طفل گمشده هروله می کنی… به گمانم، بازهم خطا رفت ماجرای آن لحظه؛ با قصه خیمه و دامن سوخته و رخ نیلی، با دل آشوب و مجروح، روضه ناتمام را تمام می کنی… غصه هایت بسیار است می دانم! در اوراق یک کتاب نمی گنجد، می دانم! مانده ام با این خاطرات چگونه، «دخَلَتْ زینبُ علی بْنِ زیاد» را به تقدیر تاریخ خواهی نشاند… ✍🏻 فاطمه شکیب رخ (س) @AFKAREHOWZAVI
. رسالت زینب(سلام‌الله‌علیها) ✍نجمه صالحی مصائب زینب سلام‌الله‌علیها از عصر عاشورا آغاز شد. از آن لحظه، پیام عاشورا و فرهنگ سبز حسینی در دستان زینب سلام‌الله علیها قرار گرفت تا تمام هویت زن در اسلام به تصویر کشیده شود. آن هنگام که طنین صدایش "ما رأیتُ الّا جمیلاً" در گوش زمان پیچید، هر واژه‌‌اش تیری شد بر قلب اندیشه‌ی شوم یزید و یزیدیان. بانویی که با سیره و رفتارش حماسه عاشورا را تا ابد جاودانه ساخت و اجازه نداد جنایت امویان پنهان بماند. زینب کبری سلام‌الله‌علیها انسانی تربیت‌یافته در خاندان رسالت، دانشمندی بزرگ و قهرمانی بی‌همتا بود. او بزرگ آموزگار مکتبی است که در آن، زن موجودی اثرگذار است. در مدرسه زینبی، زن مرزبان حریم ولایت است و در همه صحنه‌ها حاضر است. هنگامی که از شهادت علی اکبر علیه‌السلام باخبر شد، در حالی که صدا می‌زد: «واحبیباه و ابن أخیاه...» برای دلداری حسین علیه‌السلام به یاری برادر شتافت. از گفتار و رفتار بانو در کربلا میزان همت او در دفاع از امامت هویداست. در واپسین لحظات، هنگامی که شمر قصد بریدن سر مبارک امام زمانش را داشت، زینب علیهاالسلام به امید نجات جان امام یا برای اتمام حجت، بر سر عمر سعد فریاد زد: «آیا حسین کشته شود و تو نظاره‌گر باشی؟» در مجلس ابن زیاد هنگامی که وی قصد کشتن علی بن الحسین علیه‌السلام را داشت، زینب کبری علیهاالسلام مانع این اقدام شد. مدرسه‌ی زینبی، مدرسه عشق به آرمان‌های اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است با رویکردی فراتاریخی و فراجغرافیایی، مدرسه‌ای مبتنی بر مدیریتی اسلامی ـ الهی. در مدرسه‌ی زینبی، کسانی که معنای صبر و مقاومت را می‌فهمند، خدا را به آسانی می‌شناسند. زن تراز اسلامی باید در مسیر تسلیم و رضای الهی گام بردارد و در سخت‌ترین مصیبت‌ها جز زیبایی نبیند که این، آخرین منزل سالکان الی‌الله است. زینب سلام‌الله‌علیها با خطبه‌های آتشین خود، افزون بر رسوا کردن امویان، افکار عمومی را روشن کرد و جرقه نهضت‌های بعدی همچون قیام توابین و مختار و... پس از عاشورا رقم خورد. هنگامی‌که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" است، بانوان می‌توانند همچو زینب سلام‌الله‌علیها زندگی کنند. زینب زمانه‌ی ما با روشنگری جرقه‌های بیداری اسلامی را خواهد زد و زمینه نابودی دشمن و ظهور فریادرس مظلومان (عجل‌الله فرجه) و دولت کریمه را فراهم خواهد ساخت. (س) @AFKAREHOWZAVI
. فراخوانی برای بیعتی دوباره... ✍زينب نجیب چشمانش را باز کرد. سرش بر دامان عمه بود. یادش آمد ضربه، چنان شدت داشت، که بعد از آن، در میان بیابان از حال رفته بود. به محض به‌هوش‌آمدن، حس کرد بر سرش چیزی کم است. به صورت مهربان اما پُر غصه زینب‌کبری نگاهی کرد. اولین جمله‌اش این بود: "عمه جان! آیا پارچه‌ای پیدا می‌شود، سرم را بپوشانم؟ بزرگی می‌گفت این درخواست رقیه از عمه‌ی سادات، در حالی بود که هرگز در هیچ نقطه‌ای از دوران واقعه عاشورا و اسارت، سر و موهای آن بزرگواران عیان نشد. زیرا در آن جامعه، زن از چنان حرمتی برخوردار بود که حتی شقی‌ترین دشمنان حق جسارت به آنها را نداشتند. زنان عرب نیز برای پوشش، چندین نوع حجاب داشتند. آنها علاوه بر پوشش سر و بدن چیزی به نام عبایه می‌انداختند که تمام هیبت آنها را بپوشاند. در این روایت، رقیه از عمه‌اش عبایه خواسته بود. وقتی این روایت را می‌خواندم، شرمنده شدم از حضور دخترکانی که، اگرچه مهمان دسته‌های سینه‌زنی و هیئات اباعبدالله بودند؛ اما سر برهنه با زنجیر بر سروسینه می‌زدند. مهمانان دیگر نیز، به حرمت امام حسین سکوت کرده آنها را همراهی می‌کردند. بنا ندارم از طرد این عزیزان بگویم. از سوی دیگر روشن‌فکرنما نیستم. لیکن می‌خواهم مسئله‌ای را تبیین کنم، شاید که اثر افتد. اول از همه روی سخنم با آن عزیزانی است که نه به قصد اشاعه بی‌اخلاقی، که از سر دلسوزی فیلم‌ها و عکس‌های این عزیزان را دست به دست می‌کنند. آنها باید بدانند، خود این عمل، اشاعه فساد است. در این چند روز نهایتاً یکی دو فیلم با این موضوع ضبط شده است و این یعنی؛ این اتفاق فقط در یکی دو نقطه واقع شده نه بیشتر. اما ما با دست خود به آن ضریب می‌دهیم. این انبوهِ عزاداری‌ها و هیئت‌ها و اعطای نذورات با وجود هزاران هزار خانم محجبه در اقصی نقاط ایران با این چند تصویر تضعیف نمی‌شود، اما قبول کنیم که به انفعال مردم کمک می‌کند. پس درد را فریاد نزنیم درمان کنیم. دوم اینکه بیش از مرتکبان این خطا(کشف حجاب)، سکوت‌کنندگان در برابر این خطا، مقصرند. در تعجبم از مردان و زنانی که اجازه بی‌حرمتی می‌دهند و خود منفعلانه می‌ایستند. ما هرگز نمی‌گوییم این بزرگواران را طرد کنیم و یا با آنها رفتاری سلبی داشته باشیم، اما هیئت تنها نقطه مشترک حضور ما با آنهاست. می‌توانیم با آنها صحبت کنیم. با خود تصور کنید، اگر یکی از این عزیزان، با قمه، خود زنی می‌کرد؛ چه می‌کردید؟ آیا جز این بود که به سوی او رفته، مانع کارش می‌شدید؟ آیا برای او توضیح نمی‌دادید که اباعبدالله به این دلیل و آن دلیل به این کار راضی نیست؟ اگر او هر چقدر از محبت و عشقش به حسین ع می‌گفت، او را به آغوش می‌کشیدید، اما مانع از قمه‌زدنش می‌شدید. حال امروز، این عزیزان دانسته و نادانسته، با حرمت‌شکنی، نه فقط بر روی خود، که بر یک فرهنگ و هویت، قمه زده‌اند. چرا سکوت؟ چرا بی‌تفاوتی؟ آیا نمی‌توان فعالانه آنها را مدیریت کرد؟ انفعال در برابر آنها یعنی ترک مهم‌ترین حکم خدا. یعنی ترک امر به معروف و نهی از منکر رویِ بعدی سخنم با آن‌هایی است که با شعار دلت پاک باشد، دل‌های دیگران را آلوده می‌کنند. مادرم! خواهرم! دخترم! پاره‌ی تن ملت امام حسین! می‌دانم عاشق حسینی. می‌دانم مهمان حسینی. می‌دانم مهمان، حبیب خداست. و تو حبیبِ خدای حسینی... اما بدان یک مهمان چقدر می‌تواند بی‌معرفت و ناجوانمرد باشد که در خانه‌ی میزبان با شکل و شمایلی وارد شود که او نمی‌پسندد. شاید بگویی حسین مرا آنچنان که هستم می‌پسندد. به والله که اندیشه‌ات اشتباه است. اگر چنین پوششی پسند امام حسین بود، یکی از مهم‌ترین دلایل قیام او تحقق احکام خدا نبود. او قیام کرد تا احکام اسلام محمدی ص پیاده شود. او قیام کرد تا امر به معروف و نهی از منکر کند. او فقط قیام نکرد تا با تضاد طبقاتی و فقر مبارزه کند. او قیام کرد تا با فقر اندیشه‌ها بجنگد. او تنها برای اجرای عدالت اقتصادی قیام نکرد، او به دنبال عدالت فرهنگی نیز بود. اگر زینب در اسارت سختی کشید تنها برای رنج سفر و شکنجه‌ها نبود... تنها به خاطر داغ عزیزان نبود... چرا که او، خود گفت؛ من جز زیبایی ندیدم... اما همین زینب وقتی وارد کوفه شد اعتراض اولش به یزید این بود: "ای پسر آزاد شده‌ی جدم رسول الله! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان تو در پس پرده‌ها باشند، در حالی که دختران رسول اسلام را در میان بازارها بچرخانی؟ آری دخترم! تأمل کن... اگر امروز عزادار حسینی، بدان اباعبدالله نیازمند این گریه‌ها و بر سر و سینه زدن‌های ما نیست. او رشد فکری ما را می‌خواهد. او زینب‌گون شدنِ ما را می‌خواهد. و زینب یعنی اسطوره‌ی مقاومت در برابر حرامیان یعنی اسطوره حیا یعنی اسطوره‌ی غیرت بیا دخترم! بیا در خیمه‌ی زینب سلام اللَّه، کمی در آغوش عمه آرام بگیر به او تسلیت گو و تنها با او بیعت کن. @AFKAREHOWZAVI
. ‌ یزید زمانه‌ات را بشناس اگر از من بپرسید می‌گویم یزید سال ۶۱ هجری همان چیزی است که بعضی‌ها امروز می‌خواهند. یزید امروز هم مثل یزید گذشته اهل عشق و حال است. عرق ناب ایتالیایی می‌خورد. ادکلن‌های اروپایی می‌زند. خوش‌پوش است و لباس‌های جذاب می‌پوشد. مشاوران کروات زده‌ دارد. حیوان خانگی دارد. اهل شعر و شاعری است و عاشقی دل‌خسته و منورالفکر است و به اطرافیان خود آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌دهد. دیسکوها و کاباره‌های بزرگ برای جوان‌ها می‌سازد و به عقاید تمام اقشار احترام می‌گذارد. می‌خواهی عابد و زاهدی با پیشانی پینه‌بسته در مدینه و بصره باش یا جوانی آتئیست و اهل رقص و آواز در دمشق، همه را در دایره‌ی اسلام خود نگه می‌دارد. می‌گوید کسی را طرد نکنید. دوقطبی درست نکنید. برای بت‌پرست‌های شام بت‌های بزرگ و طلایی از شرق آسیا وارد می‌کند و برای مسلمان‌های دوآتیشه، مسجدهای متنوع و مختلف می‌سازد. وفادار به آرمان هرکه هرچه خواست بکند است و اصلا دین را با سیاست قاطی نمی‌کند. از یهودی، مسیحی و مسلمان به یک اندازه در حکومت خود استفاده می‌کند. او معتقد به دولت فراگیر و پلورالیسم دینی است. برای سلبریتی‌ها ارزش و احترام قائل است و هوای‌شان را دارد. به سفارش یک سلبریتی مهمترین زندانی سیاسی خود را آزاد می‌کند. یزید تمام صفاتی که در جهان مدرن امروز به عنوان «ارزش» شناخته می‌شوند را دارد. هر از گاهی نگاهی به ارزش‌های خود بیندازید. رسانه در بلندمدت صفاتی را که قبلاً اَخ و تف می‌کردید را به عنوان ارزش و نقطه‌ی قوت آنچنان به خوردتان می‌دهد که روحتان از آن خبردار نمی‌شود و به خودتان که می‌آیید می‌بینید عاشق ویژگی‌های یزید روضه‌هایی شده‌اید که از کودکی‌هایتان هر وقت آب می‌خوردید، بعد از سلام به حسین به او لعن می‌فرستادید. ✍🏻 زهرا کبیری پور @AFKAREHOWZAVI
. آرامش قلب اهل حرمنجمه صالحی در شام با بهره بردن از دو شیوه "همراهی" و "مناظره"، شامیان را از توطئه‌ی امویان آگاه نمود. همراه عمه جانش، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، روشنگری کرد. یکی از پیام‌آوران مهم عاشورا بود، سجاد سجاده‌ی عشق! حال دل مردم را با دعاهایش روبه‌راه و آن‌ها را به خدا وصل می‌نمود! عراقی‌ها در ایام اربعین، میانه‌ی راه زائران پیاده، چه زیبا بانگ "هلابیکم زوار ابو السجاد " بر‌می‌دارند، چه بسا تذکر می‌دهند که او یکی از میزبانان اصلی این راه است، اذن از او بگیرید! 🥀شـهـادت یـادگار کـربـلا، ️نگین آرامش قلب اهل حـرم، امام سجاد علیه‌السلام تعزیت🥀 @zemzemh60
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. «زینت العابدین؛ جهادگر تبیین» ✍🏻فاطمه شکیب رخ امام سجاد علیه السلام در طول حیات بابرکتشان، در اثبات حقانیت و زنده نگهداشتن قیام عاشورا با دو روش به تبیین اقدام نمودند. روش مشهور که به سوگواری دائم در عزای سید الشهداء و یارانشان شناخته می شود، همان اشک و ماتم مستمر از وقوع فاجعه کربلا بود که سوزناکی گریه های حضرت، دل ها را متوجه عمق سنگینی جنایت در حق اهل بیت علیهمالسلام می نمود و روش دوم《تبیین قیام عاشورا》بود. چنانچه این امام همام هنگامی که به شهر دمشق وارد شدند و با پیرمرد نا آگاه و هتاک شامی روبرو گشتند که خداوند را بخاطر کشته شدن شهدای کربلا ستایش می گفت! ایشان بدون ابراز ناراحتی از گفتار وی سعی در روشن نمودن حقیقت برای آن پیرمرد برآمدند. امام زین العابدین(ع) با قرائت آیه《قُلْ لاَ أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ اَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی》 به وی فرمود: ای پیرمرد! آیا از این آیه اطلاع داری؟ پس زمانی که با تایید مخاطب خویش روبرو شد، به معرفی و تفسیر آیه و روشن نمودن مقصود آن اهتمام نمود و فرمودند: قربی ما اهل بیت(ع) هستیم! بعد از آن با اشاره به سوره بنی اسرائیل و تاکید بر《حقّ نزدیکان》و دریافت پاسخ پیرمرد، دگر بار فرمود: آیا آیه《وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیء فَأَنَّ للهِِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی》و بدانید که یکْ پنجمِ آنچه به دست می آورید، برای خداوند و پیامبر و نزدیکان است، را خوانده ای؟ با پاسخ پیرمرد مبنی از آگاهی از آن آیه، امام(ع) فرمود: ای پیرمرد! آن نزدیکان ما هستیم، سپس علی بن الحسین (ع) با قرائت آیه《إِنَّمَا یریدُ اللهَ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً، برای مرتبه آخر با پیرمرد اتمام حجت نمود و فرمود: خداوند طهارت را مخصوص ما اهل بیت (ع) نموده است! در این هنگام پیرمرد، لحظه ای خاموش و از گفته خویش پشیمان شد، سپس سرش را به سوی آسمان، بالا برد و گفت: خدایا! من از آنچه گفتم و از دشمنی با این اهل بیت (ع)، توبه می کنم، خدایا! من از دشمن محمّد و خاندان محمّد(ص) به درگاه تو بیزاری می جویم. سنجش شرایط شام، استعانت از صبر و بیان ساده در توضیح واقعه از نکات ارزشمند این رفتار تبیینی امام سجاد علیه السلام برداشت می شود، زیراکه مردم شام تربیت یافته ی اسلام دست ساز اموی بودند و از حقائق اسلام واقعی اطلاعی نداشتند و همین امر، علت رفتار تبیینی امام (ع) در شام بوده است، چراکه در کوفه رفتار و گفتار ایشان با مردم در قالب توبیخ بود و جنبه تبیین به خود نداشت و همین امر را می توان از نکاتی دانست که جهادگر تبیین باید به آن توجه کامل داشته باشد. منابع: بحارالانوار، ج 45، ص 129 ؛ احتجاج، ج 2، ص 120-122؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 591 به بعد (حوادث سال سیزدهم). @AFKAREHOWZAVI
حدیث بافتنی! ✍اشرف پهلوانی قمی حال دنیا خیلی خوب نیست. مدت‌هاست آدم‌ها به محض دیدن یکدیگر سفره مشکلات اقتصادی و سیاسی و بیماری را می گشایند و به تناول غصّه‌های آن مشغول می‌شوند و استخوان امید را دور می‌ریزند! اما هنوز خیلی بهانه‌ها وجود دارد که می‌تواند حال دلمان را خوب کند.‌ این بهانه درمانگر، می‌تواند دیدن یک دوست با انرژی مثبت باشد یا خواندن یک کتاب پرمغز یا دیدن یک عالم نورانی یا رفتن به مکانی مقدس... خلاصه هنوز هم با وجود این همه مشکلاتی که در این آخرالزّمان هست، آدم‌ها، اشیا، مکان‌ها و اعمالی هستند که می‌توانند دل محزون دنیا و ساکنینش را شاد کنند. یکی از چیزهایی که مرا خوشحال می‌کند؛ البته بعد از زیارت، نوشتن و خواندن کتاب است. در خانه ما کافیست مثل «زبل‌خان» دستت را دراز کنی! تا چند کتاب از هر موضوعی که دلت بخواهد به دست آوری. این بار که دستم را دراز کردم کتابی ناب یافتم؛ «انسان 250ساله» با قلمی روان که علم از آن چکّه می‌کند. امروز سالگرد شهادت امامیست که متأسفانه در بین عموم شیعیان جز بیماری، گریه بسیار و گوشه‌ای نشستن و دعاکردن چیزی گفته نمی‌شود و این نظر، بزرگترین جفا آن‌هم از طرف محبّین ایشان است. چشمم که به کتاب افتاد قلبی شد. با ذوق فصل امام‌سجاد (علیه‌السلام) را باز کردم و شروع کردم به خواندن. چیزی که از آن برداشت کردم این بود که: «دوران امام‌سجاد (علیه‌السلام) پر بوده است از روشنگری و اگر این سی و چهار سال تلاش امام سجاد را از زندگی ائمه قطع کنیم، قطعاً به آنجایی نخواهیم رسید که امام‌صادق (علیه‌السلام) رفتاری آن‌چنان صریح و آشکار با حکومت اموی یا بعدها باحکومت عباسی داشت.» کتاب را ورق زدم. نوشته بود: «برای ایجاد یک جامعه اسلامی، زمینه فکری و ذهنی از همه چیز لازم‌تر و مهم‌تر بود و ایجاد این زمینه ذهنی در آن شرایط خفقان بعد از ماجرای کربلا بایستی در طول سالیان درازی انجام بگیرد و این همان کاری بود که امام سجاد با زحمت فراوان به عهده گرفت» از جعل حدیث مثل آب‌خوردن هم نوشته بود. علمای وابسته و محدّثین حکومتی با آن‌چنان سرعتی حدیث می‌بافتند که روزی چند لباس موقّر و پر از مدح و ثنا برای قامت غیر موجّه خلیفه آماده می‌شد؛ جوری که مؤمنین هم فکر می‌کردند بیعت با چنین کسی که عنوان خلیفةالله را به دوش می‌کشد واجب شرعی است؛ حتی اگر مشروب‌خور و سگ‌باز باشد و دستش به خون فرزند رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) آلوده باشد. افشاگری و برخورد شدید با این محدّثین قلاّبی، یکی از وظایف امام چهارم در آن شرایط بود... ادامه‌اش را می‌گذارم برای خودتان که با عطش بیشتری این کتاب را بخوانید. https://eitaa.com/pahlevaniqomi @AFKAREHOWZAVI