eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
گُنبد طلایی گنبد آهنین که در این سال‌ها برای خود اسم و رسمی درآورده بود حالا و به لطف شیرمردان ایرانی به آشپال آهنی تبدیل شده و حتی سالی یک‌بار هم ذکر خیرش میان مردم نیست. گنبد آهنینی که استحاله و از شئ به شي دیگر تبدیل شده، با هدف‌گیری هایی همچون؛ سجیل، خیبر و هایپرسونیک نه تنها اُبهت کاذب خود را از دست داده، بلکه مایه تمسخر و البته سوژه خوبی برای طنازان شده است تا محتوای دست اول خود را برای این روزها جفت و جور سازند. به عنوان یک ایرانی باید بگویم که؛ گنبد داریم تا گنبد.گنبد طلایی و شاه خراسان که همگی خاطره داریم. گنبد و صحن و سرایی که پناه خستگی برای ما ایرانی جماعت است. آستان مقدس امام رضا علیه السلام با آن همه شکوه و عظمت مقصد میلیون‌ها میلیون زائر و دلداده است. تنها گُنبدی که شیفتگان برای دیدن آن نذر و نیازهای فراوانی می‌کنند. گنبد آهنی دشمن با گنبد آقا جان ما اصلا قابل قیاس نیست. اما ایرانیان باید بدانند که ایران؛ ایران امام رضاست. گرچه دشمن تا دندان مسلح و بی‌رحم و مروت باشد اما، اراده خداوند بالاتر و برتر است. ما همگی در پناه امام رضا (ع) هستیم و دخیل بسته به پنجره فولاد حضرت با ایمان و تقوایی راسخ ضامن آهو را ضمانت دهنده وطن و ملت خویش کرده‌ایم. و در آخر اینکه زندگی به زیبایی جاریست در همسایگی آقاجان و در گوشه گوشه ایران عزیز ان شالله. نصرٌ من الله و فتح قریب ✍🏻سیده ناهید موسوی @AFKAREHOWZAVI
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
🎙 #درس_اخلاق_هفتگی ◽️ با بیان #استاد_عابدینی 🗓 چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ 📍مدرسه‌علمیه‌ثامن‌الائمه‌
. نفس بکش!هوا جنگیست. ✍🏻کثیری انگشتم را لای صفحه کتاب میگذارم و دست دیگرم را زیر چانه. به فکر فرو میروم. مگر میشود؟! این زنان چه در سینه داشتند؟ با مادر شهید معماریان همزاد پنداری میکنم. فکرش را بکن علی اکبرم مرد شده و راهی جبهه ها، یک روز از جبهه خسته و له بر میگردد مرا کناری بکشد و بگوید:« مامان! این دفعه ۵ روز بیشتر مرخصی ندارم باید زود برگردم! میخوام بهت بگم این دفعه دیگه برگشتنی در کار نیست! دیگه منو نمیبینی شهید میشم.» تازه حرف را به اینجا هم ختم نکند بگوید:« مادر برام دعا کن ، دعا کن مثل امام حسین سر در بدن نداشته باشم ، و دعا کن بدنم سه روز در آفتاب بماند » باز هم دست از سر دلم بر‌ندارد و وصیت کند:« خودت مرا در قبر بگذار، سر مزارم گریه نکن تا دشمن شاد نشم» و حتی باز هم کار را به اینجا ختم نکند و موقع خداحافظی هی دلبری کند که من رفتما نگاهم کن که آخرین باره پسرتو میبینی نه یک بار؛ چند بار ! و هر بار بگویم برو مادر بخشیدمت به امام حسین (علیه السلام) برو مادر بخشیدمت به علی اکبر (علیه اسلام) برو بخشیدمت به علی اصغر (علیه السلام). نه قطعا نمیگویم من که مادر شهید معماریان نیستم! احتمالا من در همان گوشه و کناری که در گوشم بگوید رفتنی است غش میکنم! یا لااقل انقدر گریه میکنم و به سر و سینه میکوبم که طفلکی پسرم از کرده و ناکرده ی خودش پشیمان شود. یحتمل یک ریسمانی ، غل و زنجیری هم پیدا میکنم و گوشه ی زیر زمین به ستونی جایی میبندمش که مبادا ازین خبط و خطاها بکند. مگر شوخیست؟ از سر جگرم پایین آمده، یادش رفته تا سه سالگی اش پدرمان را در آورد نه شب خوابید نه روز. هوووف بیخیال آن روزها یادآوری سختی اش چهار ستونم را میلرزاند. عوضش الآن را ببین مردی شده ، یک پارچه آقا. اما مگر سادات خانم،(مادر شهید معماریان) آقایی پسرش را ندید؟ که دلش هول و ولای کارهای عقب مانده ی جهاد را داشت تندی بچه اش را بدرقه کرد در را بست و سراغ زندگی آمد؟ چرا دید اما گذشت. آنها شیر زنانی بودند که هوای جنگی خورده بودند نه مثل ما که با شیر پاستوریزه و هوای شهری بزرگ شده ایم؛ بی جان و بی دلیم. اصلا این هوای جنگی اکسیر اعظم است . میگویند هر کس میخورد یک شبه ره صد ساله می رود. امام راحل هم در مورد رزمندگان دفاع مقدس همین را میگفت که آنها ره صد ساله ی عارفان را یک شبه طی کردند و منقطع شدند. بیچاره عارفانی که باید یک عمر ادعیه ورق بزنند و‌ پوستشان در مراقبه کنده شود تا شاید دم پیری درِ فیضی به رویشان باز شود. حاج آقای عابدینی در همین جلسه ی چهارشنبه میگفتند:« این جهاد راه میانبری است که اتفاقا همیشه ورودی اش مسدود است مگر زمانی که خدا بخواهد با آن دینش را آشکار کند و به سببش سرباز برای خود بخرد.» نمیدانم میخواست شجاعمان کند برای جنگ یا راستی راستی جنگ شده که میگفتند خوش به حالتان درِ جهاد الان باز است و میدان آن گسترده شده دیگر محصور در خط مقدم نیست؛ میدان خودتان را پیدا کنید مبادا فقط تماشاچیِ میدان جهاد دیگران باشید. همانجا یک نفر در جلسه اعلام کرد که هوای تهران جنگی شده، شنیدم چه مردمش شجاع شده اند! یقینا آنها هم اکسیر خوردند و یک شبه بزرگ شدند و به همان «مقام انقطاعی» که حاج آقای عابدینی میگفتند رسیدند که میدان خودشان را پیدا کرده اند‌ گویا میدان برخی درست کردن زنجیره انسانی دور پدافند هوایی بوده، همانجا که تشخیص دادند با تفنگهایشان دور پدافند حلقه بزنند و پرتابه های دشمن را نشانه بروند و از جان و ناموس ملت دفاع کنند. پس راستی راستی جنگ شده است. خدا کند این هوای جنگی به شهر ما هم برسد و شجاعمان کند و به دل میدان پرتمان کند. تا قبل از اینکه وقتی سرمان در اخبار است و سر مست «موشک های خفنیم» تیر لاأَجل سراغمان آید و تلف شویم. پ.ن: 📌کتاب تنها گریه کن! خاطرات مادر شهید معماریان همراه با تقریظ رهبری. 📌حتما صوت جلسه ی اخلاق استاد عابدینی را گوش کنید( در کانال بارگزاری شده) 🔍https://eitaa.com/jure_sevom @AFKAREHOWZAVI
⭕️ چرا از ابتدای انقلاب همیشه "مرگ بر اسرائیل" می‌گید⁉️ 🖊مرضیه رمضان‌قاسم مبارزه‌ی ما با استکبار، یک واکنش احساسی، شعاری، از روی تعصب و یا کینه‌ی شخصی نیست؛ بلکه مبارزه با دشمنانی که قصد براندازی و ناامن‌سازی جهان اسلام را دارند، یک دستور و راهبرد قرآنی و عقلانی است که بر اساس یک محاسبه دقیق استراتژیک انجام می‌شود؛ چرا که اگر در برابر دشمنان جهانی اسلام ایستادگی نکنیم، آن‌ها نه‌تنها ایران، بلکه کل منطقه را به نابودی خواهند کشاند. بخشی از آیات قرآن اختصاص به «قوم یهود» یا «بنی‌اسرائیل» دارد و از آنها به عنوان خطرناکترین قوم از بین اقوام روی زمین یاد شده است؛ یهودیان از صدر اسلام علیه مسلمانان کارشکنی‌‌ها کردند خداوند در آیه ۷۴ سوره‌ بقره در توصیف سنگدلی و قساوت قلب آنان می‌فرماید:«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ‌بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَايَتَفَجَّرُ مِنْهُ‌الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَايَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ‌اللَّهِ وَمَا‌اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّاتَعْمَلُونَ:سپس دل‌های شما بعد از آن [معجزه شگفت‌انگیز] سخت شد، مانند سنگ یا سخت‌تر؛ زیرا پاره‌ای از سنگ‌هاست که از آنها نهرها می‌جوشد و پاره‌ای از آنها می‌شکافد و آب از آن بیرون می‌آید، و پاره‌ای از آنها از ترس خدا سقوط می‌کند؛ و خدا از آنچه انجام می‌دهید بی‌خبر نیست». شواهد و قرائن تاریخی اذعان دارد این ملّت‏ سنگدل‌ترین قوم بوده‌ و هست؛ به گونه‌ای که اگر بر منطقه‏اى حاکم مى‏شد به بى‏رحمانه‏ترین شیوه دست به کشتار مى‏زد؛ قرآن کریم در آیه ۲۱ سوره آل عمران آنها را آدم‏کش و قاتل انبیاء معرفى نموده و مى‏فرماید:«اِنَّ الَذَّین یَکْفُرُونَ بِآیات‌اللّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبییّنَ بِغَیْرِ حَقِّ وَیَقْتُلُونَ الذَّین یَأمُرُونَ بِالقِسْطِ مِن‌النّْاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ اَلیمٍ:کسانىکه به آیات خدا کفر مى‏ورزند و پیامبران را بناحق مى‏کشند، و دادگستران را به قتل مى‏رساندند آنان را از عذابى دردناک خبر ده.» گوستاولبون می‌نویسد:«ملت یهود هیچ‏گاه از جنایات جدا نبوده است آنها اسیران فراوانى مى‏گرفتند، و بدن‏هاى آنها را با ارّه پاره مى‏کردند و جلو سگ‏ها مى‏ریختند و مردم شهر از کوچک و بزرگ و پیر و جوان را سر مى‏بریدند.» ماهیت آنها برخاسته از باور و اعتقادات یهودیت تحریف شده‌است که سایر انسان‌ها را انسان نمی‌دانند؛ بنابراین از گذشته تاکنون با نسل‌کشی غیریهودیان در رویای پاکسازی جهان از غیریهود هستند و دشمنی‌شان با مسلمانان هرگز تمام‌شدنی نیست و همچنان ادامه دارد و در عصر ما به اوج رسیده است؛ به گونه‌ای که بیشترین ضربه را «صهیونیزم» بر پیکره امّت اسلامی وارد کرده است؛ بنابراین طبق آیه ۱۲۳ سوره توبه وظیفه‌ داریم با آنها پیکار کنیم:«يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَالْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید با کافرانی که در نزدیکی شما هستند بجنگید و باید در شما خشونت و صلابت بیابند، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است. در سوره هود آیه۱۱۳ نیز آمده «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...» "و به سوی ظالمان متمایل نشوید، که آتش شما را فرا خواهد گرفت..." در آیه ۶۰ سوره انفال می‌خوانیم «وَأَعِدّوا لَهُم مَااستَطَعتُم مِن قُوَّة...» "و در برابر دشمنان، هرچه در توان دارید، از نیرو و تجهیزات آماده کنید..." اسرائیل را بر اساس محاسبه‌ی عقلانی نیز دشمن می‌دانیم؛ زیرا امروز بزرگ‌ترین تهدید علیه جهان اسلام و جمهوری اسلامی ایران، توسط غده‌ی سرطانی اسرائیل می‌باشد که به عنوان پایگاه استکبار جهانی، سال‌هاست ملت‌های اسلامی را سرکوب کرده و امنیت منطقه را برهم زده است؛ آمریکا و اسرائیل هر دو، با ابزارهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای مانع تشکیل تمدن اسلامی‌‌ و در پی ریشه‌کن کردن هویت اسلام هستند؛ پس دشمنی ما با استکبار جهانی، از جنس دفاع حق علیه باطل و مبارزه برای استقلال و امنیت امت اسلامی است؛ بنابراین کوچک‌ترین سازش در برابر ظالمانی که قصد نابودی امت اسلامی را دارند، خسارت‌‌های فراوانی خواهد داشت؛ به همین دلیل انقلاب اسلامی، از روز نخست نه تنها مسیر خود را از جریان‌هایی که قصد نرمش با استکبار جهانی داشتند جدا کرد بلکه رویارویی با استکبار را در اولویت قرار داد؛ در نتیجه مبارزه با استکبار، یک تکلیف الهی و عقلانی است که انقلاب اسلامی، دقیقاً در همین مسیر گام برداشته‌ است؛ بنابراین ما نه تنها از ابتدای انقلاب، بلکه از صدر اسلام تاکنون بانگ "مرگ بر اسرائیل" سرداده‌‌ و تا برچیده شدن بساط استکبار جهانی ادامه خواهیم داد. @AFKAREHOWZAVI
اینجا ایرانه! مشغول گرفتن علائم حیاتی از بیماران بخش بودم که مادر بارداری با فشارخون بالا وارد بخش شد؛ آن هم با توپ پر! _ ای بابا چرا هیچ‌کی اعصاب نداره؟ سؤال ما را، خودش از ما کرد و جوابش هم خودش داد: «این جنگ برای کسی اعصاب نذاشته...» ریز ریز غر می‌زد و به هر کسی که در تیررسش بود بد و بیراه می‌گفت. کنارش رفتم و دستگاه فشارخون را به دستش وصل کردم و با لبخند گفتم: «آره جنگه؛ اما دلمون آرومه. پشتمون گرمه که صاحب داریم. کلی جان‌فدا داریم که مثل کوه جلوی خائنین رو گرفتن.» جان‌فدا را که گفتم، تصویر دو نوجوانی که همین دیروز در ورودی شهر دیده بودمشان، پیش چشمم جان گرفت. به همراه چند بسیجی پابه سن گذاشته، ایست بازرسی زده بودند. تازه پشت لبشان سبز شده بود و چشم‌هایشان از غرور کار مهمی که در حال انجامش بودند برق می‌زد. یکی دو ماشین تا ایست بازرسی فاصله داشتیم که یکهو یک موتوری باسرعت از کنارمان گذشت. جوانی سبیل دررفته بود با یک خرمن موی مشکی فرفری. شلوار گشاد پرچین پوشیده بود و پشت موتور جوری نشسته بود که انگار دارد قلیان می‌کشد. پایی را که جمع کرده بود باد تویش افتاده بود و از دور مثل یک توپ قهوه‌ای به نظر می‌رسید. هنوز به ایستگاه نرسیده بود که یکی از نوجوان‌ها اخمی کرد و دست گرفت تا بایستد. دیگری پس‌گردنی آرامی به دوستش کوبید و پرسید: آخه این چیزی داره که نگهش داشتی؟ لبخند بر لبان نوجوان پخش شد. چشمکی زد و شلوار مرد را نشانش داد. _ ببین شلوارشو چقدر بادکرده. حتماً یه پهپاد توی شلوارشه! با شنیدن این حرف، بر تمام آن چهره‌های آفتاب‌سوخته و خسته، لبخند نشست. از یادآوری روحیه عالی جوانان جان‌فدای شهرمان لبخند بر لبانم نشست. بیمار فشارخونی لبخند مرا که دید بی‌اختیار خندید. انگار یادش رفت که جنگ است! وقتی برایش ماجرا را تعریف کردم فشارش از پانزده به سیزده سقوط کرد! حول و حوش ساعت دو در اتاقی که به خاطر آرامش بیماران خاموشی خورده بود راه می‌رفتم و نذر یکی از همکاران را به جا می‌آوردم! چاره‌ای نداشتم. پیام داده بود: «من هزار تا سوره نصر برداشتم شماچنتاشو میخونی؟!» صدای ضعیفی از توی راهرو به گوش رسید. سرک کشیدم. - صداها رو شنیدی؟ فردو رو زدن. شانه هایم را بالا انداختم. - من که نه لرزه‌ای حس کردم، نه صدایی. نگاهی به اتاق انداختم. بیماران تخت خوابیده بودند. انگار آب از آب تکان نخورده؛ اصلاً مگر خورده بود! یکی از همکاران با اخم‌های توی هم رفته که با یک‌من عسل هم نمی‌شد حتی مزه‌اش کرد سرش را تکان داد و رو کرد به بقیه: «حالا می‌بینید دوباره قرنطینه‌مون میکنن. کچل میشیم. هیچ کس به دادمون نمیرسه...» اگر کسی جلویش را نمی‌گرفت تا صبح می‌خواست آیه یأس بخواند. رو کردم بهش. - چی میگی برای خودت؟! اولاً فردو خیلی زیرِ زمینه؛ ثانیاً تمام غنی‌سازی‌ها را جابه‌جا کردن به یه جای مطمئن. چشم‌هایش گرد شد. - مطمئنی؟! - خب معلومه. یه بچه هم اسباب‌بازیاش رو تهدید کنن جمع میکنه میبره یه جای امن قایمش میکنه. اینا که ماشالّا دانشمندن. نفس حبس شده‌اش را داد بیرون و دیگر حرفی نزد. سر نماز فقط صدای «اناالمهدی» توی گوشم می‌پیچید. صدایی که شاید شنیدنش خیلی هم دور نباشد. صبح که پای ماشین به خیابان رسید، همه چیز عادی بود. گویا یک احمقی آمده سنگی زده و رفته؛ همین. شاطرکاظم مثل همیشه نانوایی‌اش سبیل تا سبیل آدم ایستاده بود. وانت سبزی فروشی کنار نانوایی ایستاده بود و دو خانم نان به دست، با وسواس سبزی ریحان را از شاهی و تره سوا می‌کردند. بچه‌ها هم همان اول صبحی شروع کرده بودند به گل کوچک و غبار بود که از زمین خاکی برِخیابان به هوا پخش می‌شد. تکیه دادم به صندلی و زل زدم به آینه ماشین و گفتم: «دیشب خواب دیدی یا اینا هنوز خبر نشدن؟» خانم توی آینه روسری نقره‌ای‌اش را دستی کشید و با لبخند گفت: «هم تو خواب ندیدی، هم اینا بی‎خبر نیستن. اینجا ایرانه عزیزم. تو که بهتر میدونی.» ✍پهلوانی قمی . @AFKAREHOWZAVI.
. انتشار یادداشت سرکار خانم بنت الهدی چیانی با عنوان«امنیت خریدنی نیست، ساختنی‌ست» در خبرگزاری رسمی حوزه حمله امروز آمریکا به تأسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان، ثابت کرد، آمریکا با هر کشوری که مستقلاً بخواهد پیشرفت کرده و عزتمندانه، دستش را به زانوی خودش بگیرد و بلند شود، مشکل اساسی دارد. امروز به دنیا ثابت شد که اگر ملتی بمب اتم نداشته باشد، اتفاقاً امنیت هم ندارد. لینک متن کامل 👇 https://hawzahnews.com/xdPg4 @AFKAREHOWZAVI
. امتحان با چاشنی موشک ✍🏻فاطمه تقی‌زاده زمان مجردی، ایام امتحانات، قوانین و برنامه‌های خاص خودم را داشتم. همه‌ی کارهای جانبی می‌رفتند مرخصی. بعد از ازدواج به امتحاناتم، چاشنی همسر‌داری و فرزند‌‌‌ داری، اضافه شد، گاهی امتحان را با چاشنی تب شبانه بچه‌ها می‌دادم و گاهی مهمان‌داری... اما امتحانات خرداد ۱۴۰۴ همراه با تجربه جدیدی بود. امتحان با چاشنی موشک در یک دستم جزوه امتحانی بود، در دست دیگر گوشی موبایل و مشغول پی‌گیری اخبار و گاهی هم نوشتن مطلب و یادداشت. تمرکزی برایم نمانده بود. امتحان دادن در این شرایط برایم کار طاقت فرسایی بود. خصوصا که مراکز آموزشی علمی، امتحاناتشان را به تعویق انداخت، ولی جامعه‌الزهرا (سلام‌الله‌علیها)، نه. انگار می‌خواست با این کار بگوید چیزی نشده و زندگی جریان دارد و ما ایستاده‌ایم. مات و مبهوت... هنوز با شرایط موجود سازگاری پیدا نکرده بودم. حمله به صدا و سیما و ایستادگی خانم امامی، مثل سیلی‌ای بود که من را به خودم آورد، همان موقع بود که، صدای دورنم شروع کرد به پند و اندرز، انگار تا دیروز حواسش به اینها نرفته بود... خوب مگه چه کار سختیه‌؟ یه امتحان دادن دیگه! نمی‌خوای موشک هوا کنی که...، تازشم، امروز موشک هوا کردنم، برای ما کاری ندارد. راست هم می‌گفت، زمانی کشور ما در جنگ تحمیلی، این توان را نداشت ولی جوانانش، به جای نا امیدی و نمی‌توانیم و چقدر سخت است، امروزِ ایران قوی و عزتمند را ساختند. به راستی، اگر می‌خواستند مبهوت بمانند و کاری نکنند. چه می‌شد؟ اصلا امروزی بود؟ ندای درون من و حتما همه‌ی مردم کشور عزیزم ایران، همین حرف‌ها را می‌زند. باید به قوت به زندگی ادامه داد و رو به جلو حرکت کرد. حالا من بودم و نیمه شب‌هایی که برای درس خواندن بیدار بودم و با دیدن اخبار حملات موشکی ایران به سمت دشمن متجاوز صهیونی، دلم قنج می‌رفت از این همه پیشرفت و عزت و گاهی هم با هر صدایی که نشان از اتفاقی در آسمان داشت، جزوه به دست می‌دویدم سمت پنجره و با دلی مطمأن به پیشرفت‌های کشورم و ایثار مدافعان امنیت، با تماشای موشک‌هایمان در آسمان، خستگی بین درس خواندن را به در می‌کردم و با دعای سلامتی برای رهبر و مدافعان امنیت، بر می‌گشتم به ادامه درس خواندن... @AFKAREHOWZAVI
🔻*قیام زنان ایرانی علیه «تعلیق زندگی»* نامۀ جمعی کثیر از زنان مسلمان ایرانی به رهبر انقلاب 🔺 خانه‌ها، محله‌ها، خیابان‌ها حتی اگر جنگ در آسمان‌ها باشند سنگر ‏ماست. 🔺 ما نمی‌گذاریم شهرها به سرزمین‌های ‏سرد، خاموش، جنگ‌زده و بی‌روح تبدیل شود. 🔺 حافظۀ ایران اسلامی سرشار است از وقت‌شناسی و فداکاری زنانی که در بزنگاه‌ها، صحنه را به نفع حق تغییر ‏دادند؛ ما نیز از نسل همان زنانی هستیم که خرمشهر را در آستانۀ سقوط در آغوش گرفتند. 🔸️جهت مطالعه و امضای نامه: اسم، سن و استان خود را در این گروه درج کنید: در اپلیکیشن ایتا: https://eitaa.com/joinchat/1196623058Cd4fe212f64 در اپلیکیشن بله: @namehzanan 🔴 لطفا منتشر کنید!
دنبال دوپامین موقت در جنگ نباشیم! این روزها خبرهای زیادی از پیروزی می شنویم که بسیار خوشایند است و نشان دهنده قدرت کشور عزیزمان است؛ اما چه خوب است عمیق تر بدان نگاه کنیم . آن چیزی که مسلم است؛ اسرائیل برای این جنگ برنامه ریزی چند ساله داشته است و در حقیقت به قول «میکوپلد»که پدر بزرگش از بنیان گذاران اسرائیل بود؛« کل اسرائیل یک پادگان است» ؛ و کارهای کثیفی که کشورهای غربی خود به طور مستقیم نمی خواهند انجام دهند به دست صهیونیست می سپارند. همین کشور درحال حاضر از پشتیبانی مستقیم آمریکا و سلاح های تمام ناتو برخوردار است ؛از پشتیبانی اطلاعاتی و سایبری گرفته تا پشتیبانی نظامی ؛پس در این صورت ،حتی اگر در حمله نظامی مؤفقیتی به دست آورد، امر خاصی نیست! ولی ما اگر حتی یک موشکمان به تل آویو و حیفا برخورد کند ،بسیار مهم است ؛چون به تنهایی پس از سال ها تحریم در مقابل کشوری ایستادیم که به گنبد آهنین و فلاخن و انواع حمایتهای غرب مسلح است؛ این خود بالقوه و بالفعل نشان دهنده ی قدرت عظیم دفاعی ایران می باشد.ولی آنچه مسلم هست؛ باز هم نباید دنبال دوپامین موقت باشیم و این حس شادی از پیروزی های بزرگ موشکی ما را از انجام وظایف بزرگمان باز دارد. باید بدانیم که اسرائیل این بار برای موجودیت خود وارد عرصه ی جنگ شده است و تمامی داشته های خود را به میدان می آورد ؛ اگر افکار عمومی این سالها در سطح بالایی تعمیق می شد ؛ این طور نبود که امروز اسرائیل گزینه ی جنگ را برای ما انتخاب نماید ! بنابراین، مهندسی اذهان که بواسطه ی اهل قلم و رسانه صورت می گیرد در کنار حمله موشکی مهم می نماید. همانطور که ایران از جهت دفاعی دارای برتری نسبت به بسیاری ازکشورها می باشد دارای ظرفیت های بسیار بالایی در مدیریت اذهان عمومی می باشد که در ادامه بیان می شود. در بحث دفاعی ،ایران خود سازنده ی این سلاح هاست و در صورت پایان یا از بین رفتن آنها به سرعت می تواند آنان را جایگزین کرده و مهندسی کند . هم چنین برای استفاده از این سلاح ها نیازی به اجازه هیچ کشوری ندارد .نقطه ی قوتی که هیچ کشور اروپایی از آن برخوردار نیست ؛از فرانسه و انگلیس تا آلمان تا جاییکه برخی از کشورها حتی اجازه ی داشتن ارتش را هم ندارند. و سوم اینکه ایران به اندازه ی یک سپاه فرمانده ی بالقوه دارد که با شهادت هرکدام جایگزین وی می شود . در تعمیق افکار عمومی و مهندسی تفکرات نیز در کنار برخی نقطه ضعف ها که عمدتاً امکانات رسانه ایست، دارای برتری هایی چون داشتن نیروی عظیم مبلغان حوزه و نویسندگان متعهد و ایام تبلیغی چون محرم هستیم که باید به نحو احسن از آن در بروزرسانی افکار عمومی استفاده کنیم. اما آنچه مهم هست که جدای از حضور در راهپیمایی و دادن شعار که بسیار هم تاثیر گذار است؛ باید در سطح بالاتری به مبارزه نگریست‌‌ و مردم را به سطح عمیق تری از تفکر و درک و لزوم همه جانبه مقابله دشمن رساند . ایران در حقیقت زمانی پیروز میدان است که از تمام ظرفیت های خود در مبارزه استفاده کند، از اتحاد و همدلی تا پیشرفت در همه ی عرصه های تهاجمی دفاعی . از مبارزه در میدان تا رسانه و حتی سبک زندگی! فقط به دوپامین های موقت دلخوش نشویم ؛ زیرا دشمنی با حق موقتی نیست. ✍طاهره_موحدی https://eitaa.com/neroly1402 @AFKAREHOWZAVI
. 🔰صبح روزی که جنگ شد.. ✍مریم اردویی صبح زود بیدار می‌شوم. شعله‌ی زیر کتری را روشن می‌کنم. لپ‌تاپ را داخل کیفش می‌گذارم و تا آب کتری جوش بیاید، برای بیرون رفتن آماده می‌شوم. این روزها جلسات استغاثه‌مان به راه است و قرار است تا نیم ساعت دیگر دوستم بیاید دنبالم. گوشی موبایل را برمی‌دارم تا طبق عادت این روزها اخبار را چک کنم. تمام کانال‌ها از یک خبر مهم می‌گویند:«حمله‌ی آمریکا به ایران» کمی نگران می‌شوم اما شوکه نه. از واق‌واق‌های این روزهای شیطان و گیر افتادن بچه شیطان معلوم بود که ترامپ احمق یک حرکتی خواهد زد. نگرانی‌ام بیشتر بابت این است که آسیب این پاچه‌گیری چقدر بوده! با میس‌کال دوستم متوجه آمدنش می‌شوم. سریع چادر چاقچور می‌کنم، لپ‌تاپ را زیر بغلم می‌زنم و پا تند می‌کنم سمت کوچه. سوار ماشین می‌شوم. دوستم می‌گوید:«خبر را شنیدی؟» کله تکان می‌دهم که بله! بالاخره سگ پاچه گرفت. وارد مجلس می‌شوم. تک و توک خانم‌ها آمده‌اند. زودتر رسیده‌ایم تا فرصت راه‌اندازی سیستم صوت و تصویر را برای ارائه‌ی سخنرانی داشته باشم. کم‌کم مجلس رونق می‌گیرد و خانم‌ها جمع می‌شوند. ترس و دلهره را در چهره‌‌ی هیچ کدامشان نمی‌بینم. قبل از اینکه بحثم را شروع کنم، یکی از خانم‌ها که کمی نگران است سرش را جلو می‌آورد و می‌گوید:« حالا چی می‌شه» دلداری‌ش می‌دهم. موضوع بحثم که قرار بود پاسخ به شبهه‌ی «جمهوری اسلامی مقصر جنگ است» باشد، با پرسش این خانم عوض می‌شود. شروع می‌کنم و از دهه‌ی شصت و حمله‌ی صدام به یک نظام نوپای اسلامی می‌گویم. از اینکه صدام تنها نبود و پنجاه کشور غربی پشتش بودند. از میراژهای فرانسوی، میگ‌های روسی، بمب‌های شیمیایی آلمانی، کمک‌های اطلاعاتی آمریکایی، خیانت‌های منافقین، زمین دادن و زمان خریدن‌های بنی‌صدر، سیم خاردار نداشتن‌مان، از دست خالی بودنمان در آن نبرد نابرابر، از آسمان بی‌دفاع آن روزها، از گردن‌زدن‌های کومله در غرب کشور، از «انا لمدرکون» یاران موسی و «ان معی ربی» موسی. گریز می‌زنم به آیات سوره‌ی آل عمران؛ آیاتی که وصف دشمنان پیامبر (ص) را آورده، دشمنانی که قبل‌تر انبیاء را کشته‌اند و حالا دارند فرماندهان ما را می‌کشند. ادامه‌ی بحثم را با پاور ارائه می‌دهم. از نقشه‌ی ۲۰۰ ساله‌‌ی همین موبولندهای چشم‌آبی برای تجزیه‌ی ایران می‌گویم، از نقشه‌ای که شیر بود و گربه شد، از طرح خاورمیانه‌ی جدید، از نیل تا فرات صهیون، از پایگاه‌ها‌ی آمریکایی در منطقه که چون عمر سعد، خیمه‌های اباعبدالله را محاصره کرده‌اند، از هزینه‌ی ۷ تریلیون دلاری ترامپ در منطقه، از سازمان ملل و قانون جنگلش با آن حق وتوی مسخره‌اش تا ثابت کنم «جمهوری اسلامی مقصر جنگ نیست» بعد تلنگر می‌زنم که چرا دشمن توهم برش داشت که جمهوری اسلامی ضعیف شده، از کاهش مشارکت در انتخابات و ربطش به امنیت تا می‌رسم به اینکه «ولا تهنوا و لا تحزنوا، انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین» چند کتاب را بهشان معرفی می‌کنم. توصیه می‌کنم این روزها بیشتر کتاب‌های روایت پیشرفت و زندگی‌نامه‌ی شهدا و زنان مقاومت را بخوانند. فیلم «منصور» و «خدای جنگ» را هم در لیست تماشای‌شان بگذارند. حالا دیگر وقت قامت بستن برای نماز استغاثه به امام زمان عج است. می‌ایستیم و دسته جمعی نماز می‌خوانیم. به مولا و آقای‌مان سلام می‌دهیم. سرنوشت این جنگ نابرابر را به او که صاحب‌مان است می‌سپاریم، آخر خودش گفته: «ایران شیعه‌ خانه‌مان است، می‌شکند، خم می‌شود، در خطر است ولی ما نمی گذاریم سقوط کند. ما نگهش می‌داریم» @AFKAREHOWZAVI
. 💠 ما و جنگ با آمریکا ✍فاطمه ابن علی 🔹بالاخره آمریکا به ایران حمله کرد. شما وقتی این خبر را شنیدید چه حسی داشتید؟ حس ترس؟ عصبانیت؟ یا... می‌توان با همین موضوع یک چالش اجتماعی راه انداخت و کلی تجربه شنید! من دیگر مثل روزهای اول جنگ خبرها را دنبال نمی‌کنم. نیروهای مسلح خیالم را تخت کرده‌اند که آن‌ها بیدارند و هوشیار. شب‌ها راحت می‌خوابم. گاهی با صدای پدافند بیدار می‌شوم و دوباره ادامه‌ خواب. روزها هم کارها و برنامه‌های همیشگی... امروز همسرم خانه نیست. پدر همسرم همیشه برای محرم‌ می‌رود شهرشان خوانسار؛ علی آقا خودش پدرش را تا خوانسار رساند تا خیالش راحت باشد. مثل هر روز داشتیم زندگی‌مان را می‌کردیم که همسرجان تلفن زد و گفت: خبردار شدی که فردو را زدند؟ گفتم: نه! گفت: مگر خبر دنبال نمی‌کنی؟! گفتم: نه! گفت: بابا این ترامپ دیوانه دیشب وارد جنگ شده و آمده سایت‌ هسته‌ای را زده! توی ذهنم برخورد بمب به کوه را تصور کردم. تصورم واقعی نبود. اگر فیلمش دربیاید می‌توانم بفهمم بمباران کوه دقیقاً چطوری است و اصلا فایده‌ای دارد یا نه! بی خیال تصور ذهنی بمباران فوردو شدم. برگشتم به فضای واقعی و به همسر گفتم: عسل هم بخر؛ می‌خواهم سکنجبین درست کنم. گفت: بچه‌ها چیزی نمی‌خواهند؟ گفتم: مجتبی نون شکری و محسن نون شیرمال زرد. شام را با هم هماهنگ و خداحافظی کردیم. همانطور که گوشی دستم بود اخبار را چک کردم. با اطمینان به فرماندهی جنگ می‌گفتم حتما جواب سختی بابت این تجاوز دریافت می‌کنند تا این که رسیدم به این خبر: یمن گفته دیگر قراردادمان با آمریکا را به رسمیت نمی‌شناسیم و آمریکایی‌ها مورد هدف ما قرار می‌گیرند. همین کافی بود. این شیربچه‌های زید بن علی(ع) قبلا ضرب شصت خوبی به نشان آمریکا داده‌اند. خود ترامپ هم اعتراف کرده بود که خیلی شجاع هستند. ایران و یمن؛ نور علی نور! گوشی را کنار گذاشتم و رفتم توی اتاق بچه‌ها تا ببینم کلاس آنلاین زبان در چه حال است. بعد هم لیستی از کارهای بیشمار زندگی شخصی و خانوادگی را جلویم گذاشتم تا برایشان برنامه‌ریزی کنم. و همینطور زندگی ادامه دارد... @AFKAREHOWZAVI
┄┅═༅﷽༅═┅┄ 🔖 فرصت در دل تهدید ✍ فاطمه مهدوی متأسفانه این روزها که درگیر جنگ با رژیم جعلی اسرائیل هستیم، اخبار دستگیری برخی از هم‌وطنان فریب‌خورده‌مان را می‌شنویم که بسیار اندوهبار است و همگی آنان را شماتت می‌کنیم و درباره‌ی انگیزه‌هایشان نظریه‌پردازی می‌کنیم. نکته‌ای که در این مسأله مهم است، آسیب‌شناسی درست و به‌موقع است تا جلوی این انحرافات در آینده گرفته شود. هر چند که همیشه در سالیان اخیر مقام معظم رهبری به دو موضوع مهم به عنوان دغدغه و اهم موضوعات جاری در جامعه‌داری تصریح نموده‌اند: فرهنگ و اقتصاد، اما کم‌کاری و کم‌توجهی به این موارد مهم آثار خود را برجا گذاشته است و امروزه شاهد این نتایج تلخ هستیم. اگر فرهنگ اجتماعی و فردی غنی و سرشار از منابع معنوی و الهی باشد، در شرایط حاد اقتصادی هم فرد تن به وطن‌فروشی و خیانت نخواهد داد و این همان موردی است که در بیانات مقام معظم رهبری با عنوان دغدغه‌های فرهنگی ذکر شده است و متأسفانه تلاش و اقدام شایسته در این راستا انجام نگرفته است؛ بنابراین دشمن با تهاجمات و شبیخون‌های پی‌درپی فرهنگی، اعتقادات برخی از مردم را خدشه‌دار کرده و در این بحبوحه‌ی جنگ از آنان به‌عنوان نیروی انسانی به سود خود استفاده نموده‌است. در کنار این دو مهم مواردی دیگر هم نقش بسزا دارند نظیر تأثیر تربیت غلط خانوادگی، عقده‌های روانی، کینه‌ورزی شخصی، تطمیع و .... که همه اینها هم در مقوله‌ی فرهنگ جا می‌گیرند. عمق کار فرهنگی باید به اندازه‌ای باشد که در کارزار و مبارزه، خیال حاکمیت از جبهه‌ی خودی راحت باشد و بهتر بتواند بر غلبه بر دشمن تمرکز نماید. نگرانی از آشوب داخلی و عدم حمایت مردمی، کار حاکمیت‌ها را در زمان جنگ سخت می‌کند و مکرر در تاریخ مشاهده کردیم که منجر به شکست می‌شود. صلح‌های تحمیلی و اجباری نظیر ماجرای حکمیت ابوموسی اشعری و یا صلح امام حسن مجتبی‌(علیه‌السلام)، از نمونه‌های شاخص همین عدم همراهی مردم است. با توجه به این که در حال حاضر اکثریت قاطع مردم آگاه و شجاع هستند و همراه استواری برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؛ اما نباید از این آسیب‌شناسی‌ها هم غافل بود چرا که دین کامل اسلام، ظرفیت هدایت همه‌ی آحاد جامعه را داراست و سرنوشت تک‌تک افراد در این کشور مهم است. هنوز هم برای جبران این مقدار خسارت دیر نشده و مبلغان و متصدیان کار فرهنگی باید کار را با جدیت تمام و البته نگاه عبرت‌آموز به اتفاقات صورت گرفته، پیش ببرند، حتماً که پیروزی با اسلام و امت اسلامی است. ید الله فوق ایدیهم. و لا تهنوا و لا تحزنوا وانتم الاعلون ان کنتم مؤمنین. @AFKAREHOWZAVI