eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. انتشار یادداشت سرکار خانم بنت الهدی چیانی با عنوان«امنیت خریدنی نیست، ساختنی‌ست» در خبرگزاری رسمی حوزه حمله امروز آمریکا به تأسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان، ثابت کرد، آمریکا با هر کشوری که مستقلاً بخواهد پیشرفت کرده و عزتمندانه، دستش را به زانوی خودش بگیرد و بلند شود، مشکل اساسی دارد. امروز به دنیا ثابت شد که اگر ملتی بمب اتم نداشته باشد، اتفاقاً امنیت هم ندارد. لینک متن کامل 👇 https://hawzahnews.com/xdPg4 @AFKAREHOWZAVI
. امتحان با چاشنی موشک ✍🏻فاطمه تقی‌زاده زمان مجردی، ایام امتحانات، قوانین و برنامه‌های خاص خودم را داشتم. همه‌ی کارهای جانبی می‌رفتند مرخصی. بعد از ازدواج به امتحاناتم، چاشنی همسر‌داری و فرزند‌‌‌ داری، اضافه شد، گاهی امتحان را با چاشنی تب شبانه بچه‌ها می‌دادم و گاهی مهمان‌داری... اما امتحانات خرداد ۱۴۰۴ همراه با تجربه جدیدی بود. امتحان با چاشنی موشک در یک دستم جزوه امتحانی بود، در دست دیگر گوشی موبایل و مشغول پی‌گیری اخبار و گاهی هم نوشتن مطلب و یادداشت. تمرکزی برایم نمانده بود. امتحان دادن در این شرایط برایم کار طاقت فرسایی بود. خصوصا که مراکز آموزشی علمی، امتحاناتشان را به تعویق انداخت، ولی جامعه‌الزهرا (سلام‌الله‌علیها)، نه. انگار می‌خواست با این کار بگوید چیزی نشده و زندگی جریان دارد و ما ایستاده‌ایم. مات و مبهوت... هنوز با شرایط موجود سازگاری پیدا نکرده بودم. حمله به صدا و سیما و ایستادگی خانم امامی، مثل سیلی‌ای بود که من را به خودم آورد، همان موقع بود که، صدای دورنم شروع کرد به پند و اندرز، انگار تا دیروز حواسش به اینها نرفته بود... خوب مگه چه کار سختیه‌؟ یه امتحان دادن دیگه! نمی‌خوای موشک هوا کنی که...، تازشم، امروز موشک هوا کردنم، برای ما کاری ندارد. راست هم می‌گفت، زمانی کشور ما در جنگ تحمیلی، این توان را نداشت ولی جوانانش، به جای نا امیدی و نمی‌توانیم و چقدر سخت است، امروزِ ایران قوی و عزتمند را ساختند. به راستی، اگر می‌خواستند مبهوت بمانند و کاری نکنند. چه می‌شد؟ اصلا امروزی بود؟ ندای درون من و حتما همه‌ی مردم کشور عزیزم ایران، همین حرف‌ها را می‌زند. باید به قوت به زندگی ادامه داد و رو به جلو حرکت کرد. حالا من بودم و نیمه شب‌هایی که برای درس خواندن بیدار بودم و با دیدن اخبار حملات موشکی ایران به سمت دشمن متجاوز صهیونی، دلم قنج می‌رفت از این همه پیشرفت و عزت و گاهی هم با هر صدایی که نشان از اتفاقی در آسمان داشت، جزوه به دست می‌دویدم سمت پنجره و با دلی مطمأن به پیشرفت‌های کشورم و ایثار مدافعان امنیت، با تماشای موشک‌هایمان در آسمان، خستگی بین درس خواندن را به در می‌کردم و با دعای سلامتی برای رهبر و مدافعان امنیت، بر می‌گشتم به ادامه درس خواندن... @AFKAREHOWZAVI
🔻*قیام زنان ایرانی علیه «تعلیق زندگی»* نامۀ جمعی کثیر از زنان مسلمان ایرانی به رهبر انقلاب 🔺 خانه‌ها، محله‌ها، خیابان‌ها حتی اگر جنگ در آسمان‌ها باشند سنگر ‏ماست. 🔺 ما نمی‌گذاریم شهرها به سرزمین‌های ‏سرد، خاموش، جنگ‌زده و بی‌روح تبدیل شود. 🔺 حافظۀ ایران اسلامی سرشار است از وقت‌شناسی و فداکاری زنانی که در بزنگاه‌ها، صحنه را به نفع حق تغییر ‏دادند؛ ما نیز از نسل همان زنانی هستیم که خرمشهر را در آستانۀ سقوط در آغوش گرفتند. 🔸️جهت مطالعه و امضای نامه: اسم، سن و استان خود را در این گروه درج کنید: در اپلیکیشن ایتا: https://eitaa.com/joinchat/1196623058Cd4fe212f64 در اپلیکیشن بله: @namehzanan 🔴 لطفا منتشر کنید!
دنبال دوپامین موقت در جنگ نباشیم! این روزها خبرهای زیادی از پیروزی می شنویم که بسیار خوشایند است و نشان دهنده قدرت کشور عزیزمان است؛ اما چه خوب است عمیق تر بدان نگاه کنیم . آن چیزی که مسلم است؛ اسرائیل برای این جنگ برنامه ریزی چند ساله داشته است و در حقیقت به قول «میکوپلد»که پدر بزرگش از بنیان گذاران اسرائیل بود؛« کل اسرائیل یک پادگان است» ؛ و کارهای کثیفی که کشورهای غربی خود به طور مستقیم نمی خواهند انجام دهند به دست صهیونیست می سپارند. همین کشور درحال حاضر از پشتیبانی مستقیم آمریکا و سلاح های تمام ناتو برخوردار است ؛از پشتیبانی اطلاعاتی و سایبری گرفته تا پشتیبانی نظامی ؛پس در این صورت ،حتی اگر در حمله نظامی مؤفقیتی به دست آورد، امر خاصی نیست! ولی ما اگر حتی یک موشکمان به تل آویو و حیفا برخورد کند ،بسیار مهم است ؛چون به تنهایی پس از سال ها تحریم در مقابل کشوری ایستادیم که به گنبد آهنین و فلاخن و انواع حمایتهای غرب مسلح است؛ این خود بالقوه و بالفعل نشان دهنده ی قدرت عظیم دفاعی ایران می باشد.ولی آنچه مسلم هست؛ باز هم نباید دنبال دوپامین موقت باشیم و این حس شادی از پیروزی های بزرگ موشکی ما را از انجام وظایف بزرگمان باز دارد. باید بدانیم که اسرائیل این بار برای موجودیت خود وارد عرصه ی جنگ شده است و تمامی داشته های خود را به میدان می آورد ؛ اگر افکار عمومی این سالها در سطح بالایی تعمیق می شد ؛ این طور نبود که امروز اسرائیل گزینه ی جنگ را برای ما انتخاب نماید ! بنابراین، مهندسی اذهان که بواسطه ی اهل قلم و رسانه صورت می گیرد در کنار حمله موشکی مهم می نماید. همانطور که ایران از جهت دفاعی دارای برتری نسبت به بسیاری ازکشورها می باشد دارای ظرفیت های بسیار بالایی در مدیریت اذهان عمومی می باشد که در ادامه بیان می شود. در بحث دفاعی ،ایران خود سازنده ی این سلاح هاست و در صورت پایان یا از بین رفتن آنها به سرعت می تواند آنان را جایگزین کرده و مهندسی کند . هم چنین برای استفاده از این سلاح ها نیازی به اجازه هیچ کشوری ندارد .نقطه ی قوتی که هیچ کشور اروپایی از آن برخوردار نیست ؛از فرانسه و انگلیس تا آلمان تا جاییکه برخی از کشورها حتی اجازه ی داشتن ارتش را هم ندارند. و سوم اینکه ایران به اندازه ی یک سپاه فرمانده ی بالقوه دارد که با شهادت هرکدام جایگزین وی می شود . در تعمیق افکار عمومی و مهندسی تفکرات نیز در کنار برخی نقطه ضعف ها که عمدتاً امکانات رسانه ایست، دارای برتری هایی چون داشتن نیروی عظیم مبلغان حوزه و نویسندگان متعهد و ایام تبلیغی چون محرم هستیم که باید به نحو احسن از آن در بروزرسانی افکار عمومی استفاده کنیم. اما آنچه مهم هست که جدای از حضور در راهپیمایی و دادن شعار که بسیار هم تاثیر گذار است؛ باید در سطح بالاتری به مبارزه نگریست‌‌ و مردم را به سطح عمیق تری از تفکر و درک و لزوم همه جانبه مقابله دشمن رساند . ایران در حقیقت زمانی پیروز میدان است که از تمام ظرفیت های خود در مبارزه استفاده کند، از اتحاد و همدلی تا پیشرفت در همه ی عرصه های تهاجمی دفاعی . از مبارزه در میدان تا رسانه و حتی سبک زندگی! فقط به دوپامین های موقت دلخوش نشویم ؛ زیرا دشمنی با حق موقتی نیست. ✍طاهره_موحدی https://eitaa.com/neroly1402 @AFKAREHOWZAVI
. 🔰صبح روزی که جنگ شد.. ✍مریم اردویی صبح زود بیدار می‌شوم. شعله‌ی زیر کتری را روشن می‌کنم. لپ‌تاپ را داخل کیفش می‌گذارم و تا آب کتری جوش بیاید، برای بیرون رفتن آماده می‌شوم. این روزها جلسات استغاثه‌مان به راه است و قرار است تا نیم ساعت دیگر دوستم بیاید دنبالم. گوشی موبایل را برمی‌دارم تا طبق عادت این روزها اخبار را چک کنم. تمام کانال‌ها از یک خبر مهم می‌گویند:«حمله‌ی آمریکا به ایران» کمی نگران می‌شوم اما شوکه نه. از واق‌واق‌های این روزهای شیطان و گیر افتادن بچه شیطان معلوم بود که ترامپ احمق یک حرکتی خواهد زد. نگرانی‌ام بیشتر بابت این است که آسیب این پاچه‌گیری چقدر بوده! با میس‌کال دوستم متوجه آمدنش می‌شوم. سریع چادر چاقچور می‌کنم، لپ‌تاپ را زیر بغلم می‌زنم و پا تند می‌کنم سمت کوچه. سوار ماشین می‌شوم. دوستم می‌گوید:«خبر را شنیدی؟» کله تکان می‌دهم که بله! بالاخره سگ پاچه گرفت. وارد مجلس می‌شوم. تک و توک خانم‌ها آمده‌اند. زودتر رسیده‌ایم تا فرصت راه‌اندازی سیستم صوت و تصویر را برای ارائه‌ی سخنرانی داشته باشم. کم‌کم مجلس رونق می‌گیرد و خانم‌ها جمع می‌شوند. ترس و دلهره را در چهره‌‌ی هیچ کدامشان نمی‌بینم. قبل از اینکه بحثم را شروع کنم، یکی از خانم‌ها که کمی نگران است سرش را جلو می‌آورد و می‌گوید:« حالا چی می‌شه» دلداری‌ش می‌دهم. موضوع بحثم که قرار بود پاسخ به شبهه‌ی «جمهوری اسلامی مقصر جنگ است» باشد، با پرسش این خانم عوض می‌شود. شروع می‌کنم و از دهه‌ی شصت و حمله‌ی صدام به یک نظام نوپای اسلامی می‌گویم. از اینکه صدام تنها نبود و پنجاه کشور غربی پشتش بودند. از میراژهای فرانسوی، میگ‌های روسی، بمب‌های شیمیایی آلمانی، کمک‌های اطلاعاتی آمریکایی، خیانت‌های منافقین، زمین دادن و زمان خریدن‌های بنی‌صدر، سیم خاردار نداشتن‌مان، از دست خالی بودنمان در آن نبرد نابرابر، از آسمان بی‌دفاع آن روزها، از گردن‌زدن‌های کومله در غرب کشور، از «انا لمدرکون» یاران موسی و «ان معی ربی» موسی. گریز می‌زنم به آیات سوره‌ی آل عمران؛ آیاتی که وصف دشمنان پیامبر (ص) را آورده، دشمنانی که قبل‌تر انبیاء را کشته‌اند و حالا دارند فرماندهان ما را می‌کشند. ادامه‌ی بحثم را با پاور ارائه می‌دهم. از نقشه‌ی ۲۰۰ ساله‌‌ی همین موبولندهای چشم‌آبی برای تجزیه‌ی ایران می‌گویم، از نقشه‌ای که شیر بود و گربه شد، از طرح خاورمیانه‌ی جدید، از نیل تا فرات صهیون، از پایگاه‌ها‌ی آمریکایی در منطقه که چون عمر سعد، خیمه‌های اباعبدالله را محاصره کرده‌اند، از هزینه‌ی ۷ تریلیون دلاری ترامپ در منطقه، از سازمان ملل و قانون جنگلش با آن حق وتوی مسخره‌اش تا ثابت کنم «جمهوری اسلامی مقصر جنگ نیست» بعد تلنگر می‌زنم که چرا دشمن توهم برش داشت که جمهوری اسلامی ضعیف شده، از کاهش مشارکت در انتخابات و ربطش به امنیت تا می‌رسم به اینکه «ولا تهنوا و لا تحزنوا، انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین» چند کتاب را بهشان معرفی می‌کنم. توصیه می‌کنم این روزها بیشتر کتاب‌های روایت پیشرفت و زندگی‌نامه‌ی شهدا و زنان مقاومت را بخوانند. فیلم «منصور» و «خدای جنگ» را هم در لیست تماشای‌شان بگذارند. حالا دیگر وقت قامت بستن برای نماز استغاثه به امام زمان عج است. می‌ایستیم و دسته جمعی نماز می‌خوانیم. به مولا و آقای‌مان سلام می‌دهیم. سرنوشت این جنگ نابرابر را به او که صاحب‌مان است می‌سپاریم، آخر خودش گفته: «ایران شیعه‌ خانه‌مان است، می‌شکند، خم می‌شود، در خطر است ولی ما نمی گذاریم سقوط کند. ما نگهش می‌داریم» @AFKAREHOWZAVI
. 💠 ما و جنگ با آمریکا ✍فاطمه ابن علی 🔹بالاخره آمریکا به ایران حمله کرد. شما وقتی این خبر را شنیدید چه حسی داشتید؟ حس ترس؟ عصبانیت؟ یا... می‌توان با همین موضوع یک چالش اجتماعی راه انداخت و کلی تجربه شنید! من دیگر مثل روزهای اول جنگ خبرها را دنبال نمی‌کنم. نیروهای مسلح خیالم را تخت کرده‌اند که آن‌ها بیدارند و هوشیار. شب‌ها راحت می‌خوابم. گاهی با صدای پدافند بیدار می‌شوم و دوباره ادامه‌ خواب. روزها هم کارها و برنامه‌های همیشگی... امروز همسرم خانه نیست. پدر همسرم همیشه برای محرم‌ می‌رود شهرشان خوانسار؛ علی آقا خودش پدرش را تا خوانسار رساند تا خیالش راحت باشد. مثل هر روز داشتیم زندگی‌مان را می‌کردیم که همسرجان تلفن زد و گفت: خبردار شدی که فردو را زدند؟ گفتم: نه! گفت: مگر خبر دنبال نمی‌کنی؟! گفتم: نه! گفت: بابا این ترامپ دیوانه دیشب وارد جنگ شده و آمده سایت‌ هسته‌ای را زده! توی ذهنم برخورد بمب به کوه را تصور کردم. تصورم واقعی نبود. اگر فیلمش دربیاید می‌توانم بفهمم بمباران کوه دقیقاً چطوری است و اصلا فایده‌ای دارد یا نه! بی خیال تصور ذهنی بمباران فوردو شدم. برگشتم به فضای واقعی و به همسر گفتم: عسل هم بخر؛ می‌خواهم سکنجبین درست کنم. گفت: بچه‌ها چیزی نمی‌خواهند؟ گفتم: مجتبی نون شکری و محسن نون شیرمال زرد. شام را با هم هماهنگ و خداحافظی کردیم. همانطور که گوشی دستم بود اخبار را چک کردم. با اطمینان به فرماندهی جنگ می‌گفتم حتما جواب سختی بابت این تجاوز دریافت می‌کنند تا این که رسیدم به این خبر: یمن گفته دیگر قراردادمان با آمریکا را به رسمیت نمی‌شناسیم و آمریکایی‌ها مورد هدف ما قرار می‌گیرند. همین کافی بود. این شیربچه‌های زید بن علی(ع) قبلا ضرب شصت خوبی به نشان آمریکا داده‌اند. خود ترامپ هم اعتراف کرده بود که خیلی شجاع هستند. ایران و یمن؛ نور علی نور! گوشی را کنار گذاشتم و رفتم توی اتاق بچه‌ها تا ببینم کلاس آنلاین زبان در چه حال است. بعد هم لیستی از کارهای بیشمار زندگی شخصی و خانوادگی را جلویم گذاشتم تا برایشان برنامه‌ریزی کنم. و همینطور زندگی ادامه دارد... @AFKAREHOWZAVI
┄┅═༅﷽༅═┅┄ 🔖 فرصت در دل تهدید ✍ فاطمه مهدوی متأسفانه این روزها که درگیر جنگ با رژیم جعلی اسرائیل هستیم، اخبار دستگیری برخی از هم‌وطنان فریب‌خورده‌مان را می‌شنویم که بسیار اندوهبار است و همگی آنان را شماتت می‌کنیم و درباره‌ی انگیزه‌هایشان نظریه‌پردازی می‌کنیم. نکته‌ای که در این مسأله مهم است، آسیب‌شناسی درست و به‌موقع است تا جلوی این انحرافات در آینده گرفته شود. هر چند که همیشه در سالیان اخیر مقام معظم رهبری به دو موضوع مهم به عنوان دغدغه و اهم موضوعات جاری در جامعه‌داری تصریح نموده‌اند: فرهنگ و اقتصاد، اما کم‌کاری و کم‌توجهی به این موارد مهم آثار خود را برجا گذاشته است و امروزه شاهد این نتایج تلخ هستیم. اگر فرهنگ اجتماعی و فردی غنی و سرشار از منابع معنوی و الهی باشد، در شرایط حاد اقتصادی هم فرد تن به وطن‌فروشی و خیانت نخواهد داد و این همان موردی است که در بیانات مقام معظم رهبری با عنوان دغدغه‌های فرهنگی ذکر شده است و متأسفانه تلاش و اقدام شایسته در این راستا انجام نگرفته است؛ بنابراین دشمن با تهاجمات و شبیخون‌های پی‌درپی فرهنگی، اعتقادات برخی از مردم را خدشه‌دار کرده و در این بحبوحه‌ی جنگ از آنان به‌عنوان نیروی انسانی به سود خود استفاده نموده‌است. در کنار این دو مهم مواردی دیگر هم نقش بسزا دارند نظیر تأثیر تربیت غلط خانوادگی، عقده‌های روانی، کینه‌ورزی شخصی، تطمیع و .... که همه اینها هم در مقوله‌ی فرهنگ جا می‌گیرند. عمق کار فرهنگی باید به اندازه‌ای باشد که در کارزار و مبارزه، خیال حاکمیت از جبهه‌ی خودی راحت باشد و بهتر بتواند بر غلبه بر دشمن تمرکز نماید. نگرانی از آشوب داخلی و عدم حمایت مردمی، کار حاکمیت‌ها را در زمان جنگ سخت می‌کند و مکرر در تاریخ مشاهده کردیم که منجر به شکست می‌شود. صلح‌های تحمیلی و اجباری نظیر ماجرای حکمیت ابوموسی اشعری و یا صلح امام حسن مجتبی‌(علیه‌السلام)، از نمونه‌های شاخص همین عدم همراهی مردم است. با توجه به این که در حال حاضر اکثریت قاطع مردم آگاه و شجاع هستند و همراه استواری برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؛ اما نباید از این آسیب‌شناسی‌ها هم غافل بود چرا که دین کامل اسلام، ظرفیت هدایت همه‌ی آحاد جامعه را داراست و سرنوشت تک‌تک افراد در این کشور مهم است. هنوز هم برای جبران این مقدار خسارت دیر نشده و مبلغان و متصدیان کار فرهنگی باید کار را با جدیت تمام و البته نگاه عبرت‌آموز به اتفاقات صورت گرفته، پیش ببرند، حتماً که پیروزی با اسلام و امت اسلامی است. ید الله فوق ایدیهم. و لا تهنوا و لا تحزنوا وانتم الاعلون ان کنتم مؤمنین. @AFKAREHOWZAVI
🚩✨﷽ مقاومت صبح که بیدار شدم همسرم زودتر از من بیدار بود و تلویزیون هم روشن. احساس کردم اتفاقی افتاده. پرسیدم چیزی شده؟ و گفت ظاهرا امریکا به فردو حمله کرده... من؟ ناراحت که شدم ولی نترسیدم.☺️ من خیلی شجاع نیستم ؛ فقط ایمان دارم که خدای ما خدای غیرممکن‌هاست. یادم افتاد به کشورهای متحدی که تهدید کرده بودند اگر آمریکا به ایران کوچکترین تعرضی کند، مجبور می‌شوند از بمب‌های اتمی‌شان استفاده کنند. توی دلم گفتم: نه به این چیزا نمی‌شود دل بست. آمدیم و ترسیدند حمله کنند(بالاخره مثل ما که شجاع نیستند) یا ناز کردند یا هزار و یک بهانه‌ی دیگر. حتی به موشک‌ها و تجهیزات خودمان هم نباید غره شد. درست است ما هر چه در توان داشتیم(که کم چیزی هم نبوده) به کار گرفته‌ایم، ولی کار اصلی با خداست. خدای ما خدای غیرممکن‌هاست! باور نمی‌کنی؟ فلاسفه برای توضیح ذات و ماهیت از مثال آب و آتش استفاده می‌کنند: می‌گویند ذات آب، تر بودن و خیس کنندگی است. ذات آتش حرارت و سوزاندن است و هرگز قابل جدا شدن نیست. یک واقعیت غیر قابل انکار. اما..! امّا! این‌ها برای من تو و است! برای خدا نیست! خدایی که به هر کاری که بخواهد فرمان می‌دهد و می‌شود! مگر ذات آتش سوزندگی نیست؟ پس چطور ابراهیم را نسوزاند؟ مگر ذات چاقو برندگی نیست؟ پس چطور گلوی اسماعیل را نبرید؟ چطور دریا برای موسی و یارانش شکافت؟ چطور قفل‌ها به روی یوسف باز شد؟ چطور عیسی بدون پدر متولد شد؟ قرآن برای ما لالایی نمی‌گوید که بخوابیم! اینها همان درس‌هایی است که برای مبادا نیاز داریم و الان هم همان مباداست. ✍ هانیه سادات ناجی @AFKAREHOWZAVI
«روزی که رفتی» جنگ شده بود. تو همان زمانی که آمدی خواستگاری گفته بودی:«نظامی بودن یعنی پا به رکاب بودن، یعنی مأموریت های طولانی، یعنی جنگ، یعنی شهادت» و من خیال می کردم دنیا پر است از آدم های صلح طلبی که نمی گذارند جنگ شود. اما جنگ شد؛ من جنگ ندیده بودم اما شنیده بودم.خیال می کردم باید مثل فیلم ها، وصیتنامه ات را دستم بدهی، لباس رزمت را بپوشی، برای آخرین بار بغلم کنی، از زیر قرآن رد شوی، پشت سرت آب بریزم و بروی با دشمن بجنگی. گاهی زخمی شوی و گاهی تا مرز شهادت بروی و حتی مفقود شوی، شاید حتی اسیر، اما باز برگردی؛ اما این جنگ، آن جنگ نبود. دنیا عوض شده بود مثل آدم هایش. دنیا حوصله ی این همه مقدمات نداشت.‌ دنیا دنیای سرعت بود و دلش می خواست آدمی که نه ماه توی شکم مادرش آرام آرام شکل گرفته و از وقتی به دنیا آمده، هرروز و هر ساعتش را جان کنده تا شده آدم بالغی که هست، در یک لحظه و بدون هیچ مقدمه چینی با شکوهی از بین ببرد. جنگ شده بود؛ گفتم:«نرو»، گفتی:«فرق ما با دشمنی که فرار می کند چیست؟»، گفتم:«بچه های کوچکمان»، گفتی:«خدا»، گفتم:«دلتنگی»، گفتی:«صبر»، گفتم:«عشق بینمان»، گفتی:«وطن»! یک روز مثل همه ی ده سالی که با هم زندگی کردیم، صبح زود از خانه بیرون رفتی، بدون اینکه از زیر قرآن ردت کنم و پشت سرت آب بریزم، بدون اینکه یک دل سیر نگاهت کنم و‌ بدون اینکه صدایت را حفظ کنم و دیگر هیچ وقت برنگشتی. پادگانتان را که زدند، خبرش زود پیچید، گفتند:«عده ای مجروح و عده ای شهید...» من خیال می کردم یک زخم کوچک برداشته باشی اما وقتی آوردنت، هیچ زخمی نداشتی، لباست خاکی بود و خوابیده بودی‌. غرق خاک بودی، مثل آن دفعه که رفته بودی خانه ی جدیدمان را تمیز کنی و وسط خستگی هایت همان جا خوابت برده بود. صدای در که آمد، خدارا شکر کردم که سالمی، لبخند زدم و زیرلب پرسیدم:«کجا بودی؟ نگران شدم...» آن روز خندیدی و گفتی:«بادمجان بم آفت ندارد!» این بار هم پرسیدم و چیزی نگفتی و فهمیدم «شهیدشدن» یعنی همین سکوت، سکوت ابدی. ✍ تقدیم به همسران شهدای نظامی که عشقشان را فدای وطن کردند💔 مهدیه سادات حسینی @AFKAREHOWZAVI
. «ان تنصرالله ینصرنی» حاج قاسم ها و تهرانی مقدم ها برای دفاع از مظلوم موشک ساختند، حالا همان موشک ها شده سپر دفاعی «ایران‌ِجان» «وَ ما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَلٰکِنَّ اللَّهَ رَمىٰ» ایران موشک ساخت، سوار بر لانچر کرد،هدف گرفت اما خدا او را پرتاب کرد خرمشهر را خدا آزاد کرد. قدس راهم خدا در لیست برنامه، دارد. 🖋س.رضایی @AFKAREHOWZAVI
چشمان تیزبین عقاب با وجود هشدارهای قبلی مسئولین جمهوری اسلامی به رژیم منحوس و غاصب صهیونیستی مبنی بر پرهیز از هرگونه اقدام جنایتکارانه، این رژیم جعلی، سحرگاه جمعه ۲۳ خرداد در اقدامی تنش‌زا، نقاطی از کشور عزیزمان را مورد هجوم وحشیانه قرار داد. در این حمله‌ی ناجوانمردانه، تعدادی از فرماندهان نظامی و دانشمندان برجسته‌‌ی کشور، در منزل شخصی و مردم بی‌گناه، شهید شدند. این حمله غافلگیرانه زمانی انجام گرفت که دشمن پدافند هوایی را هک کرده بود؛ ولی حملات بعدی این رژیم منحوس، توسط سامانه یکپارچه پدافند هوایی کشور خنثی شد. در این رابطه صحبت‌های مردم شنیدنی بود. عده‌ای گفتند خواب بودند و اصلا صدایی نشنیدند. عده‌ای همان ساعت حمله، پشت‌بام رفته بودند و صحنه حمله را نگاه کرده‌بودند. عد‌ه‌ای گفتند عددی نیستند که بخواهیم از آن‌ها بترسیم. بعضی‌ها به این نکته اشاره کرده‌بودند که از آسمان ایران خیالمان راحتِ راحتِه. خیال‌شان راحت بود. در حال زندگی عادی خودشان بودند. شرایط زندگی مانند روزهای قبل بود. این صحبت‌ها چه پیامی دارد؟ همه یک پیام دارد و آن اینکه به مدافعان آسمان ایران و عزیزان پدافند هوایی کشور اعتماد و ایمان کامل دارند. تا سایه آن‌ها بر سر کشور هست و چشمان تیزبینشان مراقب حریم جمهوری اسلامی است، نگران نیستند. مردم آرامش و امنیت کشور را در غیرت مردان سلحشور کشور ایران می‌بینند. در این رابطه جمهوری اسلامی ایران بر استفاده از همه‌ی توانمندی‌های مادی و معنوی ملت ایران برای دفاع از امنیت و منافع حیاتی خود تأکید دارد. «ولَا تَهِنُوا ولَا تَحْزَنُوا وأَنْتُمُ الْأَعْلَونَ إنْ كُنْتمْ مُؤْمِنِين»
روحیه زنان در جنگ و قدرت آرامش‌بخش خانواده در میان آشوب و نبردها، زنانی وجود دارند که نه تنها شجاعت و استقامت را به نمایش می‌گذارند، بلکه با حفظ آرامش درونی خود، خانواده‌ها و جوامع را در زمان‌های سخت حفظ می‌کنند. این زنان، قهرمانان بی‌ادعای داستان‌های ما هستند که با قدرت روحیه‌شان، الهام‌بخش دیگران می‌شوند. در جنگ و درگیری، زنان اغلب نقش‌های چالش‌برانگیزی را بر عهده می‌گیرند. آنها ممکن است به عنوان پرستاران، معلمان، یا مشاغل خدمت رسان دیگر در جامعه حضور داشته باشند. اما فراتر از این نقش‌های ظاهری، قدرت واقعی آنها در درون نهفته است. روحیه زنان، مانند نوری در تاریکی، می‌تواند خانواده‌ها را در برابر طوفان‌های زندگی محافظت کند. حفظ آرامش در شرایط پرتنش، مهارتی ارزشمند است. زنانی که در جنگ و بحران‌ها حضور دارند، اغلب استادان این هنر هستند. آنها می‌آموزند که در میان هرج و مرج، نفس عمیق بکشند و قلب خود را آرام کنند. این آرامش درونی، مانند سپری محافظ، خانواده را در برابر ترس و نگرانی حفظ می‌کند. وقتی یک مادر با آرامش و صبر با چالش‌ها مواجه می‌شود، کودکان او نیز یاد می‌گیرند که با استقامت و امید به پیش بروند. زنان در جنگ، با هر چالش جدید، انعطاف‌پذیری و مقاومت خود را نشان می‌دهند. آنها یاد می‌گیرند که با کمبودها و موانع کنار بیایند و راه‌حل‌های خلاقانه بیابند. این توانایی سازگاری، نه تنها در میدان نبرد، بلکه در زندگی روزمره نیز مفید است. وقتی زنان با مشکلات روبرو می‌شوند، با امید و استقامت به دنبال راه‌حل‌ها می‌گردند و این ویژگی، الهام‌بخش دیگران برای غلبه بر موانع است. زینب صفایی @AFKAREHOWZAVI