eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. چادرش را با دستانی لرزان و دندان‌هایی که دیگر رمق ندارند، گرفته است. پاهایش با او همراهی نمی‌کنند، اما دلش می‌کشدش تا برود. نه برای خودش، که برای آن‌هایی که دیگر نیستند. پسرش، عروسش، نوه‌اش. انگار همه‌ی خونِ دلی که خورده، حالا در چین‌های چادرش جا گرفته. چشمانش اشک ندارد دیگر؛ سوز دارد، خاک دارد، خاطره دارد. دو مرد زیر بازویش را گرفته‌اند؛نه برای این‌که ناتوان است، بلکه برای این‌که زمین طاقتِ دیدن قامت او را ندارد از میان خاک و بغض و آه، صدایی در دلش زبانه می‌کشد: «لا یوم کیومک یا اباعبدالله…» و ناگهان، پرده‌ای از خیال، میان غبار چشمانش کنار می‌رود. می‌بیند زنی را. زنی از تبار صبر، از نسل غیرت. چادر خاکی‌اش را جمع می‌کند، گام برمی‌دارد از میان گودال. نه صدای فریاد دارد، نه فرصت شیون. پنج برادر، دو پسر، چندین عزیز دلش را میان خاک جا گذاشته، اما عقلش بیدار است. باید آتش از دامن ها بگیرد، باید بچه‌ها را نجات دهد،باید امام زمانش را از میان آتش بیرون بکشدو باید. باید زنی باشد که هزار سال بعد، دختران و مادران از او، ایستادگی بیاموزند. پیرزن، چادرش را سخت‌تر می‌گیرد. دیگر نه دست‌های ناتوانش، که ریشه‌ای از زینب در جانش قوت گرفته، گام برمی‌دارد، هرچند آهسته اما در هر گامش، نسلِ تازه‌ای از زنانِ ایستاده متولد می‌شود. و من، در دلِ سوزان این خاک، می‌دانم... تا چادری هست که در طوفان افتخار برافراشته بماند، تا زنی هست که در دلِ داغِ فرزندان ، صبر بزاید، تا مادری هست که زیرِ بارِ فراق ، باز هم بایستد… راه زینب ادامه دارد.🕯️ ✍م.ادبی @AFKAREHOWZAVI
. اشبه الناس بالنبي ✍وجیهه حیدری در ماجرای عجیب شهادت علی‌اکبر علیه‌السلام، زمانی که ایشان قصد رفتن به میدان نبرد را دارد، وداع با اهل حرم، قدم زدن در مقابل پدر، شیوه‌ی رویارویی با دشمن، و نهایتاً شهادت و اربا اربا شدن علی، مصیبت واقعی و داغ عظمای این ماجرا نیست. اینکه امام حسین علیه‌السلام جوان خوش‌قد و بالایش را به عنوان اولین نفر از بنی‌هاشم به سوی دشمن می‌فرستد، و آنقدر به او علاقه‌مند است که قبل از اعزام از او می‌خواهد چند قدم جلوتر از خودش راه برود و قد رعنایش را نظاره کند، و حتی هنگام شهادت ایشان، با حضور پدر و عمه‌اش زینب کبری در میان دشمنان، آیا می‌تواند نمایانگر وجود باعظمت علی‌اکبر باشد؟ با اندکی تأمل و نگاهی دوباره به شیوه‌ی غمبار و عجیب کشته شدن علی‌اکبر که واژه‌ی «اربا اربا» برای آن به کار رفته، شاید بتوان به شدت بغض و کینه دشمنان پی برد. زیرا تنها کسی که در میان بنی‌هاشم و فرزندان رسول خدا این عبارت برایش استعمال شده، فرزند بزرگ امام حسین (ع) است که در شأن ایشان فرمودند: «اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ». و چقدر عجیب است سپاه دشمن که همگی مسلمان‌اند، به مصاف کسی می‌روند که اشبه الناس به پیامبرشان است! علاوه بر آن، نام ایشان که «علی» است و تداعی‌کننده‌ی امیرالمؤمنین (ع)، موجب شدت بغض و کینه نسبت به ایشان شده و ضربات مهلکی بر اندام علی‌اکبر وارد شده است. اگر به جناب علی‌اکبر (ع) از این منظر نگاه کنیم، شاید بهتر بتوانیم درک کنیم چرا امام حسین (ع) از پسرشان خواستند در مقابل دیدگان پدر راه برود و در حالی که نظاره‌گر علی‌اکبر بودند، با خدا مناجات کنند و بفرمایند: «اللّهُمَّ اشْهَدْ عَلى هؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيـْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله كُنّا إِذَا اشْتَقْنا إِلى نَبِيِّكَ نَظَرْنا إِلى وَجْهِهِ...» نوع علاقه‌ی اهل بیت سلام الله علیهم به وجود مقدس رسول الله (ص) و امیرالمؤمنین (ع)، و شدت غضب و بغض لشکریان عمرسعد نسبت به این دو نور مقدس در مصاف علی‌اکبری آشکار می‌شود. به همین دلیل علی‌اکبر (ع) در مهلکه‌ی نبرد، خودش را چنین معرفی می‌نماید: «أنا علیُّ بن الحسین بن علیٍّ، نحن و بیت الله أولى بالنبی». در مواجهه‌ی اباعبدالله (ع) با پسرش در قتلگاه، زمانی که ایشان بر بالین پسر می‌رسند، بنا به نقل سید بن طاووس: «فَجاءَ الْحُسَيْنُ(عليه السلام) حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلى خَدِّهِ»؛ امام بر بالین علی‌اکبر حاضر شد و صورت به صورت فرزندش نهاد. عشق به علی‌اکبر نه فقط عشقی دنیایی و پدر و پسری است، بلکه ناشی از محبت به وجود رسول الله و امیرالمؤمنین است. به همین خاطر ایشان دیگر دنیای بی علی‌اکبر را نمی‌خواهد و می‌فرماید: «عَلَى الدُّنْيا بَعْدَكَ الْعَفا». @AFKAREHOWZAVI
«سخنی با خانم سخنگو» در جهانی که زبان قدرت و ظلم، سایه‌ای مستدام بر گذران عمر ساکنان آن دارد؛ چگونه می توان با رها ساختنِ ابزار دفاع از حقوق یک ملت، به صلح، مهربانی و آرامش دست یافت؟! کدام ذهن متخیلی باور می کند که بی سلاح برتر، می شود؛ زندگی آرام و مصلحانه‌ای برای مردم فراهم کرد؟! ایکاش روزگار ما چنان بهشتی بود که در آن کسی به فکر تصاحب حق دیگر مخلوقات نمی افتاد و عدالت چنان بر امور حیات بشر جاری بود که مویی از سر هیچ کس به ناحق کم نمی شد! اصلا کدام انسان فهیمی بوده که از آرام زیستن در زمین خداوند و تماشای زیبایی های آن لذت نبرد؟! و چه کسی است که درصدای هولناک انفجار و پرواز بی امان جنگنده ها، بی هول و هراس شب ها را بیآرامد؟! واژه‌ی صلح بی سلاح، آرزوی هر انسان فرهیخته است؛ اما آیا چنین بهشتی از آن روزی که عرش و‌ فرش‌ِ این کره‌ی خاکی گسترانیده شد، به ثبت صحفات تاریخ انسانیت رسیده است؟! ✍️ فاطمه شکیب رخ @AFKAREHOWZAVI
. 🏴میدان روشن است🏴 این روزها، روزهای عجیبی، است. از سویی محرم است و امسال انگار محرم، خودش به استقبال ما آمده، علمدارها، علی‌اصغرها، علی اکبرها، ربابها و رقیه‌ها.. داغشان دلمان را بد آتش زده.. از سوی دیگر، جماعتی همیشه آماده، دست برشمشیر و ماشه، منتظر یک اشاره، از سوی دیگر دشمن خدعه گر خارجی، ازسوی دیگر ابن زیادها و یزیدهای داخلی که با تمام حماقتشان به دنبال مقصرجلوه دادن جمهوری اسلامی با بازی با الفاظ و سواستفاده از مفهوم وفاق و وحدت هستند. سیاسیونی که هیچ وقت سیاستشان عین دیانتشان نبوده و هرگز همراه حسین زمان نبوده‌اند، حالا و فقط چند روز بعد از تجاوز شمرها و حرمله‌ها، باهم شور می‌گذارند و درباب جانشینی رهبر توسط شیخ بنفش، سخن می‌رانند، عده‌ای از نبود رهبر، سخن می‌گویند و نبودنش را درحسینیه، ترس قلمداد میکنند و نه عقل، همان کسانی که هیچ وقت نه مفهوم عقل را فهمیدند نه سیاست را و نه کار بلدی را. عمرهای زمان که از روی حسادت، با علی دشمنی می‌کنند و حالا در بزنگاه زمان، به جان قصرتمدن اسلامی افتاده‌اند. زمان عجیبی است و حالا دقیقا همین حالا نیاز داریم به علی اکبرهایی که بیایند و اول در میدان تبیین و دوم در میدان جهاد، سوم در میدان کنشگری، تلاش کنند. امشب شب علی‌اکبر است و دست جوان‌های کشور در دست اوست. همین جوانانی که علی اکبروار، در میدان‌های جهاد، تلاش می‌کنند و به علی اکبر حسین درخودسازی و تلاش و جهاد، اقتدا کرده‌اند. امسال محرم پر از عطرحماسه است و الهی که به حق علی اکبر، جوان‌هایمان همه پر ازشور و شعور باشند و بیمه علی اکبر. ✍زهرا نجاتی @AFKAREHOWZAVI1
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 وطن حرم است و حرم، وطن... 🔹 تا به حال اینقدر مفهوم ایران و عاشورا را قرین هم دیده بودید؟! با شنیدن این نوحه حماسی «راغب» خیلی گریه کردم. هیچ وقت فکر نمی‌کردم ایران و حماسه امام حسین(ع) به قدری در هم تنیده شود که در مجلس عزاداری محرم برای ایران بخوانیم که «در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما؟» وطن حرم شده و حرم، وطن... سر تا سر این جغرافیای مقدس که ایران نام دارد، تمام قد در مقابل یزید زمان ایستاده و می‌خروشد. باید خدا را شکر کنیم بعد از پنجاه و هفت سال داریم می‌بینیم که دغدغه «شهید مطهری» به ثمر نشسته. اینکه گریه بر مصیبت امام حسین(ع) باید روح حماسی به انسان تزریق کند. ایشان در فروردین سال ۱۳۴۷ که مصادف با محرم بود در حسینه ارشاد چنین گفتند: «رثای یک آدم نفله شده بیچاره بی دست و پای مظلوم که دیگر گریه ندارد. گریه ملتی برای او معنی ندارد. در رثای قهرمان باید بگریید، برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا کنید، برای اینکه پرتویی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‌ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید. شما هم عدالت خواه بشوید. شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید. شما هم آزادی‌خواه باشید. برای آزادی احترام قائل باشید. شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی؟ شرف و انسانیت یعنی چه؟ کرامت یعنی چه؟ اگر ما صفحه نورانی تاریخ حسینی را خواندیم آن وقت از جنبه رثایی‌اش می‌توانیم استفاده کنیم وگرنه بیهوده است!» (حماسه حسینی، مرتضی مطهری، صفحه ۲۲) ✍فاطمه ابن‌علی @AFKAREHOWZAVI
. ▪️امروز اگر نجیب زادگان و شیعیان ایران زمین، نتوانند از ولی فقیه دفاع و از جان او حافظت کنند پس چگونه می توانند از امام زمان علیه السلام دفاع و از جان مبارکش محفاظت کنند؟ 🖊ط.قادری تیر۱۴۰۴ محرم ۱۴۴۷ @AFKAREHOWZAVI
. رقیه(س)؛ دختر تبیین، دختر بیدارینجمه صالحی اگر بخواهیم صدای روایت زنانه‌ی عاشورا را بشنویم، باید گوش جان به نغمه‌ای فراتر از خطبه‌های زینب و ناله‌های رباب سلام‌الله‌علیهما بسپاریم؛ جایی که دختری، نه با شمشیر، که با چشم‌های خسته و کلمات خاموش، پاره‌های پیام عاشورا را از قتلگاه تا کاخ یزید حمل می‌کند. رقیه بنت‌الحسین (سلام‌الله‌علیها)، دختری که در منابع نه‌تنها به‌عنوان دختری داغ‌دیده، بلکه به عنوان ناظر و ناقل زنده‌ی حقیقت عاشورا معرفی شده است. برخلاف تصویر رایج از دختری لطیف و تنها، در نگاه تمدنی رهبر معظم انقلاب در کتاب انسان ۲۵۰ ساله، بخشی از «جبهه‌ی بیداری اسلامی» و عنصر فعال در استمرار مسیر جهاد تبیین است. در سیر تاریخی-تحلیلی حرکت اهل بیت (ع)، او حامل پیام خون بود؛ دختری که از عصر عاشورا تا خرابه شام، نه تنها خاموش نماند، بلکه وجدان عمومی جامعه را با نگاهش بیدار کرد. در منابعی چون مقتل ابومخنف و بحارالانوار آمده است که حضرت رقیه (سلام الله علیها) در مجلس یزید با گریه‌های مداوم و بیانی کودکانه و کوبنده، سکوت ساختگی فضای شام را شکست. این گریه، یک واکنش عاطفی صرف نبود؛ بلکه فریاد نمادین حقیقتی بود که سر نیزه هم نتوانسته بود آن را دفن کند. در روزگار ما، رقیه، نماد نسلی است که گرچه کودک‌اند، اما مسئول‌اند. نسل‌هایی که باید روایت‌گر حقیقت باشند؛ بی‌آنکه دست به شمشیر ببرند. او دختر حماسه است، اما با چهره‌ای از صبر، نجابت و آگاهی؛ دختری که تاریخ را روایت کرد، بی‌آنکه خطابه‌ای کند و همچو معنای نامش* موجب حفظ و نگه‌داری مظلومیت عاشورا تا قیامت شد و واسطه‌ی استجابت دعا. *رقیه: آنچه برای حصول امری یا به جهت حفظ و نگه‌داری خود به کار می‌برند از قبیل افسون، دعا، تعویذ، و مانند آن/فرهنگ عمید @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴«رزق اشک ندارها» 🖋به قلم طیبه فرید گفته بودند« توی روضه ها اشک نداریم!» گفته بود« باران که نمی بارد چکار می کنید؟ »گفته بودند «نماز باران می خوانیم...» گفته بود «باز کردن راه گریه دانیِ تان واجب تر از خشکسالی و بی بارانی شهر است.بروید برای خشکی چشم هایتان نماز باران بخوانید.» 🌱اگر نماز باران خواندید و چشمتان نم نشد روزی اشکتان را بسپارید به حضرت سقا! اهل دلی می گفت: «حضرت عباس وقتی به شریعه رسید اسب منتظر بود او آب بخورد! اما عباس اصلا بنای خوردن آب نداشت! محض خاطر اسبِ تشنه دست هایش را در آب شریعه فرو برد و تا نزدیک صورتش بالا آورد.... اسب خیالش راحت شد، فکر کرده بود آب خورده! و آب خورد» القصه این حکایت نه قصه اسب بود و نه قصه آب. فقط شرح مهربانی حضرت عباس بود. حضرت عباسِ ورشکسته ها و اشک ندارها..... @AFKAREHOWZAVI
«وحدت ملی در سایه‌ی سرمایه‌ی دفاعی» وحدت‌ملی؛ چه ترکیب زیبایی هستی تو! با تو چه چیزها به‌دست‌آوردیم و به‌نامت چه موقعیت‌ها‌ را از دست‌دادیم . وطن تو را می‌خواند و دشمن به نامت بر وطن می‌تازد. و این اصلا امر جدیدی نیست؛ عمر آن بر می گردد به هزار و اندی سال پیش. قرن‌هاست به نامت آزادیخواهان و عاشورائیان زمان را خفه کرده اند وشمشیرهایشان را در غلاف! قرن‌ها پیش ؛درست زمانی که امام در مقابل یزید ایستاد و تن به ذلت نداد. در همان زمان ،طایفه‌ای روشنفکرمآب امام را مخالف وحدت مسلمانان و عامل تفرقه خواندند. و قرن‌ها بعد این موضوع دستمایه‌ی خلفا بود تا جایی که حتی مکاتب دینی مختلفی از دل آن سر بر آورده اند ؛مکاتبی که عالمان آن قلم درجوهر‌‌ کرده اند که، بسم الله ؛ معاویه خلیفه‌ی مسلمین است و اطاعتش واجب است و حفظ وحدت از اوجب واجبات است. چه ترکیبی هستی تو! دوست و دشمن تو را می‌خوانند و دشمن چهره‌ی پلیدش را در سایه‌ی تو صیقل می دهد . سالهاست، نظام اسلامی شکل گرفته است و سرمایه‌ی دفاعی آن ولایت است و همان انسان‌های خط مقدم ،همان حججی ها ،همان فخری زاده ها و امروز هم حاجی زاده‌ها و تنها وحدت در سایه سار امنیت آنها معنا دار شده است و گرنه سرود ملی ایران در این چهل سال و اند بارها تغییر می کرد. آری زمزمه یک سرود واحد و خروش یک ملت در راهپیمایی ۲۲ بهمن هرساله تنها در پرتو وحدت ولایی و سرمایه‌ی دفاعی ممکن است.در سایه سار همان جوانان جان برکف و آرمان علیوردیها. همانهایی که تازه به دوران رسیدگان برچسب تندرو را به آنان می‌چسبانند؛ همان‌هایی که پشت پدافند ایستاده اند؛ همان تهرانچی‌هایی که جان دادند که ما دست بر سینه بگذاریم و سرود ملی بخوانیم . این را مطمئن باشیم که وطن با یک‌ملیون حججی می‌ماند و با هفتاد ملیون انسان حزب بادی از دست می رود . حفظ وحدت ملی در سایه سار حفظ مدافعان این مرز بوم ممکن است و سلاحشان. همان آرش کمانگیرها و کمان مقدسشان که امروز موشک می باشد. به کشورهای جهان نگاهی بیندازیم. فرانسه قرن‌ها وحدت ملی داشت و سرود ملی‌اش تغییر نکرد تا زمانی که زیر چکمه ی آلمان‌ها درآمد و نتوانست از خود دفاع کند. وحدت ملی ژاپن سامورایی زیر چکمه آمریکا له شد و بمب اتم قسمتی از کشورشان را نابود نمود.هند با آن عظمت به استعمار انگلستان در آمد و... حفظ وحدت ملی فقط و فقط در پیروی از ولایت و حفظ سرمایه دفاعی است نه تنها خواندن سرودهای ملی با انواع و اقسام سبک‌های موسیقی از سنتی تا پاپ و رپ امروزی! 🔹اگر سیستم دفاعیمان کارآمد نباشد ؛ 🔹اگر ایلیاهای وطن دوست حزب اللهی نباشند؛ 🔹اگر خیبر‌شکن نداشته‌باشیم ؛ 🔹یهودیان وحدتمان را خواهند‌گسست! ✍طاهره موحدی پور @AFKAREHOWZAVI
نظم حسینی در حسینیه ✍مرضیه عاصی می‌خواهم به جایی ورود کنم که باید طبق فرمانِ "فَاخلَع نَعلَیکَ"، (طه/۱۲)کفش‌هایم را درآورم و وارد حسینیه شوم؛چون می‌دانم در روضه‌ی سید‌الشّهدا حتماً ذریه‌ی گرامی ایشان، حضرت مهدی (عَجَّلَ‌اللهُ تعالی فَرَجَهُ‌الشَریف) تشریف دارند و بال ملائک فرش آنجاست. اولین چیزی که توجه‌ام را جلب کرد، "نظمِ مطلقی" بود که بر فضای حسینیه حکمفرما بود. به محض ورود بانوی متین و باقاری مرا تفتیش نمود، بانوی بعدی از شام تبرکی سیدالشّهدا مرا مستفیض کرد و نفر سوم یک کیسه برای کفش‌هایم داد. وارد حسینیه شدم، جلوی درب ورودی ۳ موکب تدارک دیده بودند؛یکی چایخانه و دیگری فروش محصولات فرهنگی و سومی مهد کودک برای فرزندان خردسال عزاداران بزرگوار بود. خدایا چه تدبیری! چه نظمی! نه یک سازمان دولتی‌ست که قانونی بر او حکومت کند و نه اجباری در کار است. پس این نظم از کجاست؟! بعد از عبور از موکب‌ها در گوشه‌ای نشستم و کلّ حسینیه را زیر نظر گرفتم، دخترکان خردسال، چوب‌پر به‌دست در حال انجام وطیفه بودند، دختران جوان و نوجوان هم در حال پذیرایی چای و آب خنک بودند. در اینجا صحبت از مدرک علمی و داشتن کرسی در دانشگاه نبود؛ چون خانم دکتری هم چوب‌پر به‌دست در حال انجام وظیفه‌ است. خدایا "باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟" بعد از یکی دو ساعت ورانداز کردنِ کلّ حسینیه متوجه بانوی متین دلسوزی شدم که این همه نظم را ایشان مدیریت می‌کند. به همه خادمان مجلس با روی خوش برخورد می‌کند، خادمان فعال پرتلاش را تشویق می‌کند و اگر کسی در این بین کم‌کاری یا اشتباهی بکند محترمانه و با لبخند ملیح تذکر می‌دهد. خیلی دلسوزانه همه جای حسینیه را زیر نظر دارد و کمبودها و نقایص را رفع می‌کند. خدایا این چه نیرویی‌ست که اینگونه عاشقانه او را در میدان نگه داشته است؟! بله عشق حسین است و شور و شعور حسینی. گوارای وجودتان باد این شور وشعور حسینی ای خادمان سیدالشهدا. @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا