eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
آه حسرت چمن‌خواه کوله بارم را نگاه می‌کنم و آهی از ته دل می‌کشم. امسال اربعین بازش نکرده‌بودم. حسرت پیاده‌روی اربعین سال ۱۴۰۴ به دلم ماند. شاید سعادت نداشتم، شاید لیاقت نداشتم، شاید همت نکردم و شایدم حکمتی در کار بوده. اربعین امسال به رسم هر ساله که در شهرهای مختلف ایران جاماندگان پیاده‌روی اربعین را در مسیرهای از قبل تعیین شده انجام می‌دهند. من هم خودم را بین جاماندگان جا کردم و مسیر دو امامزاده را به نیت قبولی از سمت ارباب طی کردم. البته دل خوش به کلام امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) بودم که در جواب شخصی که پرسیده بود، برادرم خیلی دلش می‌خواست در این جنگ با ما بود، آیا او هم در ثواب این جنگ با ما شریک است؟ فرموده‌بودند: (او هم در ثواب این جنگ با ما شریک است). و یا آیت الله جوادی آملی که فرموده بودند: «نگویید جامانده‌ایم. کسی که قلب و روحش رفته جامانده نیست. جامانده کسی‌ست که عشق و شور و طلبِ زیارت اربعین، به ذهنش هم نمی‌رسد و علاقه‌ای ندارد، اگر به هر دلیلی اشتیاقِ رفتن هست و شرایطش نیست، خیری بوده و ثوابِ نیّت را برده‌اید. شاکر باشید و نگویید جامانده‌ایم... آهم را قورت می‌دهم و با خود می‌گویم از این اربعین‌ها چه درسی گرفتی؟ درس ایثار و از خودگذشتگی، زمانی‌که خواهران و برادران عراقی از آذوقه و...در طول یک‌سال زندگی خود می‌زنند تا اربعین بعدی را باشکوه‌تر بگیرند. درس عشق و محبت، زمانی‌که با زبان بدن و کلمات شکسته فارسی و عربی به موکب‌شان دعوتت می‌کنند. درس صبر و استقامت، زمانی‌که در گرمای بالای ۵۰ درجه، ساعت‌ها کنار آتیش و دیگ غذا می‌ایستند و خم به ابرو نمی‌آورند. درس ادب، زمانی‌که با احترام تو را به خوردن آب و غذا دعوت می‌کنند. درس اقتدار، وقتی‌که زوار نام امام خامنه‌ای را به زبان می‌آورند و تو از شوق و هیجان در پوست خود نمی‌گنجی. درس عزت و سربلندی، وقتی‌که زوار کشورهای دیگر با افتخار نگاهت می‌کنند. درس تحمل رنج و سختی، زمانی‌که با پای تاول زده عمودها را یک به یک به عشق وصال یار طی می‌کنی. درس انتظار، زمانی‌که جاده‌ی انتظار را به امید استشمام عطر وجود مهدی فاطمه طی می‌کنی. درس و درس و ... به امید اینکه شاگرد ممتاز کلاس این مکتب باشیم. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @AFKAREHOWZAVI
مفهوم ایده هدایتگر بودن و قوام بخشی زنان در تمدن اسلامی این که زنان هدایتگریِ تمدن نوین را می توانند قوام ببخشند به این معناست که آنان نه تنها اجراکنندگان نقش‌های اجتماعی هستند، بلکه الگوهای نظری و عملی هدایت تمدنی را راهبری کرده‌اند. این پشتیبانی و حمایتگری در سه محور اصلی آشکار می‌شود: اول، نقش تربیتی در خانواده؛ دوم، مشارکت مستقیم در عرصه‌های علمی و فرهنگی؛ سوم، نقش الگوساز در شکل‌دهی به هویت معنوی و اخلاقی جامعه. در محور اول، زنان با تربیت نسل‌های آینده، مولفه‌هایِ اساسی تمدن اسلامی مانند ایمان، اخلاق، عدالت و مسئولیت‌پذیری را در انسان‌ها نهادینه می‌کنند. این فرآیند، پایه‌ای بنیادین برای شکل‌گیری یک جامعه متمدن است. در واقع، زنان با تربیت انسان‌هایی با هویت اسلامی، مستقیماً در هدایت مسیر تمدنی جامعه نقش دارند. نظریه‌پرداز تمدن نوین رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، مهمترین نقش زن را تربیت فرزندان بیان می‌دارد. (بیانات 1399/03/01). درواقع انسان شناسی تمدنی با ساخت، قوام و دوام تمدن ارتباط مستقیم دارد و انسان تمدن ساز از سوی «مادر» در کانون خانواده تربیت و به جامعه اسلامی ورود پیدا می‌کند. از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های جوامع غربی، بحران نهاد خانواده است. (1380/12/27) این موضوع نشان می‌دهد که نقش زنان در ساختار خانواده، از جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌سازی برخوردار است. خانواده به‌عنوان نخستین سلول جامعه، محیط اصلی شکل‌گیری شخصیت، هویت و نظام ارزشی نسل‌های آینده محسوب می‌شود. زنان در این ساختار، با نقش‌هایی چون مادر و همسر، مسئولیت تربیت انسان‌هایی مؤمن، خلاق و مسئولیت‌پذیر را بر عهده دارند که پایه‌های تمدن را قوام می‌بخشند. در محور دوم، زنان در طول تاریخ اسلامی در عرصه‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی مشارکت مستقیم داشته‌اند. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نخستین بانوی صدر اسلام در بازیابی هویت حقیقی زن و الگوی علم و تقوا است. راه ایشان از سوی جارية خماسيّة، علية بنت على بن حسين عليه السّلام، ام اسود خواهر زراره بن اعین، ام خالد از اصحاب امامین صادقین الگوبرداری شد. محدثات بزرگی مانند حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله علیها در علوم فقهی و حدیثی عصر خود معلم و محدث بودند و با هجرت تمدّن سازخود تحولات بزرگی در تاریخ تشیع رقم زدند. همچنین حمیده رویدشتی اصفهانی بانویی عالم و معلم زنان در عصر خود بود که شیخ آقا بزرگ تهرانی وی را دارای کتاب رجالی «رجال حمیده» و «حاشیه ای بر کتاب الاستبصار شیخ طوسی» دانسته است. بانو ضیافت شیرازی عالمه و صاحب اجازه نقل روایت شفاهی از آيت‌الله سيد شهاب الدين مرعشى (ره) در دوره متاخر می‌باشد. نمونه‌های ذکر شده شواهدی بود بر اینکه زنان چگونه در طول تاریخِ تمدن اسلام با تولید دانش و فرهنگ اسلامی، سرمایه‌ِ تمدنی را حمایت کرده، گسترش داده و هدایت کردند. در محور سوم، زنان با حضور در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی، الگوهایی از مقاومت، عدالت‌طلبی و معنویت برای جامعه ارائه داده‌اند. از حضرت فاطمه سلام‌الله ‌علیها که در دفاع از حق، ولایت و عدالت پیش قدم بود گرفته تا زنان معاصری مانند حاجیه خانم دباغ که در انقلاب اسلامی ایران نقش برجسته‌ای ایفا کردند. رهبر معظم انقلاب از حضور مستقیم و غیرمستقیم زنان در عرصه جهاد تجلیل فرموده و از اولین حرکت‌های عمومی علیه استکبار پهلوی را زنانه دانستند (1390/10/14). در دوره معاصر نیز مقاومت خانم سحر امامی در حمله رژیم جعلی اسرائیل به صدا و سیمای جمهوری اسلامی نشان‌دهنده آن است که زنان نه تنها اجراکنندگان، بلکه حمایتگرانِ الگوهای هدایتگر تمدنی هستند. در نتیجه تمدن نوین اسلامی، بدون حضور آگاهانه و مسئولانه زنان، نمی‌تواند به نقطه کمال دست یابد. زنانی که با هویت اسلامی، دانش و بینش اجتماعی را در کنار ارزش‌های معنوی تقویت می‌کنند، نه تنها جایگاه حقیقی خود را در جامعه پیدا می‌کنند، بلکه با حمایتگری و پشتیبانی از شاخصِ هدایتگرتمدن نوین که همان آموزه ها و معارف ناب اسلام محمدی است، موجب شکوفایی تمدنی می‌شوند که بر پایه عدالت، اخلاق و کرامت انسانی استوار است. چنین تمدنی، تجلی پیوند میان ارزش‌های آسمانی و پیشرفت‌های زمینی است؛ پیوندی که زنان با نقش بی‌بدیل خود می‌توانند آن را استحکام بخشند. بنابراین، زنان نه تنها شرکت‌کنندگان در قلبِ فرایند تمدن‌سازی هستند، بلکه حمایتگران و قوام بخشانِ ایده هدایتگرِتمدن نوین نیز محسوب می‌شوند. ✍سیده سمانه نطقی مقدم @AFKAREHOWZAVI
یادداشت های اربعین ۱۴۰۴|قسمت چهارم 🌱«وِفاقی ها» ✍️به قلم طیبه فرید(به جهت حفظ مسائل امنیتی از نام مستعار برای افراد استفاده شده) با هر بار پَرِش وَن از روی دست اندازهای جاده، مَفصل هایی که توی تکان قبلی از جا درآمده بر می گردد سر جایش. جدی ما چِمان است که هر سال این موقع ها عین بی خانمان ها راه می افتیم توی این مسیر داغِ شرجی؟ چرا عین آدم لَم نمی دهیم زیر باد کولر خانه هایمان و می گذاریم درست چلّه تابستان توی یکی از گرمترین نقطه های زمین جمع می شویم! هر بار هم می گوئیم« این دفعه دیگه بار آخره»و دوباره صَفَر بعدی به دهه اول نرسیده به تب و تاب می افتیم. توی ترافیک سنگینِ خیابان های قبل از شارع کربلا گیر افتادیم. راننده جوانِ ون «احمد ابو عباس» می گوید معلوم نیست چقدر طول بکشد تا به شارع برسیم. وقتی ما داریم درباره حاج قاسم و ابو مهدی حرف می زنیم تلفنش زنگ می خورَد. وسط حرف هایش یکی دوبار اسم «سید خامنائی» را می آورد و همین چند کلمه مشترک، راه را برای گفت وگو باز می کند. شنیدن از افکار عمومی مردم عراق درباره خلع سلاح حزب الله و انحلال حشد الشعبی جالب است. ابوعباس به محض شنیدن سوالم سگرمه‌هایش را در هم می کشد و رندانه طور می گوید«مُستحیل» و می خندد! دوزاری افکار عمومی عراق هم افتاده که اتاق فرمان جبهه مقاومت در هر کجای دنیا درباره سلاح داشتن یا نداشتن دست مرجعیت شیعه است و عملا حشد الشعبی یا حزب الله برای دولت ها و پارلمان ها تره خرد نمی کنند. گپ و گفتمان آن قدر گرم شده که وقتی من با احتیاط درباره فرزند یکی از مراجع عراق سوال می پرسم ابو عباس با خونسردی و خنده ای تمسخر آمیز در حالی که انگشتش را دورانی دور بناگوشش می چرخاند می گوید «سید مجنون»! همه از صراحتش می خندند. بین حرف هایمان نقل شهادت سید حسن و جانشینی شیخ نعیم می شود. صدای احمد بُغضی شده و سکوت می کند!این همه حرف و احساس مشترک از کجا آمده؟ می گوید «شیخ نعیم را خیلی نمی شناسم و اطلاعاتم کم است اما برادرم از اعضاء حشد الشعبی است و اطلاعات خیلی خوبی دارد. کلا آدم های حشد خیلی با معلوماتند.»بعد هم شماره ای را می گیرد و تلفنش را می دهد و می گوید بیا از او بپرس! برادر ابو عباس صدای آرام‌ و‌ مودبی دارد. این بار اولم نیست که با اعضای حشد الشعبی حرف می زنم. دو تا سفر قبل با یک نفرشان توی یکی از موکب ها یکی دو ساعت حرف زدیم. به فارسی مسلط بود. می گفت سال ها تهران زندگی کرده. اما برادر احمد عربی حرف می زند. درباره نامه امام زمان به شیخ مفید می گویم که گفته شرط ظهورش اجتماع قلبی شیعیان است و حشد و حزب الله و فاطمیون و زینبیون و...از نمونه های همین اجتماع قلبی اند و سر آمد همه این ها قصه اربعین است و مردم عراق و سرمایه های مادی و معنوی شان سهم مهمی در این ماجرا دارند. آخر صحبتم درباره شیخ نعیم می پرسم می گوید «او جانشین خلف سید است» گفت و گویمان‌که تمام می شود تلفنِ احمد را پس می دهم. دارد با برادرش قول و قرار می گذارد که ما را حتما می برد! بعد از کلی سوال و جواب از سید هاشم الحیدری تا حمله های موشکی ایران وقتش رسیده از احمد درباره فلسطین بپرسم! اینکه «اوضاع غزه در آداب مُضیف و خدمات به زائر تأثیری داشته؟ یا نه »با اطمینان سر تکان می دهد که «نه! مضیف عین قبل است و چیزی از نذرهای مردم کم نشده. ولی ما برای مردم غزه نگرانیم و کمک مالی می کنیم.» می گویم«فقط همین؟» می گوید«دعا هم می کنیم! کار دیگری نمی شود کرد...» نیمه های راه با یکی تماس می گیرد! درباره ما حرف می زند. دارد می گوید می آورمشان آن جا! به خودم می گویم حتما در طریق، موکب خانوادگی دارد. تلفنش را خاموش می کند و می پرسد «تو‌معلمی؟» همسرم می گوید«شیخه است.» ابوعباس تحسینم می کند! یادم نمی آید توی این بیست و چهار سال زندگی طلبگی کسی آخوند بودنم را تحسین کرده باشد. من هم آن قدر همیشه سر خودم را شلوغ می کنم که خیلی وقت نمی شود درباره پیش داوری ها و قضاوت ها حرفی بزنم. عموما می گذارمشان به حساب خدا. طولی نمی کشد که احمد کنار جاده ماشین را پارک می کند. حرکت زائرها توی مشایه پیداست. به عمود ها نگاه می کنم . هنوز تا محل قرارمان سیصد تایی عمود مانده.جوانی شبیه بچه های بسیج جلو در ماشین ظاهر می شود و با احمد حرف می زند و از ما دعوت می کند به مضیفشان‌برویم، برادرزاده ابو عباس است.پیرهن نظامی پوشیده.پایمان را که به مضیف می گذاریم می فهمیم مهمان حشد الشعبی هستیم. رفتارشان نسبت به بقیه موکب دارها آشناتر است!این هم از عجایب انقلاب اسلامی است که آدم های سرزمین ها و نژادهای مختلف را اهلی خودش می کند. آدم های بدوی و بی خبر را بیدار می کند و ازشان «انسان مقاومت» می سازد. توی همین یک کلمه مقاومت کلی حرف است. هر چی غریبه ها روی زمین خط و نشان کشیدند و مرزهای کاذب ساختند انقلاب ما آرام و بی صدا از آن‌گذشت. @AFKAREHOWZAVI
معماران خاموش تمدن ✍️نجمه صالحی   در میان میلیون‌ها قدمی که در مسیر اربعین برداشته می‌شود، گام‌هایی هست که نه با صدای پا، که با طنین روح اثر می‌گذارند؛ گام‌هایی که در گرمای عراق، با وقار و پوشش کامل، فرزندان را در آغوش و مسئولیت‌های اجتماعی را بر دوش گرفته‌اند. اربعین برای آنان تنها سفر نیست؛ میدان آزمون و نمایش الگوی سوم زن مسلمان است: زنی که هم محترم و مقدس است، هم آزاد و مختار، و هم در عرصه اجتماعی و جهانی تأثیرگذار.   بانوان در هیاهوی مسیر، تصویری از زنی می‌سازند که در تمدن اسلامی، نه تنها منفعل نیست بلکه پیشگام است. دختران نوجوانی که عطر و دستمال میان زائران توزیع می‌کنند، مادرانی که با صبر، کودکان را در گرمای شدید همراهی می‌کنند و بانوانی که مسئولیت‌های سازمانی موکب‌ها را برعهده دارند، همه قطعات یک پازل تمدنی‌ محسوب می‌شوند.    بانوان اربعینی ثابت می‌کنند زن مسلمان می‌تواند هم سنگر حیا و عفاف را پاس بدارد، هم در میدان عمل اجتماعی بدرخشد.   حجاب این زنان در مسیر، تنها پوششی فیزیکی نیست؛ پرچمی است که پیام استقلال هویتی و آزادی معنوی را در مقابل فرهنگ مسلط جهان مخابره می‌کند. در اربعین، پوشش کامل و وقار رفتاری زنان، امنیت روانی و اخلاقی محیط را تضمین می‌کند و الگویی ملموس برای جوانان ارائه می‌دهد. اینجا زن، ابژه مصرف فرهنگی یا رسانه‌ای نیست؛ سوژه‌ای فعال و تصمیم‌گیر است که معیارهای ارزشی خود را از متن دین و نه از مدهای گذرا می‌گیرد.   عفاف، در نگاه تمدنی، سدّی در برابر فروپاشی فرهنگی است. غرب، فروپاشی خانواده را از مسیر بی‌اعتبار کردن حیا آغاز کرد؛ اربعین، به‌ویژه با حضور زنان، پاسخی عملی به این پروژه است. زن محجبه‌ای که در اوج گرما، با پوشش کامل، در حال خدمت به میلیون‌ها زائر است، تصویری به نمایش می‌گذارد که هیچ تریبون رسانه‌ای غربی قادر به تضعیفش نیست.   اگر زن، در شناخت امام و هدف و راه او استوار باشد، این معرفت را به فرزندان، خانواده و جامعه منتقل می‌کند. در مسیر اربعین، تربیت در جریان است: کودکانی که در موکب‌ها خدمت می‌کنند، سربند «لبیک یا حسین» می‌بندند و با چهره‌ای آفتاب‌سوخته اما لبخند بر لب، آب یا خرما به زائران می‌دهند، شاگردان مکتب مادرانی‌ هستند که این راه را از مادران خود آموخته‌اند. این پیوستگی نسلی، ستون بقای تمدن است.   پیمودن جاده انتظار و استقامت، بدون درک صحیح از پیشوای موعود و صاحب عصر و زمان عجل الله فرجه ممکن نیست. زنان اربعینی، با اتصال به معرفت حسینی، به‌نوعی در حال تمرین عملی انتظار مهدوی هستند. خلوص این مادران در وجود تک‌تک فرزندان‌شان نهادینه می‌شود؛ همان فرزندانی که فردا مسئولیت ساخت و دفاع از تمدن اسلامی را برعهده خواهند داشت.     زنان اربعینی، تنها در حلقه خانواده اثرگذار نیستند؛ آنان در میدان عمومی، توان مدیریت و سازمان‌دهی را نشان می‌دهند. اداره برخی از موکب‌ها، مدیریت تدارکات، هماهنگی گروه‌های خدمتی و حتی تعامل با زائران خارجی، همه نشان‌دهنده ظرفیت بین‌المللی زن مسلمان است. این حضور، خط بطلانی است بر تصویری که رسانه‌های غربی از زن مسلمان به‌عنوان موجودی منزوی و بی‌اثر ترسیم کرده‌اند.   در مسیر مشایه، زن مسلمان نه برای دیده‌شدن، بلکه برای انجام وظیفه آمده است. او دنبال امتیاز ویژه یا جایگاه نمادین نیست، اما عملکردش خودبه‌خود تبدیل به الگویی الهام‌بخش می‌شود و اینجاست که مسئولیت رسانه‌های جبهه فرهنگی آشکار می‌شود: اربعین نقطه پایان نیست؛ پیام این زنان باید به روایت‌های جهانی راه یابد، تا دفاع از حریم حیا، عفاف و خانواده، به زبان و تصویر، مرزها را درنوردد.   اربعین یک رزمایش تمدنی است؛ فرصتی برای تمرین سبک زندگی امت اسلامی. در این میدان، زنان نه تنها حافظ ارزش‌ها، بلکه تولیدکننده و منتقل‌کننده ارزش‌ها هستند. آنان با ترکیب سه نقش مادر، همسر و کنش‌گر اجتماعی، نشان می‌دهند که تمدن اسلامی، زن را در تمام ظرفیت‌های انسانی‌اش به رسمیت می‌شناسد.   تمدنی که مادرانش زینبی باشند، نه در برابر طوفان رسانه‌ای غرب می‌شکند، نه در بحران‌های اجتماعی فرومی‌پاشد. اربعین، با میلیون‌ها روایت کوچک از خدمت، صبر، حیا و مدیریت زنان، تصویری از آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن، زن مسلمان آزاد و مؤثر، محور بقا و پیشرفت امت است.   زن اربعینی را می‌توان حامل روایت حسینی و کنشگر فعال اجتماعی دانست؛ مظهر تلفیق معنویت، هویت و مشارکت اجتماعی. این نقش، هم بازتاب رسالت حضرت زینب سلام الله علیها است و هم پاسخ‌دهنده نیازهای تمدنی امروز امت اسلامی. آینده‌ای روشن‌تر، وقتی در پیوند این ظرفیت‌ها شکل گیرد، در دسترس‌تر خواهد بود. @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرار سالانه 🌹☘🌹 ✍زهرا مهرجویی چند سالی بود که از شریفه بنت الحسن ع شنیده بودم و اینکه خیلی زود حاجت ها رو بر آورده می کنه اما اصلا جور نمیشد برای زیارت مشرف بشم. چهار سال پیش وقتی در استیصال کامل بودم برای درمان و عمل مادرم نذری کردم و برای ادای اون مجبور شدم برای اولین بار به زیارت یادگار امام حسن مجتبی علیه‌السلام برم. اون سال هرگز فکر نمی‌کردم که این دیدار و این زیارت ممکنه تبدیل به یک قرار سالانه بشه. ☘ امسال وقتی با هدايا و نذورات شریفه خاتون، راهی سفر اربعین شدم، به یاد اولین نذرم افتادم و خدا رو شکر کردم به خاطر نعمت های بی شمار خداوند که قطعا اهل بیت علیهم السلام یکی از اون نعمت های ارزشمند و پشتوانه دین و دنیای ما محسوب می شوند. @AFKAREHOWZAVI
▫️ | زنان اربعینی؛ پیونددهندگان معنویت، هویت و تحول اجتماعی ✍نجمه صالحی حضور زنان در اربعین، تأثیری فراتر از خود رویداد دارد و به تغییرات اجتماعی و فرهنگی در جوامع اسلامی منجر می‌شود. زنی که در این مسیر نقش‌آفرینی کرده، پس از بازگشت، با اعتمادبه‌نفس و روحیه‌ای تازه به محیط خانواده و جامعه خود بازمی‌گردد. لینک متن کامل در خبرگزاری تسنیم https://B2n.ir/ep4873 🔗 متن کامل یادداشت 🔘@tasnimhowzeh | تسنیم حوزه لینک متن در خبرگزاری حوزه https://hawzahnews.com/xdWS2 @AFKAREHOWZAVI
🔖اَینَ‌استَقرَّت بِکَ‌النَّوی/ کجا دل‌ها به ظهورت آرام خواهد گرفت ✍️زینب گودرزی غروب که شود، کورسوی امیدی که برای آمدنت هست، رفته رفته بی‌فروغ می‌شود! غم چون پیچکی، تار و پود احساس را فرا می‌گیرد! آسمان ابری دلم بهانه می‌گیرد، تا برای آمدنت یک دل سیر، باران ببارد. کاش نسیمی، از افق دیدار عِطرت را برایم هدیه آورد، تا در بلور قلبم جای دهم و در فراقت لحظه‌های تنهایی را عطرآگین کنم، (عَزیزُُ عَلَیَّ اَن تُحیطَ بِکَ دُونَیِ‌البَلوَی__ بسیار سخت است بر من، به واسطه فراق تو نزدیک است مرا رنج و بلوا احاطه کند.) هر روز، عاشقانه‌ترین سلام‌ها را، به امید ندایی از سویت، می‌سپارم به دست‌های مهربان شاپرک، و منتظرم تا قاصدک، خبر خوش رسیدنت را برایم بیاورد، (لَیتَ شِعری اَینَ‌استَقَرَّت بِکَ‌النَّوَی__ کاش می‌دانستم که کجا دل‌ها به ظهور تو آرام و قرار خواهد یافت!) برای دیدن روی تو لیلی، سخت مجنونم! چه گُل‌ها، که از تصور نامت بر قاب قلبم به تصویر کشیدم،( اَیَّ خَطاب اَصِفُ فِیک___ به چگونه خطایی درباره تو توصیف کنم!) مجازات مجنون ندیدن است، و طنازی کار لیلی؟!( عَزیزُُ عَلَیَّ اَن اَرَی‌َالخَلقَ وَ لَا تَرَی__ بسیار سخت است بر من که خلق را همه ببینم، و تو را نبینم.) آنقدر می‌نشینم، پشت پرچین انتظار، لحظه لحظه نامت را می‌برم، و پروانه‌وار در هوای یادت می‌گردم، آنقدر مضطرانه (اَمَّن یُجیب) می‌خوانم تا اَجِبِ‌المُضطَر بِحَقِّ‌المُضطَر برای قلب مضطرم روا شود و دیدن روی ماهت میسر شود! اللهم_عجل_لولیک_الفرج @AFKAREHOWZAVI
سلام علیکم زیارت زائران کربلا قبولِ حق، خصوصا زائران با پای دل🕊 ای زائر کربلا مبادا کوله‌ پشتی‌ات را زمین بگذاری تو اکنون وظیفه‌ات سنگین‌تر از قبل شده است، حالا باید تا سال آینده توشه‌ای از لوازم ضروری اعتقادی، برای اربعین بعدی در کوله‌پشتی‌ات قرار دهی. تو نور گرفتی و حالا باید نوربخش شوی، خفاشان مسیر اربعین را دیدی و حالا باید تلاش کنی با دانش‌اندوزی، مهارت‌افزایی و روشنگری صدای‌شان را در نطفه خفه کنی. تو منادیان تفرقه را دیدی که چگونه با لعن و سب علنی به مقدسات اهل سنت توهین می‌کنند، چگونه پشت‌پا می‌زنند به کلام حکیمانه‌ی مقام عظمای ولایت که در زمان فعلی لعن علنی را خط قرمز دانسته‌اند؛ اینها افراد ناآگاهی هستند که ولی فقیه را دیکتاتور می‌دانند، پس لازم است به آنها تفهیم کنی که ولایت فقیه، ولایت شخص نیست و... بنابراین لازم است تا سال آینده استراتژی وحدت را بیاموزی، راهزنان اعتقادات و فرقه‌های مختلف که ادعای شیعه بودن دارند را بشناسی، مگر در مسیر، مدعیان ۲۴ امامی که ادعای نائب خاص امام عصر دارند را ندیدی؟! دیدی منکران مراجع تقلید را که چگونه با اعتقاد یک بام و دو هوا، مشغول پخش جزوات تفکر اخباری‌گری‌ بودند و تقلید را حرام می‌دانند، اما دیگران را دعوت می‌کنند تا مقلد احمد الحسنی شوند که شأنیت تقلید ندارد و تو اگر می‌خواهی هشیار باشی و فریب اکاذیب‌شان را نخوری باید کتاب نقد آقای هشیار بر جریان احمد الحسن را مطالعه کنی. تو باید به روز باشی تا فریب مباحث به ظاهر نو، نو اخباری‌گران را نخوری که با مسئله‌ی تشکیل‌ حکومت مخالف هستند و آن را طاغوت می‌دانند، همان‌ها که به خون انقلاب اسلامی تشنه‌اند و برای واقعی جلوه دادن اعتقاد باطل‌شان متوسل به حدیث راية می‌‌شوند تا از کلمه‌ی حق، اراده‌ی باطل کنند؛ همان ناکسان و ناکثانی‌ که ترغیب به خانه‌نشینی می‌کنند تا عالم را ظلم و جور فرا بگیرد. رویکردها را برایت گفتم تا بتوانی برای سال آینده با روی باز و مهم‌تر از آن با فکری بازتر بازوی امام عصر باشی و تاثیرگذارتر از قبل، قدم در این راهپیمایی گسترده بگذاری، این‌ها را برایت گفتم تا نه عمل مخالف وحدت انجام دهی و نه بی‌تفاوت باشی؛ بلکه مسلح به سلاح علم در مسیر حسینی قدم برداری و زَینب‌گونه و علی‌‌بن‌الحسین‌وار اهل صبر و بصر باشی، چرا که تا تفکر را اصلاح نکنی، رفتار درست نخواهد شد؛ اما در درجه‌ی اول خودت باید نمونه‌ی عملی یک مؤمن و شیعه‌ی امیرالمؤمنین باشی؛ وقتی خودت در خوب بودن در اولویت قرار گرفتی، ناخواسته طوری رفتار می‌کنی که بقیه خواهی نخواهی علوی و فاطمی زیستن را از تو تقلید خواهند نمود‌. اگر به تو گفتند مگر همین عراقی‌ها خون شهدای ما را نریختند! پس حالا چه شده که برایت عزیز شده‌اند و سنگ آنها را به سینه می‌زنی، در پاسخ به آنها بگو: اولا: من فقط سنگ‌محبت امام حسین، اجداد و اولاد طاهرین‌شان را به سینه می‌زنم و بس، ثانیا:صدام و حزب بعث‌ با ما جنگیدند نه مردم عراق! مردم عراق برایم محترم‌اند؛ چون خادمان اباعبدالله الحسین هستند. یادت باشد در مواجهه با شبهات سعه‌ی صدر پیشه‌‌ کنی؛ زیرا همان‌گونه که دانش‌اندوزی حلم می‌خواهد، برای نشر آن حلمی صد چندان لازم است. اگر دربدر کوه و بیابانم کنی عشق است اگر زخمی صد خار مغیلانم کنی عشق است پریشانم کنی عشق است، حیرانم کنی عشق است اگر دنبال معشوق است دل، دنبال سامان نیست کنار تو کسی دلواپس خار مغیلان نیست بیابان گردمان کردی ولی زینب پشیمان نیست بیابان با وجود تو برای ما بیابان نیست کسی که با تو می‌آید سفر دیگر پریشان نیست حسین جان جانی بگیر و در عوضش هیچ هم نده عشاق با معامله‌های گران خوشند 🖊مرضیه رمضان‌قاسم @AFKAREHOWZAVI
✍ز. سرمیلی مثل خیلی‌ها که آرزوی رفتن به اربعین داشتند، نبودم. اما بعد از مدت کوتاهی خودم را به آب و آتش زدم برای گرفتن پاسپورت. حال مغرور خود را نمی‌دانستم و گناهکار بودم و اغراق نمی‌کردم! بعد از گذشت دو سال، دوباره طعم عهد بستن با آقا را فهمیدم. عمل به این عهد سخت بود، اما زودتر از آنکه فکر کنم، آقا جواب داد و مرا به اربعین دعوت کرد… حال معنوی اربعین یک طرف، خوراکی‌های اربعین طرف دیگر. بشدت عاشق غذاهایشان شدم. من و رفیقم در راه همواره دنبال موکب‌های غذا بودیم. این‌قدر از کاروان جا می‌ماندیم که آقای تقی‌زاده دیگر ما را یک لحظه هم تنها نمی‌گذاشت و پشت سر ما راه می‌افتاد تا نکند دوباره ما را گم کند. لحظه گم شدن‌مان در گیت عراق هیچ وقت یادم نمی‌رود، خیلی سخت بود… فقط دنبال یک پیرمرد با موهای سفید می‌گشتیم؛ دنبال آقای تقی‌زاده بودیم. میان آن همه عراقی حس خوبی نداشتم و بارها از آمدن به سفر پشیمان شدم، اما برخلاف همیشه گریه نمی‌کردم و فقط دنبال مسؤول کاروان می‌گشتم. با چشمان نگران، یک لحظه تقی‌زاده از جلوی چشمانم عبور کرد و من مثل برق از جای پریدم و با صدای بلند گفتم: «آقای تقی‌زاده، ما اینجاییم…». بیچاره پیرمرد، بعد از اینکه به ما دلگرمی داد، به سمت کاروان راه افتادیم. یک لحظه متوجه گریه‌های بی‌صدای او و دو رکعت نمازش شدیم. از خودم خجالت کشیدم! اما من و لیلا سادات دست بردار نبودیم. اینقدر مسؤول کاروان نگاه می‌کرد که نمی‌توانستیم به جای یک شیرینی، چند شیرینی برداریم. خوب، راه طولانی بود و ما هم با همین‌ها انرژی می‌گرفتیم. اما گذشته از این‌ها، حال معنوی اربعین تکرار ناشدنی است. خوراکی بهانه بود… خوراکی‌ها تمثیلی از این سفر را بیان می‌کردند؛ همان مهمان‌نوازی عرب که نظیرش کم‌نظیر است. حال معنوی زیر قبه ایشان و آن دعای مستجاب شده، به همه این‌ها می‌ارزید. از این زیارت فقط لحظه آخری که به گنبد نگاه کردم و به او چشم دوختم، یادم می‌آید که چه طعم شیرینی داشت. @AFKAREHOWZAVI
تأملی در مفهوم عزاداری و معنای حقیقی قیام امام حسین (علیه‌السلام) ✍🏻 زهرا کبیری پور در ایام محرم و صفر که دل‌ها در سوگ جان‌فشانی و مظلومیت امام حسین (علیه‌السلام) به تپش درمی‌آید، صحنه‌هایی دیده می‌شود که نه تنها با هدف قیام عاشورا هم‌خوانی ندارد، بلکه به نوعی تحریف و انحراف مسیر آن قیام عظیم است. امام حسین (علیه‌السلام) سال‌ها در دوران امامت خود در حکومت معاویه، با سکوتی هوشمندانه، صبر پیشه کرد و دست به قیام نزد مگر زمانی‌که حیات دین و انسانیت در معرض تهدید جدی قرار گرفت. قیام ایشان علیه یزید، سمبل ایستادگی در برابر فساد، بی‌اخلاقی و از بین رفتن ارزش‌های اصیل اسلام بود. حال، چطور می‌توان پذیرفت که در سوگ چنین امامی، برخی با آرایشی غلیظ و پوششی ناپسند یا رفتاری که خود نشان از بی‌احترامی به مبانی عاشورا دارد، پای دیگ نذری می‌ایستند؟! چگونه می‌توان پذیرفت در جایی که باید احترام به ارزش‌های والای دین اصل و اساس باشد، رفتارهایی دیده شود که با ذات قیام امام حسین (علیه‌السلام) در تضاد است؟! صفحات مجازی پر شده از تصاویر خانم‌هایی که با آرایش کامل و بدون حجاب، پای دیگ نذری نشستند و در حالی که نذری می‌پزند، جملاتی می‌گویند که با روح عاشورا در تضاد است. یا افرادی که با ادعای عشق به اهل بیت (علیهم‌السلام)، سگی را در آغوش گرفتند و در مراسم عزاداری حضور پیدا کردند، غافل از اینکه امام حسین (علیه‌السلام) برای حفظ اصالت اسلام در برابر فساد و احیای دین قیام کرد. عزاداری در این دو ایام تنها مرثیه‌ای بر کشته شدن یک امام نیست، بلکه دعوتی است به اصلاح، به اخلاص در نیت، به جهاد در راه ارزش‌های ناب. قیام امام حسین (علیه‌السلام) فریادی است بر علیه فساد و بی‌بند و باری. لذا عزاداری برای ایشان باید فرصتی باشد برای بازنگری در رفتار و باورهای خود، نه صرفاً یک نمایش بیرونی یا حتی ابزاری برای جلب توجه. باید در این ایام، با تامل عمیق در هدف امام از قیام، بیندیشیم که امام حسین (علیه‌السلام) چه ارزش‌هایی را برای ما به یادگار گذاشتند و اینکه چگونه می‌توانیم در زندگی روزمره‌ی خود، کوچک‌ترین گامی در جهت تحقق و حفظ آن ارزش‌ها برداریم. عزاداری حقیقی، درک و تحقق آن پیام مقدس است، نه صرفاً شرکت در مراسم و برپایی ظواهر ظاهری. در سوگ امام حسین (علیه‌السلام)، باید خود را بسنجیم، رفتار و نیت‌مان را اصلاح کنیم و به جای تقلید سطحی، عمق و معنای حقیقی عاشورا را حفظ کنیم. @AFKAREHOWZAVI
جایی میان نوشتن و بودن ✍سیده ناهید موسوی ✏️🌱دنیای عجیبی‌ست؛ دلتنگت می‌کند برای کارهایی که روزی بدون آن‌ها زندگی‌ات سخت می‌گذشت. هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کردم روزی برسد که فرصتی برای انجام آن‌ها نداشته باشم. ✏️🌱دلتنگی فقط برای عزیزان از دست‌رفته، خانواده‌ی دور و دوستان دوران دبیرستان نیست. دلتنگی گاهی خودش را در جزییات کوچک زندگی جا می‌دهد؛ در کارهایی که در دل پرستیده بودم. دلم برای دفتر خوش‌بوی تازه با رنگ خاصش غنج می‌رفت، برای روشن کردن لپ‌تاپ و غرق شدن در نوشته‌های چند ماه و چند سال قبل، برای عکس‌های بی‌هوا و خانوادگی، برای آخرین کتابی که باز کرده بودم یا مقاله‌ای که دانلود کرده بودم. ✏️🌱عشق من به نوشتن به همان روزهایی برمی‌گردد که تازه فهمیده بودم باید اول، دوم و سوم… تکیه‌گاهم خودم باشم. روزهایی که با خواندن کتاب و نوشتن روزانه بیشتر از همیشه خودم را دوست می‌داشتم. شب‌های بلند زمستان و لذت کتاب‌خوانی، از بهترین لحظات عمرم بود؛ وقت‌هایی که پلک‌هایم روی خطوط داستان سنگین می‌شد و آرام به خواب می‌رفتم. ✏️🌱همین حالا که این سطرها را می‌نویسم، خوشحالم؛ چون با همه وجودم می‌خواهم دوباره به خواندن‌های طولانی و نوشتن‌های مداوم برگردم و مرهمی بر دلتنگی‌هایم بگذارم. دلم می‌خواهد فاصله‌ام با زیباترین داشته‌های درونم به صفر برسد. ✏️🌱دوستدار بی‌حد و مرز قلمم؛ نمی‌دانم تا کی، اما مطمئنم تا هستم به ندای درونم گوش می‌دهم و می‌نویسم. @AFKAREHOWZAVI