eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
ایامی که گذشت به قلم فاطمه شکیب رخ قلم ها که حبس می شوند، انگار رگ حیات زندگی، بسته می شود. ایامی دگر از تاریخچه‌ی زندگی‌مان عبور کرد و برگ دیگری از تاریخ عمرمان رغم خورد. میدان رزمایش تازه ای در برابرمان قرار گرفت و گلچین های روزگارمان را از ما ربود. می خواستم از ناگفته های این روزها بسیار بگویم، از دختران و پسران نوجوانی که در برابر چشمانم، هرشب تا پاسی از آن، فریاد می کشیدند و یکدیگر را به مبارزه فرا می خواندند، آنها را می دیدم و دلم برای تک تک‌شان می سوخت... نمی دانستند که شیطان چگونه قرار است، فرمانده میدانی باشد که از آنها قاتل بسازد و از پاکان امت، مسافر بهشت... کمی که گذشت با شهادت سوزناک یاران اباعبدالله، در کف خیابان های ایران زمین‌مان، آتش دیگری بر جانم افتاد. توان شنیدن هیچ روایتی از کوچ مظلومانه‌ی شهدا در من نبود، دلم می‌خواست باران بشوم و داغ بر سینه‌ی بازماندگان‌شان را التیام بخشم. گاهی احساس می کردم، روزگار آن‌چنان پیچیده شده که قرار است حیات برزخی ما از همین دنیا آغاز شود، با آن تفاوت که اختیار را از ما نگرفته‌اند و اجازه‌ی تغییر سرنوشت هنوز در کف دستان امتِ حقیقت، وجود دارد. همه‌‌ی دل گویه‌ها را در سینه حبس نمودم و باور داشتم که گاهی باید قلم ها را مهمان سکوت خانه‌ کرد تا با خیزشی دوباره به چرخه‌ی نگارش بازگردند‌. @AFKAREHOWZAVI
از قاب «منبر» تا قاب «دوربین» به قلم زهرا کبیری پور همه‌ی ما اهلِ روضه‌ها، با کدهایی که روضه‌خوان می‌داد تا آخر روضه را خودمان می‌رفتیم و زحمت او را برای گریاندنمان کم می‌کردیم. «گریه» یک سفر درونی بود؛ و ما با شنیدن نام «علی‌اصغر» یا «رقیه»، سیل‌ْباران اشک می‌ریختیم و گناهانمان را در آن جویبارهای شور و شیرین می‌شستیم. روضه‌خوان، بیشتر نقش «راهنما» را داشت؛ او کلید می‌زد و ما در را به روی دنیای روضه‌های حک شده در قلب‌مان باز می‌کردیم. این روزها اما، خبرها روضه‌خوان بودند و ما با هر کدی که گفته می‌شد، چه اشک‌ها که نریختیم! با غریب‌گیر آوردن، حبس، آتش، پهلو، بازو، سر بریده، جسم عریان، سنگ بر پیشانی و... این روزها، واقعیتِ عریانِ تاریخ، با تمام هولناکی‌اش بر صحنه‌های ما هجوم آورده است. ما از روضه‌هایِ «سمعی» به روضه‌هایِ «بصری» رسیده‌ایم؛ عزاداری‌ای که نه با تصویرسازی‌های ذهنی مداح، که در واقعیتِ تلخِ پشت دوربین‌های مداربسته‌ی کوچه و خیابان‌هایمان جریان داشت. این روزها، با دیدن تصاویر «خبرها»، اشک‌هایمان جاری شد؛ تصاویری که نه از صحرای کربلای ۱۳۰۰ و اندی سال پیش، بلکه از خیابان‌های ایرانِ امروز پخش می‌شد. دیگر نیازی نبود مداح، وصف «حبس» و «زندان» کند؛ وقتی خبر جان دادن نیروهای امنیتیِ مظلوم‌مان در حبس میان آتش را می‌دیدیم و می‌شنیدیم. دیگر نیازی به توصیف «آتش» نبود؛ وقتی شعله‌های آشوب در گوشه‌ی گوشه‌ی وطن زبانه می‌کشید و جان‌های عزیزمان را می‌سوزاند. «سر بریده» و «جسم عریان»، دیگر فقط قصه‌ی شمر و لشکرش نبود؛ این بار، این تصاویر بر تابلوهای اخبار و شبکه‌های اجتماعی نقش بسته بود. تصاویری که دل هر آگاهی را به درد می‌آورد و رنجی تازه را به نمایش می‌گذاشت. «سنگ بر پیشانی»، دیگر فقط سنگدلیِ دشمنان صدر اسلام نبود، بلکه سنگینی فشارها و بی‌رحمیِ اغتشاش‌گرانی بود که بر پیشانیِ امنیت و آرامشِ وطن عزیزمان فرود آمد. ما در این روزها، فهمیدیم که عزاداریِ واقعی، فقط با خواندن روضه و سینه‌زنی محقق نمی‌شود. عزاداریِ واقعی، برای از دست رفتن وجدان انسانِ معاصر است؛ انسانی که با وجود تمام تکنولوژی و پیشرفت، هنوز با همان خشونت‌های خاموش و آشکار دست‌وپنج نرم می‌کند. ما با هر کد اشک ریختیم، اما این بار اشک‌هایمان، اشکِ حسرت بر از دست دادن عزیزان و اشکِ درد برای سرنوشت کشورمان بود. روضه‌خوان این روزها، دیگر فقط راویِ تاریخ نبود؛ او راویِ «اکنون» بود. او با یادآوری کدها، ما را به یاد این می‌انداخت که درنده‌خوئی برخی از انسان‌نماها، تاریخ‌مصرف ندارد و ظلم، در هر زمانی با یک چهره و یک نام ظاهر می‌شود. ما اهل رفتن به روضه بودیم، اما این روزها، روضه‌ها از قاب تصاویر دوربین‌های مداربسته خودشان به سراغ ما آمدند. اما در این هیاهوی تصاویر و توصیفات روضه‌گونه‌ی آن‌ها، خطر آن می‌رود که «پیامِ» عاشورا زیر بار «جزئیاتِ» صحنه‌ها گم شود. پیامی که نه در سر بریده شدن، بلکه در «ایستادن» در برابر ظلم و فریادِ «هیهات من الذله» نهفته است. این روزها، ما با هر کد اشک می‌ریزیم، اما باید مراقب باشیم که این اشک‌ها، اشکِ «تأثر» بر مصیبت باشد، نه اشکِ از سر «ترس»؛ و روضه‌خوان‌ها باید نه تنها یادآور غریب‌گیرِ صحنه‌های آشوب، که هدایت‌گرِ وجدان بیدار ما در جنگِ حق و باطلِ زمانه‌ی خودمان باشند. @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹🌹 اعمال ماه مبارک شعبان 🌹🌹 1.روزی 70 بار "استغفرالله واسئله التوبه" 2.روزی 70 بار "استغفرالله الذی لااله الاهوالحی القیوم الرحمن الرحیم واتوب الیه" 3.صلوات و صدقه بسیار. 4.در کل این ماه هزار بار گفته شود: "لااله الاالله ولانعبدالاایاه مخلصین له الدین ولوکره المشرکون" 5.در هر شب و هر روز این سه ماه: سه بار: حمد، آیه الکرسی، 4قل، تسبیحات اربعه + ولاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، صلوات، اللهم اغفر للمومنین والمومنات، و چهارصد بار استغفرالله و اتوب الیه. 🌷امام رضا (علیه السلام): در آخر ماه شعبان بسیار بخوانید: " اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فغفرلنا فیما بقی منه " @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نبرد کور به قلم مرضیه رمضان‌قاسم ساعت حدود سه نصف شب، صدای گفتگوی دو مرد با همدیگر، مینا خانم را از خواب پراند؛ او با وحشت همسرش اکبر آقا را صدا زد. اکبر آقا طفلکی مثل فنر از خواب پرید بالا. مینا خانم اصلا اجازه نداد او حرفی بزند؛ وحشت‌زده گفت: دو تا غریبه تو سالن دارن با هم صحبت می‌کنند. اکبر آقا با دهانی باز، با عجله خودش را در سالن گذاشت، زود برگشت و نگاه طعنه‌‌آمیزی به مینا خانم انداخت و کنترل تلویویزیون را مثل شیشه شیر بچه در دستش تکان داد و گفت: تلویزیون بود. مینا خانم خودش را از تنگ و تا نینداخت و گفت تلویزیون رو خاموش نکردی؟! الانِ که بچه‌ها بیدار بشن‌. مینا خانم این را گفت و سر کله‌ی آیدین کوچولو و هاله در اتاق پدر و مادر پیدا شد. یک‌دفعه مینا خانم با جیغی فروخفته پرسید: ما که همگی خواب بودیم، پس کی تلویزیون رو روشن کرده؟! یا حضرت عباس یه غریبه‌ تو خونه‌س و بعد مقابل دهانش را گرفت و صدای اعظم خانم که بعدازظهری از حمله‌ی تروریست‌ها به منازل مسکونی گفته بود در گوشش پیچید و با چشم‌هایی گرد شده به همسرش زُل‌ زد؛ هاله با بغض پرید در آغوش مادر. اکبر آقا کنترل تلویزیون‌ را روی تخت انداخت، گوشی‌اش را برداشت، در را کمی باز کرد و مثل سربازی تفنگ بدست، در حالیکه چراغ گوشی را روشن می‌کرد با احتیاط از سنگر بیرون زد، پشت دیوار کمین کرد و چراغِ گوشی را به سمت پرده‌ها گرفت. آیدین کوچولو‌ کنترل تلویزیون را برداشت، نشست روی تخت و مشغول بازی شد؛ مینا خانم با دیدن این صحنه یاد شب گذشته افتاد که قبل از خواب، گوشی را به زور‌ از دست آیدین گرفته بود؛ نفسی تازه کرد و گفت: اکبر، دیشب آیدین تنظیمات تلویزیون رو به هم زده، گذاشته رو یادآور. با شنیدن این حرف، انگار آژیر سفید به صدا در آمده باشد، هرکدام بدون اینکه به هم حرفی بزنند، همان جایی که ایستاده بودند سرجای‌شان نشستند؛ اما آیدین هنوز در حال مزمزه و شستن دکمه‌های کنترل با آب دهانش بود. @AFKAREHOWZAVI
چرا فتنه؟! به قلم زهرا نجاتی کشور عزیزما، در سال‌های پس از جمهوری اسلامی همواره با آتش فتنه، رو به رو بوده و در این فتنه‌‌ها همواره چند محور مشترک وجود داشته که باعث آسیب‌های بیشتر در هنگامه فتنه به بدنه نظام و جمهور، شده است. در نوشتار پیش رو قصد داریم این محورها را شناسایی و معرفی کنیم. ۱.فضای مجازی یا قتلگاه جوانان کشور؛ سال‌هاست فضای رسانه‌ای کشور ما به فضای بی درو پیکری تبدیل شده شده که درسخنرانی رهبری معظم به قتلگاه، مشهور شد اما همچنان و با وجود تکرار فتنه‌ها طی سال‌های 78/88/98/1401و 1404، و شروع آن از فضای مجازی و بیشتر اینستاگرام و تلگرام، متاسفانه راهکار خوب و موثری از ناحیه مسئولین و از جمله شورای فضای مجازی کشور، هیچ اتفاق و تصمیمی رخ نداد. در واقع به نظر می‌رسد جا دارد اعضای این شورا، مورد بازخواست و مطالبه عمومی قرار بگیرند. چگونه است که همواره از طریق پیامرسانهای دشمن مورد حمله و اغفال قرارمی‌گیریم و باز هم دفعه بعد و دفعات بعد. آیا شناخت سکوهای دشمن یا راهکارگذاشتن برای عدم استفاده از آن‌ها و مسدود کردن به طریقی که فیلترینگ نتواند کاری از پیش ببرد، برای این شورا در کشوری که به انواع فناوری‌های نظامی و ماهواره‌ای و نانو، دست پیدا کرده، غیرممکن است؟ ۲.عدم آموزش تحلیل و تفکر در نظام آموزشی: فتنه 1401،با تمام پستیها و بلندی‌هایش گذشت. بسیج و سیستم اموزشی کشور باز هم به این نتیجه رسید که نتوانسته از طریق سواد رسانه که سال‌هاست به صورت سیستماتیک وارد تحصیلات اکادمیک شده، نوجوانان را اهل تفکر و حتی با سواد رسانه بار بیاورد. اما باز هم اندیشه و راهکارموثری نجست. 3، زخم‌های بهبودنیافته: به قول رهبری معظم، زخم هایی در کشور وجود دارد که هرچندگاهی، باعث فتنه می‌شود، گرانیها، بی‌عدالتی‌ها، سفرهای میلیاردی بعضی از اعضای دولت و... ادامه داشت و مجلس طوری که باید این موضوع را مورد مداقه قرار نداد. 4، دشمنی دشمنان اسلام به خصوص اسرائیل:چهارمین عنصراست که درسال‌هاو ماه‌های اخیر، همواره ادامه داشته و قرار است ادامه داشته باشد و ضرورت ایجاب می‌کند همواره تمام نظام و مردم آرایش جنگی خود را درمقابل لشکرکشی‌های نظامی، سیاسی و رسانه‌ای دشمن قسم خورده حفظ کند. 5،سهم انسانی، در این مبحث،باید مصادیق فتنه‌گران و آشوبگران بازی خورده و فاقد تحلیل سیاسی را از موجسواران و همان همج رعاء، در روایت حضرت امیر جدا کرد. مردمانی که در تربیت‌ها و مهارت‌های آموخته و تحصیلات‌شان، هرگز کنشگرفعال، تحلیلگر نبوده‌اند و به عنوان بازیگرهای زمین بازی دشمن نقش ایفا میکنند. کسانی که طبق آمار بیش از هفتاد درصد آنها در دو فتنه اخیر، از قشر جوان و نوجوان بوده و دقیقا جامعه هدف نظام فرهنگی و آموزشی ما هستند. 6، کمبود جهاد تبیین و ناکافی بودن آن در مقابل تطهیر و بزک چهره پهلوی؛ علی‌رغم تلاش‌های موسسه سعدا و چندین مجموعه برای جهاد تبیین درنظام فرهنگی کشور، عواملی هستند که به راحتی چهره پهلوی را تطهیرکرده و نظام انقلاب را ناکارامد نشان میدهند.به نظر میرسد تنها در زمانی این عامل برطرف خواهد شد که همگان، یعنی معلم، استاد دانشگاه، مادر، پدر، بقال کاسب و تاکسیران و همه وهمه به این موضوع واقف باشند و تمام تلاش و همشان را صرف این موضوع و شناساندن رهبرین انقلاب و دکترین آنها، به جوانها کنند. همان‌طور که استاد راجی، به عنوان پیشران موضوع جهادتبیین در کشور، به‌عنوان تجربه موفق در فتنه زن، زندگی، آزادی، معرفی رهبر و شخصیت کاریزماتیک او و شهدا را، به عنوان راه حل بن بستهای شناختی این نسل، مطرح می‌کنند. در پایان، بد نیست این نکته را یادآوری کنیم که پس از هرفتنه، افکار عمومی در جهت آسیب شناسی و تنویر برمی‌آیند اما متاسفانه خیلی زود این موج فرو می‌نشیند بی آن‌که اثرقابل توجهی داشته باشد. به نظر می‌رسد وقت آن است که طرحی نو در تفکرشناختی جامعه و به خصوص نسل جوان براندازیم. @AFKAREHOWZAVI
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«مقتل همان مقتل است» ✍ بی خبری هم عالمی دارد. بیشتر وقت‌ها سکوت و سکوت اما این روزها بیشتر سکوت با بغض همراه است، بغضی که کلمات را نمی‌شود نوشت نه گفت! این بغض نه به درد متن عاشقانه می‌خورد نه به درد شعری از جنس غزل!! باید آن را فریاد زد با تمام وجود گریست. از این همه حجم بغض، درد... ما که فرسنگ‌ها شاهد و ناظر بودیم، این حال ما!! امان از حال خانواده شهدا! می‌دانید، بیشتر آن کلیپ‌هایی که چندین نفر به یک نفر زخمی هجوم آوردند یا آن کلیپ با هرچه دستشان بود زدند، آخر سر آن شمر گونه کار را تمام کرد... به یاد دارم و از ذهنم پاک نمی‌شود. مقتل همان مقتل است... بمیرم برای دل حضرت زینب (سلام الله علیها) وقتی همه در مقتل جمع بودند، وقتی شمر.... عمه جان آن روز، آن ساعت و آن لحظات چه کشیدی!؟ یا زینب کبری (س) بحق علی اکبر امام حسین (علیه السلام) برای دل داغدار خانواده شهدا دعا کنید خدا به صبرشان بیفزاید. و خون شهیدان کشورمان پر ثمر قرار بده! و پرچم به صاحبش برساند. 🇮🇷 @AFKAREHOWZAVI
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
متأسفانه فاجعه دقیقاً همینجاست و دردناک‌تر از همه، سکوت در برابر آن است. به این ویدئو دقت کنید؛ نوجوانی را در حالی دستگیر کردند که با نارنجک دست‌ساز به محل استقرار نیروهای امنیتی حمله می‌کرده و وقتی دستگیر شده از او سؤال می‌کنند «به خاطر چه کسی آمدی؟» او پاسخ می‌دهد: «اسمش جاویده...» ✍🏻 زهرا کبیری پور @AFKAREHOWZAVI
وقتی جهل، سلاح دشمن می‌شود؛ فاجعه‌ای فراتر از آشوب ✍🏻 زهرا کبیری پور متأسفانه فاجعه دقیقاً همینجاست و دردناک‌تر از همه، سکوت در برابر آن است. غم‌انگیزترین بخش ماجرا، تنها جان‌های باارزشی نیست که در آتش بازیچه‌های قدرت‌طلبی گروهک‌ها و سلطنت‌طلبان سوختند؛ بلکه عمق فاجعه در بی‌خبری و مسخ شدن ذهن نسل امروز نهفته است. آنچه در روزهای اغتشاش گذشت، تصویری عجیب از تناقضات را به نمایش گذاشت. سلبریتی‌هایی که در رفاه کامل و با گوشی‌های مدل بالا، در منازل لوکس مناطق شمالی شهر، با استوری‌ها و پست‌های تحریک‌آمیز، آتش بیار معرکه شدند. آن‌هایی که با سوءاستفاده از نمادهای مقدس ملی و مذهبی، همچون موسیقی حماسی آزادسازی خرمشهر، سعی داشتند با مصادره به مطلوب، احساسات جوانان را به سمت اهداف شوم خود سوق دهند. شوآف‌های عجیب آن‌هایی که با ادعای محرومیت در مقابل آینه‌های لوکسشان می‌ایستادند و حقیقتی تلخی که بسیاری از بازداشت‌شدگان این جریان، صاحب ماشین‌های خارجی و زندگی‌های مرفه بودند، تنها نشان‌دهنده‌ی پوچی و دروغ بودن شعارهایشان بود. اما واقعیتی که باید آن را فریاد زد، وضعیت اسفبار نوجوانان ماست. نوجوان‌هایی که در گرداب فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی معاند، چنان مسخ شده‌اند که حتی نمی‌دانند رضا پهلوی کیست و خودش و خاندانش چه گذشته سیاهی دارند. این نوجوانان و جوانان فریب‌خورده، شعارهایی را تکرار می‌کردند که ریشه در جهل مطلق آن‌ها از تاریخ معاصر کشورشان دارد. آن‌ها نمی‌دانند که دقیقاً در پیچه‌ی چه کسانی قرار گرفته‌اند و آرزوی بازگشت به چه دورانی را در سینه دارند. این وضعیت، زنگ خطری جدی برای تمامی مسئولان و نهادهای فرهنگی کشور است. اینکه چقدر در تبیین حقایق تاریخی برای نسل آینده کوتاهی کرده‌ایم؟ چقدر آموزش و پرورش، دانشگاه و رسانه‌های ملی در مقابله با جنگ روانی و ترکیبی دشمن ناکام ماندند؟ وقتی ذهن نوجوان و جوان ما در برابر بمباران محتوای بیگانه، پوشش و دفاع مناسبی ندارد، طبیعی است که چنین شکار آسانی برای جریانات سلطنت‌طلب و معاند شوند. اگر امروز برای پر کردن این خلأ آگاهی و شناخت تاریخ معاصر، به ویژه شناساندن چهره واقعی استبداد پهلوی و وابستگان آن به نسل جوان قدم برنداریم، فردا باید شاهد مسخ شدن ذهن‌های بیشتری باشیم. وظیفه‌ی ماست که با روشنگری و تقویت بنیان‌های فکری در نوجوانان و جوانان، اجازه ندهیم آن‌ها ابزاری در دست قدرت‌طلبان و بیگانگان شوند که هیچ دغدغه‌ای جز منافع خود ندارند. @AFKAREHOWZAVI