eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
754 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#ده هر کسی نشست سر سفره اولین سوالش این بود که «چطوری درِ اینو باز کردین؟!» و بقیه هم طبق یک بازخور
هوا یاری کند و آن روی آبکی خودش را نشان اهوازی‌ها ندهد، شب خوبی برای بچه‌ها رقم می‌خورد. دخترها می‌روند رزمایش و رزمایش شبیه‌سازیِ بخشی‌ها از تاریخ انقلاب اسلامی تا همین موضوع مدافعان حرم است در محدوده‌ای میان چند تا تپه... فردای برگزاری و تماشای رزمایش، دنیای دخترها با دنیای قبل از آن فرق می‌کند یک‌جورهایی؛ بعد از تماشای واقعیت‌های که در مقیاس کوچک‌تر دیده‌اند و صداهایی که از چیزی شبیه جنگ شنیده‌اند... و به نظرم رزمایش یک لطف است به آنها تا نمایی از خشونت جنگ را نه از صفحه مجازی، که در تئاتری زنده تماشا کنند... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#یازده هوا یاری کند و آن روی آبکی خودش را نشان اهوازی‌ها ندهد، شب خوبی برای بچه‌ها رقم می‌خورد. دخت
ما راوی‌ها آزاد بودیم نرویم رزمایش، بر خلاف تأمین‌ها که اسلحه روی دوش توی همه‌ی صفر تا صد ترددها حاضرند. راوی‌ها تنها فرصت نفس‌کشیدنمان همین زمان رزمایش رفتنِ بچه‌هاست. من توی فکرم که چطور خودم را راضی کنم بروم یک دوش بگیرم و دوستان دیگرم تعدادی‌شان رفته‌اند همراه بچه‌ها... یکی از راوی‌ها که با ما مانده اردوگاه، پایش را در آورده گذاشته کنار خودش که هوا بخورد و دارد خاطرات مربوط به رزمندگان یزد را مطالعه می‌کند. صاحب این پای مصنوعی، پای خودش را توی طلائیه و در عملیات خیبر جا گذاشته؛ یک مینِ عراقی آب زیرِ خاک می‌رود زیر پای مسئول دسته و می‌شود اینی که می‌بینید! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#دوازده ما راوی‌ها آزاد بودیم نرویم رزمایش، بر خلاف تأمین‌ها که اسلحه روی دوش توی همه‌ی صفر تا صد ت
به بیشترِ پدر مادرهایی که بچه‌شان را فرستاده‌اند راهیان نور، اگر بگویی دخترشان نماز صبح را به جماعت می‌خواند، آن هم بعد از یک زیارت عاشورای تازه‌ی صبحگاهی، باور نمی‌کنند. جالب اینکه اینها تا آخر شب رزمایش بوده‌اند و دیر هم خوابیده‌اند... البته اینجا یک اجبار حاج‌حدادْطوری داریم که همه را به خط می‌کند. تازه بعد از نماز صبح هم می‌ایستد به سخنرانی، آن هم وقتی بچه‌ها به خط نشسته‌اند... و من میدانم بچه‌ها یک روزی به یاد همین زیارت عاشورا، نماز صبح و سخنرانی بعدش می‌افتند و حسرتش را می‌خورند... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#سیزده به بیشترِ پدر مادرهایی که بچه‌شان را فرستاده‌اند راهیان نور، اگر بگویی دخترشان نماز صبح را ب
کوی ذوالفقاری برعکس دهلاویه که یادمانِ دانشمندی‌ست، یادمان داش‌مشتی‌گری‌ست! اینجا مال گردان آدم‌خوارهاست و بچه‌های شاهرخ ضرغام. داش‌مشتی‌هایِ اخراجی‌طوری که با قمه و چوب تا تفنگهایی مختلف جلوی عراقی‌ها ایستادند و حماسه کوی ذوالفقاری را رقم زدند... اینجا یک راویِ عشقی دارد که از آن بچه‌های کف میدان است با ادبیات خاص خودش. جور بشود یه فیلم از شیرین‌کاری‌هاش می‌گیرم و می‌گذارم الف‌کاف... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
کار برای خدا خستگی ندارد، رفیق... ولی چایی هم بخور که خوبه واست :) اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#چهارده کوی ذوالفقاری برعکس دهلاویه که یادمانِ دانشمندی‌ست، یادمان داش‌مشتی‌گری‌ست! اینجا مال گردا
آمده‌ایم اروند و یادمانی به اسم علقمه. از اسم و رسم‌ش مشخص است که سکه‌ی رایجِ این منطقه شهادت است... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
شلمچه را خیلی تغییر داده‌اند و با پارسال خیلی تفاوت کرده... مسیر خاکیِ خوراکِ پابرهنه شدن را سیمانی کرده‌اند برای سهولتِ تردد و لابد فکر روزهای بارانی بوده‌اند... اطراف مسجد و یادمان شهدای شلمچه را هم جمع‌وجور کرده‌اند و هر چند تمیز و کچل‌تر شده اما از آن حالی که داشت دور شده... حالا شاید درست بوده یا شاید نبوده ولی مرا یادِ کار اشتباهِ یکسان‌سازی قبور شهدا می‌اندازد که رهبری آن را کار اشتباهی تعبیر کردند... هان! اسم رهبری آوردم یادم آمد که شلمچه یک تریبون داشت که رهبری پشت آن سخنرانی کرده و نمادی شده برای اعتباربخشی به ماجرای یادمان‌های مناطق عملیاتی؛ که آن را هم تخریب کرده‌اند! لابد چیزی می‌دانستند و عاقلانه بوده که عاشق‌ها آن را نمی‌فهمیده‌اند! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT