eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
901 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=tabetond
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
59_aqayi_tahdir_hashr_.mp3
زمان: حجم: 1M
📝تندخوانی سوره مبارکه حشر 🎤 📌آیات قرآن را به نیت ظهور میخوانیم 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
@Avajeh404احکام خودمونی_2026_08_29_09_25_06.mp3
زمان: حجم: 4.3M
🎙اینجا آواژه صدای واژه‌های شما ✨احکامِ خودمونی ✍ مهدیه حدادیان 🎙آقای فاضلی 🎛 امین اخگر @Avajeh404 @ANARSTORY
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#تب_تند 🔥 #قسمت۷ 🎬 بعد از ناهار، پدر و پرهام باز مشغول بحث کردن و نقشه کشیدن شدند. این‌که شب از ک
🔥 🎬 پرهام دستی به صورتش کشید: - آتی امشب میره شعار بنویسه، مردم ببینن تنها نیستن فردا راحت‌تر جمع میشن، بابا گفت تو هم مثل دی‌ماه همراهش برو، شعارها رو هم قراره عمو بده.. گفت با هورام هماهنگشون کنه بعد. درسا سر تکان داد: - باشه، چه ساعتی؟ - آتی گفت بهت بگم ده میاد میدون، اون‌جا باشی. درسا باز سر تکان داد. پرهام گفت: - چند روز که بگذره و اوضاع عوض بشه، راه برای من و آتی هم باز میشه. درسا فقط لبخند زد و پرهام همان‌طور که به سقف خیره شده بود، از رویاهایش گفت: - آخرش هم نفهمیدم چرا بابا عین عمو این‌قدر راحت نمی‌گیره؟ - بابا با خود آتوسا مشکل نداره، با داشتن پارتنر مشکل‌ داره، میگه زندگی همین‌جوری یلخی شروع نمی‌شه. پرهام به طرف او سر چرخاند: - خب همین دیگه.. الان دوره‌ی این بازیا نیست، بابا زیادی سخت می‌گیره، عمو راحت گذاشت سیا خونه مجردی بگیره، بابا بهم میگه حداقل یه سال دیگه. عمو با افسون هیچ مشکلی نداشت. سیا و افسون سه‌ ساله باهمن، چی شده؟ هیچی.... ولی بابا میگه همه‌چی رسمی بشه... انگار من و آتی غریبه‌ایم.. عمو مشکلی نداشت من و آتی هم بریم پیش سیا.. بهم گفت با بابا هم حرف می‌زنه، که از بدشانسیم یهو زد سیا رو گرفتن. درسا خندید: - چقدر هولی! می‌ترسی دیر بشه؟ هم تو آتی رو می‌خوای هم آتی تو رو. پرهام نگاه از او گرفت و باز به سقف دوخت: - تو هنوز نمی‌فهمی..بچه‌ای! درسا ضربه‌ای به شانه‌ی پهن برادرش زد: - اولاً بچه خودتی... دوماً یه‌خرده صبر کن یه چندوقت دیگه که همه‌چی عوض شد، محض شیرینی از بابا اجازه‌شو بگیر و بعد با آتوسا برید دنبال زندگی خودتون. پرهام نیشخندی زد: - مثل خودت؟ درسا اخم‌هایش را درهم کرد و برای فهمیدن منظور پرهام سر تکان داد. پرهام بلند شد، نشست و گفت: - مامان به بابا گفت می‌خوای واسه شیرینی پیروزی ازش اجازه‌ی خوردن قبل شونزده‌سالگی رو بگیری.. بابا هم مخالفت نکرد.. این یعنی راضیه. درسا لبخند پهنی زد: - جان من؟.. خب ضایع بود امشب همه بخورن من نگاه کنم. پرهام برخاست: - فعلاً که عمو گفته سور باشه واسه بعداً، بابا به عادت همیشه امشب می‌ریزه که بخوره، ولی من و تو نباید لب بزنیم، خصوصاً تو! انگشتش را طرف درسا گرفت و او معترض ایستاد: - چرا؟ پرهام با پشت انگشت اشاره، تلنگری به پیشانی درسا زد: - کوچولو!.. دفعه‌ی اولته، امشب هم باید حواس‌جمع بری بیرون، من و تو نمی‌تونیم لب بزنیم. پرهام به‌طرف در رفت و درسا معترضانه گفت: - پرهام، تو رو‌ خدا هرجا رفتی قبل دوازده برگرد یه پیک کوچولو با من بزن. پرهام که به در رسیده بود، قهقهه زد: - دختر! چرا این‌قدر هولی؟ یه خرده صبر کن، توی جمع بزنی حالش بیشتره. پرهام از اتاق بیرون رفت و درسا با اخم خود را دوباره روی تخت انداخت: - پس کی منو بزرگ حساب می‌کنید؟ ✔️ 🗓۱۴۰۵/۰۶/۱۰ 💥 @tarhe_tahavol 📻 💭 @ANAR_NEWSS 🎙 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=tabetond
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Khamenei.ir6_144253728901879068.mp3
زمان: حجم: 12M
قرائت دعای توسل 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا