‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
اگه هر داستانی پایان خوبی داشت هیچوقت دلیلی برای شروع دوباره نداشتیم:))!
غمگین که باشیم فرو میریزیم
مثل اشک نه، مثل دیوار شهر
که هر کس چیزی بر آن به یادگار نوشته است.
بیچاره ترین حالت ممکن ما آن لحظه ای بود که منطق این دنیای بی منطق را پذیرفتیم...
فک میکردم هیچ وقت قرار نیست بیتفاوت
بودنو یاد بگیرم، ولی الان میبینم دیگه هیچ
چیزی از یه حدی برام مهم نیست، نه آدما، نه سلامتیم، نه روحم و نه هر چیز دیگهای..
‹اغمــٔـا›
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود . .
مرا از چشم انداخت خوبی های بی حدم
که دل را می زند هرچه که بسیار شیرین است . .