#قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده #شب_سوم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
تا حالا چپ وراست خوردی؟چرا رقیه مرد ما نمیمیریم؟با لگد اوردش پهلو نموند براش
اه...چشماش ورم داشت..آخه ی سیلی یه مرد جنگآور، صورت بچه چقدره ؟یجوری زد زبونش گرفت دیگه نگفت:بابا.گفت:عم .عم.عمووو*
برکت سفرهی نذریِ محرم، صفر است
باقی سال اگر سفره ما نان دارد
چه کسی گفته که در جنت الاعلیست فقط
شاه ما روی زمین روضهی رضوان دارد
*تا حالا دیدی دندون بچه بیفته...دندون بچه سه ساله هنوز ریشه نداره با یه ضربه میفته ..آه دندوناش افتاده بود..*
شرط ایمان به خدا، گریه ی بر ماتم اوست
قول معصوم به این مسئله اذعان دارد
تکیه بر نیزه ی غربت کرده در حالیکه
لشکر جن و ملک گوش به فرمان دارد
شمر با خنجر کندش چقدر تندی کرد
ذبح با ضربه زدن، دردِ دو چندان دارد
دخترش کاش نیاید وسط قربانگاه
تا نبیند پدری بی سر و عریان
*"صلی الله علی سیدنا العریان...حسین"میخوام از زبون یه دختر گله مند به باباش روضه بخونم:..*
بگو امشب به من از عصرِ عاشورا کجا بودی؟
مرا مهمانی آوردی خودت تنها کجا بودی؟
بگو وقتی چهل منزل مدام از ناقه افتادم
الا ای در نگاهم عروة الوثقی کجا بودی؟
اگر بر نیزه بودی من که چشمانم نمیدیدت
مرا بردند بازار یهودیها کجا بودی؟
کلیسا رفتهای از شانهی گیسوت فهمیدم
چه کم دارند اطفالت از آن ترسا؟ کجا بودی؟
من از بوی طعام خانه ها خوابم نمیگیرد
تو ای با بوی نان همراه، تا حالا کجا بودی؟
*بوی نون میدونی از کجا بود؟؟ در تنور رو برداشت. آه.. آتیش زیر خاکستر؛
سر رو گذاشت تو تنور .بوی نان گرفت محاسن سوخت موها سوخت ..حسین ...*
بابا جان!
شنیدم بر درختی تاب خوردی، ملالی نیست
مرا آن شب که زجرم داد در صحرا، کجا بودی؟
تو معلوم است شبها جای گرمی داشتی بابا
من این شبها که میلرزیدم از سرما، کجا بودی؟
شب ویرونه که با گریه چراغونی میشه
من که هق هق می کنم خرابه بارونی میشه
هِی می خوام نشون بدم بابا که هیچیم نشده
ولی سرفه ام می گیره کُنج لبم خونی میشه
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
میشه که نفسم موقع صحبت نگیره
که سر و پایین، یتیمی از خجالت نگیره
بچه ها بهم میخندیدن بابا
الهی که دخترِ یتیمی لکنت نگیره
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
«یارالی ننه ننه ننه..»
*گفتی دست مادرم شکسته بود
الآنم دست دخترت بالا نمیاد.هی سر رو میآورد بالا سر می افتاد خجالت می کشید.. حسین *
*توی خرابه همهمه شد ..رقیه رفت
بزرگترها رفتند تصمیم بگیرند ،رباب و نجمه و خانم و امام سجاد .چکارش کنیم؟؟
خانم فرمودند: ما که کم داغ ندیدیم، آروم باشید. می بریمش قبرستون مسلمانها
قبرستون مسلمانها نذاشتند خاکش کنند،
آخ با دست قبر کَند...تو آل الله دونفر براشون قبرکَندن فرق داشت ..یکی پشت خیمه ها حسین با خنجر خاک رو کَند
اما اینجا دیدند زنها تو خرابه با دست دارند خاک رو می کَنند ..آخ دخترِ حسین رو خاک کردند..*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#شب_سوم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
|⇦•قدمخمیده...
#قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده #شب_سوم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
خون او قصهی سرخیست که جریان دارد
تربتش خاصیتی دارد و درمان دارد
قدم خمیده برنگشتی
موهام سفیده برنگشتی
رفتی سفر اما تا حالا
حنجر بریده برنگشتی
درد و دل زیاد نکردیم با هم
منو تو یه کوه دردیم با هم
دست نداری که منو ناز کنی
پا نداری که بگردیم با هم
نیاوردم به روت اما نمیشه
بمونم تا ابد تنها، نمیشه
تو نیستی پس منم از دنیا میرم
سر خونی برام بابا، نمیشه
چهل منزل، دستِ قاتل بودی
برگشتی حیف، ای کاش کامل بودی
منو میزدن تو کجا بودی؟
خون او قصهی سرخیست که جریان دارد
تربتش خاصیتی دارد و درمان دارد
*بعضیا میگن چرا مریض داری، درد داری آخر سر میری در خونه امام حسین؟
خب ما اونو گذاشتیم برای آخر،دکتر جواب میکنه مریضتو ،بدو میری دنبال رفیقتو و میگی یخورده تربت داری ؟این دلیل بر بی اعتقادی نیست دلیل بر با اعتقادیه. ما اون تربت رو میذاریم آخر سر وقتی گفتند دیگه کار از آدما برنمیاد.همه امونم تو خونه هامون داریم میری سرش میگی اینو گذاشته بودم برا خودم به لب نمیاری یه تیکه میاری میگی این برای نزدیک ضریحه همه امونم جواب گرفتیم *
یک نفر نیست که در دام نیفتد اینجا
برکاتیست که گیسوی پریشان دارد
پنجه بر مویِ شاهِ من نزنید
با لگد روی ماهِ من نزنید
یک نفر نیست که در دام نیفتد اینجا
برکاتی ست که گیسوی پریشان دارد
*از روزی که پریشونت کردن جد و آبادم پریشون شد.ما بی تو یه آب خوش از گلومون پایین نرفت. دیدی آب بهت میچسبه ناخواسته میگی "صلی الله علیک یا اباعبدالله"*
منعت کردن از آب فرات، منعت کردن
*روایت میگه: آخرکار اومد تو گودال دید این بند کمر امام حسین یه حلقه ی ارزشمند داره اومد برداره یهو دید دست های آقا اومد رو هرکاری کرد نتونست دست رو برداره دست رو برید. بعد این آدم گریه میکرد بهش گفتن چرا گریه میکنی؟ گفت: یه کاری کردم خواهرش بالا گودال افتاد.دیگه اونروزا تموم شد سادات اونجور غریب بمونن میدونید چرا پیرمردا از اول میان تا اخر میشینن پاهاشون خواب میره اینا شنیدن پیرمردا کربلا چیکار کردن
دیدید پدربزرگامون باباهامون از اول میرن اینا بیکار نیستن این خونه دخترش یه ربع میشینه میگه بابا من برم.اما روضه رو میاد با عصا چرا؟میگه این ننگ میمونه رو ما اگر نریم برا حسین.امشب مهمونا فرق دارن خانم ها اگه دختر دیدی راه نمیتونه بره،لباسش پاره است،موهاش سوخته است، صورتش کبوده، دستاش کبوده، پاهاش آبله هست بدونید روضه اتون مهمون داره* گفت چرا ما نمیمیریم رقیه مُرد؟ ما ندیدیم ما شنیدیم او میدید.اصلا یک دلیل پیدا کن که براچی آقای مارو پشت ورو کردن او اومده بود ببره خو اینجوری که راحت تره بریده میشه. ما روایت داریم میگه هی گفت بلند شو اگه همین الان پاشی ازت میگذرم بلند نشد شاید دید این بلند نمیشه گفت لااقل برم گردون نبینمت،میگی رقیه مُرد هی میزد به عمه اش اون کیه هرکسی میرسه میزدننش؟سریع چادرو گرفت جلوش خوب نیست اونا رو ببینی.همه رو سوار کردن خانم گفت: اگر میشه اینا رو از گودال عبور ندید اد از گودال عبور دادن اول رقیه خودش رو انداخت اون بابامه، اون بابامه، اون بدن بابامه، تکه تکه اش کرده بودن
چرا رقیه مُرد ما نمیمیریم؟آخه ما کجا تو بیابون گیر افتادیم،ما کجا از زیر بوته با چک و لگد آوردنمون بیرون..آخه حرفی زد گفت: بابام رو ندیدی؟گفت: الان بابایی نشونت بدم. دست انداخت تو موهاش آورد بالا مادرت رو یدونه زدن اون شد.چرا رقیه مُرد ما نمیمیریم؟ زهرا رو یدونه زد امام صادق میفرماید: هرچه شد تو کوچه شد این بچه رو آورد بالا*
زجر ول کن نبود حرمله میزد
گردنش را گرفت سلسله میزد
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#شب_سوم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده #شب_سوم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
تا حالا چپ وراست خوردی؟چرا رقیه مرد ما نمیمیریم؟با لگد اوردش پهلو نموند براش
اه...چشماش ورم داشت..آخه ی سیلی یه مرد جنگآور، صورت بچه چقدره ؟یجوری زد زبونش گرفت دیگه نگفت:بابا.گفت:عم .عم.عمووو*
برکت سفرهی نذریِ محرم، صفر است
باقی سال اگر سفره ما نان دارد
چه کسی گفته که در جنت الاعلیست فقط
شاه ما روی زمین روضهی رضوان دارد
*تا حالا دیدی دندون بچه بیفته...دندون بچه سه ساله هنوز ریشه نداره با یه ضربه میفته ..آه دندوناش افتاده بود..*
شرط ایمان به خدا، گریه ی بر ماتم اوست
قول معصوم به این مسئله اذعان دارد
تکیه بر نیزه ی غربت کرده در حالیکه
لشکر جن و ملک گوش به فرمان دارد
شمر با خنجر کندش چقدر تندی کرد
ذبح با ضربه زدن، دردِ دو چندان دارد
دخترش کاش نیاید وسط قربانگاه
تا نبیند پدری بی سر و عریان
*"صلی الله علی سیدنا العریان...حسین"میخوام از زبون یه دختر گله مند به باباش روضه بخونم:..*
بگو امشب به من از عصرِ عاشورا کجا بودی؟
مرا مهمانی آوردی خودت تنها کجا بودی؟
بگو وقتی چهل منزل مدام از ناقه افتادم
الا ای در نگاهم عروة الوثقی کجا بودی؟
اگر بر نیزه بودی من که چشمانم نمیدیدت
مرا بردند بازار یهودیها کجا بودی؟
کلیسا رفتهای از شانهی گیسوت فهمیدم
چه کم دارند اطفالت از آن ترسا؟ کجا بودی؟
من از بوی طعام خانه ها خوابم نمیگیرد
تو ای با بوی نان همراه، تا حالا کجا بودی؟
*بوی نون میدونی از کجا بود؟؟ در تنور رو برداشت. آه.. آتیش زیر خاکستر؛
سر رو گذاشت تو تنور .بوی نان گرفت محاسن سوخت موها سوخت ..حسین ...*
بابا جان!
شنیدم بر درختی تاب خوردی، ملالی نیست
مرا آن شب که زجرم داد در صحرا، کجا بودی؟
تو معلوم است شبها جای گرمی داشتی بابا
من این شبها که میلرزیدم از سرما، کجا بودی؟
شب ویرونه که با گریه چراغونی میشه
من که هق هق می کنم خرابه بارونی میشه
هِی می خوام نشون بدم بابا که هیچیم نشده
ولی سرفه ام می گیره کُنج لبم خونی میشه
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
میشه که نفسم موقع صحبت نگیره
که سر و پایین، یتیمی از خجالت نگیره
بچه ها بهم میخندیدن بابا
الهی که دخترِ یتیمی لکنت نگیره
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
«یارالی ننه ننه ننه..»
*گفتی دست مادرم شکسته بود
الآنم دست دخترت بالا نمیاد.هی سر رو میآورد بالا سر می افتاد خجالت می کشید.. حسین *
*توی خرابه همهمه شد ..رقیه رفت
بزرگترها رفتند تصمیم بگیرند ،رباب و نجمه و خانم و امام سجاد .چکارش کنیم؟؟
خانم فرمودند: ما که کم داغ ندیدیم، آروم باشید. می بریمش قبرستون مسلمانها
قبرستون مسلمانها نذاشتند خاکش کنند،
آخ با دست قبر کَند...تو آل الله دونفر براشون قبرکَندن فرق داشت ..یکی پشت خیمه ها حسین با خنجر خاک رو کَند
اما اینجا دیدند زنها تو خرابه با دست دارند خاک رو می کَنند ..آخ دخترِ حسین رو خاک کردند..*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#شب_سوم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
|⇦•چهکم دارد کسی که...
#قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت ابا عبدااله الحسین علیه السلام اجرا شده #شب_چهارم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
نفَسهای مرا وابستهی آهِ دَمادَم کن
طنابِ بغض را دورِ گلویم سفت،محکمکن
چه کم دارد کسی که در دلَش داغِ تو را دارد
تنورِ سینهام را روشن از گرمای این غم کن
به جای مالِ دنیا، گریه میخواهم فقط از تو
*ما رو راه بنداز من اگر گریه نکنم خفه میشم چشم رو هم گذاشتم شب چهارم هم رسید ما رو راه بنداز*
به جای مالِ دنیا، گریه میخواهم فقط ازتو
دو جرعه اشک را در استکانِ چشم من دَم کن
پس از مُردن، لباسِ روضهام نذر حسینیهست
تمامِ تار و پودِ مشکیام را خرجِ پرچم کن
در آغوشم نمیگیری چه زَجری بیشتر از این
*وقتی جُون کیسه اش را گرفت، نگاه به نگاهش کرد گفت یعنی برم ؟ آقا دست گذاشت روشونه ش خودشو انداخت تو بغل ابی عبدالله.. من دنبال یه بهانه ام بغلت کنم.من میام کربلا ضریحت را میبینم انگار دارم بغلت میکنم .. آخ بغلم کن..*
در آغوشم نمیگیری چه زَجری بیشتر از این؟!
بیا با بوسهای دردِ دلِ عشّاق را کم کن
همه عالَم مرا دیوانهی عشق تو میدانند
*آقا ما را ببین طرف به ما میرسه باورش شده فکر میکنه تو ما را تحویل میگیری... جلو مردم خرابمون نکن.. آقا اینا فکر میکنند ما آبرو داریم ،فکر میکنند روضه خوناشون را دوست داری !*
همه عالَم مرا دیوانهی عشق تو میدانند
اگر این است رسوایی، مرا رسوای عالَم کن
سر پیراهن تو گریهی ما را درآوردند
میان این همه کُشته چرا تنها تو عریانی؟
حبیبِ تو شدن شیرینترین رویای نوکرهاست
پس از عمری به پایت سوختن پُشت مرا خم کن
*اومدند به حبیب گفتند: حبیب خبر داری بچه های علی ، بچه های حسین ترسیدند؟ گفت: نه والله..گفت: حرف پیچیده میگن یارای پدر ما همه پیرند.. لذا شمشیردارها را صدا زد؛ آی حبیب چی کار کردی ؟رفتی کربلا بروتو بغل حبیب بگو :تو رفیق شیشِ امام حسینی تو به آقا بگی آقا نه نمیگه ..
شمشیر دارها اومدند پشت خیمه مخدرات؛ یا بنتِ علی! شمشیرها را به هم زدن؛ تا ما زنده ایم کسی نزدیک حسینت نمیشه.. آه دم غروب عمه جان سادات اومد دم گودال «أین الحبیب» ؟؟مگه نگفتی نمیذارم کسی دست بهش بزنه! پاره پاره اش کردن ..*
حبیب تو شدن شیرینترین رویای نوکرهاست؛
پس از عمری به پایت سوختن پُشت مرا خم کن
نسیم کوی تو حرّ یزیدی را حسینی کرد
مرا با عطر باب القبله ات یک روز آدم کن
من از تعداد زخم پیکرت سر درنیاوردم
خودت فکری به حال پرسشی اینگونه مبهم کن
کسی جز تو تن پاشیده را جمعش نخواهد کرد
بیا ای بوریا کاری برای جسم دَرهم کن
*دیدن امام سجاد از گودال بیرون نمیاد .
یکی گفت: آقا چرا قبر باز مونده؟فرمود: تیکه های بدنش رو پیدا نمیکنم. انگشت را برید پرت کرد بین اجساد؛ گفت: دنبال بدن باباش میگشت ،دَر هَمِش کردن..*
"السلام علیک یا بنت امیر المؤمنین"
*اومد خدمت برادر نه مثل اون خواهری برادری..که اینجا دختر علی اومد با اون جبروت با اون وقار زینبی،بچه هاش هی دور ابی عبدالله شمشیر درمیآوردند که آقا ببیندشون؛ آقا میگفت: برید کنار مادرتون.*
زین دو طوفان سوار میسازد
مردِ روزِ شکار میسازد
زلفشان را به شانه می ریزد
چند تا آبشار میسازد
مثل خورشید باشد و از خود
دو قمر در مدار میسازد
دارد از سر به زیرهایِ حرم
شیعه ی سر به دار میسازد
هر دو تا تیغه هایِ یک شمشیر
دارد او ذوالفقار میسازد
تیغشان را چه خوش تراشیده
هر دو را آبدار میسازد
به علمدار میکند نظر و
از روی او دو بار میسازد
کم اگر آورند فرضِ محال
از خودش تیغدار میسازد
می رود خود میانِ میدان و
همه را تار و مار میسازد
پیشِ او هرچه هست چیزی نیست
کوه باشد غبار میسازد
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_چهارم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
#قسمت_دوم #روضه و توسل به دو طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده #شب_چهارم_محرم۱۴۰۳ به نفس حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
*اومد تو خیمه ابا عبدالله ؛گفت: نمرده زینب اینجور غصه دار باشی. گفت: برو .
کجا برم ؟ مگه ندیدی باباشون گفت: اینا بچه های من نیستن مهریه های تو هستند .. قاسم رفت. میخوای جلو نجمه خجالت بکشم؟؟گفت: برو ؛ حسین ! میخوای بمونم کتک خوردن منو ببینن.گفت: مدینه یادت هست ؟ گفت: حرف مدینه رو نزن* فردا هر کی نیاد سراغمون.. خانم میاد؛ اینا برای بچه های ما خیلی گریه کردند.. زینب برا همه رفت برای این دوتا نرفت.اما خانم جان ما برای بچه هات خوب گریه می کنیم .*
از سواران سراب می ماند
از سپاهی مزار میسازد
از رجزهایشان مقابلِ خود
شیون و الفرار میسازد
او خودش مرتضای کرّار است
زینب است این،دو تا علمدار است
اگر اینجا کویر دریا من
اگر اینجا غبار صحرا من
اگر اینجا غریب اُفتادی
چه خیالیست کربلا با من
همهشان گرد و خاک، طوفانم
همهشان کوچک اند اما من
پشتِ در می روم به خاطرِ تو
مرتضایی اگر تو، زهرا من
غربتت دیدم و به من برخورد
رخصتم می دهی ، به مولا من
این زمین را به باد خواهم داد
تازه هم می کنم مدارا من
دست بالا گرفتم از اول
بینِ یاران مچرخ آقا، من
کیست در روز بی کسی هایت
کیست در لحظه ی مبادا، من
در دو راهی نشسته ام آقا
یا که این دو جوان یا که من
به تو سوگند که بنی هاشم
می شوند مات اینها حتی من
این غزالان غلام زاده شدند
هر دو از زینب اند اینها من
کار مگذار بر مدینه کِشَد
مکش آقا زِ دستِ ما دامن
آمدم تا به من زیان نخورد
آب هم در دلت تکان نخورد
*واویلایی بود تو خیمه از وقتی زینب حرف مدینه رو زد ورق برگشت. حسن یه دونه دید دق کرد؛ میخوای این دوتا پسرام ببینند رو طناب بستنت؟؟گفت: بگو برن..*
کربلا پیش این دو جان می داد
بوسه بر این دو نوجوان می داد
هر دو، نعم الامیر می گفتند
آسمان دل به آسمان می داد
تا محمد کمی رجز میخواند
عون هم پاسخِ همان میداد
اشهد انّ یا ولی الله
مثلِ این بود که اذان میداد
آن یکی تا جواب این می گفت
این یکی هم جواب آن میداد
پشت بر پشتِ خود چرخیدند
تیغِ مولا خودی نشان میداد
این یکی اهل کوفه را می ریخت
دیگری حقِ شامیان را داد
*حالا وسط میدان عباس جانم جانم می گفت همه بیرون بودن اما یه خانم توی خیمه بود ...*
مادری بینِ خیمه اش بود و
ظرفِ اسفند را تکان میداد
*خیمه ها رو زدند ..اما یه خیمه رو هشتم نهم محرم زدند. خانم سوال کردند کسی قراره بیاد؟ گفتند: نه ..بعدها معلوم شد اون خیمه دارالحربه ..دو نفر خیلی تو این خیمه رفتند. یکی ابی عبدالله یکی زینب
هرکس رو می برد تو خیمه زینب براش عزاداری میکرد ؛*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_طفلان_حضرت_زینب
#شب_چهارم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده #شب_چهارم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
دردِ پا داشت از دویدنها
دردها را به استخوان میداد
فکر و ذکرش فقط حسینش بود
داشت در خیمه گاه جان میداد
تشنه بودند و ضعف میکردند
یک نفر کاشکی امان میداد
یک حرامی در آن طرف اما
به کفِ حرمله کمان را داد
به زمین روی خاک اُفتادند
وایِ من سینه چاک اُفتادند
خشک شد، خشکِ خشک حنجرشان
خورد یکجا به سنگ ساغرشان
رو به سمتِ حریم زینب بود
بینِ خونها نگاهِ آخرشان
کارِ صیادِ زنده کندن شد
*هنوز داشتند نفس میکشیدند کاش می برید کَندند سر رو ..*
به زمین ریخت بال و پرهاشان
میرسد دشنه ها به سینه چه سخت
میکُند ضربه ها مکررشان
نیزه ها می شوند کوچکتر
تیغ ها می کُنند اکبرشان
*یا الله.. رفت وسط میدان بلندشون کرد ..روی دوش حسین خون می ریخت*
کرده آن بوسه ها معطرشان
کو محمد کدام عونِ من است؟
چه به هم ریخته سراسرشان
پیش روی حسین با عباس
پهن بودند در برابرشان
سوخت تا خیمه گاه، دارُالحَرب
آتش اُفتاد رویِ پیکرشان
پیش نامردهای کوفه نشین
روی ناقه نشست مادرشان
پرت می شد حواس نامحرم
غلت میخورد بر زمین سرشان
سرِ عباس بود و محملِ زینب
گریه میکرد بر دلِ زینب
*کار تمام شد. کاروان اومد مدینه، عبدالله با زینب رو در رو شد؛ بعد از اینکه حرفا زده شد، گفت: خانم! ازت یه گله دارم؛گفت: چیه عبدالله ؟گفت: شنیدم کربلا خودتو برای همه خرج کردی؛ شنیدم برای همه مو پریشان کردی ؛ شنیدم برای همه عزاداری کردی... گفت :خب؛ اما میگن برای بچه های من نرفتی! گفت : عبدالله حسین وایساده بود. برادرم خجالت میکشید. عبدالله از دور براشون سینه کوبیدم. عبدالله ! حسین خجالت کشید...*
#سینه_زنی
آه اباعبدالله...ابا عبدالله اباعبدالله
جز این دو میوه قلبم ثمر نداشته ام
ببخش اگر که پسر بیشتر نداشته ام
برای اینکه شبیه تو بی کفن بشوند
برایشان کفن از خانه برنداشته ام
مصیبت علی اکبر قد مرا خم کرد
و گرنه دست به روی کمر نداشته ام
بیا دو تا پسرم را خودم فدات کنم
که دشمن تو نگوید جگر نداشته ام
بخاطر تو ز خیمه نیامدم بیرون
وگرنه هیچ غمی در نظر نداشته ام
حسین! غصه نخور مادر شهید شدم
تو فکر کن که از اول پسر نداشته ام
هزار مثل پسرهای من فدای سرت
تو فقط گریه نکن...گریه نکن..
* اگه تو نبودی سر مادرم جون داده بودم گریه نکن، اگه بابام رفت فقط به خاطر تو زنده موندم گریه نکن؛ حسنم را که زدن به هوای تو زنده موندم..*
هزار مثل پسرهای من فدای سرت
ببخش اگر که پسر بیشتر نداشته ام
«یا ابا عبدالله...ابا عبدالله..ابا عبدالله»
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله
#شب_چهارم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
|⇦•پا گیر ماتمیم...
#قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده #شب_پنجم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
پاگیر ماتمیم..،عقب هم نمی کشیم
عمری گذشت و دست از این غم نمی کشیم
از بس شبانه دور و بر شمع میپریم
باران اشک هم برسد نم نمی کشیم
*ای کشتی نجات، آقای به درد نخورا، آقای بی کس و کارا ،آقای همه بار افتاده ها بارم افتاده، کِی نظرت ما رو میگیره؟؟ سید عبدالرسول خادم حرم سید الشهداست. اون نقل کرده سید عبدالحسین کلید دار حرم ابی عبدالله بود پسرش هم کلید دار بود. بعد صدام از دنیا رفت. این سید عبدالرسول از سید عبدالحسین نقل میکنه.. گفت: تو حرم سرکشی ميکرد. یهو دید یه زائر پاهای زخم و خون آلود، دشداشه داغون، موهای ژولیده اومد تو حرم بدو رفت ضریح رو بغل گرفت. یه نگاه کرد دید کف حرم خونی شد. اومد دست انداخت از شانه اش گرفت کشید بیرون. گفت: چی کار داری میکنی؟ حرم خونی شد کشون کشون آوردش بیرون.گفت یه نگاه به گنبد کرد یه نگاه به این، گفت فکر کردم صاحب اینجا تویی راهشو گرفت رفت. این اومد حرم و تمیز کرد شب خوابید تو عالم خواب و رویا دید حرم روضه هست سید الشهدا منبره ،قیامت؟تکلیف همه معلومه اما یه سری ها نمیرن.. ملک میاد میگه پاشید در بازه برو، آقامون داره روضه میخونه چون هیچکسی مثل ابی عبدالله نمیتونه بگه چه گذشت گودال..گفت تو عالم رویا صداش زد گفت: پاشو آقا سید عبدالحسین دل ما را شکستی..گفت: آقا چی کار کردم؟گفت: عزیزترینم امروز اومده بود حرم... آخ آنقدر دلم میخواد منو عزیزم صدا بزنی.. چیز زیادیه؟؟ نه والله..یکبار خودمونی منو صدا بزن یکبار اسم منو صدا بزن ببین برات چه کنم.گفت مگه چی کار کردم؟ فرمود: امروز زائرم امروز از روستا پیاده اومده بود با من حرف میزد. تا رسید تو حرم تو از من جداش کردی. آی آقا با اون وضعیت اومده..فرمود: تو دهات با هم روستایی هاش دعواش شده بود خدا یه اولاد فلج داشت هی دست میگرفتنش اینم به اونا هی میگفت من تا حالا نخواستم. از آقا بخوام بهم میده بچمو همه گفته بودن برو بابا..اینم از دهاتش رو به حرم من راه افتاد پیاده هی میگفت حسین بچمو نجات بده.. تا دل اینو به دست نیاری نمیبخشمت. گفت آقا من نمیدونم کجا رفت.. فرمود: برو الان خیمه گاه اونجا یه دخمه ایه الان اونحا نشسته. بیدار شد بدو رفت همون آدرس دید همان پیرمرد نشسته تا این اومد گفت: آقا فرستادتت؟ بچه ها همه مون را میبینند آه میریم زیارت از دست ندیا لحظه لحظه باهات همراهه..یه نفرو از قیافه و ظاهر و این حرفا قضاوت نکنیا اینا نشان دادند تو این خانواده هر چه پابرهنه تر تو دلی تر به قول حاج آقا محمود کریمی ميگفت: روضه گودال رو وقتی خواستی بخونی گیر کردی تو گودال دیگه هر چیزی سراغت میاد. فقر میاد سراغت..چون رفتی تو گودال دیگه داری محرم میشی کم نیاری کسی که تا اینجای گودال برسه حرف بریدن و سینه... یکی میگفت: روضه انگشتر و میخونید به مردم توضیح بدید مگه میشه انگشتر در نیاد؟ گفت من میرم شبا خونه انگشترم در نمیاد دوتا تو سرم میزنم..آنقدر شمشیر خورده بود انقدر ضربه خورده بود برای این در نمیاومد. فکر نکنید ما یه دوتا رو پامون رو منبر میزنیم ...انگشتر انقدر تو این جنگه هی ضربه خورده بود به این انگشتر لذا برای این در نمی اومد. برا همین خنجر را در آورد. به قول سه ساله خانمش، میگفتی بهت میداد...*
ای کشتی نجات! تویی مایه ی حیات
ما بی جهت تو را به رُخ یَم نمیکشیم
شرط گرفتنِ پرِ شالاَت،طهارت است
ما بی وضو که دست به پرچم نمی کشیم
ما را کسی نخواست فدای سرت
تا با توییم منت همدم نمی کشیم
از بعد آن که شمر به زلف تو چنگ زد
شانه به هیچ گیسویی محکم نمیکشیم ..
*گفت محاسن را به یه دستش گرفت با یه دستش خنجر رو گرفت. آه خلاصش کن بگو چی کار کنم تا که زود خلاص شوم. ببُر دیگه آنقدر زجرش نده چرا میبری ضربه هم میزنی. السلام علیک یا حسن بن علی*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_پنجم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
|⇦•گرچه قدم کوچک...
#قسمت_دوم #روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام اجرا شده #شب_پنجم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
گرچه قدم کوچک است و بار ندارد
بیشتر از یازده بهار ندارد
عشق تو با سن و سال کار ندارد
سرکشی عشق من مهار ندارد
هر که شد از عشق مست ،عبدِ حسین است
هرکسی عبدلله است عبدِ حسین است
من که پسر خوانده ی سرای عمویم
ماحَصلِ زحمت دعای عمویم
دست چه باشد کنم فدای عمویم
دار و ندارم همه برای عمویم
در سر ما فرق ، بین دست و جگر نیست
مرد خدا نیست آنکه مرد خطر نیست
*دو سه باری جمعش کرد از وسط میدان اباعبدالله.بچه ساله، قد و قامتی نداشت، زره ای نداشت. علی اکبر که افتاد سنگ و برداشت.هاشمیه گرفتن بچه را قاسم دیگه رفت وسط. ابی عبدالله رفت آورد کنار حضرت زینب گفت بگیر این بچه را جواب نجمه را نمیتونم بدم. هنوز سر قاسمش عزاداریم.. بابا این نوه این همان خانمیه که چهل نفر علی را میکشیدن یه نفر علی را اینور میکشید. حرومی داد زد چرا دستتو از علی قطع نمیکنی.مقتل میگه:گرفت غلاف رو یه جوری زد چهل نفر حریف نشدند..حسینم ازش غافل بشی رفته میدان ها ، لذا از یه جای دیگه عبدالله شده بود چشمای خانم.. یه بار ماه رمضان روزه ای دم غروب چشمات تار میبینه
سه روزه آب نخورده لذا هر جا میره عبدالله هم باهاش ميرفت. دم تل زینبیه برای عمه شرح میداد.. الان زدن تو سرش خانم درست نمیدید آقا! عمتون نمیدید.. غبار گرفته بود میدان و هی میگفت زدن زدن زدن ..عمو افتاد افتاد افتاد.
*خدایا ما را قیامت با هم محشور کن.چرا ؟ما شهادت میدیم دیدم اونگریه می کرد.ما رو از هم جدا نکنیا..
حضرت عزوجلّ که ترس ندارد
کوه وقار از کوتل که ترس ندارد
طفل حسن از جدل که ترس ندارد
بچه ی شیر جمل که ترس ندارد
وای اگر نیزه ای به دست بگیرم
زیر و زبر میکنم به عشق امیرم
از سر شوق است اگر بی کفنم من
مرد بی دفاعِ عمو حسین منم من
طفل حسن زاده نه، خودم حسنم من
عمه! مهیای جنگ تن به تنم من
یک تنه پس می زنم به لشکر کوفه
عمه! سپاهت منم برابر کوفه
حال که در خیمه های او پسری نیست
از علی اکبرش دگر خبری نیست
ماندن من در حرم دگر هنری نیست
دست ضعیفم که هست اگر سپری، نیست
دست من از جنس دست مادر آقاست
ارث قدیمی ما ز کوچه ی زهراست
*گفت مادرم عقب رفت به دیوار خورد آه اهل دعوا نبود یهو زد مادرم به دیوار خورد افتاد.رد پا چی بود رو چادر ؟؟ یه زن باردار گریز بزنم.. دم گودال خواهرش وایساد گفت شمر آنقدر روش راه نرو چکمه تو در آر...گوش کرد" الشمر جالس علی صدرک" زانوهاش و فشار داد. آه!حسین حسین..*
*اصبغ بن نباته صحابه امیرالمؤمنین بود. دیوار به دیوار خانه حضرت علی بود. زن اومد نصف شب گفت اصبغ پا شو..گفت چته زن؟ گفت: علی داره داد میزنه گفت: آرامش بذار داغ دیده، داغ حضرت زهرا که کم نیست.دوباره سر گذاشت برای خواب دوباره زنه اومد گفت: اصبغ پاشو علی داره هوار میزنه..اومد در خانه امیر المؤمنین،آقا تا اصبغ را دید اومد تو بغل اصبغ. گفت: آقا اینجوری گریه نکن.. گفت: اسبق این بچه ها بیچاره ام کردن هر کدوم را خوابوندم حسن نمیخوابه. تا چشماشو میبنده میگه: نزن نزن نزن نزن.. اومد تو خیمه دید نیزه اشو گذاشته تو خاک سر گذاشته رو نیزه هی میگه حسن کجایی برادرم؟ ببین با زن و بچه کجا گیر افتادم.. وقتی علی اصغر را برد پشت خیمه ها شروع کرد براش قبر کندن دیدن داره هق هق میزنه. نه اونی که همه دیدن سر علی اکبر بود دشمن نوشته تاریخو..دیدی حسین داره ضجه میزنه بالا سر علی..بلند بلند گریه کرد..*
جان که نباشد حرم چه فایده دارد؟
بعد عمو پیکرم چه فایده دارد؟
از همه کوچک ترم چه فایده دارد؟
حبس شدن در حرم چه فایده دارد؟
عمه! یسار و یمین چه قدر شلوغ است
دور عمو را ببین چه قدر شلوغ است
*عبدالله داره میگه..*
زانوی من خم شد آن سوار که افتاد
از روی مرکب بی اختیار که افتاد
با طرف راست یک کنار که افتاد
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_عبدالله_ابن_حسن
#شب_پنجم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام اجرا شده #شب_پنجم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
بر روی شمشیر و سنگ و خار که افتاد
عمه! ببین نیزه را به مشت گرفتند
موی عموی مرا ز پشت گرفتند
*یهوو دست از دست عمه کشید بدو رفت وسط میدان خودش و انداخت وسط، دست آورد بالا شمشیر دست و قطع کرد افتاد تو بغل عمو.. آقا داد میزد نیا نیا. زینب داشت میدوید. نیا نیا.. آه! خیر نبینی حرمله آه! عبدالله را دوخت به حسین تیرش و زد بدن دوخته شد.. حسین حسین..
#سینه_زنی
«ای وای عمو حسین»
از عمو در دل گودال سری مانده هنوز
از همای من و تو بال و پری مانده هنوز
بید مجنونِ تبر خوردهی ما افتاده
ولی از سرو صنوبر اثری مانده هنوز
«ای وای عمو حسین»
خونِ من دق کنم ای عمه اگر، گردن توست
آخر از شیر جمل شیر نری مانده هنوز
همه ی ایل بدانند ز کندوی حسن
عسلی رفته ولی شکری مانده هنوز
تا رسیدم دم گودال سنان آنجا بود
گفتم ای داد که اینجا خطری مانده هنوز
بیحیایی به کمربند عمو زل زده است
نیت شوم بد خیرهسری مانده هنوز
عمر سعد تفاخر به پسرهایش کرد
آمدم تا که بداند پسری مانده هنوز
ساربان دیر رسید و به غنائم نرسید
پس به انگشتر او هم نظری مانده هنوز
عمه جان خیر ببینی که رهایم کردی
زیر خنجر به خدا چشم تری مانده هنوز
«ای وای عمو حسین»
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_عبدالله_ابن_حسن
#شب_پنجم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
|⇦•دل شکسته ی ما را...
#قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده #شب_ششم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
دلِ شکسته ی ما را به مرهمی دریاب
مرا که خسته شدم این محرّمی دریاب
به سربه زیری ما، شرمِ ما ترحم کن
نه مَحرمیم برات، نه مرهمی دریاب
آقا کم تو از سر،ما که زیادهم باشد
تو را به جان عزیزت کمی مرا دریاب
*چه امتحانی کرد صحابه اش رو نور رو کم کرد. گفت: هرکی میخواد بره، بره. من دلم میدونی برا کی میسوزه؟برا اونوقتی که نور زیاد شد بچه ها دیدن هیچکی نمونده. کاش میشد بقول آقا پنج تا پنج تامیرفتین، آخ خدا نیاره کسی جایی غریب بیفته حسین غریب افتاد.آقا میگه نامه،همچین دست خط حسن رو آورد،دید نیزه اش رو زد بخاک سرگذاشت رو نیزه..کجایی برادرم ببین کجا گیر کردم... نوشتن سینه رو به سینه چسبوند پاهاش رو زمین میکشید
تازه شبیه حسن شده بود، داشت قد میکشید..*
دارد به روی چشم خود اَبروی حسن را
جانم! چقَدَر میدهد او بوی حسن را
اینقدر عقیله به سری شانه نمیزد
بر شانه ی خود ریخته گیسوی حسن را
*تمام این روضه هایی که ده شب میخونیم نصف روز برا آقامون حسین اتفاق افتاده..و دیده..یوقت برا ما چراغ خاموش نکنی آقا یوقت نشه بیعتت و رو از ما برداری من نمیرم.. منو امتحانم نکن.. من میگم حسین.... دلم ریش میشه منو یوقت بیعتت رو از روم برنداری.یوقت نگی چراغ خاموشه هرکی میخواد بره من نمیرم
منو برا خودت بردار..حسین....*
«آه دهه اول داره تموم میشه به این اشک ها قسمت میدم ما رو به چشم حسین بیار ما رو به نگاه حضرت زهرا بیار»
ای کاش گره وا شود از بند نگاهش
ای کاش نشانی بدهد روی حسن را
ارث از پدرش برده اگر سفره گشوده
*هرکی یه تیکه اش رو برد..لامذهب به سر جایزه میدن نه به تیکه ی بدن...*
ارث از پدرش برده اگر سفره گشوده
او آمده تا گرم کند کوی حسن را
بند آمده این راه، شبیه پدرش باز
آورده پی خویش هیاهوی حسن را
هر روز عسل میچکد از کنج لبانش
دارد همه شیرینی کندوی عسل را
ای ازرق شامی چ بلایی سرت آورد
دیدی به تنت ضربه ی بازوی حسن را
باید، باید قدمی چرخ زند پیش عمویش
تا بشنود این معرکه هوهوی حسن را
سوگند که خون نه به رگش غیرت زهراست
ابنُ الحسن است این، نوه ی حضرت زهراست
مانند حسن که پدر داشته باشد
مانند علمدار جگر داشته باشد
خوبست گشایند کمی بند نقابش
تا اینکه عشیره دو قمر داشته باشد
اصلا به زره فکر نکرده است
محال است قاسم به زره نیز نظر داشته باشد
با دست تهی رفت و رجز خواند و بهم ریخت
ای وای اگر تیغه دو سر داشته باشد
با این هنر رزم عمو زیر لبی گفت
باید علم، این شیر پسر داشته باشد
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_قاسم_علیه_السلام
#شب_ششم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده #شب_ششم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
*براهمین بود نجمه هی میگفت به خانم ببین چقدر شبیه حسن شده..یعنی میاد دوباره خانم.. میگفت میاد نجمه..*
دل میبرد از خیمه و دل میدرد از خصم
فرزند علی چند هنر داشته باشد
باید که کرمخانه بسازنند برایش
باید که چنین خانه دو، در داشته باشد
حق بود بسازند ضریحش حسنی بود
اما حرمی کاش پدر داشته باشد
تصمیم حسین است هرآنچه حسنش گفت
در نامه اش ازروضه ی کوچه حسنش گفت
انگار خودت حلقه ی ماتم شده ای تو
دورت چه شلوغ است چرا کم شده ای تو
یکریز پر از روضه ی بازی پسرِ من
مانند علی مثل محرّم شده ای تو
رفتی و نگفتی به من سوخته بابا
رفتی و نگفتی که چرا خم شده ای تو
بستم به سرت شال خودم را که نریزی
ایکاش نبینن معمم شده ای تو
من هیچ، توفکر جگرنجمه نکردی؟؟
اینقدر پر از زخم مجسم شده ای تو
گفت: قاسمم بایدکه تورا بِکَّنم از خاک
*علی اکبر رو برداشت مَردم علی اکبر رو
برداشت اما قاسم رو نه*
باید که تو را بکنم ازخاک عزیزم
درخون وشن وتیر چه محکم شده ای تو
صد سنگ چه کردند که آن خنده عوض شد
صد نعل چه کردند که درهم شده ای تو
خون ریزد از هر طرف پیروهن تو
خون میزند از،هر طرف پیروهنت وای
بدجور پر از چشمه ی زمزم شده ای تو
امید من اینست که نجمه نشناسد
چه سرت آمده مبهم شده ای تو
*مگه میشه آدم نصف روز بچه برادرشو نشناسه..*
گفتن یتیمی سرِگیسوت کشیدن
تا من برسم نیزه به پهلوت کشیدن
«آخ حسین.صل الله علیک یااباعبدالله»
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_قاسم_علیه_السلام
#شب_ششم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
|⇦•جانِ حسینی و...
#روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده #شب_هشتم_محرم۱۴۰۳ به نفسِ حاج حیدر خمسه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
وقتی نگاه میکنمت فخر میکنم
پیغمبرِ سپاه به دشت بلا علی
کرب و بلا ز فیض وجودت منور است
جان حسینی و نوهٔ مرتضی علی
عشق است این دو منصب
اباالفضلِ باوفا سقّا و تو مؤذن کرب و بلا علی
حفظت کند خدا پسرِ من برای من
ای پشت گرمی همه خیمهها علی
*گفت اگه میخوای بری برو اما اول برو خیمهٔ مَحرمات..سکینه اینورش رو گرفته بود رقیه رفت رو گردنش گفت: نمیذارم بری از صبح هرکس رفت برنگشت .ما رو برگردون مدینه ..*
احساس میکنم که ز تو میشوم جدا
نفرین به روزگار بد و بی وفا علی
اِرباً اربا یعنی: پا نشی دیگه
عصای دست بابا نشی دیگه
یه جوری بپاشه از هم بدنت
که رو دست بابا جانشی دیگه
اِرباً اربا یعنی: کینه رو بیاد
شمشیراشون تا رو ابروها بیاد
یه جوری داغتو رو دل بذارن
که بابات سمت تو با زانو بیاد
*عمر سعد پسرهاشو آورد جلوی اباعبدالله
گفت: ببین چه قد رشیدی دارن ..*
ارباً اربا یعنی: پرپرت کنند
تیغا رو راهی پیکرت کنند
ارباً اربا یعنی: اکبر باشی و
دشمنا هزار تا اصغرت کنند
ارباً اربا یعنی: پاییزت کنند
کشتهٔ شمشیرای تیزت کنند
بعد از اینکه تیکه تیکه کردنت
بشینن دوباره ریز ریزت کنند
ارباً اربا یعنی: زیر جوشنت
پاره پاره بشه حتی پیرهنت
وقتی نیزه ها میکوبن بشینه
روی هر کدوم یه تیکه از اون بدنت
*وقتی بدنو جمع کرد دید شمشیرهایی که افتادند، گوشت علی رو لبه شمشیرهاست. با دست جمعش کرد ریخت، رو عبا، عبا رو برداشت، بدن ریخت رو زمین یهو برگشت :*
«جوانان بنی هاشم بیایید
علی رو بر درخیمه رسانید »
ارباً اربا یعنی: اونقدر بزنن
که زنا نالهٔ ممتد بزنند
پسرتو جلو چشای تو بزنند
هی بزنند هی بزنند
ارباً اربا یعنی: نزدیک فرات
پسرت رو بکشندجلو چشات
بشینی گریه کنی گریه کنی
دشمنا هو بِکِشن به گریه هات
ارباً اربا یعنی: اکبر دیگه نیست
اشبه الناس به پیمبر دیگه نیست
ارباً اربا یعنی: بعد از این داداش
رو سر خواهرا معجر دیگه نیست
گر چه خاصیت یک نخل ثمر داشتن است
نیمی از درد سرم چند پسر داشتن است
به تو و قد رشیدِ تو حسودی کردند
کار ِاین خیره سران چشم نظر داشتن است
میوهی فصلی و در مرز رسیدن اما
چیدن تو چه نیازی به تبر داشتن است
باید از وسعت این دشت تو را جمع کنم
تازه این کار به اما و اگر داشتن است
*سرگرم علی بود وسط میدون جنگ ..یهو دید صدای زن میاد. برگشت دید زینبه باصدایی بلند گفت: وَلَدی وَلَدی پاشو عمه ا ت داره میاد نامحرما نبینند ..حسین! چقدر نگران نامحرما بودی.. صبح یازدهم نامحرما خواهرتو دوره کردن. رَجّاله ها ...آه ..*
با سپر میزدند زینب را
تا سحر میزدند زینب را
#سینه_زنی
«آه علی اکبرم آه علی اکبرم»
داغیست، که بزرگترین داغ عالم است
آن داغ را رواست که داغ جوان شمرد
داغت بزرگ بوده که باید برای من
این داغ را به وسعت هفت آسمان شمرد
زخم سنان و خنجر و شمشیر و سنگ و تیر
صد گونه زخم روی تنت می شود شمرد
تعداد قطعه های تنت را به روی خاک
باور نمی کنم بشود با زبان شمرد
بالا سرت خمیده شدم مثل مادرم
باید دگر مرا پدری قد کمان شمرد
یادآورِ مدینه شدی دیدمت ز دور
گویا غلاف تیغ به بازوت می زنند
خون سرِتو دیدِ تو را کور کرده است
در آن میانه چنگ به گیسوت می زنند
فهمیده اند که نوهٔ مادرِ منی
بیهوده نیست ضربه به پهلوت می زنند
بالا سر تو که جسارت به من کنند
این کوفیان چقدر کف و سوت می زنند
*از امروز صداها گرفت ..آب نبود
خیمه ی رباب شلوغ ..سهم آب رو برای رباب بردند ..همه تشنه بودند..حسین... *
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#شب_هشتم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حاج_حیدر_خمسه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net