eitaa logo
کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
32.6هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
802 فایل
ارائه متن و صوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،، مدیریت کانال:شعبانپور @Noferesti1 ─⊱✾♡✾⊰─ https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122 @Asheghane_hazrat_zeynab 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 تعرفه تبلیغات این آیدی👇🏼 @kianatv ─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
مشاهده در ایتا
دانلود
. کشد زبانه آتش از در   ، خدا برس به دادحیدر به پشت در فتاده زهرا   ،  نشسته غم به روی مادر فضه  خذینی  بیا   که   پهلویم   شکسته فضه خذینی که محسنم به خون نشسته فضه خذینی ام ابیها  بضعه طاها ......... علی میان کوچه تنها ،  به زیر تیر و تیغ اعدا رسیده بهر یاری او ،  غمین و دلشکسته زهرا علی  مظلوم ، چرا به دست تو طناب است علی مظلوم ، حبیبه ی تو در عذاب است علی مظلوم ام ابیها بضعه طاها ......... دست علی رها نما و بزن مرا به تازیانه نمی روم مگر علی را ، برم زکوچه تا به خانه دشمن ظالم ،  معنی نور و کوثرم من دشمن ظالم  ،   مثل علی  دلاورم من  دشمن ظالم ام ابیها بضعه طاها     ✍ .👇
. کشد زبانه آتش از در   ، خدا برس به دادحیدر به پشت در فتاده زهرا   ،  نشسته غم به روی مادر فضه  خذینی  بیا   که   پهلویم   شکسته فضه خذینی که محسنم به خون نشسته فضه خذینی ام ابیها  بضعه طاها علی میان کوچه تنها ،  به زیر تیر و تیغ اعدا رسیده بهر یاری او ،  غمین و دلشکسته زهرا علی  مظلوم ، چرا به دست تو طناب است علی مظلوم ، حبیبه ی تو در عذاب است علی مظلوم ام ابیها بضعه طاها دست علی رها نما و بزن مرا به تازیانه نمی روم مگر علی را ، برم زکوچه تا به خانه دشمن ظالم ،  معنی نور و کوثرم من دشمن ظالم  ،   مثل علی  دلاورم من  دشمن ظالم ام ابیها بضعه طاها     ............... . دست مرا بگیر و باخود، ببر به خانه ،ای حسن جان نمانده حرمتی برایم ،در این زمانه ،ای حسن جان نور دو چشمم ، ببین که دیده ام  شده تار نور دو چشمم،  شدم اسیر قوم   خونخوار نور دو چشمم ام ابیها بضعه طاها دوباره دشمن ستمگر، راه مرا به کوچه سد کرد صورت  ارغوانی ام را  سیه ز سیلی حسد کرد زانوی غم را  بغل  گرفته ای  علی جان خیز و دوباره فرس بران به سوی میدان علی علی جان ام ابیها  بضعه طاها قباله از کفم ربود و حواله سیلی جفا کرد حسن به داد من رسید و مرا ز دست او رها کرد دلم شکسته ، چو بازو و سینه و پهلو دلم شکسته ، مثل شکستگی ابرو دلم شکسته ام ابیها بضعه طاها ................. . . خدابرس به داد حیدر ، شود علی دوباره تنها غریب و خسته ،کنج خانه،دلش شده اسیر غمها فاطمه جانم ، رفته ای و رفته امانم فاطمه جانم ،بدون تو نمی توانم فاطمه جانم ام ابیها بضعه طاها از آه مرتضی کشیده ، زبانه آتش از دل ما تمام عالم از غم او ، شده عزا خانه ی مولا    همه بیایید، برای غربتش بمیریم     همه بیایید ، اذن حرم از او بگیریم    همه بیایید ام ابیها بضعه طاها کنار بستر شهیده ، شده قیامتی چو محشر فضه و اسماء به توسل، تمام دیدگان زغم تر حسین و زینب ،به سر زنان کنار مادر حسن پریشان ، مراقب حیدر و خواهر یارالی مادر ام ابیها بضعه طاها ✍ .............. 👇
. آیت حق ،فاتح لشکر، یل خیبر گشا مانده ام از چه ندارد قصد جنگیدن چرا؟ همسرش دخت نبی در بین آتش پشت در گشته صید کینه ی دشمن به صد جور وجفا حیدری که همچو شیر بیشه ، هنگام نبرد جنگجویان عرب را می شکافد از قفا حیدری که ضربتش در روز خندق برتر است از عبادتهای جن وانس در نزد خدا حیدری که در شجاعت اشجع الناس است او پس چگونه ریسمان بر گردنش شد آشنا دست بسته می برندش سوی مسجد ، صدعجب عرش و فرش و ساکنینش ،واله از این ماجرا این سخنها را به حیرت گفت: تا مرد یهود حیدر از او با نگاهی غارت دل می نمود گفت حیدر: ای یهودی من همان نام آورم شیرحقّ ، فرزند کعبه، حیدرم من حیدرم من همانم فاتح خیبر ،امیر کائنات در میان معرکه از شیر رزمنده ترم اولین یار رسولم بنده ی پروردگار زادگاهم قبله گاه و عالمی را سرورم اینکه می بینی دو دستم بسته و درغربتم اینکه می بینی سکوتم در عزای همسرم اینکه می بینی گلم در پشت در افتاده و اینکه می بینی چنین غمدیده زار ومضطرم اینکه می بینی جسارت را تحمّل می کنم با وجودی که وصیّ بر حق پیغمبرم حقّ سفارش کرده ، تا در صبر سرداری کنم سنّت پاک نبی را در جهان جاری کنم گرچه دستم بسته اما کار عالم با من است تا به ساحل بردن کشتی خاتم با من است صبر من از فتح خیبر هم که گفتی برتر است غربت و مظلومی و رنج دمادم با من است راه تشخیص فتن ها و نفاق و تیرگی راه تشخیص دوروئی های مبهم با من است بعد پیغمبر همه رفتند و من تنها شدم گرچه موسی با من و عیسی بن مریم با من است نیل را بشکافم و من مرده زنده می کنم در دلم غم نیست تا زهرای اعظم با من است شیعه گردیدی تو حالا چون تفکّر کرده ای خوب می دانی که با من حقّ و حق هم با من است شیعه گی یعنی تفکّر در مسیر بندگی بندگی یعنی ولایت ، با علی کن زندگی .
. ۱۴۰۳ بند اول فاطمیون کجایید؟ فاطمیه رسیده داغ حیدر شرر زد ، زدیده خون چکیده خمیده قامت چون سرو زهرا علی گشته دگر ،محزون و تنها مدینه غرق شور و آه و غمها ندای اهل آسمان یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه مادر جمله شیعیان یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یافاطمه یازهرا یا فاطمه یا فاطمه  یا فاطمه بند دوم دل ماخون جگرخون ،شده از بغض و کینه شده پر از منافق  ،کوچه های مدینه علی با دست بسته بین اغیار رسیده فضه بر بالین دلدار چگونه برکشد از سینه مسمار ندای اهل آسمان یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه مادر جمله شیعیان  یا فاطمه يا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه بندسوم تا که رسیده زهرا ، به حمايت کمر بست دستی گرفت به پهلو ، تا به علی دهد دست تازیانه کجا و همت یار غلاف کین کجا و زخم مسمار بزن ظالم ، ز حیدر دست بردار ندای اهل آسمان یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه مادر جمله شیعیان یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا يا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه سلام_الله_علیها 👇
. گر پهلویم شکست فدای سرت علی محسن به خون نشست فدای سرت علی یک تار موی تو به دو عالم نمی دهم هستی هر آنچه هست فدای سرت علی ماهِ رخم که سایه ی خورشید را ندید حالا که نیلی است فدای سرت علی غصه مخور اگر پی احقاق حق، عدو... ... راهم به کوچه بست فدای سرت علی از چه نشسته ای به برم" شملةالجنین" این جای ضرب شصت فدای سرت علی .
. ورود کاروان به کربلا نموده منزل به کنج صحرا قافله ی عزیز زهرا خیمه و خرگه نموده برپا قافله ی عزیز زهرا رسیده زینب از ره پر از تلاطم طواف خیمه اش همه چو ماه و انجم عزیز زهرا زکربلای پر بلا اعوذ بالله ... برادرانت غیور و مردند غصه مخور خواهر خوبم بر صف اعدا مرد نبردند غصه مخور خواهر خوبم حبیب و جون و عون و اصحاب وفادار اکبر و قاسم و ابوالفضل علمدار خواهر خوبم زکربلای پر بلا اعوذ بالله .... ساقی لشکر میر و دلاور برس به حال دل زینب خیمه بپاکن برای خواهر برس به حال دل زینب علم بگیر و بین خیمه ها گذر کن رجز بخوان و از حرم دفع خطر کن اخا ابا الفضل زکربلای پر بلا اعوذ بالله شعر‌و‌سبک: .............. علیه السلام دلم گرفته چه بی شکیبه به خاطر من بیا برگرد میا به کوفه که پر فریبه به خاطر من بیا برگرد تمام شهر کوفه پر شده ز کینه چه آتشی غمت حسین زده به سینه پسر عمو جان میا عزیز فاطمه پسر عموجان ..... اگر که آیی شوی تو مضطر به خاطر من بیا برگرد شوی زکینه به خون شناور به خاطر من بیا برگرد از این محل به آن محل خانه به خانه به کوچه های کوفه گشته ام روانه پسر عموجان میا عزیز فاطمه پسر عموجان ..... نمانده راهی در این زمانه به خاطر من بیا برگرد عدو گرفته تو را نشانه به خاطر من بیا برگرد میا حسین من به خاطر سه ساله که از جفای کعب نی شود چو لاله پسر عموجان میا عزیز فاطمه پسر عموجان شعر‌و‌سبک: ........ سلام الله علیها در این خرابه شدم پریشان بیا پدر که بی قرارم دلم گرفته کجایی ای جان بیا پدر که بی قرارم بیا ببین پدر شدم شبیه زهرا رخم کبود و مو سپید و قامتم تا کجایی بابا یا ابتا یاابتا حسین مظلوم ...... خوش آمدی ای سر بریده خون ز رخت چرا چکیده سرت شکسته رگت دریده خون ز رخت چرا چکیده چه ظالمی به کودکی کرده یتیمم ز دوری ات پدر ببین حال وخیمم عزیز زهرا یا ابتا یاابتا حسین مظلوم ....... محاسن تو شده پر از خون الهی که برات بمیرم دو چشم نازت شده پریشون الهی که برات بمیرم پی ات دویده ام پدر به دشت و هامون شکسته پر رسیده ام به کنج ویرون عزیز زهرا یاابتا یا ابتا حسین مظلوم شعر‌ و‌سبک: ............. . طفلان حضرت زینب سلام الله علیها دو پور جعفر دو سبط احمد دلاوران کوی زینب دو نور سرمد عون و محمد دلاوران کوی زینب نوبتشان رسیده و غرق نیازند به ذکر یاحسین و در سوز و گدازند عزیز زهرا حسین من حسین من حسین مظلوم ..... برادر من عزیز طاها دار و ندار من فدایت بده اجازه به حق زهرا دار و ندار من فدایت مزن تو دست رد به سینه ای برادر به حق مادرم،حسین، به جان خواهر عزیز زهرا حسین من حسین من حسین مظلوم ...... یکی به رزم و یکی رجز خوان بیارید آیینه و قرآن به اذن دایی راهی میدان بیارید آیینه و قرآن امیری یا حسین شده ذکر دمادم ذکر همه عالمیان آدم و خاتم عزیز زهرا حسین من حسین من حسین مظلوم شعر‌و‌سبک: ............ . بن الحسن علیه السلام دگر ندارم طاقت دوری دست مرا رها کن عمه نمی توانم کنم صبوری دست مرا رها کن عمه یکی به دشنه دیگری به نیزه و تیر عمو فتاده بر زمین عدو شده شیر عمو حسین جان عمو حسین عمو حسین عمو حسین جان ....... در این کشاکش به رمز ایمان حامی آخر تو هستم به کنج گودال عموحسین جان حامی آخر تو هستم اگر که کودکم ولی به شور واحساس نمودم اقتدا به سرداری عباس عمو حسین جان عمو حسین عمو حسین عمو حسین جان ...... ندارم از کین هراس و باکی عمو ببین غرق نیازم نبینی هرگز ز من تباکی عمو ببین غرق نیازم من از قفس پریده ام به عشق جانان به قرب حق رسیده ام عموحسین جان عمو حسین جان عمو حسین عمو حسین عمو حسین جان شعر‌و‌سبک: ........... . بن الحسن علیه السلام برس به دادم بران فرس را عموی خوب و نازنینم ز پشت مرکب فتادم از پا عموی خوب و نازنینم ببین که قد کشیده ام زجور اعدا شدم شبیه اکبر تو اربا اربا عمو حسین جان عمو حسین عمو حسین عمو حسین جان .... رسیده وقت وداع آخر معطلم نکن عموجان به حق بابا به اشک مادر معطلم نکن عمو جان نظر نما به چشم تر عموی خوبم ببین وصیت پدر عموی خوبم عمو حسین جان عمو حسین عمو حسین عمو حسین جان ....... به نوجوانی یه لشکرم من کجایی ای ازرق شامی چو شیر میدان دلاورم من کجایی ای ازرق شامی بیا حریف تو منم عدوی نامرد بیا که گردنت زنم عدوی نامرد هزار ماشا الله عمو حسین عمو حسین عمو حسین جان 👇
. . علیه السلام مکن تلظی علی اصغر دلیل مظلومی بابا به روی دستم مزن تو پرپر دلیل مظلومی بابا ببین چگونه مضطرم علیِ اصغر تویی تو تیر آخرم علیِ اصغر علیِ اصغر علی علی علی علی علیِ اصغر ....... تمام رگها...یِ تو بریده جواب مادرت چه گویم سه شعبه حلقِ تورا دریده جواب مادرت چه گویم صدای خنده های تو عزیز بابا نموده آتشی به پا به سینه ی ما علیِ اصغر علی علی علی علی علیِ اصغر ...... کنار خیمه رباب و زینب به انتظارتو علی جان جان سکینه رسیده بر لب به انتظار تو علی جان علیِ اصغر پدر طفل ربابم تبسم لبان تو کرده کبابم علیِ اصغر علی علی علی علی علیِ اصغر شعر‌و‌سبک: ................ . علیه السلام ترک ترک شد لبان خشکت هات لسانک پسر من فدای زخم زبان خشکت هات لسانک پسر من غریب و خونجگر منم علیِ اکبر ببین که تشنه تر منم علیِ اکبر علیِ اکبر علی علی علی علی علیِ اکبر ....... علیِ اکبر شبه پیمبر تجلی نور خدایی تالی حیدر معنی کوثر تجلی نور خدایی تویی موذن حرم علیِ اکبر تو نور دیده ی ترم علیِ اکبر علیِ اکبر علی علی علی علی علیِ اکبر ...... به دشت و صحرا چه خسته ای تو فدای جسم اربا اربات زجور اعدا گسسته ای تو فدای جسم اربا اربات تو دانه دانه دانه ای علیِ اکبر چو جوی خون روانه ای علیِ اکبر علیِ اکبر علی علی علی علی علیِ اکبر شعر‌و‌سبک: .............. . علیه السلام یاابو فاضل ساقی عطشان یا قمر العشیره عباس حافظ خیمه امید طفلان یا قمر العشیره عباس عطش شده بلای جان یا ابو فاضل عمو برس بدادمان یاابو فاضل یا ابو فاضل سقای دشت کربلا یا ابو فاضل ....... کفیل زینب برادر من امیر و سردار سپاهم پشت و پناهم دلاور من امیر و سردار سپاهم تمام اهل خیمه از عطش کبابند همه پریشان لب طفل ربابند یا ابو فاضل سقای دشت کربلا یا ابو فاضل ......... به اهل خیمه خبر رسیده ساقی خیمه ها فدا شد زدیده ها خون ز غم چکیده ساقی خیمه ها فداشد فضا شده پر ازشمیم یاس و لاله چگونه بی تو من روم نزد سه ساله یا ابو فاضل سقای دشت کربلا یا ابو فاضل شعر‌و‌سبک: ................ . شب عاشورا رسیده وقت وصال یاران شده شب شور و شهادت شب عروج طلایه داران شده شب شور و شهادت ز خیمه ها رسد ترنم مناجات خیمه ی سقا شده قبله گاه حاجات جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان ....... نشسته ای تو دراین دل شب از چه میان این بیابان چرا گرفتی عزیز زینب به دست خود خار مغیلان یا دهر اف لک من خلیل گفتی با زینبت درّ سخن آخر نسفتی جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان ....... مزن برادر حرف جدایی دلم اسیر و مبتلاته نما از این دل عقده گشایی دلم اسیر و مبتلاته حسین عزیز مادرم عزیز زهرا ببین چگونه مضطرم عزیز زهرا جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان شعر‌و‌سبک: .👇
. بر روی حضرت رضا گویم هر دم مدح وثنا دارم هر دم روی لبم یا مولا استجب لنا با نام کنم او کنم صفا با نام حضرت رضا به حلقه ی سگان خود آقا جان یک نظر نما دخیل میبندم به تمثال تو کنم درد و دل فقط من باتو ای صنم و سرور من ای مرهم من جان تن من حضرت رضا ای دل و دلبر من تنگ دل من تاج سر من حضرت رضا گرد پاتم تو محشرم آندم که می رسی برم پای تو میمیرم آقا تصدقت ای دلبرم کاش برسی به بسترم ببینمت بالاسرم رو نگردونی تو ازم ای نور پاک اطهرم به جز مهر تو ندارم دارو بگیر دستم رو ضامن آهو ای قلاده دار من ای قرار من راه رستگار من حضرت رضا ای شهریار من ایل و تبار من ای قرص ماه من حضرت رضا ✍ 👇👇
. . از آه زینب ، خیمه بسوزد حسین من نداره یاوری خدایا غرق تمنا ، دوطفل نازش برای یاری برادرش محیا عزیز خواهر۲ آه بریده دل از ، دار و ندارش آه ،ز دست داده،صبر وقرارش آه عزیز خواهر تشنه توحید ، غرق تبسم تمام عزمشان شده ، رضایت حق کسی ندیده، چنین سپاهی سیر و سلوکشان ، ره ولی مطلق عزیز خواهر۲ آه ، نعم الامیری ، حسین مولا آه ، بده اجازه ، به حق زهرا آه عزیز خواهر میون میدون ، هردو گل او به تیر و نیزه غرق خون و اربا اربا چه سخت و جانسوز ، برای مولا چگونه او خبر دهد به دخت زهرا عزیز خواهر۲ آه گریه زینب ، خنده دشمن آه صبوری او ، خجالت من آه عزیز خواهر ......... . علیه السلام بوی شراب ، وصال بابا برده همه هواس و فکر و عقل و هوشم غریب و تنها ، شده عمویم رسد صدای غربتش عمه بگوشم عموی مظلوم۲ آه میون مقتل ،غریب و تنها آه فتاده مظلوم ، حسین زهرا آه عموی مظلوم عمو منم من، فدائی تو فدای آخرین دم حیات پاکت سپر شدم من ، به حنجر تو که مرهمی شوم به جسم چاک چاکت عموی مظلوم۲ آه شکسته بازوم ، شبیه مادر آه ،مرا بغل کن ، شبیه اکبر آه عمو حسین جان زند به نیزه ، سنان به پهلو عمو رمق ندارد و توان ندارم به سنگ دشمن ، شکسته ابرو رها کن عمه ، تا روم زمان ندارم عموی مظلوم ۲ آه سر از تن من عدو جدا کن آه ، عموی خوب ، مرا رهاکن آه عمو حسین جان .......... . علیه السلام اگر عموجان اجازه خواهم شهادت آرزوی این ، دل حزین است حق برادر ، به جان مادر بده اجازه این وداع آخرین است عمو حسین جان۲ آه عموی خوبم ، امید راهم آه دلم شده پر،ز داغ و آهم آه عمو حسین جان فراق و دوری ، برده امانم عون و محمد و حبیب و جون و اکبر سرت به نیزه ، نمی توانم خدا کند منم شوم چو لاله پرپر عمو حسین جان ۲ آه مرا بغل کن، که جان بگیرم آه که در رکابت ، عمو بمیرم آه عمو حسین جان شکسته از غم، دل عمویت شکستم از شکستن تو ای عموجان صدای پاکت ، رسد به گوشم کجا فتاده ای پسر ، کجای میدان عمو حسین جان ۲ آه بوی گلابت، به دشت و صحرا آه چه قد کشیدی ، شبیه سقا آه عمو حسین جان ......... . صدای گریه ، صدای اصغر دوباره طفل کوچکم بهونه داره ندای ناله ، ناله ی زینب ناله ی خواهرم برام نشونه داره لالایی اصغر۲ آه رسیده وقت ، ذبح عظیمم آه خدا گشوده ، فضل نعیمم آه لالایی اصغر ز تیر دشمن، به خون نشستی به روی دست من شده تنت پر از خون چنان نشسته ، به حلق نازت که اهل خیمه را چو من نموده حیرون لالایی اصغر ۲ آه ، چه پر کشیدی ، علی علی جان آه ، شهید مظلوم ، ذبیح عطشان آه لالایی اصغر چه قتلگاهی دو دست بابا تمام قتلگاه تو به لرزه افتاد تو پر کشیدی به سوی زهرا خدا به خاطر تو تسلیت به من داد لالایی اصغر ۲ آه ، ببین که راه ، حرم ندانم آه ،چگونه خود را ، خیمه رسانم آه لالایی اصغر ...... . نگاه سقا ، به مشک خالی غمین و غصه دار کودک رباب است دلش گرفته ، به ناله گوید یا سیدی ، حرم ز تشنگی کباب است اخا حسین جان۲ آه بده اجازه ، روم به میدان آه به حق طاها ، به حق قرآن آه اخا حسین جان ۲ کفیل زینب ، امید لشگر تبسمت قرار قلب کودکانم ستون خیمه ، امیر و سرور ترحمی به گریه های بی امانم یا کاشف الکرب۲ آه برادر من ، تمام هستم آه دلاور من ، مرو زدستم آه یا کاشف الکرب۲ دو دستت افتاد ، بر سر راهم ببین دگر خمیده گشته کمر من ببین شکستم ، میر سپاهم کجا فتاده ای به صحرا ، سپر من اخا ابالفضل ۲ آه ، بده جوابم برادر من آه بگو کجایی ، دلاور من آه اخا ابالفضل ۲ ..... شب و سکوت و گریه ی زینب دلِ حرم به اضطراب و شور و غوغا صدای قرآن، رسد ز صحرا تمام خیمه ها شده ستاره باران حسین حسین جان۲ آه چرا برادر ، دلت شکسته آه ، غم بزرگی ، به دل نشسته آه حسین حسین جان نگاه خواهر ، به اشک مولا چرا چنین تو از زمانه نا امیدی؟ چرا برادر ، کنون ز صحرا تو بوته بوته خارها به گریه چیدی؟ حسین حسین جان ۲ آه دم از جدایی ، مزن برادر آه گلایه کم کن ، به جان خواهر آه ، حسین حسین جان به کنج خیمه، رباب مضطر نگاه غصه دار او به گاهواره تشنه و بی حال ، علی اصغر رفته ز هوش و بر حرم نمانده چاره حسین حسین جان۲ آه ، نمانده شیری ، نمانده آبی آه ، برای مادر ، مانده سرابی آه حسین حسین جان ۲ ✍ 👇