خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۰۸ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 1️⃣ ناداستان روایی یعنی روایت کرد
نکته شماره ۲۰۹
ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی
ویژگی شماره 2⃣
در ناداستان روایی، نویسنده با خواننده قراردادی بر مبنای *صداقت* دارد. برخلاف داستان که نویسنده میتواند دنیایی را در ذهن خود بسازد، اینجا ما با واقعیتهای موجود کار میکنیم. قانون اصلی اختراع نکردن هیچچیز است. یعنی حق نداریم گفتوگویی که نشنیدهاید را بنویسیم، فکری که فرد نداشته را به او نسبت دهیم یا صحنهای که رخ نداده را صرفاً برای جذابتر شدنِ متن جعل کنیم.
اگر جای خالی در روایت داریم، باید تحقیق کنیم، بپرسیم یا مشاهده کنیم. اگر هم سندی نداریم و نمیتوانیم مطمئن باشیم، باید در متن اعتراف کنیم که حدس میزنیم یا از منابع شنیدهایم. خطای بزرگ نویسندگان تازهکار این است که فکر میکنند ناداستان روایی برای «ادبی» شدنش، به *خیال* نیاز دارد. در حالی که در ناداستان، قدرتِ اثر از *واقعی بودن» آن میآید. وقتی خواننده بفهمد بخشی از متن جعل شده، کلِ اعتمادش به کلِ کتاب از بین میرود. بنابراین، تمام ابزارهای روایی، مثل صحنهسازی یا توصیفها، باید بر پایه موارد مستند و دقیق بنا شوند. ما کاشفِ حقیقت هستیم، نه خالقِ آن.
*مثال:*
در کتاب «در کمال خونسردی»، ترومن کاپوتی سالها تحقیق کرد و با قاتلان و شاهدان مصاحبه کرد تا تکتک جزئیات واقعی باشند. او هیچ دیالوگی را از خودش نساخت، بلکه همهچیز را مستند کرد. در «سال تفکر جادویی»، جوآن دیدیون هم با دقت فراوان، حالات روانی و وقایعِ واقعیِ پس از مرگ همسرش را روایت کرد. او هیچچیز را برای «رمانیتر شدن» تغییر نداد؛ قدرتِ اثر دقیقاً در همین پایبندیِ بیچون و چرا به حقیقتِ لخت و عریانِ زندگی است.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
مشغول مطالعه و تحلیل اطلاعرسانی خانه کتاب و ادبیات ایران درباره هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب بودم.
از این لینک میتوانید فهرست ناشران پرفروش و از این لینک هم میتوانید فهرست کتابهای پرفروش نمایشگاه کتاب مجازی هفتم را ببینید. دادههای خوبی است. جای تأمل دارد.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۰۹ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 2⃣ در ناداستان روایی، نویسنده با خ
نکته شماره ۲۱۰
ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی
ویژگی شماره 3️⃣
همه موضوعهای واقعی، خودبهخود به یک روایت خوب تبدیل نمیشوند. ممکن است یک موضوع مهم، عجیب یا پراحساس باشد، اما تا وقتی درون آن یک «هستهی روایی» پیدا نشود، متن شبیه گزارش یا مقاله میشود تا ناداستان روایی. *هسته روایی یعنی آن کشمکش یا مسئله مرکزی که متن را جلو میبرد* و به خواننده دلیل میدهد که ادامه بدهد. معمولاً این هسته حول یکی از اینها شکل میگیرد: یک بحران، یک فقدان، یک تصمیم سخت، یک جستوجو، یک تغییر مهم، یا یک تعارض میان خواستن و نتوانستن.
برای پیدا کردن هسته روایی باید از خودمان بپرسیم: «این متن واقعاً درباره چیست؟» نه فقط «موضوعش چیست؟» مثلاً موضوع ممکن است «جنگ» باشد، اما هسته روایی میتواند «تلاش یک نوجوان برای زنده ماندن و حفظ انسانیت» باشد. موضوع ممکن است «مرگ همسر» باشد، اما هسته روایی «تقلا برای فهمیدن و پذیرفتن فقدان» است.
اغلب نویسندگان اطلاعات، خاطرات یا دادههای فراوان جمع میکنند اما نمیدانند کدام نیرو باید روایت را پیش ببرد. وقتی هسته پیدا نشود، متن پراکنده، شل و بیتمرکز میشود. هسته روایی مثل ستون فقرات متن است: به انتخاب صحنهها، حذف اضافات، ترتیب دادن بخشها و حتی انتخاب پایان کمک میکند. تا این هسته روشن نشود، نوشتنِ ناداستان روایی معمولاً به نتیجهی قوی نمیرسد.
*مثال:*
در «در کمال خونسردی»، موضوع فقط یک قتل نیست؛ هسته روایی، حرکت تدریجی به سوی فهمِ جنایت و پیامدهای آن است. در «سال اندیشیدن جادویی» هم موضوع فقط سوگ نیست؛ هسته روایی، کشمکش نویسنده با واقعیتِ مرگ و ناتوانی در پذیرفتن آن است.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نکتههام ایرادی چیزی داره که دارید از کانال میروید؟ خبری شده و من نمیدونم؟
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
آره؟
با ایموجی واکنش بدید.
نکات ناداستان روایی برایتان جذاب است👍
نکات ناداستان روایی برایتان جذاب نیست👎
توی ایتا برعکس بله نمیشود واکنش زد. اگر در این باره حرفی دارید بیاید خصوصی بگید. ممنون.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۱۰ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 3️⃣ همه موضوعهای واقعی، خودبهخ
نکته شماره ۲۱۱
ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی
ویژگی شماره 4⃣
برای آغاز یک ناداستان روایی از اطلاعات خشک یا مقدمههای طولانی و کلی دوری کنید. بهجای اینکه به خواننده «توضیح» بدهید چه اتفاقی افتاده، او را مستقیم داخل یک «صحنه» پرتاب کنید. صحنه یعنی واحدی از روایت که در آن زمان، مکان، کنش و حضورِ زنده حس میشود. وقتی با اطلاعات شروع میکنید، ذهن خواننده را درگیر آمار و ارقام یا تحلیلهای انتزاعی میکنید، اما وقتی با صحنه شروع میکنید، او را به تماشای واقعیت مینشانید. *صحنه یعنی جزئیاتِ محسوس.* یعنی صدای قدمها، سرمای هوا، رنگ دیوارها و دیالوگهای ردوبدل شده. این کار باعث میشود خواننده از همان ابتدا با موقعیت و شخصیتها همذاتپنداری کند و به درونِ دنیای واقعیِ متن کشیده شود. شروع با صحنه، به متن *جان* میدهد و به نویسنده اجازه میدهد تا اطلاعاتِ لازم را لایهبهلایه و در خلالِ اتفاقات به خواننده منتقل کند.
در ناداستان روایی، هدفِ فقط انتقال دانسته نیست، بلکه بازآفرینیِ تجربه واقعیت است. پس بهجای اینکه بگویید «هوا سرد بود»، صحنهای بسازید که در آن لرزیدنِ دستها یا بخارِ دهان دیده شود. شروعِ صحنهمحور، قلابِ نویسنده است تا خواننده را از دنیای خودش جدا کرده و به تماشای حقیقتی که روایت میشود ببرد.
*مثال:*
در «در کمال خونسردی»، نویسنده با تصویرسازیِ دقیق از شهر کوچکِ «هولکام» و حرکتِ موازیِ قاتلان و قربانیان شروع میکند تا اضطراب را در دلِ صحنه بسازد. در «سال تفکر جادویی» نیز، جوآن دیدیون با بازسازیِ لحظه دقیق و ناگهانیِ ایستِ قلبیِ همسرش در میز شام شروع میکند؛ صحنهای که در عین سادگی، شوکِ ناشی از فروپاشیِ واقعیتِ زندگیاش را مستقیماً به خواننده منتقل میکند.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
امروز به معنی دقیق کلمه کارگر شدم. یک نیسان بار کتاب خالی کردم!
این کارگری ادامه دارد...
*از #لامرد_۷۲۰K بگوییم
جنایت بزرگ و عجیبی که مغفول واقع شده*
🔹 آهای مردم شریف ایران! لطفاً دو دقیقه دل بدهید تا با هم یک حساب و کتاب ساده انجام دهیم. نیویورکتایمز گزارش داده موشک جدیدی بنام «#PrSM» که برای اولینبار در جهان بر سر مردم شهر لامِرد تِست شده، حاوی ۱۸۰ هزار ساچمه بنام «#تَنْگِستِن» بوده است! البته اگر این روزنامه آمریکایی هم گزارش نداده بود، در و دیوار سوراخسوراخ شهر گواهی میداد! خب حالا چند موشک بر سر مردم لامرد منفجر شده؟ ۴ تا؛ یعنی میشود چند ساچمه؟ ۷۲۰ هزار! جمعیت کل مردم این شهر کوچک چقدر است؟ فقط ۳۰ هزار نفر! یعنی سهم هر لامردی از هدیه عمو ترامپ، میشود ۲۴ گلوله!
🔸خب این سهمیه با عدالت و بین تمام مردم شهر پخش شده؟! نه! طراحی موشک جدید آمریکا طوری است که قبل از اصابت و در ارتفاع حدود ۶۰ متری زمین منفجر و ۱۸۰ هزار ساچمه را به اطراف پراکنده میکند! به همین دلیل، روی زمین هیچ دهانه برخورد و گودالی نیست، اما تا دلت بخواهد دیوارها و در و پنجرهها، پر از سوراخهای ریز و درشت ساچمههاست. اولی را بر سر محله مسکونی ایثار منفجر کرده، دومی کمی آنطرفتر و در محله مسکونی تُلْخَندَق، سومی دوباره سهمیه محله ایثار بوده و چهارمی هم بالای مدرسه ابتدایی و سالن ورزشی شهید نعیمی. یعنی تمام این ۷۲۰ هزار گلوله فقط بر سر محدوده کوچکی از این شهر کوچک فرود آمده است!
🔹کل موشکها فقط در فاصله ۳۵ ثانیه شلیک شده و متأسفانه در همین نیمدقیقه، ۱۷۰ نفر شهید و مجروح شدند که حتی یکنفر از آنان هم نیروی نظامی نیست! ۱۷۰ نفر در ۳۵ ثانیه، یعنی در هر ثانیه ۵ خانواده داغدار شدند! از #آوینا برزگر دو ساله که در اتاق عمل جراحی درحالی که هنوز پستانک در دهانش بود به شهادت رسید (خدا کند تصویرش را نبینید! عجیب سوزناک است) تا خانم پرستار و پیرزن ۷۰ ساله؛ از #هلما و #الهام و دخترکانی که در سالن ورزشی مشغول بازی والیبال بودند تا #ایلیا و #عبدالمصوّر و پسربچههایی که در زمین چمن مشغول فوتبال بودند و همگی با مربی خود به شهادت رسیدند.
🔸دقت کنید حتی در بمباران تهران هم چنین فاجعهای رخ نداده؛ در آنجا مثلاً یک ساختمان را زدند با چند شهید و زخمی؛ مجروحان هم در چند بیمارستان توزیع شدند. اما در اینجا ۲ محله مسکونی با هم رفته روی هوا و از طرف دیگر تنها بیمارستان یک شهر کوچک، اصلاً کشش پذیرش این همه مجروح ناگهانی را نداشته.
🔹هرچند در میان مجروحان از قطع عضو داریم تا دختر نابینا، اما این معجزه ماه رمضان بود که تعداد شهدا از ۲۱ نفر بالاتر نرفت. لامرد که در انتهای جنوب فارس واقع شده، عجیب داغ است. مردم روزهدار و تشنه و گرسنه در آن گرمای طاقتفرسا، بعد از افطار از خانه میزنند بیرون؛ برای همین در ساعت انفجار (۱۷ بعدازظهر) خیابانها هنوز خلوت بوده و در و دیوار منازل که حالا چاکچاک شده، نقش سنگر حفاظت از جان مردم را ایفا کردهاند. چند شب پیش منزلی را دیدم با بیش از ۲۰۰ ساچمه در اتاق خواب و پذیرایی! اما اهل خانه سالمند.
🔸جواد موگویی بعد از ۳ ماه آمده لامرد و حیرتزده میپرسد پس چرا هیچکس در ایران از این فاجعه خبر ندارد؟ میگویم چون لامرد در روز اول جنگ و همزمان با میناب هدف قرار گرفت و تحتالشعاع فاجعه کشتار کودکان مدرسه شجره طیبه مغفول شد. میگوید اتفاقاً چون در لامرد یک موشک جدید کشتار جمعی برای اولینبار در جهان تست عملیاتی شده، این موضوع قابلیت پردازش زیادی دارد. فرودگاه لامرد هم که بازگشایی شده، همه بیایند ببینند.
🔹نویسندهاید؟ بنویسید. هنرمندید؟ نقاشی کنید. شاعرید؟ شعر بگویید. با هر ابزاری که دارید، راوی این جنایت جنگی باشید. اگر هیچکدام را ندارید، لااقل همین مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید. هشتگ بزنید #لامرد_۷۲۰K تا مردم بدانند بر سر محدودهای کوچک از یک شهر کوچک، ناگهان ۷۲۰ هزار گلوله تنگستن فرود آمده! هشتگ بزنید #کودکان_آزمایشگاه_لامرد تا تمام نهادهای حقوقبشری جهان بدانند آوینای دو ساله و چند کودک دیگر قربانی تست موشک جدید آمریکا شدند. هشتگ بزنید #تیم_ملی_لامرد تا فدراسیون فوتبال از این فرصت طلایی استفاده کند و کاروان تیم ملی ایران را با نام شهدای پسربچه فوتبالیست، راهی جام جهانی کند. هشتگ بزنید #بازی_خونین_لامرد تا همه بدانند که مسابقه والیبال دختران ۱۱ ساله و ۱۲ ساله با سوت پایان زندگی آنان به اتمام رسید! راوی این جنایت بزرگ جنگی باشید، ولو شده با ارسال همین مطلب در گروههای دوستانه و خانوادگی خود؛ همین حالا!
#لامرد_۷۲۰K
#کودکان_آزمایشگاه_لامرد
#تیم_ملی_لامرد
#Lamerd_720K
#Lamerd_National_Team
#Lamerd_Lab_Kids
#به_نام_ایران
از کانال فارسیبان
@benameiran04
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir