خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
خوانش مقتل حسینبنعلی علیهالسلام کتاب آه، ویرایش یاسین حجازی قسمت پنجم #متنخوانی_عاشورایی خرمن
قسمت پنجم را یادم رفته بود. گفتم امشب بگذارمش.
کاری کنید مخاطبانتان به دلیل آنکه نمیتوانند کتاب شما را کنار بگذارند، به قرارهای کاریشان نرسند.
جیمز اسکاتبل
#جملات قصار
خرمن کلمات
@Azarbadir
وقتی نویسنده به جای اینکه در مرحله نازککاری سراغ #ویراستار_داستان بیاید در همان مرحله پیریزی وارد عمل میشود.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۲۶ #سوژهیابی و پرداخت ایده *قسمت نهم: سوژه را به «انتخاب دشوار» برسانید* در مسیر سوژه
نکته شماره ۲۲۷
#سوژهیابی و پرداخت ایده
*قسمت دهم: روح اخلاقی داستان (تم)*
در کار ویراستاری، زیاد میبینم نویسندگانی را که همه عناصرِ تکنیکی داستان را بلدند؛ اما داستانشان از همان ابتدا در «نفس» نمیکشد. چون روح اخلاقی داستان، یا همان «تم» روشن نیست.
*داستان فقط گزارشِ یک انتخابِ دشوار نیست؛ داستان در واقع پرسشی است که نویسنده درباره اخلاق، ایمان یا معنای زندگی مطرح میکند.* مخصوصا برای ما که عُلقههای دینی و فرهنگ ایرانیاسلامی مهم و پررنگ است. مفاهیم معنوی چیزهایی نیستند که در خلأ تعریف شوند؛ اینها در هر منظومهای ارزش خود را دارند.
بسیاری از نویسندگان از واژه «پیام» یا «درس اخلاق» میترسند. میترسند اگر موضع بگیرند برچسب ایدئولوژیزده بخورند. نتیجه؟ داستانشان را از هرگونه ریشه اخلاقی تهی میکنند. اما حقیقت این است که داستان اگر حرفی برای گفتن نداشته باشد، نه تنها سرگرمکننده نیست، ادبیات هم نیست! هنرمندی نویسنده در این است که معنا را در دلِ انتخابهای شخصیت قرار بدهد. اگر شخصیت در نهایت انتخاب میکند که حقیقت را فدای آبرو نکند، این انتخاب باید از دل باورهای عمیق او بیرون بیاید، نه از یک منطقِ خشکِ داستانی.
سوژه وقتی جان میگیرد که نویسنده بداند با این داستان میخواهد کدام گوشه از جهانِ اخلاقی انسان را روشن کند. *اگر سوژه، پیکره داستان است، «تم» خونِ جاری در رگهای آن است.* بدون این نگاه، سوژه هرچقدر هم بکر باشد، در نهایت سرد و بیاثر باقی میماند.
*مثال و تمرین نهایی:*
در پرونده «عشق» شخصیتِ جوان ما میان صداقت و آبروی خانواده قرار گرفته بود. او حالا به نقطه انتخاب رسیده است. بپرسید: «این داستان در نهایت چه چیزی را ستایش میکند؟»
آیا داستان، صداقتِ بیرحمانه را ستایش میکند؟ یا فداکاریِ پنهان را؟ یا دیدگاهی سوم؟
موضع اخلاقیتان در داستان را مشخص کنید.
آن را در یک جمله کوتاه بنویسید. مثلاً: «حقیقت، حتی اگر تلخ باشد، سنگبنای اعتماد است» یا «حفظ حرمت خانواده، بالاترین فداکاری است.»
با مشخص شدن این جمله، شما روحِ داستانتان را پیدا کردهاید.
در نظرها بنویسید
#نکات_نوشتن
.پ.ن: از این به بعد قسمت مثالها را همراه نوعی تمرین هم جلو میبرم که کاربردیتر بشود.
1389608831013691138_463053771649444.mp3
زمان:
حجم:
7.7M
خوانش مقتل حسینبنعلی علیهالسلام
کتاب آه، ویرایش یاسین حجازی
قسمت نهم
#متنخوانی_عاشورایی
خرمن کلمات
@Azarbadir
خدا بیامرزد مصطفی عقاد را!
همه چیز از مداحیای شروع شد که به تازگی دانلودش کرده بودم. مداحی را محمود کریمی خوانده بود و در وصف حضرت علیاکبر (علیهالسلام) است. مداحیای با رنگ حماسی که لحظه خروج حضرت علیاکبر (علیهالسلام) از خیمه و رفتن به میدان جنگ در روز عاشورا را تصویر میکرد. تمرکز اصلی شعر، که با مطلع «از خیمه برون چو رسول الله» شروع میشود علاوه بر خلق تصویری روشن از حرکات و سکانت آن حضرت و پدر بزرگوارش امام حسین(علیهالسلام) آهنگ خاصی هم داشت که به گوشم آشنا آمد. بعد از چند بار گوش کردن، تنها چیزی که داشتم تحسین مداح و شاعر این شعر بود.
بگذارید در شکلی روایی بگویم که اهنگ این مداحی از کجا آمده بود.
همیشه ایام بعثت و رحلت حضرت محمد (صلیالله علیه و آله) که میشود، صداوسیما اولین کاری که میکند، پخش فیلم الرساله است که در ایران با نام «محمد رسول الله» میشناسیمش. البته چند سال است بهخاطر تلاشهای اقای مجید مجیدی که کودکی پیامبر را ساخت، این تکرار کمتر شده است اما واقعا بین آنچه که مصطفی عقاد با آنچه که مجید مجیدی ساخته است، تفاوتهاست. البته فکر نکنید فقط ما تنها هستیم! باقی کشورهای عربی، نه تنها فقط همان «الرساله» مرحوم مصطفی عقاد را میشناسند بلکه آنجا عید قربان و عید فطر پخشش میکنند! پس ناشکری نکنید!
موسیقی متن فیلم الرساله را موریس ژار، آهنگساز فرانسوی ساخته است. ژار مدتهای مدید در آسیای غربی، در لبنان و عربستان و سوریه در سفر و حضر بود تا دریافتی دقیق برای اهنگسازی این اثر درخشان داشته باشد. درست حدس زدید.
مداحی حاج محمود متأثر از آهنگ معروف همین فیلم سینمایی است. همانطور که در روایت و تاریخ آمده است، شبیهترین مردم در ظاهر و رفتار و گفتار به رسول مهربانی (صلیالله علیه و آله و سلم) حضرت علیاکبر است. حالا مخاطب وقتی این مداحی را میشنود ناخواسته در ذهنش فیلم الرساله و حماسه پنهان شده در آهنگ آن را به یاد میآورد. اینجا، مداح از اینهمانی بین موضوع حضرت علیاکبر (علیهالسلام )و حضرت رسول (صلیالله علیه و آله و سلم) نهایت استفاده را برده است تا بتواند بیشترین اثربخشی را داشته باشد. خدابیامرزد مصطفی عقاد را!
گرچه من در اینجا فقط نخواستم تحلیل صرف یک مداحی را داشته باشم، بلکه میخواهم به مسئله عمیقتری نقب بزنم. کمیت و کیفیت ورودی یک هنرمند و نویسنده، تأثیر بسیار زیادی بر کمیت و کیفیت خروجی آن هنرمند و نویسنده میگذارد. به صورت خلاصه، هر قدر دریافتهای ما، اعم از مطالعه، مشاهده، شنیدن و لمس کردن، کیفیت بیشتری داشته باشد، در خروجی ما، اعم از نوشتار و گفتار و کردار و گرافیک و تجسم، تأثیر بهتری میگذارد و فرآورده تولیدی ما برای مخاطب، جذابتر خواهد بود.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
دوستان! لطفا به بازنویسی اهمیت بدهید. فرقی هم ندارد چند سال است مینویسید و چقدر تجربه و شهرت دارید. لطفا روی بازنویسی وقت بگذارید!
#دهنم_سرویس_شد!
خرمن کلمات
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۲۷ #سوژهیابی و پرداخت ایده *قسمت دهم: روح اخلاقی داستان (تم)* در کار ویراستاری، زیاد
نکته شماره ۲۲۸
#سوژهیابی و پرداخت ایده
*قسمت یازدهم و آخر: آخرین مرحله پرداخت سوژه*
وقتی نویسندهها سوژههایشان را برایم میفرستند اغلب دچار یک خطای ظریف میشوند. آنها تصور میکنند وقتی به «ایده داستان» رسیدیم، کار سوژهیابی تمام شده است. در حالی که در تجربه ویراستاری، سوژه زمانی کامل میشود که نویسنده بتواند عناصر اصلی آن را روشن و دقیق ببیند.
حالا عناصر اصلی یک سوژه چیست؟
۱. چه کسی در مرکز داستان ایستاده است؟
۲. چه چیزی را میخواهد؟
۳. با چه مانعی روبهرو است؟
۴. در نهایت باید میان چه چیزهایی انتخاب کند؟
اگر این چهار ضلع روشن نباشد، ایده هنوز خام است. ممکن است ایده جذاب به نظر برسد، اما هنگام نوشتن، داستان پراکنده میشود و مسیرش را گم میکند. به همین دلیل *بسیاری از نویسندگان حرفهای قبل از نوشتن، سوژه را برای خودشان «صورتبندی» میکنند؛ یعنی آن را در چند جمله ساده و روشن خلاصه میکنند.*
این کار کمک میکند نویسنده بداند واقعا درباره چه چیزی مینویسد. گاهی هم در همین مرحله روشن میشود که مسئله اصلی داستان چیز دیگری است و باید دوباره به سوژه نگاه کرد.
*وقتی بتوانید سوژه را به زبان ساده تعریف کنید، پرونده سوژه بسته شده و نوبت نوشتن داستان است.*
*مثال و تمرین نهایی:*
سوژه ما درباره عشق بود. جوانی که قصد ازدواج دارد، پیش از خواستگاری از ماجرای قاچاقچی بودن پدر دختر باخبر میشود. او باید تصمیم بگیرد حقیقت را با دختر در میان بگذارد و رابطه را از دست بدهد، یا سکوت کند و زندگی مشترکش را بر پایه حقیقتی ناتمام آغاز کند.
حالا این سوژه را در یک یا دو جمله دیگر بازنویسی کنید. سعی کنید در جمله شما چهار عنصر روشن باشد: «شخصیت، خواسته، مانع و انتخاب.»
اگر توانستید این چهار عنصر را دقیق ببینید، سوژه آماده تبدیل شدن به داستان است.
در نظرها بنویسید.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
Mohsen Chavoshi @RozMusic.comMohsen Chavoshi - Zakhmie Aftab (128).mp3
زمان:
حجم:
3.8M
از اون دشت پر نیزه با دست پُر
عمومون میومد چی میشد مگه؟
خدا خیرت بده آقای چاووشی. اجرت با اباعبدالله.
ولی این متنهای سانتیمانتالی که در رسانه و شبکههای اجتماعی دست به دست میکنید نه تنها شعوری به مخاطب اضافه نمیکند که همان شور را هم از او میگیرد!
واقعگرا بنویسید، انتقادی بنویسید!
@Azarbadir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 لحظه ورود رهبر انقلاب به حسینیه امام خمینی(ره) در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی
💻 Farsi.Khamenei.ir