✔️ مرحوم طبرسی فرمود که بيان دو قسم است: بيان زبان و بيان قلم. بيان زبان، با گذشت زمان کهنه میشود و از بين میرود، ولی بيان قلم تا ابد باقی است.
🔹 (و القلم) الّذي يكتب به أقسم الله به لمنافع الخلق فيه، إذ هو أحد لساني الإنسان، يؤدي عنه ما في جنانه، و يبلغ البعيد عنه ما يبلغ القريب بلسانه، و به تحفظ أحكام الدين، و به تستقيم أمور العالمين. و قد قيل: إن البيان بيانان: بيان اللسان، و بيان البنان. و بيان اللسان تدرسه الأعوام، و بيان الأقلام باق على مرّ الأيام.
📚 مجمع البيان في تفسير القرآن، الشيخ الطبرسي ج10 ص85
@Nardebane_feghahat
۱۷ دی ۱۴۰۲
✔️ صاحب حدائق معتقد است که: بر مختار واجب است که نماز مغرب را قبل از سقوط شفق یعنی زائل شدن حمره مغربیه بخواند.
#فقه
@Nardebane_feghahat
۱۷ دی ۱۴۰۲
✔️ مرحوم آیت الله خویی(ره) در مصباح الأصول میفرمایند که:
قبول داریم «أصالة الطهارة» هویت اصول عملیه را دارد و عند الشک در طهارت واقعی شیء حکم میکنیم به طهارت ظاهری، و از مسائل علم اصول است، اما عدم بحث از آن در علم اصول به این جهت است که از اصول ثابته بالإجماع است و اختلافی در آن نیست و نیازی به بحث ندارد:
🔸 إنّ عدم ذكر أصالة الطهارة عند الشك في النجاسة في علم الأصول إنما هو لعدم وقوع الخلاف فيها فإنّها من الأصول الثابتة بلا خلاف فيها، و لذا لم يتعرضوا للبحث عنها في علم الأصول، لا لكونها خارجة من علم الأصول و داخلة في علم الفقه على ما توهّم.
📚 مصباح الأصول ج2 ص249
#اصول
@Nardebane_feghahat
۱۸ دی ۱۴۰۲
✔️ مرحوم آیت الله خویی(ره) معتقد است که اگر مسألهای مورد نزاع و اختلاف نباشد، اصلاً از مسائل علم اصول نیست. مثلا در بحث حجیت ظواهر میفرمایند که حجیت ظواهر متسالمٌ علیه است بین عقلاء، لذا از مباحث علم اصول و مسائل آن شمرده نمیشود چون از اصول مسلّمه است، و هیچ اختلافی در آن نیست:
🔹 لا يخفى أن حجية الظواهر مما تسالم عليه العقلاء في محاوراتهم، و استقر بناؤهم على العمل بها في جميع أمورهم و حيث أن الشارع لم يخترع في محاوراته طريقاً خاصاً، بل كان يتكلم بلسان قومه فهي ممضاة عنده أيضاً، و هذا واضح و لم نعثر على مخالف فيه، و لذا ذكرنا في فهرس مسائل علم الأصول أن بحث حجية الظواهر ليس من مسائل علم الأصول، لأنها من الأصول المسلمة بلا حاجة إلى البحث عنها.
📚 مصباح الأصول ج2 ص117 و 118
#اصول
@Nardebane_feghahat
۱۸ دی ۱۴۰۲
نردبان فقاهت
✔️ مرحوم آیت الله خویی(ره) در مصباح الأصول میفرمایند که: قبول داریم «أصالة الطهارة» هویت اصول عملیه
✔️ اشکالی بر فرمایشِ مرحوم خویی(ره) در بیانات استاد مروی (زید عزه):
🔸 عرض میکنیم: بیان ایشان (مرحوم خویی رحمة الله علیه) مشکل دارد و قابل قبول نیست:
اما اینکه ادعا میکنند اگر مسألهای اختلافی نبود، جزء مسائل علم اصول نیست، عجیب است. ایشان برای مسائل علم اصول ضابطه میدهند که هر مسأله ای حد وسط واقع شد در مقام استنباط برای اثبات یک جعل شرعی، مسأله اصولیه است و از مسائل علم اصول است، هر چند اختلافی هم در آن نباشد.
🔹 اما اینکه ادعا کردند در اصالة الطهارة اختلاف نیست لذا نیاز به بحث در علم اصول ندارد:
اولا:ً اگر اختلاف در آن نیست چرا به مناسبتهایی در علم فقه از آن بحث میکنید که «کلّ شیء نظیف حتی تعلم انه قذر» آیا دلالت بر اصالة الطهاره میکند یا نه؟
ثانیا: ممکن است فی الجمله در اصالة الطهارة اختلاف نباشد، اما در بعض مسائل مهم در اصالة الطهارة جای بررسی و حتی اختلاف هست. «کل شیء نظیف حتی تعلم أنه قذ»، در شبهات موضوعیه بدون شبهه جاری است، حتی قبل فحص. و نیاز به فحص هم نیست در شبهات موضوعیه، چنانکه مشهور میگویند. -البته ما یک تأملی داریم که در جای خودش اشاره میکنیم- لکن این «کل شیء نظیف حتی تعلم انه قذر» آیا شامل شبهات حکمیه هم میشود یا نه؟ یا ادعا کنیم انصراف دارد به شبهات موضوعیه؟ این خودش نیاز به بحث و استدلال دارد. یا اگر نسبت به بعضی از اشیاء توارد حالتین بود و الآن شک داریم آیا در توارد حالتین اصالة الطهارة جاری است یا نه؟! {اینها} محل بحث است.
#اصول
@Nardebane_feghahat
۱۸ دی ۱۴۰۲
✔️ موضوع علم اصول
🔸 برخی موضوع علم اصول را
«ادله اربعه بما هی ادله» میدانند.
🔹 مرحوم «صاحب فصول» موضوع علم اصول را «ذات ادله اربعه» میداند.
🔸 برخی دیگر، موضوع علم اصول را «مطلق ادله» دانسته و آن را در ادله اربعه منحصر نمیکنند.
🔹 گروهی از متاخرین، موضوع علم اصول را «حجت در فقه» میدانند.
✔️ نظریات دیگری هم وجود دارد که در کتب اصولی به آنها اشاره شده است.
#اصول
@Nardebane_feghahat
۱۸ دی ۱۴۰۲
✔️ آیت الله شبیری زنجانی (حفظهاللهتعالی):
🔸 آقای خمینی قبل از ورود آقای بروجردی به قم مقیّد بود نمازها را در مدرسه فیضیه بخواند. وی نماز ظهر را پشتسر حاج آقای والد و نماز مغرب را پشتسر آقای آسید محمد تقی خوانساری میخواند.
🔹 آسید کاظم میانجی که امام جمعه خرم آباد بود و بعداً به قم آمد و الآن هم ساکن تهران است، میگفت: اگر گاهی حاج آقای والد دیر میآمد، آقای خمینی برای امامت جلو میرفت. اولین باری که حاج آقای والد دیر کرد و آقای خمینی جلو رفت، قسمتی از جمعیت بلند شدند و اقتدا نکردند. حاج آقای والد وقتی آمد، به ایشان اقتدا کرد. بار دیگر ایشان دیر کرد و آقای خمینی جلو رفت، ولی این دفعه عده کمتری از جمعیّت بلند شدند و باز حاج آقای والد آمد و به ایشان اقتدا کرد. دفعه سوّم وقتی این قضیه تکرار شد، هیچکس نرفت و همه جمعیت اقتدا کردند.
🔸 علّتش این بود که آقای خمینی در آن موقع مخالف داشت. مخالفین آقای خمینی دو دسته بودند: يک دسته علاقهمندان آقای حجّت بودند؛ چون آقای خمینی با آقای حجّت سخت مخالف بود و به آن تظاهر هم میکرد. البته قبل از وفات آقای حجّت، دیدگاه ایشان درباره آقای حجّت تغییر کرد. وجه مخالفت دسته دیگر از مخالفان آقای خمینی، تدریس فلسفه و عرفان بود.
📚 جرعهای از دریا ج3 ص643
@Nardebane_feghahat
۱۸ دی ۱۴۰۲
✔️ نظر مرحوم آیت الله سید محمود شاهرودی(ره) در مورد ارتباط مباحث فقهی با یکدیگر - به نقل از آیت الله میرزا کاظم قاروبی تبریزی(ره)
📚 سینای معرفت ص206
@Nardebane_feghahat
۱۹ دی ۱۴۰۲
✔️ العار و لا النار - به نقل از آیت الله میرزا کاظم قاروبی تبریزی(ره)
📚 سینای معرفت ص206
@Nardebane_feghahat
۱۹ دی ۱۴۰۲
✔️ پیغمبر (صلیالله علیهوآله) فرمودند:
🔹 «مَوتُ العالِمِ مُصيبَةٌ لا تُجبَرُ و ثُلمَةٌ لا تُسَدُّ، و هُوَ نَجمٌ طـمِسَ، و مَوتُ قَبيلَةٍ أيسَرُ مِن مَوتِ عالِم»
🔸 از دنیا رفتنِ عالِم، مصيبتى جبران ناپذير و رخنهاى بسته ناشدنى است. او ستارهاى است كه غروب مىكند. مرگِ يك قبيله آسانتر از فقدانِ يك عالم است.
@Nardebane_feghahat
۱۹ دی ۱۴۰۲
✳️ روایات بنیفضال (1)
✔️ درس خارج فقه استاد مهدی گنجی
98/01/26
🔹...شیخ انصاری به حکم جمله «خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا» این روایات را تمام میداند، لکن محقق خویی جواب میدهند که این حرفها درست نیست؛ خود جملهی «خذوا ما رووا» سندش ناتمام است، {چون} میرسد به «عبدالله الکوفی» (خادم حسین بن روح) که توثیق ندارد.
#رجال
@Nardebane_feghahat
۱۹ دی ۱۴۰۲
✔️ درس خارج استاد شهیدی
95/09/30
🔸 «عبدالله کوفی» که خادم حسین بن روح بوده، توثیق ندارد. بعضی روایات میگوید «خدّامنا شرار الخلق» البته سندش ضعیف است، ولی خدام ائمه که همهشان آدمهای خوبی نبودند تا چه برسد به خادم حسین بن روح که در اوج تقیه بوده است! (یک شخصی از همین خدام حسین بن روح به معاویه لعن کرد، حسین بن روح اخراجش کرد. چرا؟ برای اینکه اگر بنا بود حسین بن روح نائب خاص در مجتمع بغداد معروف بشود به اینکه خلفاء را لعن میکند، دیگر کار نمیتوانست بکند. امام زمان (علیهالسلام) هم بلد بود چه کسی را نائب خاصش قرار بدهد. نرفت علماء را نائب قرار بدهد. یک شخصی که بازاری بود، نائب خاصش قرار داد که به او حساس نشوند. حالا این خادم هم (عبدالله الکوفی) لابد کسی بوده دیگران به او حساس نبودند، یک آدم معمولی بود، از کجا معلوم ثقه بوده؟!)
#رجال
@Nardebane_feghahat
۲۰ دی ۱۴۰۲