eitaa logo
شعر انقلاب
2.9هزار دنبال‌کننده
559 عکس
178 ویدیو
3 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
کربلا تا قدس حاج قاسم رفت اما داستانی مانده است حاج قاسم رفت و راه بی‌کرانی مانده است در تنور سینه‌ها آتش‌فشانی مانده است مکتبش را دوستان و دشمنانی مانده است حاج قاسم رفت اما امتحانی مانده است تازگی‌ها هرطرف رو می‌کنی روز خداست مالک اشتر زمین افتادنش هم ماجراست حاج قاسم راز و رمز فتح خرّمشهرهاست با علی همراه شو، میزان علی مرتضاست غیرت صفّینیان را نهروانی مانده است ای خمینی‌باوران! دنیا جمارانی شده‌ست ای مسلمان! وقت تجدید مسلمانی شده‌ست شهر را یک‌روز می‌بینی چراغانی شده‌ست کربلا تا قدس لبریز سلیمانی شده‌ست منتظر باش اتفاق ناگهانی مانده است نور پنهان، ماه پشت ابرها، ظلمت زیاد دشمنی بسیار و فتنه بی‌حد و بدعت زیاد بزدل و کج‌فهم و سازش‌کار و بی‌غیرت زیاد کوفیان! ما اهل ذلت نیستیم! عزّت زیاد! در دل ما قاب عکس پهلوانی مانده است حاج قاسم کربلایی بود و سرتاپا حسین خوش به حال آن‌که تا آخر بماند با حسین لِلذینَ آمَنوا فی هذهِ الدنیا... حسین هرکه عزم کربلا دارد بگوید «یا حسین» بار سنگینی به دوش کاروانی مانده است ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
زبان حال مسجد الاقصی چقدر «ها» کند این دست‌های لرزان را؟ چقدر؟ تا که کمی سردی زمستان را... چقدر با تن یخ بسته، باز صبر کند هجوم رخوت و تخدیر برف و بوران را؟ به سینه و سر خود می‌زنند پنجره‌ها کسی نواخته انگار طبل طوفان را به پشت پنجره‌های شکسته می‌بیند تمام روز تگرگ و گلوله‌باران را مسیرها همه صعب‌العبور و نافرجام خدا به‌خیر کند جاده‌های لغزان را به دوش خسته کشیده‌ست سالیان زیاد شبیه گنبد خود درد و رنج انسان را به لطف هُرم نفس‌های انبیاست، اگر رسانده تا به چنین روز نیمۀ جان را اگر صدای گلوله امان دهد شاید به گوشمان برساند نوای ایمان را کنار منبر گوشه‌نشین خود دیده‌ست نفس نفس زدنِ آیه‌های قرآن را شریک گریۀ محراب می‌شود گاهی مگر کمی ببرد غربت شبستان را میان حلقۀ لات و هبل گرفتار است چقد گریه کند خنده‌های شیطان را؟ بخوان دو کاسۀ خون در هجوم اشک‌آور برای ندبۀ آدینه چشم گریان را نماز جمعۀ این هفته هم اقامه نشد کجای دل بگذارد غم فراوان را هنوز حسرت یک عید بی عزا دارند مناره‌ها که ندیدند ریسه‌بندان را تنیده تار به تکرار عنکبوتی پیر که سهم خویش کند گوشه‌های ایوان را مترسکی که اجیر کلاغ‌ها شده است شکسته با تبرش حرمت درختان را به حُسن یوسف خود آب می‌دهد با اشک و مرهمی شده این‌گونه زخم گلدان را «نماز نور بخوانید بر جنازۀ شمع» شنیدم از «زکریا» به مصرعی آن را به کوچ شانه‌به‌سرهای این دیار قسم که باد نوحه شده غربت سلیمان را- به آن عزیز که از چاه آمد و با آه کشید در بر خود میله‌های زندان را به نغمه‌های مناجات حضرت داوود که برده بود دل عاشق پریشان را به آسمان چهارم که در جوار مسیح به انتظار نشسته غروب هجران را به گریه‌های جگرسوز حضرت یعقوب که قطره قطره به غم بُرد شهر کنعان را به کوه طور که در سوگ حضرت موسی به انکسار کشانده‌ست کوه فاران را به الخلیل که در سوگ لاله‌ها دیده‌ست به کوچه کوچۀ خود حجلۀ شهیدان را -از آن مسجدالاقصی‌ست لحظۀ معراج که با صلابت خود جار می‌زند آن را هنوز منتظر است و...، هنوز منتظریم چقدر صبر کند سردی زمستان را؟ به سمت کعبه نگاهش نماز می‌خواند به این ‌امید که آن آفتاب پنهان را... ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
والفتح... آزادی خاک، برملا خواهد شد آشوب، نصیب سایه‌ها خواهد شد سوگند به سنگ و خشم و فریاد و جنون والفتح بخوان، قدس رها خواهد شد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
عطر زیتون‌ عطر زیتون‌های رام الله دارد کوچه‌هایت واژه واژه از دل تاریخ می‌آید صدایت خاک تو سجادۀ موسی و ابراهیم و عِمران رفته بالا، دست در دستِ پیمبرها دعایت ذره ذره خاک تو شد دانۀ تسبیح مریم عطر انفاس مسیحا می‌دهد باد صبایت یک سحر ای کاش «سُبحانَ الَّذی أَسریٰ» بخوانم بین سجده، در حیاط مسجد الاقصی برایت.. یک سبد زیتون برای شاعران می‌چینم آری می‌سرایم از تو و گیسوی در باران رهایت می‌سرایم از قیام سنگ‌ها در دست یک زن از حنابندان خون، از سرخی رنگ حنایت قبلۀ آغاز اسلامی و خود مایل به کعبه مرگ بر هر کس بخواهد از مسلمانی جدایت! أنتُمُ الاَعلَونْ یا شعب الفلسطین المُقاوم وعده داد این را محمد، وعده داد این را خدایت در دلم الله‌اکبر‌های بسیاری‌ست اما صبح پیروزی رهاشان می‌کنم در دشت‌هایت ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
ایران سربلند ایران سرافزار من ایران سربلند ایران هوشیار من ایران هوشمند هرچند داغ‌داری و هرچند خسته‌دل هرچند سوگواری و هرچند دردمند تا دشمن حسود تو از خشم جان دهد با دوستان سوته‌دل خود بگو بخند خوش باش ای فلات شهیدان! که دیر نیست دستان شرقی تو، بت غرب بشکنند با کربلا گِل تو سرشته‌ست چون تو راست با آن بهشت خاطره، پیوندی ارجمند ایران بی‌شهید و شهادت چه ظلمتی‌ست یعنی تو را ز وحشت و ظلمت بیاکنند؟ این بوی کربلاست که مستانه می‌وزد از کاکل سپید دماوند تا سهند زلفی ز دختران تو از شانۀ عفاف بیرون مباد! تا که پلشتان به هم زنند شمعی ز مهر فاطمه در من شکفت و گفت: ایرانیان پاک چو پروانه منند گفتم: ولی گروهی از اینان...، اشاره کرد: محتاج توبه‌اند ولی پاک‌دامنند ما گردی از تو را به صبا هم نمی‌دهیم! هستیم همچو کوه بر این گفته، پای‌بند خاتون صبح، زلف سحر شانه کرد و گفت: برخیز خواب‌های تو هم، سایه‌روشنند با اهل شب، حکایت ظلمات تا به کی؟ با اهل روز، قصۀ خورشید تا به چند؟ ✍🏻 (فرید) 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
هدایت شده از آیات غمزه
بیش از ده سال از راه اندازی سایت آیات غمزه می گذرد. سال هایی که هنوز شبکه های اجتماعی رونق امروز را نداشتند و شبکه های موبایلی هنوز اختراع نشده بودند؛ شاید بیشتر ین جذابیت سایت یکی به خاطر جمع آیات بود که به نوعی شبکه ی اجتماعی سایت بود و بستری برای گفتگوهای سودمند بین شاعران و تمرین های مهارت افزایی ؛ و یکی به خاطر دفتر کاربران که نقد اشعار به طور جدی در آنجا دنبال می شد. در این سال های اخیر ولی جذاب ترین بخش سایت ، نظراتی است که رهگذران ، پای اشعار دفتر مجازی ثبت می کنند. در آن سال ها بیشترین نظری که پای اشعار ثبت می شد نظر شاعران بود و محتوایی فنی و تخصصی داشت، این سال ها ولی بیشترین نظرات مربوط به غیر شاعران می شود و اغلب درگاه های ورودی هم موتورهای جستجو هستند؛ یعنی کسانی که شعر یا شاعر خاصی را در فضای وب جستجو کرده اند. خواندن نظرات این افراد که غالباً مخاطب حرفه ای شعر نیستند، و زوایای مختلف و متنوع نگاه آنان همواره برای من جذاب و آموزنده است. این زاویه ی نگاه ها و تفاوت دغدغه ها را به دسته های مختلفی می توان تقسیم کرد: مثلاً دانش آموزانی که فردا امتحان ادبیات دارند و دنبال معنی یک بیت شعر می گردند و نظری که ثبت می کنند این است که کاش معنی این شعر را هم می نوشتید. یا افرادی که در تنگنای معیشتی قرار دارند و فکر می کنند شاعران دیدار رهبری هر روز یا هر شب خدمت ایشان می روند و برایشان شعر می خوانند. این افراد پای اشعاری که در دیدار رهبری قرائت شده نظر می گذارند و تقاضایشان این است که مشکلات مالی شان را به گوش مقام معظم رهبری برسانند. عموماً شماره تماس و شماره کارت خود را هم درج می کنند. افرادی که از طرفداران جوگیر یک شاعر خاص هستند و هدفشان فقط بالا رفتن تعداد نظرات یک شعر است. و زوایای نگاه فراوان دیگر که هر کدام جذابیت خودش را دارد. از آنجا که انتشار این نظرات نیاز به تایید دارد، در تمام این سالها نظرات را با دقت خوانده ام و آنچه برایم آموزنده بوده قدرت اجتماعی و تأثیرگذاری غبطه برانگیز بعضی اشعار است. اینکه یک شعر چقدر می تواند در بزنگاه ها نقش اجتماعی درستی ایفا کند، اینکه یک شعر چقدر می تواند در بهترین موقعیت حال عده ای را خوب کند، موجب انس و الفت دیدگاه های متفاوت نسبت به هم و نزدیک شدن قلب ها به یکدیگر باشد در مواقع هجوم و طمع بیگانگان با جهت گیری درست، خار چشم دشمنان میهن و مردم و خنکای قلب دوستان ایران و ایرانی باشد التیام زخم های فراوان باشد و... معمولا هر نظری را با هر دیدگاهی منتشر می کنم به جز نظراتی که حاوی فحش و الفاظ رکیک و اهانت باشند. این دسته ی اخیر از نظرات هر چند نسبت به عموم نظرات ناچیزند اما باز هم تعدادشان کم نیست. برایم جالب است که اهل فحش و ناسزا و اهانت و ترک ادب همیشه عده ی خاصی هستند که برای من و شما شناخته شده اند اما هیچ وقت واکنش هایشان در دایره ی ادب و منطق نمی گنجد و گویی آتش فشانی از عقده های عمل نکرده اند. در میان اشعار منتشر شده در سایت بعضی از اشعار بیشترین سهم را از ناسزاگویان داشته اند، مثلا شعر فتنه ی آقای مهدی جهاندار یا شعر رضاجان است شاه مردم ایران رضا خان نه سروده ی محمدحسین ملکیان که شاید این دو شعر رکورد دار فحاشی فحاشان بوده اند. من در انتشار نظرات، پاسخگوی هیچ کس و هیچ چیز جز وجدان و اخلاق و انسانیت نیستم وگرنه انتشار این دسته از نظرات خود گواه حقانیت و موضع گیری درست و به جای شاعرانشان است. برایم جالب بود که از بین تمام اشعاری که در دیدار اخیر شاعران با مقام معظم رهبری خوانده شد، یک غزل آماج فحش و فضیحت ناسزاگویان قرار گرفت. و این بار هم غزلی بود از یک شاعر اصفهانی سرکار خانم سپهکار با شعر این شغل مادرزادی ام را دوست دارم این گونه موضع گیری ها نشان می دهد که یک شاعر با درک درست ضرورت ها و نقطه زنی دقیق، چقدر می تواند اثرگذار باشد. همین که موضع گیری های منفی عموما از سوی کسانی است که تنها منطقشان فحش و فضیحت است یعنی شاعر قدم خود را به درستی برداشته و دین خود را به خوبی ادا کرده. وگرنه این شعرا سالهاست که در محافل ادبی سرسختانه ترین نقد و نظرات را از سوی اساتید نسبت به اشعارشان شنیده اند و در سروده های خود لحاظ کرده اند. @ayateghamze
هدایت شده از شعر انقلاب
آزادی‌ام را دوست دارم من یک زنم آزادی‌ام را دوست دارم ایرانی‌ام، آبادی‌ام را دوست دارم هم مادر و مادربزرگم خانه‌دارند این شغل مادرزادی‌ام را دوست دارم مُهر مرا از جانمازم باز برداشت با کودک خود شادی‌ام را دوست دارم می‌گیرمت ای بچّه‌آهوی گریزان آهویی و صیّادی‌ام را دوست دارم دور اتاقش عکس‌هایی از شهیدان سرو دهه‌هشتادی‌ام را دوست دارم در شهر، آزادی اسیر این و آن است در خانه‌ام آزادی‌ام را دوست دارم ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
حُسن انتخاب زنم که آینگی حُسن انتخاب من است زبان مادری‌ام شعر بی‌نقاب من است به لمس شاپرکی تازه می‌شود جانم خمیدن قد گل‌بوته‌ای عذاب من است همین تبسم آرام، چای عطرآگین همین نشاندن گل کار پر ثواب من است همین حضور، همین از نفس نیفتادن به‌روز واقعه معنای انقلاب من است سؤال می‌کنی از حاصل صبوری‌هام و خنده‌های خوش کودکم جواب من است منم که دیده به فردای روشنی دارم و چشم کودک من سوی آفتاب من است منم که می‌شکفم در زلال پاکی‌ها که خار چشم همه دشمنان حجاب من است ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
سخت‌تر از... سخت‌تر از این‌که روز از کفر و ایمان بگذریم سخت‌تر از این‌که از شب با غم نان بگذریم سخت‌تر از این‌که از خیر همان یک لقمه نان با وجود درد بی‌درمان دندان بگذریم سخت‌تر از این‌که همچون کودکان گل‌فروش با نگاه مضطرب از هر خیابان بگذریم سخت‌تر از این‌که با پای برهنه تشنه‌لب از میان خارهای یک بیابان بگذریم سخت‌تر از این‌که چندین روز قبل از اربعین بی گذرنامه شبی از مرز مهران بگذریم سخت‌تر از این‌که شام جمعه با دلواپسی از خیابان ولی‌عصر خندان بگذریم سخت‌تر باشد که در بین بلاد مسلمین هر کجا که خواستیم از حکم قرآن بگذریم در وصیت‌نامه‌ها گفتند و گفتند از حجاب با چه رویی از روی خون شهیدان بگذریم؟! چادر صدیقۀ اطهر شهادت می‌دهد ما برای آرمان خویش از جان بگذریم ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
14.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیبایی‌ات حَراج، به بازارِ تن مَباد پوشیده باش تا که فقط جان ببینمت 📹 شعرخوانی در حضور رهبر انقلاب با موضوع 🇮🇷 @Shere_Enghelab
«راه ناتمام» آن روز بگشوده بال و پر با سر به سوی وادی خون رفتی گفتی: «دیگر به خانه باز نمی‌گردم امروز من به پای خودم رفتم فردا شاید مرا به شهر بیارند -بر روی دست‌ها-» اما حتی تو را به شهر نیاوردند گفتند: «چیزی از او به جای نمانده است جز راه ناتمام» ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
ما مرد جهادیم ماه رمضان، ماه خدا، ماه دعا بود از آتش دوزخ دل عشاق رها بود ای ماه! هلال تو به من درس ادب داد شیرینی نام تو حلاوت به رطب داد عمری‌ست که شاگرد همان مکتب قدریم چون آینه‌ها تشنۀ نور شب قدریم ای ماه پر از رحمت و ای ماه پر از عشق ای راه پر از نعمت و ای راه پر از عشق صد نور بر آن دل که پر از ذکر و دعا شد سی روز تمام آمد و مهمان خدا شد در ماه خدا بندگی یار، بهشت است هنگام سحر، لحظۀ افطار، بهشت است صد حیف از افطار و سحرهای تو ای ماه بر جان و جهان مانده اثرهای تو ای ماه ای ماه خدا، رفتی و دلتنگ تو هستیم ما تشنۀ آن نغمه و آهنگ تو هستیم آن گریه و آن سوز و گداز تو کجا رفت شب‌های پر از راز و نیاز تو کجا رفت لبریز سلامی و پر از مهر و درودی زنگار از آیینۀ دل را تو زدودی ای کاش که بعد از رمضان پاک بمانیم مرهم به دل زخمی صدچاک بمانیم.. برخیز که دل‌ها همه لبریز امید است عید آمده، عید آمده، عید آمده، عید است «عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت» یک لحظه دل ما ز غم یار جدا نیست جز خون حسین بن علی در رگ ما نیست ما غیرت کوهیم ولی در جریانیم یاری‌گر مظلوم به هر جای جهانیم ما یار فلسطین و یمن، یار عراقیم ما یاور یک‌رنگی و ما خصم نفاقیم ما آینه بودیم که از سنگ نبودیم یک بار هم آغازگر جنگ نبودیم اما همه‌جا وقت خطر، مرد جهادیم پیروز نبردیم و هماورد جهادیم شیریم و مبادا که ز روباه بترسیم هیهات که از آخر این راه بترسیم ای جان! بشنو نغمۀ مرغان چمن را از باد سحر، نام شهیدان وطن را مرگا که بخواهیم به این کار بنازیم با خون شهیدان وطن کاخ بسازیم دل می‌شود از روز ازل کرببلایی با همت پر شور جوانان ولایی حالا که وطن بیشۀ شیران جهادی‌ست عزت همه مدیون مدیران جهادی‌ست.. جز راه خدا، راه دگر راه تباهی‌ست این پست و مقامات فقط چند صباحی‌ست باید که خداترس بمانند مدیران لبریز گل و عشق شود بیشۀ شیران شرما! به مدیری که فقط تشنۀ میز است در عرصۀ خدمت همه‌جا اهل گریز است ای کاش که پیغام عدالت بدرخشد با یاد علی نام عدالت بدرخشد.. ای حضرت مسئول! خودت را نکنی گم نگذار که کوچک بشود سفرۀ مردم شادی برسان بر دل هر غنچۀ غمناک حاشا که به منزل ببری لقمۀ ناپاک.. دریاب غم سفرۀ نان پدران را این درددل سوختۀ کارگران را این نکته بدانند همان قوم که خام‌اند مردم همه تا آخر خط پای نظام‌اند برخیز که از ماه وطن نور بگیریم از رهبر خوبان همه دستور بگیریم جز حضرت آیینه کسی رهبر ما نیست اندیشۀ تسلیم شدن، در سر ما نیست دیری‌ست که در کشور ما موج گرانی‌ست آری دل مردم همه غرق نگرانی‌ست هرچند از این حادثه مردم گله‌مندند چون سرو پر از همت و افکار بلندند ای کاش که پایان بپذیرد نگرانی درمان شود این درد جگرسوز گرانی برخیز که از حل مسائل بنویسیم از تکیه به ظرفیت داخل بنویسیم با این همه رنجی که وطن دیده ولی باز مانند دماوند سترگ است و سرافراز ما فاتح میدان نبردیم، دلاور ما شیعه و سنی همه هستیم برادر آری دل طوفانی ما مظهر عشق است سردار سلیمانی ما مظهر عشق است ما منتظر رؤیت آن صبح سپیدیم همچون حججی‌ها همه از نسل شهیدیم برخیز که هنگامۀ پرواز رسیده «از خون جوانان وطن لاله دمیده» پیچیده به هر خاک چنان عطر شهیدان آوازۀ جمهوری اسلامی ایران ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab