eitaa logo
🥀عکس نوشته ایتا🥀
3.4هزار دنبال‌کننده
18.8هزار عکس
5هزار ویدیو
47 فایل
😘همه چی تواین کانال هست😘 ⬅تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران➡ 💪تأسیس:1398/05/3💪 مدیر⤵️⤵️ @yazahra1084 @kamali220👈شنوای حرفاتونیم🎶🎶🎶 ادمین تبادلات⤵️⤵️ @Yare_mahdii313 تعرفه های کانالمون⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/4183359543C72fc8331a5
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی از مردم اصرار دارند که خود را به دیگران بشناسانند و ثروت خود را به رخ آنها بکشند. اما این نوع آدمها در درون خود زجر می کشند زیرا شادی آنها وابسته به  تفکر دیگران است. “مهم بودن” را فراموش کنید تا آرامش نصیب تان شود. هر چه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید، بیشتر تحسین می شوید.                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
اگه بخوایم صبر کنیم تا آماده باشیم بعد شروع کنیم بایدکل زندگیمون رو به صبر کردن بگذرونیم شروع کنید! با هر چیزى که دارین از هر جایى که هستین ، هر چقدر که میتونید، اما شروع کنید                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
┄┅─✵💝✵─┅┄ خــدایا شروع سـخن نامِ توست وجودم به هر لحظه آرامِ توست دل از نام و یادت بگـیـــرد قـرار خوشم‌چون که باشی مرادر کنار سلاااام الهی به امیدتو صبحتون بخیر💖 💐🌷🦋🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @hedye110
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است بال و پر دارد اللهم عجل لولیک الفرج                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
🔹 🦚 چهل روز از تولدش میگذشت و چهل روز بود که هر شب با صدای جیغ زنی از خواب میپریدم،خوب میدونستم تموم این کابوسام تاثیر حرفای عزیزه،مدام‌ تو گوشمون میخوند تا چهل روز باید مراقب زن زائو و نوزاد تازه به دنیا اومدش باشی چون هر لحظه ممکنه پیرزن سفید مویی با رخت و لباس سیاه وارد بشه و بچه رو برداره و با بچه ی خودش یا بچه از ما بهترون عوض کنه و جگر زائو رو بیرون بکشه،برای همین شبها کنار مادرم و برادرم میخوابیدیم تا اگر پیرزن هوس وارد شدن به عمارت رو کرد بهش اجازه نزدیک شدن به زائو و نوزاد رو ندیم،عزیز هر شب پیاز و سیخ فلزی بلندی زیر بالشت آنام میگذاشت چون به گفته خودش آل رو دور میکرد،چشمامو توی زوایای اتاق چرخوندم حتی فکر کردن بهش هم ترسناک بود! خدا روشکر امشب دیگه آخرین شب بود و امیدوار بودم از فردا بتونم راحت تر بخوابم،هر چند از فردا شب کابوس های جدیدتری انتظارم رو میکشید چون همین امروز و فردا بود که آتاش آدم میفرستاد به دنبالم تا منو برگردونه ده بالا! اواسط بهار بود که خبر آوردن درد زایمان آنام شروع شده و هر جور شده با اصرار و التماس و وساطتت خان آتاش رو راضی کردم که اجازه بده چند روز مونده از عده رو کنار آنام بگذرونم و حالا که حال و روز خوشی نداره کمک دستش باشم چون از اون روزی که با اورهان صحبت کرده بودم به بی بی سپرده بود تا بدون اجازه اون نذاره از عمارت بیرون برم و رسما زندونی شده بودم،اورهان رو هم زیاد نمیدیدم صبح تا شب بیرون عمارت بود و شب تا صبح رو توی اتاق مشترکمون سر میکرد تا وقتی ده بالا بودم هنوز نپذیرفته بود با سهیلا هم اتاق بشه،انگار کلا قید دنیا و آدماش رو زده بود،حتی کم پیش میومد سر سفره حاضر بشه و اکثر مواقع غذاشو توی اتاق آوان و همراه اون میخورد،الانش رو دیگه خبر نداشتم اما خوب میدونستم هیچ چیز از حوریه و سهیلا بعید نیست،ممکن بود هر لحظه فتنه ای بچینن و اورهان رو توی تله خودشون بندازن،درسته تا آخر عمر به اورهان حروم شده بودم اما هنوزم فکر و خیال بودنش با سهیلا به سر حد جنون میرسوندم و ترجیح میدادم زیاد بهش فکر نکنم، هرچند وقتی شب ها سر روی بالشت میگذاشتمو پلکامو روی هم،اولین فکری که از ذهنم میگذشت همین بود،یعنی الان اورهان توی اون اتاق تو آغوش سهیلا شب رو صبح میکنه؟🦋🦋🦋🦋 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻
                   @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
                   @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
                   @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پیــــــام_مــعنـــــوی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (کانالی که شـمــــا را بخـــــدا می رساند.)🌸🌹 📤 📤 📤 📤 📤 📤 📤 ╭━━❀🕊❀🌼❀🕊❀━━╮ http://eitaa.com/joinchat/285343744Cd2c9dd19f6 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانالی ‌که با پیامها و در اختیار شماست. ╰━━❀🕊❀🌼❀🕊❀━━╯
🌟دعایی جلب خواستگاران زیاد برای جلب خواستگار زیاد و گشایش و تسهیل امر ، با حضور و توجه قلبی سوره های مبارکه ذیل را 👇 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 نماز برای بخت گشایی و ازدواج 🌻 👌 روش خواندن این نماز :⇩ https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56
شهیدی که جوان‌ها برای ازدواج بهش متوسل میشن🙈👇 💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍 اگر مجردین یا جوون مجرد دارین بزنین رو حلقه ها یا لینک زیر 😍 eitaa.com/joinchat/2502164482C4aec33066a
۴ حرفه اما بندگی حرفه👌🏻🌸' بندگی کردن؛ هر مسلمونیه 😌💛' اصلا خوبی هستی برای او⁉️😢' اصلا میدونی چیه؟😓💔' مجلسی برای تمرین بندگی📿' 💠http://eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef 💔 🕊
یه کانال پر از 🦋حدیث_های_ناب 🦋عکس_نوشته_های_بی_نظیر 🦋حرف_های_دل 🦋کیلیپ_های_دلنشین_وتاثیرگذار 🦋مداحی_های_بسیار_زیبا حرف های دلت رو برامون ارسال کن با نام خودت تو کانال قرار میگیره اینم لینکش👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9 تا دلت بخواد مسابقه داریم با جوایز نقدی🎁🎁🎁🎁
┄┅─✵💝✵─┅┄ ✨صبحتان متبرك بہ اسماء اللہ یا اللہ و یا ڪریم یا رحمن و یا رحیم یا غفار و یا مجید یا سبحان و یا حمید ‌ سلاااام الهی به امیدتو💖 ❤️🖤🌷🦋🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @delneveshte_hadis110
تا یخ نزده ریشہ ے ایمان برگرد اے فصل بهـار در زمستان برگرد مردیم از ین بے ڪسے و دربدرے اے صاحـب ذوالفقارو قرآن برگرد سلام بر قطب عالم امکان، صاحب عصر و الزمان💚                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
🔹 🦚 اون روزا خان حسابی نگرانش بود چند باری ازش خواسته بود که حتی اگه نمیخواد با سهیلا هم اتاق بشه،اتاق دیگه ای رو برای زندگی انتخاب کنه،خیال میکرد من اون اتاق رو جادو کردم اما اورهان گوشش به این حرفا بدهکار نبود! واقعا که اورهان دل بزرگی داشت،خود من حتی طاقت یک ساعت موندن توی اون اتاق و‌شنیدن عطر تن اورهان و حس کردن تموم خاطراتی که با هم توی گوشه گوشه اون اتاق داشتیم رو نداشتم،خان که حال و روز اورهان رو میدید هر روز از آتاش میخواست منو طلاق بده و دختر دیگه ای رو برای ادامه زندگی انتخاب کنه میخواست منو از عمارت بیرون کنه تا کمتر موجب آزار پسرش بشم،خیال میکرد به خاطر حضور من توی عمارته که اورهان حتی از غذا خوردن کنار اهالی هم فراریه،اما آتاش آدمی نبود که از تصمیمی که گرفته منصرف بشه،حتی حاضر نبود اجازه بده برای زایمان مادرم بیام و با دخالت های خان تونسته بودم راضیش کنم این چند روز رو اینجا بمونم چون به خیال خودش زایمان آنام بهوونه بود و قصد داشتم‌ توی این مدت با اورهان فرار کنم اما وقتی خان تضمین کرد که بعد از چهل روز خودش منو برمیگردونه دیگه حرفی نزد،دلیل این همه اصرارش به موندنم کنارشو نمیدونستم،اما هر چی بود علاقه نبود چون طرز نگاه کردنش با اورهان که عاشقم بود زمین تا آسمون تفاوت داشت! چهل روز پیش وقتی رسیدم عمارت دست و پام از نگرانی یخ بسته بود،دعا میکردم اول حال آنام و بعد بچه ی توی شکمش خوب باشه،سکینه ماما همراه عزیز بالای سر آنام بودن و منو آقام و بقیه پشت در به انتظار ایستاده بودیم،تموم لحظات تلخ زندگیمون و کلفتی کردن خودم و آنام فقط به خاطر اینکه دختر بودم از جلوی چشمم رد میشد و آرزو میکردم اینبار خدا نظر لطفشو به آنام بندازه تا دختر دیگه ای شاهد این همه زجری که من کشیدم نباشه،زنعمو هم دست به دعا نشسته بود حتما داشت دعا میکرد تا مادرم دوباره دختر به دنیا بیاره،اما انگار دعای من زودتر به گوش خدا رسیده بود که سکینه ماما بلند گفت یا محمد (ص)،حرفش به این معنی بود که بچه آنام پسره،آقام از خوشحالی گریه میکرد و عزیز بلند بلند صلوات میفرستاد،بعد از مدت ها از ته دل خوشحال بودم،چهره در هم زنعمو هم دیدنی بود چون میدونست با اومدن برادرم،آرزوی خانوم بزرگ شدن عمارت رو باید به گور ببره...🦋🦋🦋🦋🦋 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻
‌ یکی از عاشقانه‌های آذری اینه‌‌ که وقتی عاشق میشن به طرف مقابلشون میگن: «سن نواخدان منیم نفسیم اولدون» یعنی: تو از کی نفس من شدی:)؟!♥️                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
یکی که صدات کنه، نه برای اینکه باهات کار داره، نه برای اینکه حالت رو بپرسه، یا حتی بگه دوستت دارم. صدات کنه چون یه لحظه قبلش، توی خلوت خودش داشته عمیق بهت فکر میکرده، و شیرینی اون رویا فقط با آوردن اسمت براش تکمیل میشه …                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
تمام قشنگي خونه به پنجره هاييِِ كه پشتشون كلي گلدون گذاشتيم، به بوي غذايي كه پيچيده تو فضا و يه استكان چايي تازه دم...                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
برخے لحظه ها هستند ڪه دوست دارے میتونستے زندگے را در آنهـا متوقف ڪنے .... آرزو میڪنـم زندگیتــون پراز این لحظه هاے شیرین باشه                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
💕هنگامیکه نرم و صحبت می‌کنید افراد را جذب خود میکنید و میتوانید بر روی آنها $تأثیر بگذارید آدم‌های خشن، داد و و زودجوش افراد برای اطمینان کردن‌ نیستند.                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
💕بعضیام حرفاتو میکنن که تلویزیونم یوسف پیامبر و پخش 😐                    @Aksneveshteheitaa                🏴🖤🏴
هدایت شده از ❣کمال بندگی❣
🌴 🌴 🌴 يادت هست، وقتى نُعمان در مسجد كوفه سخنرانى مى كرد، چه كسى با او مخالفت نمود؟ بله، عبد الله حَضرَمى را مى گويم. او بود كه از سياست صلح آميز امير كوفه انتقاد كرد و سعى كرد تا نيروهاى حكومتى كوفه را درگير جنگ با مسلم نمايد. اكنون او مى داند كه اگر امام حسين(ع) به كوفه بيايد، كوفه بدون جنگ، تسليم او خواهد شد و از آن جهت كه كوفه، قلب جهان اسلام است و به زودى آتش انقلاب از اين شهر به همه جا سرايت خواهد نمود، روزگار سختى در انتظار يزيد خواهد بود. براى همين، او دست به قلم مى برد و نامه اى به يزيد مى نويسد! عجيب است! تا قبل از اين نامه، يزيد از اوضاع كوفه بى خبر بوده است; زيرا امير كوفه به جهت سياست صلح آميز خود، او را از حوادث كوفه مطّلع نكرده است. نامه اى كه اين جاسوس براى يزيد مى نويسد، باعث حوادث زيادى مى شود. آرى، همين نامه اوضاع مناسبى را كه در كوفه ايجاد شده بود، در هم مى پيچد و طوفان عظيمى به پا مى كند. شب است و مردم شهر دمشق در خواب هستند كه نامه رسان به قصر يزيد مى رسد. او به نگهبانان قصر مى گويد: "من نامه مهمّى دارم و بايد آن را به يزيد بدهم". يزيد از خواب، بيدار مى شود و نامه را باز مى كند و اين چنين مى خواند: اى يزيد! مسلم به كوفه آمده است و مردم با او بيعت كرده اند. اگر كوفه را مى خواهى، فرد ديگرى را براى حكومت كوفه بفرست كه شجاع و نترس باشد; چرا كه نعمان، امير فعلى كوفه، با دشمنان تو مدارا مى كند. يزيد از خواب خوش خود بيدار شده و مضطرب مى شود. او مى داند، اگر فقط كمى دير بجنبد، كوفه سقوط مى كند. و در آن صورت، ديگر روزگار او سياه مى شود. اكنون يزيد آشفته است و خواب به چشمش نمى آيد. او باور نمى كرد كه امير كوفه تا اين اندازه اهل مدارا كردن باشد كه در مقابل ورود مسلم به كوفههيچ اقدامى نكند. تا اين لحظه تمام توجّه يزيد به شهر مكّه بود; چرا كه امام حسين(ع) در آنجا حضور داشت و با توجّه به نزديك شدن ايام حج، از حضور هزاران نفر در مكّه هراس داشت. امّا او هرگز فكر نمى كرد كه كار كوفه به آنجا برسد كه مردم آشكارا با مسلم بيعت كنند. آن هم بيعت هجده هزار نفر! يزيد از اين نكته هم باخبر شده است كه مسلم، نامه اى به امام حسين(ع)نوشته و از او خواسته است كه به سوى كوفه بيايد. چرا امير كوفه اين خبرها را براى او ارسال نكرده است؟! او بايد امير كوفه را بركنار كند. به نظر شما يزيد چه كسى را براى كوفه خواهد فرستاد؟ با من همراه باشيد. 🌳🌳🌳🌳🌳 <========●●●●●========> eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef <==≈=====●●●●●========>