eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.2هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
982 ویدیو
74 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
#موقعیت_جغرافیایی #عملیات_بیت_المقدس_2 محدوده عملیات #لشگر_10_سیدالشهداء_(ع) رمز عملیات : #یا_زهراء_(س) @alvaresinchannel
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 🍃🌺 🌹🍃فرمانده مهندسی رزمی و تخریب🌹🍃 ✍️: راوی: فرمانده ما شهید حاج ارادت عجیبی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت. گریه بر فاطمه زهراء سلام الله علیها برای ایشون جایگاه خاصی داشت. اوایل بهمن سال 64 بود و از جایی برمیگشتیم پشت وانت نشسته بودیم . وانت اطاقدار بود و ایشون همیشه از فرصت ها استفاده میکرد روش رو به من کرد و گفت : مرشد برامون بخون است. من هم به جهت علاقه ای که به حاجی داشتم اجابت کردم و سلامی به حضرت زهراء(س) دادم و اشعاری خوندم از همون ابتدا حاجی سرش رو بین زانوهاش گذاشت و تکان شونه هاش شروع شد . خوندن من که تموم شد حاجی کف وانت رو خیس کرده بود. حاجی مزد این همه اخلاص رو از بی بی دو عالم گرفت و چند روز بعد و در (شهادت به روایت 95 روز) در حین هدایت دستگاههای برای احداث خاکریز در خط اول به شهادت رسید. 🍃🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🍃🌷 @ALVARESINCHANNEL
جلسه فرماندهان (ع) بهمن سال 64 جلسه فرماندهان لشگر10 در چادر تبلیغات تخریب در روستای ام النوشه برگزار شد. بالای سر حاج آقا فضلی روی بدنه چادر نام به چشم میخوره سلیمان خاطر سرباز فداکار مصری بود که مزدوران اسرائیلی رو در صحرای سینا به رگبار بسته بود و خبر شهادت این دلاور مرد مصری به ایران رسیده بود و رزمندگان هم برای زنده نگهداشتن یاد این عزیز شهید نام چادر تبلیغات گردان تخریب رو به نام سلیمان خاطر گذاشتند. جلسه با تفسیر قرآن توسط آغاز شد. چون ایام فاطمیه بود ، بیانات به ذکر مصائب علیها به اتمام رسید. بعدش هم فرمانده های واحد های پشتیبانی رزم آخرین گزارشات خود رو از کارهای انجام شده دادند. در این جلسه بارها فرمانده لشگر تاکید کردند که حتما مسائل حفاظتی به طور کامل انجام شود که دشمن از عملیات آینده با خبر نگردد. 🌹 🌹🌹🌹🌹🌹 @alvaresinchannel
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 🍃🌺 🌹🍃فرمانده مهندسی رزمی و تخریب🌹🍃 ✍️: راوی: فرمانده ما شهید حاج ارادت عجیبی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت. گریه بر فاطمه زهراء سلام الله علیها برای ایشون جایگاه خاصی داشت. اوایل بهمن سال 64 بود و از جایی برمیگشتیم پشت وانت نشسته بودیم . وانت اطاقدار بود و ایشون همیشه از فرصت ها استفاده میکرد روش رو به من کرد و گفت : مرشد برامون بخون است. من هم به جهت علاقه ای که به حاجی داشتم اجابت کردم و سلامی به حضرت زهراء(س) دادم و اشعاری خوندم از همون ابتدا حاجی سرش رو بین زانوهاش گذاشت و تکان شونه هاش شروع شد . خوندن من که تموم شد حاجی کف وانت رو خیس کرده بود. حاجی مزد این همه اخلاص رو از بی بی دو عالم گرفت و چند روز بعد و در (شهادت به روایت 95 روز) در حین هدایت دستگاههای برای احداث خاکریز در خط اول به شهادت رسید. 🍃🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🍃🌷 @ALVARESINCHANNEL
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷 ✨🌷 🔴مرحله دوم عملیات کربلای 5 ✅ماموریت (ع) با انتقال گردان زهیر به ضلع شمالی کانال ماهی ـ که از صبح روز دوم عملیات انجام شد ـ زمینه‌های ورود لشکر سیدالشهدا(ع) به منطقه جدید فراهم گردید. گردان‌های لشکر سیدالشهدا(ع) حدود ساعت 18 حرکت خود را آغاز کردند تا به نزدیک‌ترین نقطه برای رهاشدن برسند. رزمندگان دو گردان زهیر و حضرت قاسم ساعت 21 به کانال ماهی رسیدند و با عبور از این کانال و استقرار در کانال نفررو دژ اول (غرب کانال ماهی)، تا ساعت 22:30 در این کانال منتظر دریافت دستور بودند. ساعت 22:50 رمز عملیات توسط سیدحسین میررضی (مسئول طرح و عملیات لشکر سیدالشهدا) قرائت شد و این دو گردان به‌سوی اهداف تعیین‌شده حرکت کردند. گردان حضرت قاسم از امتداد کانال ماهی به‌سمت نوک این کانال حرکت کرد و 15 دقیقه بعد از حرکت به‌سمت نوک (جنوب) کانال ماهی، با نیروهای دشمن درگیر شد و درهمین‌حال حرکت خود را به‌سمت هدف (نوک کانال) نیز ادامه داد. این گردان حدود ساعت 2:30 بامداد به محل تعیین‌شده جهت الحاق با لشکر عاشورا؛ یعنی پیچ جاده آسفالت رسید، ولی چون نیروهای لشکر عاشورا موفق نشده بودند فاصله نوک کانال تا پیچ جاده آسفالت را بالا بیایند، فرمانده گروهان شهادت با یک دسته از نیروهای این گروهان تا نوک کانال ماهی پیشروی کرده و حدود یک ربع بعد، در این محل با تعدادی از نیروهای لشکر عاشورا الحاق کردند. 🔸ناکامی گردان زهیر نیز پس از اعلام رمز عملیات به‌سوی اهداف حرکت کرد. نیروهای این گردان باوجود پیشروی بیش از میزان تعیین‌شده، دومین دژ سراسری را که ـ به‌عنوان هدف در عمق تعیین شده بود - پیدا نکردند. این گردان به‌علت تطابق نداشتن عوارض روی زمین با عوارض ترسیم‌شده روی کالک و نقشه به هدف‌های موردنظر نرسید. داود حیدری فرمانده گردان وضعیت خود را در منطقه چنین گزارش می‌کند: «به ما گفته بودند که در فاصله حدود 1600 متری کانال یک دژ سراسری است ما هرچه رفتیم به دژ نرسیدیم ولی فاصله‌ای که رفتیم خیلی بیشتر از مسافتی است که می‌بایست می‌رفتیم. دوباره برگشتیم عقب، ولی دژ را پیدا نکردیم. اطلاعات عملیات هم اطلاعات کافی از منطقه ندارد. وی پس از جست‌وجوی بسیار آثاری از یک دژ می‌یابد و در گزارش به مسئولان لشکر می‌گوید: «... من از روی دژ حرکت کردم، دژ در یک جا قطع شد، روی جاده آسفالت [دوم غرب کانال ماهی] هم رفتم دوباره به دژ برگشتم. دژ در یک جا قطع می‌شود. گردان زهیر مجموعاً 3 بار در عمق به‌سمت جلو و عقب حرکت کرد، ولی موفق به پیداکردن دژ سراسری دشمن نشد و در بی‌سیم اعلام کرد در این منطقه دژ وجود خارجی ندارد.* از سوی دیگر ناهماهنگی بین فرمانده گردان زهیر با فرمانده گردان مالک اشتر لشکر حضرت رسول(ص) به‌عنوان گردان‌های هم‌جوار در منطقه و نبود هماهنگی از قبل و نداشتن اطلاعات کافی و صحیح از منطقه باعث شد که این دو گردان به نتیجه مشخصی برای الحاق نرسند. 👈🏿👈🏿✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 راوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس 🍃🌷🌷🌷 @alvaresinchannel
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴 🌷🌴🌷🌴 🌷🌴 شب قبل از 19بهمن 1364 خرمشهر توجیه از روی ماکت و 🍃🌹 (_ع_) ✍️✍️ راوی: شب قبل از عملیات والفجر۸ اومدیم خرمشهر و رفتیم داخل یک اطاق که در اون ماکت منطقه عملیات رو قرار داده بودند. قرار بود غواصها رو برای عملیات توجیه کنند.قبل از اینکه روی برای ما توضیح بدهند یک فیلم ویدئویی پخش کردند که در آن ساحل دشمن رو نشان میداد. این فیلم رو در روز گرفته بودند و آب اروند در حالت جزر قرار داشت و موانع دشمن و موقعیت سنگرهای ساحل دشمن به خوبی پیدا بود.بعد از دیدن فیلم به اطاق ماکت اومدیم و دور تا دور اون حلقه زدیم و و مسیرهای حمله غواصان به دشمن رو توضیح دادند و بعد داخل حیات اومدیم و حاج آقا برای ما صحبت کرد. 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 @alvaresinchannel
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 🍃🌺 فرمانده مهندسی رزمی و تخریب ✍️: راوی: فرمانده ما شهید حاج ارادت عجیبی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت. گریه بر فاطمه زهراء سلام الله علیها برای ایشون جایگاه خاصی داشت. اوایل بهمن سال 64 بود و از جایی برمیگشتیم پشت وانت نشسته بودیم . وانت اطاقدار بود و ایشون همیشه از فرصت ها استفاده میکرد روش رو به من کرد و گفت : مرشد برامون بخون است. من هم به جهت علاقه ای که به حاجی داشتم اجابت کردم و سلامی به حضرت زهراء(س) دادم و اشعاری خوندم از همون ابتدا حاجی سرش رو بین زانوهاش گذاشت و تکان شونه هاش شروع شد . خوندن من که تموم شد حاجی کف وانت رو خیس کرده بود. حاجی مزد این همه اخلاص رو از بی بی دو عالم گرفت و چند روز بعد و در (شهادت به روایت 95 روز) در حین هدایت دستگاههای برای احداث خاکریز در خط اول به شهادت رسید. 🍃🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🍃🌷 @ALVARESINCHANNEL
جلسه فرماندهان (ع) بهمن سال 64 جلسه فرماندهان لشگر10 در چادر تبلیغات تخریب در روستای ام النوشه برگزار شد. بالای سر حاج آقا فضلی روی بدنه چادر نام به چشم میخوره سلیمان خاطر سرباز فداکار مصری بود که مزدوران اسرائیلی رو در صحرای سینا به رگبار بسته بود و خبر شهادت این دلاور مرد مصری به ایران رسیده بود و رزمندگان هم برای زنده نگهداشتن یاد این عزیز شهید نام چادر تبلیغات گردان تخریب رو به نام سلیمان خاطر گذاشتند. جلسه با تفسیر قرآن توسط آغاز شد. چون ایام فاطمیه بود ، بیانات به ذکر مصائب علیها به اتمام رسید. بعدش هم فرمانده های واحد های پشتیبانی رزم آخرین گزارشات خود رو از کارهای انجام شده دادند. در این جلسه بارها فرمانده لشگر تاکید کردند که حتما مسائل حفاظتی به طور کامل انجام شود که دشمن از عملیات آینده با خبر نگردد. 🌹 🌹🌹🌹🌹🌹 @alvaresinchannel
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 🍃🌺 فرمانده مهندسی رزمی و تخریب ✍️: راوی: فرمانده ما شهید حاج ارادت عجیبی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت. گریه بر فاطمه زهراء سلام الله علیها برای ایشون جایگاه خاصی داشت. اوایل بهمن سال 64 بود و از جایی برمیگشتیم پشت وانت نشسته بودیم . وانت اطاقدار بود و ایشون همیشه از فرصت ها استفاده میکرد روش رو به من کرد و گفت : مرشد برامون بخون است. من هم به جهت علاقه ای که به حاجی داشتم اجابت کردم و سلامی به حضرت زهراء(س) دادم و اشعاری خوندم از همون ابتدا حاجی سرش رو بین زانوهاش گذاشت و تکان شونه هاش شروع شد . خوندن من که تموم شد حاجی کف وانت رو خیس کرده بود. حاجی مزد این همه اخلاص رو از بی بی دو عالم گرفت و چند روز بعد و در (شهادت به روایت 95 روز) در حین هدایت دستگاههای برای احداث خاکریز در خط اول به شهادت رسید. 🍃🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🍃🌷 @ALVARESINCHANNEL