#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
مینویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامهرسانی برساند ما را
چه بگوییم که اعدام صدا آزاد است
مینویسیم، قلم منتقم فریاد است
بسمربّالْقلم؛ ای آیهی موعود سلام!
از لبِ تشنهلبان میچکد «ای رود سلام!»
اگر از حال دل بیخبران جویایی
اگر از بغضِ نگاهِ نگران جویایی ...
@hosenih
غصهای نیست، به جز غربتِ جانفرسایت
نیست غم؛ جز غمِ هجرانِ جوانفرسایت
چشممان کور شد از بسکه ندیدیم تو را
گوشمان کر شده از بس نشنیدیم تو را
دلمان گوشهای از بیخبریها پوسید
لبمان نامِ تو را جای قدومت بوسید
چه بگوییم، نگفته همه را میدانی
نامهای را که نوشته نشده میخوانی
الغرض؛ بی سپری در دلِ دشمن سخت است
تکیه بر دوستیِ باد سپردن سخت است
گرگهای دِهِ ما میش، نه؛ چوپان شدهاند
دُزدهامان جلوی قافله پنهان شدهاند
آنکه اجدادِ تو را تا به پیمبر کشته
روضه در روضه خودش را سرِ منبر کشته
لشکرِ بیخبران از خبرت میگویند
دشمنانِ پدرت؛ از پدرت میگویند
گرچه خود دشمن عَدلاند، ولی میگویند
عمروعاصان سخن از عدلِ علی میگویند
شمرکیشانِ زمان دورِ سرت میگردند
کوفیان؛ دور و برِ نامهبرت میگردند
جمعهی وصل، در آوار زمان پیر شده
روز موعود بیا؛ آمدنت دیر شده
کاش تا خیمهی سبزت قدمی پل بزنیم
پیش چشمان ترت حرفِ تغزّل بزنیم ...
پادشاها! چقدَر دردِ نداری سخت است
بین آبادی خود؛ بی کس و کاری سخت است
اشک، شد دانهی تسبیح و زمین را پُر کرد
با چنین سیلِ غمی لحظهشماری سخت است
وسط لشکری از دشمنِ باران دیده
ابر باشی ولی از ترس، نباری سخت است
از سرِ «منتظِرآبادِ ظهورت» بروی
دل به صحرای غریبی بسپاری سخت است
در زمینی که به عشقت شده نرگسکاری
مثلِ هر جمعه؛ گُلِ اشک بکاری سخت است
@hosenih
گوشهی شهرِ چراغان شده از میلادت
سر به دیوار غریبی بگذاری سخت است
گر چه حرف از تو دروغیست، که در تکرار است
بینِ ما بی عملان مردِ عمل بسیار است
جادهی چشمِ نگاهِ نگران مرطوب است
یوسف از راه بیا؛ شهر پر از یعقوب است
جانِ «عَجّل فَرج»؛ ای روح دعا منتظریم
«منتَظَر» با دلِمان راه بیا منتظریم!
شاعر: #رضا_قاسمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
مناجات در شب #نیمه_شعبان
#تلنگر
آنکه آلوده است و پست منم
آنکه با دست خالی است منم
آنکه زد توبه را شکست منم
آنکه با هرکسی نشست منم
آنکه حس دعا گرفته تویی
باز دست مرا گرفته تویی
قیل و قال مرا که می دانی
زخم بال مرا که می دانی
اشتغال مرا که می دانی
شرح حال مرا که می دانی
آنکه حال ترا گرفته منم
شب عیدی عزا گرفته منم
ما نشستیم، راه مان بدهی
که فرار از گناه مان بدهی
گذر از اشتباه مان بدهی
خودت اینجا پناه مان بدهی
بعد این سالهای بوالهوسی
غیرتو پیش مان نمانده کسی
@hosenih
وای از دست ما مسلمان ها
بد شکستیم عهد و پیمان ها
درد داریم نیمه شعبان ها
خیمه ات مانده در بیابان ها
کم شدیم آه! بیشتر نشدیم
سیصد وسیزه نفر نشدیم
کار من شد خطای پنهانی
عاشق کوچه و خیابانی
خانه ام رفته رو به ویرانی
دفترم را نگو نمیخوانی
ناخلف بوده ام که خسته شدی
پدرم بودی و شکسته شدی
وای اگر بر گناه، خط نکشی
قلمت را روی غلط نکشی
ناله با فاطمه فقط نکشی
آبروی مرا وسط نکشی
بین بیراهه ها سبویم ریخت
به ابالفضل آبرویم ریخت
تو بگو باز آن گدایم کو
شب احیاست، روضه هایم کو
درد آورده ام، دوایم کو
مُردم از هجر، کربلایم کو
گریه های امانی ام پهن است
سفرهء روضه خوانی ام پهن است
@hosenih
"ناله آه آه می آید
از دل قتلگاه می آید
خون ز حلقوم شاه می آید
زنی از خیمه گاه می آید
تا که پیش جنایت دگران
بشود لشکر امام زمان
وای! یاران باوفا چه کمند
همهء یاس ها کمان و خمند
زینب و شمر روبروی همند
آه! غارتگران چه بد قدمند
سر معجر بزن بزن شد وای
عمه مشغول سوختن شد وای"
دختری که شریف و محترم است
داد زد عمه معجرم سرم است
این چنین روضه ارث مادرم است
دامنم بین آتش حرم است
چون شکسته تمام بال و پرت
سوخت موی سرم فدای سرت
#رضا_دین_پرور
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات #تلنگر
مناجات در شب #نیمه_شعبان
در پاسخ لطف و کرم کاری نکردم
دستی کشیدی بر سرم؛ کاری نکردم
@hosenih
آقا حلالم کن که دائم بر دل تو
جز اینکه دادم درد و غم کاری نکردم
از اعتقاداتم به تو یکریز گفتم
اما برای باورم کاری نکردم
گاهی نگفتم از تو و از ترس اینکه
خلوت شود دور و برم کاری نکردم
باید ادب میکردم او را تا بیایی
بر نفْس ِ خود غیر از ستم، کاری نکردم
آقا نه تنها محض تعجیلِ ظهورت
حتی برای محشرم کاری نکردم
دادی براتم را دعاگوی تو باشم
دیدی برایت در حرم کاری نکردم؟!
شرمنده ام! حتی زمانی که به یادت
میسوخت قلب مضطرم کاری نکردم
@hosenih
شد نیمهٔ شعبان و آقاجان برایِ
برگشتنت امسال هم کاری نکردم!
شاعر: #مرضیه_عاطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
مینویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامهرسانی برساند ما را
چه بگوییم که اعدام صدا آزاد است
مینویسیم، قلم منتقم فریاد است
بسمربّالْقلم؛ ای آیهی موعود سلام!
از لبِ تشنهلبان میچکد «ای رود سلام!»
اگر از حال دل بیخبران جویایی
اگر از بغضِ نگاهِ نگران جویایی ...
غصهای نیست، به جز غربتِ جانفرسایت
نیست غم؛ جز غمِ هجرانِ جوانفرسایت
چشممان کور شد از بسکه ندیدیم تو را
گوشمان کر شده از بس نشنیدیم تو را
دلمان گوشهای از بیخبریها پوسید
لبمان نامِ تو را جای قدومت بوسید
چه بگوییم، نگفته همه را میدانی
نامهای را که نوشته نشده میخوانی
الغرض؛ بی سپری در دلِ دشمن سخت است
تکیه بر دوستیِ باد سپردن سخت است
گرگهای دِهِ ما میش، نه؛ چوپان شدهاند
دُزدهامان جلوی قافله پنهان شدهاند
آنکه اجدادِ تو را تا به پیمبر کشته
روضه در روضه خودش را سرِ منبر کشته
لشکرِ بیخبران از خبرت میگویند
دشمنانِ پدرت؛ از پدرت میگویند
گرچه خود دشمن عَدلاند، ولی میگویند
عمروعاصان سخن از عدلِ علی میگویند
شمرکیشانِ زمان دورِ سرت میگردند
کوفیان؛ دور و برِ نامهبرت میگردند
جمعهی وصل، در آوار زمان پیر شده
روز موعود بیا؛ آمدنت دیر شده
کاش تا خیمهی سبزت قدمی پل بزنیم
پیش چشمان ترت حرفِ تغزّل بزنیم ...
پادشاها! چقدَر دردِ نداری سخت است
بین آبادی خود؛ بی کس و کاری سخت است
اشک، شد دانهی تسبیح و زمین را پُر کرد
با چنین سیلِ غمی لحظهشماری سخت است
وسط لشکری از دشمنِ باران دیده
ابر باشی ولی از ترس، نباری سخت است
از سرِ «منتظِرآبادِ ظهورت» بروی
دل به صحرای غریبی بسپاری سخت است
در زمینی که به عشقت شده نرگسکاری
مثلِ هر جمعه؛ گُلِ اشک بکاری سخت است
گوشهی شهرِ چراغان شده از میلادت
سر به دیوار غریبی بگذاری سخت است
گر چه حرف از تو دروغیست، که در تکرار است
بینِ ما بی عملان مردِ عمل بسیار است
جادهی چشمِ نگاهِ نگران مرطوب است
یوسف از راه بیا؛ شهر پر از یعقوب است
جانِ «عَجّل فَرج»؛ ای روح دعا منتظریم
«منتَظَر» با دلِمان راه بیا منتظریم!
شاعر: #رضا_قاسمی
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
#نیمه_شعبان
دوباره مستی من بی حد و عدد شده است
مسیر شوق مرا آسمان بلد شده است
ز بنده های خدا دور، چشم بد شده است
شکوفه های بهشتی، سبد سبد شده است
دوباره عید رسیده، زمان دیدار است
دلم خوش است به اسمی که قاب دیوار است
میان میکده ها غصه استحاله شده
دوباره غورهء نارس هزار ساله شده
سبو و می به لب مست ها حواله شده
چه کوثری است که در کاسه و پیاله شده
رسیدنم درِ میخانه بی معطّلیَ است
شراب، خنده ء زهرا و خندهء علیَ است
ستاره نیست در افلاک! ریسه بندان است
قشنگ تر ز قمر، ماهِ نیمه شعبان است
عروس فاطمه خوش باش، قولِ قرآن است
همین پسر که نمک دارد و نمکدان است...
رسیده نورِ دو دنیای ما همه بشود
همیشه تاج سر آقای ما همه بشود
چه محشری شده والشمس و الضحا شدنت
مبارک است تجلّیِ ربنّا شدنت
شروع غیبت تو نه، بی انتها شدنت
امام حاضرِ سردابِ سامرا شدنت
مدار چرخش این زندگی است، حرکت تو
رسیده روزی عمرم فقط به برکت تو
قناتِ خشک شدم! پس کجایی اقیانوس
جهنم است برایم بهشتِ بی طاووس
حرم همیشه به یاد تو می روم پابوس
توکربلا، تو نجف، مکه و مدینه و طوس
ضریح چشم تَرِ عاشقان پُر از گره است
گدای سامره ات بیقرار تذکره است
چه خوب میشود از تو به ما امان برسد
نشانِ خیمه ات ای یارِ بی نشان برسد
جواب نامه ام از چاه جمکران برسد
قرار بود ظهورت به دادمان برسد
چه قرن ها که شروع و تمام شد بی تو
چه لقمه ها که حلال و حرام شد بی تو
رها شدیم! بیا در حصارمان بکشی
شبیه شیخ مفیدت به کارمان بکشی
دوباره دست به چشمان تارمان بکشی
از این مجالس عصیان کنارمان بکشی
از اشتباه زیادِ همه نرنجیدی
همیشه دردسرت داده ایم و بخشیدی
اگرچه جشنِ تو جای گله گذاری نیست
درون سینهء من قلب بیقراری نیست
ز دوری تو مرا اشک های جاری نیست
بهار آمده اما دلم بهاری نیست
نیامدی و خودم را دگر نمی بخشم
فراق را ز خودم بیشتر نمی بخشم
گدای صاف و صمیمی سابقت نشدم
رفیق بی کلک و خوب و صادقت نشدم
خجالت از تو کشیدم که لایقت نشدم
تو عاشقم شدی اما من عاشقت نشدم
قرارِ آخرِ هفته همیشه یادم رفت
من آبروی ترا هم به باد دادم رفت
فدای تو بشوم که پر از غم و دردی
دروغ گفتن من را به رو نیاوردی
در این زمانهء نامردها، خودت مردی
همیشه بارِ گناه مرا سبک کردی
میان عشق من و تو اگر مغالطه شد
مرا خرید علی و حسین واسطه شد
شاعر: #رضا_دین_پرور
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
هرچه که داریم از اعتبار کریم است
شُکرِ خدا کارِ ما کنارِ کریم است
هرچه به ما میدهند از اول خلقت
محض گُلِ روی روزگارِ کریم است
روزی ما شُکرِ حق به دست کسی نیست
تا که در این خانه سفرهدار کریم است
ما نه فقط جبرئیل هم سرِ هر صبح
منتظرِ سیبِ آبدار کریم است
گر لبِ ما سرخ شد از خونِ جگر نیست
روزی ما شاخهی انارِ کریم است
تا جگری سوخت از آن سرمه کشیدیم
سرمهی عشاق ، شعلهی زارِ کریم است
جلوه نما بنگرم جمالِ علی را
تا که ببینم علی و آلِ علی را
@hosenih
وارث قدوسی قداست زهرا
صاحب سجادهی سیادت زهرا
ثانیهها جمعهها زمان طلوع است
تکیه به کعبه بزن به ساعت زهرا
قسمتِ پیر و جوان ما که نگردید
کاش شود دیدن تو قسمت زهرا
دیدهی دلدادگان به فتح تو مانده است
تا برسد دست ما به تربت زهرا
زُلف بر افشان که پنج آینه بینیم
محشر کبری نما قیامت زهرا
خانهی عشاق را که سیل غمت برد
بر سر ما مانده لیک منتِ زهرا
عاشقی ما تویی جمال محمد
عشق محمد بس است و آل محمد
@hosenih
غیرتِ حیدر تبارِ فاطمه برگرد
ختم کن این انتظارِ فاطمه ، برگرد
صبح ظهور تو روز گرم تقاص است
بارِ دگر بر مزارِ فاطمه برگرد
لشکر تو لشکرِ علی و حسین است
حضرتِ دُل دُل سوارِ فاطمه برگرد
یک طرفت اکبر است و یک طرف عباس
با دو دمِ ذوالفقارِ فاطمه برگرد
میمنه و میسرهها باز بپاشند
با دو یلِ تیغدارِ فاطمه برگرد
زود بیا و جگر شیعه خنک کن
ای همه ، دارو ندار فاطمه برگرد
پیش تو باید که دید قامت عباس
بر سر دوش تو هست رایت عباس
@hosenih
راه تو جمع شهادت است و شهود است
راه خدایی است که آغوش گشوده است
لطف تو آری کرامت حسنین است
خشم تو باری عذاب قوم ثمود است
راه تو روشن تر از طلألؤِ خورشید
وسعتِ تابیدن تو مُلکِ وجود است
عین قعود است یأس و ماندن و تردید
راه سلیمانیِ تو عین صعود است
سایهی تو بر سر است اگر که نوشتیم
سُست تر از تار عنکبوت یهود است
وقت ظهور تو نه که قبل ظهورت
زیرقدمهای شیعه آلسعود است
منتظر تیغ تو ست دولتِ پَستان
تا حَسنستان بسازی از عربستان
@hosenih
معنی اسلام اگر چه صلح و سلام است
آی که در بطنِ انتظار قیام است
منتظر اهلِ دیار بی رمقی نیست
منتظران را دو چشم خفته حرام است
منتظر اهل دعا و عشق و تبسم
تیغهی شمشیر تیز بین نیام است
منتظران خط سرخ قبل ظهورند
امرِ ولی هرچه هست ختم کلام است
منتظر اهل بصیرت است و به گوشش
صحبت آتش به اختیار امام است
باید از این انتظار یاد بگیریم
راه کدامین ره است و چاه کدام است
راه فقط راه عشق راه حسین است
وعدهی ما با تو خیمهگاه حسین است
شاعر: #حسن_لطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
رو به گندمزارها میآيی، ای مولای گندمگون!
آيهی صلحند چشمان شما، «والتين والزيتون»
شاهکار بینظیر دست نقاشی زبردستی
آخرين بيت از غزلهايی خيال انگيز و يکدستی
@hosenih
بيتِ آخر حالتش اين است، غافلگير خواهد کرد
ناز دارد، میرسد هر چند گاهی دير خواهد کرد
چشم نرگس، غرق در ترکيب خالت با لب است امشب
«آن شب قدری که گويند اهل خلوت، امشب است »، امشب
دارد از بالا محمد هم خودش را در تو میجويد
میزند بر شانههای حيدر و با شوق میگويد:
مثل زهرا میشود از دور چشمش را که میبندد
خوب با دقت نگاهش کن علی! مثل تو میخندد
@hosenih
آه! تا کی قصهی خورشيد پنهان را بخوانم من
«يوسف گمگشته باز آيد به کنعان» را بخوانم من
تا طلوعت منتظر میمانم، آری! صبح نزديک است
آه بيدارانِ اين شب زنده داری! صبح نزديک است
شاعر: #قاسم_صرافان
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
#نیمه_شعبان
مژده بیدار دلان پیک سحر در راه است
شب دلواپسیِ منتظران کوتاه است
همه جا صحبت درمان تب سختی هاست
همه جا حرف سرِ نسخه ی خوشبختی هاست
@hosenih
گوش کن! زمزمه ی خاتمه ی تاریکی ست
خیمه ی حضرت خورشید همین نزدیکی ست!
گوش کن لایحه ی دولت خوش عهدی را
بر دماوند بزن پرچم یا مهدی را
شوق دیدار رسانده ست به لب جان ها را
بوی اسپند قرق کرده خیابان ها را
خبر این بار دقیق است! می آید منجی
وعده ی عهد عتیق است می آید منجی
لوح محفوظ بشارت به ظهورش داده
دل به آن لهجه ی آرام و صبورش داده
می رسد بت شکنی!چون بت و نمرودی هست
قول قرآن و زبور است که موعودی هست
گفته انجیل که فریادرسی می آید
صبح آدینه مسیحا نفسی می آید
دو قدم مانده فقط! خسته شدن بی معناست
پشت این گردنه ی سخت، بهشتی پیداست
عمر دجال به فردا نرسد، کوتاه ست
باخبر باش! خبرهای خوشی در راه است
@hosenih
ذوالفقار خِردش مصلح کژ تابی ها
برسد کاش به گوش کر وهابی ها
کعبه آماده ی اثبات مسلمانی هاست
نوبت بستن پرونده سفیانی هاست
شاعر: #وحید_قاسمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
بر تو و بوی آشنات ، سلام
بر تو و شهر سامرات سلام
بر تو و بر محبت تو درود
بر تو و بر نشانه هات سلام
خانه های شما فراوانند
هم نجف هم به کربلات سلام
مسجد سهله مسجد کوفه
به قم و مشهدالرضات سلام
تو ستاره تو مهری و ماهی
تو عزیزی بقیت اللهی
@hosenih
ای برازندهء وجود شما
لفظ مولا و واژهء آقا
جان فدا می کند به روز ظهور
در رکاب تو حضرت عیسی
بند قنداقۀ بهشتی تو
می دهد بوی مادرت زهرا
چهرهء تو به مادرت رفته
قد و بالا به حضرت سقا
مات مانده امام عسکریت
از جمالِ چو ماه حیدریت
@hosenih
آیت اللهِ بی کرانِ خدا
حضرت صاحب الزمانِ خدا
عرش حق آستان خانۀ توست
خانۀ توست جمکران خدا
نورِ امّیدِ آخر زهرا
آخرین تیر در کمان خدا
دست خالق کشیده ریسۀ نور
از زمین سمت آسمان خدا
چه کسی هم تراز و پایۀ توست
شمس ، یک گوشه ای ز سایۀ توست
@hosenih
آسمان ، مِی اگر ببارد ، کم
سر به پایش اگر گذارد ، کم
بر قدومش تمام سطح زمین
یاس و نرگس اگر بکارد ، کم
سرِ تعظیم ، پایِ آقائیش
خلق عالم فرو بیارد ،کم
درب و دیوار شهر ثابت کرد
عاشقِ در به در ندارد ، کم
شامل ما عنایت و بذلش
جان فدای عمو ابالفضلش
@hosenih
چه بزرگان که در برت بودند
خادمِ دست پرورت بودند
چه کسانی که مثل بحرالعلوم
همۀ عمر نوکرت بودند
حائری ها طباطبائی ها
همه خدّام محضرت بودند
علمایی که با تمام وجود
خاک پاهای مادرت بودند
در رثای تو خطبه ها خواندند
عهد خواندند ، ندبه ها خواندند
@hosenih
ای همه شور ای سراسر نور
چشم بد از تو تا قیامت دور
ماکه خواهان روز موعودیم
چشم هر کس تو را نخواهد کور
تا سپاهی به مثل ما داری
پای خصم تو هست در لب گور
گرچه داری حضور بین ما
هست شیرینی حضور ، ظهور
گر اشاره کنی به پا خیزیم
سرِ دشمن به پای تو ریزیم
@hosenih
عرشیان باید اعتکاف کنند
دور قنداقه اش طواف کنند
به بزرگیّ و بی نظیریِ او
همگی باید اعتراف کنند
در ظهورش که تیغ بر دارد
همه شمشیرها غلاف کنند
ناتوانند دشمنانش تا
با یل فاطمه مصاف کنند
پشت ، بر کعبه می دهد آن روز
ریشۀ ظلم می کَند آن روز
@hosenih
عاقبت تکسوار می آید
شیر حیدر تبار می آید
پرچم یا حسین بر دوشش
در کفش ذوالفقار می آید
سیصد و سیبزده نفر دارد
با همه اقتدار می آید
وعدهء حق شود برآورده
این زمین را قرار می آید
پس بخوانید در همه ساعات
یک دعای فرج پس از #صلوات
شاعر: #مهدی_مقیمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
عیدم بدون وصل رویت شام هجران است
چشمان خشکم بیقرار فصل باران است
نزدیکی خیمه نشستن شرط وصلت نیست
هرچند تکریم گدا کار کریمان است
@hosenih
یک روز هم نگذاشتم سر در بیابانت
سجادهء عشاق تو خاک بیابان است
شد آبرو ریزی ولی باز آبرو دادی
گفتند آلوده شده، گفتی پشیمان است
طفلی که گریان شد محبت می چشد آخر
هرچند از دید همه عالم پریشان است
اینبار تکلیف مرا با خود مشخص کن
آقا بیا که نوکرت بدجور حیران است
زندان که یوسف را نشانم داده زندان نیست
دنیا که ما را کنج عزلت بُرده زندان است
@hosenih
طعم تقرب را چشیدم در نجف بهتر
آنجا غریبه می رسد انگار مهمان است
سه سال دارد میشود دور از حرم هستم
انگور شیرین ضریحش زیر دندان است
شاعر: #رضا_دین_پرور
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
در حوالیِّ نیمه شعبان بود
عطرِ یاسی عجیب می آمد
سامرا بود و خانۀ پدری
باز طفلی نجیب می آمد
باید اسپند ، دود می کردند
نوهء ماه ، می رسید از راه
حاملِ پرچم ابالفضل و
ذوالفقارِ علی ولی الله
@hosenih
گل نرگس که زیرِ پاهایش
باغِ گل فرش شد همان اول
مثلِ جدَّش حسین ، قنداقش
شرفِ عرش شد همان اول
بر غمِ اهل بیت در حُکمِ
جرعه ای آب بود بر آتش
از همان کودکی به دوشش بود
پرچمِ سرخِ یالثاراتش
وَ ورق خورد صفحۀ تقویم
تا که هنگامِ غیبتش آمد
آسمانِ وجود ، ابری شد
دوری از ماه ، نوبتش آمد
بیشتر از هزار و صد سال است
جمعه ها را شمرده ایم آقا
دردش اینجاست بعدِ این مدت
از فراقت نمرده ایم آقا
ظاهراً زخمیِ فراقیم و
منتظرهای یازده صده ایم
شرم داریم این همه جمعه
ندبه ات را فقط ورق زده ایم
در سخن ، عهد خوانده ایم و فرج
در عمل ، کم صداقتیم آقا
مثلِ بحرالعلومها کم بود
غالباً بی لیاقتیم آقا
از تو غافل شدیم از بس که
ماتِ غربیم و خیرهء شرقیم
یادمان میرود که تو هستی
بس که در روزمَرِّگی غرقیم
مثل حیدر برای پیغمبر
مردِ بدر و اُحُد نداری تو
سیصد و سیزده نفر ، حتی
دور و اطرافِ خود نداری تو
من بمیرم ، غریب یعنی تو ...
تو که تنها شدیّ و بی لشگر
نه کنارِ تو زینبی هست و
نه ابالفضل و نه علی اکبر
نکند پایِ سفره های ظهور
میهمانِ اضافی ات باشیم
پسر فاطمه دعایی کن
مثلِ مرحوم کافی ات باشیم
باز هم غیرتِ قدیمی ها...
اندکی از گناه ، پرهیزی
عصرِ جمعه ، و یا سه شنبه غروب
یک سَماتی ، توسلی ، چیزی
ما که در خوابِ خود فرو رفتیم
یک تلنگر نیازِ مُبرَمِ ماست
اینکه غافل شدیم از بودت
علتِ زندگیِّ مبهمِ ماست
الغرض ، سهله ، کوفه یا عرفات
یا که خلوت نشینِ سردابی
هر کجایی خدا نگهدارت
غایبِ قصه های بی تابی
@hosenih
دلِ ما تنگِ این دو تا رنگ است
دلِ ما را تو کهکشانی کن
گنبد زرد ، گنبد آبی
کربلائیّ و جمکرانی کن
شاه بیتِ همه غزلهایم
همه کار و کسم بیا برگرد
به بدیِّ دلم نگاه نکن
جان زهرا قسم بیا برگرد
شاعر: #مهدی_مقیمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
برای خاک پای دوست سربه درد میخورد
برای عاشقی فقط جگر به درد میخورد
سوی کریم آمدن بدون پر نمیشود
بده پری که در هوات پر بدرد میخورد
شکستن دل مرا به گردنت بگیر زود
که وقت درد دل دوچشم تر به درد میخورد
کمی زخون دل برای من هنوز مانده است
قبول کن کم مرا اگر به درد میخورد
به جمکران که میروم به عرش هم رسیده ام
برای سیرتا خدا سفر به درد میخورد
شب آمد و تب وصال روی جان ما نشست
زمان به انتظار صاحب الزمان ما نشست
@hosenih
شبی که قدر را به هم طرازیش کشیده است
شبی که جبرئیل هم به سامرا رسیده است
شب است و تا اذان صبح پلک هم نمیزنیم
قرار عاشقی ما حوالی سپیده است
بنا شده که غرب را به زیر دین خود برد
اگر امام ما زنی ز روم برگزیده است
به مادر پیمبران کشیده مادرت اگر
کسی دراو نشانه های مادری ندیده است
نُریدُ أن نَمُنّ خواندی و همه خبر شدند
خدا تورا برای یک قیامت آفریده است
تو از مسیح برتری مسیح هم گدای توست
اگر که مرده زنده میکند به اقتدای توست
@hosenih
بنای جلوه کن شبی برایمان اگرکه شد
سری بزن به ما میان جمکران اگر که شد
رسالت پیمبرانه وعده ظهور توست
ببخش جان به وعده پیمبران اگرکه شد
شبیه مرعشی عقیق خویش را به ما بده
فقیر را به تخت سلطنت رسان اگرکه شد
میان راه گم شدم که سید احمدم کنی
بیا دوباره راه را بده نشان اگرکه شد
به حج رسیده ام که باتو محرم حرم شوم
قرار ما غروب، زیرسایبان اگر که شد
اگرچه راه بسته شد منا بدست آمده
ثواب حج ز انتظار ما بدست آمده
@hosenih
اگرچه با گناه باخدا شدن نمیشود
نگو به بی پناه ها گدا شدن نمیشود
نخواه تا به خانه کسی به جزشما رویم
نخواه چون فقیر جز شما شدن نمیشود
زمین که میخوریم با دمت بلند میشویم
به جز تو هیچکس عصای پاشدن نمیشود
تو لطف کرده ای که ما سریع جاگرفته ایم
وگرنه بین خیمه ی تو جا شدن نمیشود
دوبار گریه کردنت به صبح و شب نشانه ایست
که داغدار غیر کربلا شدن نمیشود
به اعتبار حرف تو به عشق خو گرفته ایم
شب ولادت است و روضه عمو گرفته ایم
@hosenih
عمو نگو بگو پرنده ای که پر شکسته شد
کنار نخل رفت و شاخه با ثمر شکسته شد
عمود یک تجسم خجالت از رباب بود
زشرم مشک پاره بود اگر که سرشکسته شد
چقدر استخوان او به ضرب تیرها شکست
چقدر تیر رفت و بین چشم تر شکسته شد
سری به روی خاک رفت و روی دامنی رسید
و بغض مادری ز دیدن پسر شکسته شد
نفس زنان رسیده آفتاب در کنار ماه
چه دیده که به محض آمدن کمرشکسته شد
عمود خیمه را کشید.. اوج غربت است آه
زمان غارت و زمان هتک حرمت است آه
شاعر: #سیدپوریا_هاشمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e