eitaa logo
دشت جنون
5.2هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
2هزار ویدیو
2 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷🌹🕊🇮🇷🕊🌹🇮🇷 رفیق که چه بگم ، عزیز دل من تو یه مسابقه کتاب خوانی باهاش آشنا شدم ابراهیم شده همه زندگی من ، تمام لحظات من باهاش میگذره تو ذهنم ،تو زبانم ،اسم اول و نیت تمام اذکار و دعاهام ،همسفر کربلا و نجف و مشهدم ،همرازم ،سنگ صبورم شده خوب باشم ،بد باشم همراهمه یه مدت بود که نماز شبم ترک شده بود ، با برگشتم به نماز شب آرزوی دیدن مزارشو دارم یه حاجت مهم هم دارم که از خدا میخواهم که به واسطه برایم برآورده کنه ان شاءالله در ضمن همه منو به اسم صدا میزنن،، امیدوارم که زندگی گونه نصیبم بشه « ان شاءالله » http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
🕊🌹🌷🥀🌷🌹🕊 پیری دارم یک سه قد و نیم قد از چیزی ندارم جز یک قیامت یقه تان را می گیرم اگر را تنها بگذارید . شادی روح و 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊 توصیه قدس سره به یک بار یک خوابی دیده بود. بعد از آن رفت پیش یکی از علمای اصفهان و خواب را تعریف کرد. آن عالم گفته بود برای تعبیرش باید بروی قم با (ره) دیدار کنی . همسرم به محضر (ره) شرفیاب می شود تا خوابش را به ایشان بگوید . آقا هم دست روی زانوی گذاشته و می گویند جوان شغل شما چیست؟! همسرم گفته بود طلبه هستم. ایشان فرموده بودند : باید به ملحق بشوی و لباس سبز مقدس را بپوشی . (ره) در ادامه پرسیده بودند اسم شما چیست؟ گفته بود فرهاد ( ابتدا اسم همسرم فرهاد بود) ایشان فرموده بودند حتماً اسمت را عوض کن . اسمتان را یا یا بگذارید. (ره) فرموده بودند : شما در روز امامت _زمان_عج به خواهید رسید . شما یکی از سربازان هستید و هنگام ظهور با ایشان می کنید . وقتی از قم برگشت خیلی سریع اقدام به تعویض اسمش کرد و سرانجام در لباس سبز به رسید . http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🌼🌺💐🕊💐🌺🌼 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌻 پاسدار مرتضی معین (احمد) 🌻 بسیجی عبدالحسین حقیقی نیا (اسماعیل) 🌻 بسیجی اصغر داوری (منوچهر) 🌻 بسیجی جعفر طالب (محمدعلی) 🌻 بسیجی مرتضی عمو (منوچهر) 🌻 سرباز مجتبی نادری (حسین) 🌺 @dashtejonoon1🍀💐
🕊🌹🥀🌴🥀🌹🕊 🌹 بسم رب الشهداء والصدیقین 🌹 🌷 سلام بر مردان بی ادعا🌷 خوشا آنانڪ جان را می‌شناسند طریق عشق و ایمان را می‌شناسند بسے گفتند و گفتیم از را مے شناسند 🕊 🌹 تمام این" لحظہ ها" ✨بهانہ است باور ڪن براے خرید نگاهت ، دلم خورشید را هم پس مے زند باور ڪن ... ✍️ امروز سالروز عروجتان است 🕊 🌺 والامقام 🌺 شهرستان نجف آباد 🌺 ڪہ در چنین روزی 🌺 آسمانی شده اند 🌹 این والامقام محل تولد و قبور پاڪ و مطهرشان در شهرستان نجف آباد است ڪہ در معرفے ایشان محل مزار ذکرمی گردد : ✍️ 🌷 پاسدار حیدر براتی (رضا) 💐 ـ 42 سالہ ـ تیران و کرون ـ روستای آبگرم 🌷 پاسدار روح اله بابایی (محمود) 💐 ـ 36 سالہ ـ شاهین شهر ـ روستای حسن رباط پائین 🌷 بسیجی حسین جمشیدیان (ابراهیم) 💐 ـ 21 سالہ ـ نجف آباد ـ قلعه سفید 🌷 بسیجی علی جمشیدیان (محمد) 💐 ـ 18 سالہ ـ نجف آباد ـ گلدشت 🌷 بسیجی محمدعلی سبحانی (لطفعلی) 💐 ـ 23 سالہ ـ نجف آباد ـ صالح آباد 🌷 بسیجی حمیدرضا محمدی (رمضانعلی) 💐 ـ 14 سالہ ـ نجف آباد 🌷 بسیجی محمدحسن مطهری (غلامرضا) 💐 ـ 36 سالہ ـ قم 🌷 انقلابی سعید عظیما (عباس) 💐 ـ 22 سالہ ـ نجف آباد 🌷 سرباز حسین باقری (کرمعلی) 💐 ـ 19 سالہ ـ نجف آباد 🌷 سرباز ناصر غلامی (محمدعلی) 💐 ـ 19 سالہ ـ نجف آباد 🌷 سرباز قنبرعلی فخرایی (حسن) 💐 ـ 20 سالہ ـ نجف آباد 🌷 سرباز محمدرضا قادری (محمود) 💐 ـ 20 سالہ ـ نجف آباد 🌼 سالگرد 🌼آسمانی شدنتان 🌼 مبارڪ باد ... 🕊 🌹 🕊 🌹 @dashtejonoon1🥀🕊
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 بیست و هفت نفر از فرزندان دلیر اصفهانی ، پاسداران لشکر ۱۴ امام حسین (ع) که طی حادثه تروریستی حمله به اتوبوس این عزیزان در جاده خاش به زاهدان ، به رسیدند ، گرامی می داریم . شادی روح و 🥀 @dashtejonoon1🕊🌹
🌹🕊🥀💐🥀🕊🌹 .. جمعیت خیلی زیاد بود... اصلا غیر ممکن بود که به تابوت پدرم برسم... بابام روی دوش بقیه تشییع میشد و من از تابوتش خیلی فاصله داشتم... دلم می خواست این دقایق آخر دوشادوش بابام باشم... دلم می خواست کنار تابوتش راه برم... دلم براش خیلی تنگ شده بود... تابوت بابا از کوچه بیرون رفت و حتی از جلوی چشمانم محو شد... چقدررر سریع می رفت و عجله داشت.... پیش خودم گفتم دیگه رسیدن و دیدن تابوت بابا غیر ممکنه و حتی شاید از شدت جمعیت، خاکسپاری رو هم نتونم ببینم... وقتی از کوچه پیچیدم، تابوت بابا درست کنار شانه ام بود... دقیقاً کنار شانه ی راستم.... حیرت کردم... غیر ممکن بود... انگار تابوت برای چند لحظه مکث کرده بود، تا من به آن برسم.... اشک در چشمانم حلقه زد... آنجا بود که فهمیدم همیشه کنار من است و صدای دلم را می شنود.... http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
دشت جنون
💐🇮🇷🌼🌺🌼🇮🇷💐 #خاطرات_انقلاب #در_محضر_فرمانده #مقام_معظم_رهبری #قسمت_نهم یکی از خاطرات خیلی جالب من
💐🇮🇷🌼🌺🌼🇮🇷💐 امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود، از صبح که ایشان آمدند، ساعت حدود نه و خرده ای و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندکی استراحت کرده بودند!- آنجا می روند که نمازی بخوانند و استراحتی بکنند. دیگر تماس با کسی نمی گیرند؛ یعنی آنجا که می روند، با کسی تماس نمی گیرند. حالا کسانی که در این ستادهای عملیاتی نشسته بودند - ماها بودیم که نشسته بودیم - چقدر نگران می شوند! این دیگر بماند. چند ساعت، هیچ کس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند که بله، امام در منزل فلانی هستند و خودشان می آیند، کسی دنبالشان نرود! من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آن جا در یک قسمت، کارهایی را که من عهده دار بودم، انجام می گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر می کردیم. در همان روزهای انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عده ای آن جا بودیم که کارهای مربوط به خودمان را انجام می دادیم. .... 💐 🇮🇷 🌹 🇮🇷 🌼 🇮🇷 🌺 🇮🇷 http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹