⭕️ ادارهی «کیهان» با «ذهن خدا»
فرضیات ششگانهی عقل یونانی در فهم کیهان
متاسفانه حجم مطالعهی فربهی که نشاندهندهی روش دوران #پیشاسقراطیان باشد، در دست نیست؛ اما قلیل آثار ارزشمند موجود نشان میدهد که این فیلسوفان، شش پیشفرض را در نسبت انسان با #کیهان پذیرفته بودند؛ ما بقی مباحث ایشان تابع این پیشفرضها بوده است. یعنی #جهان_بینی_یونانی بر روششناسی ایشان سایه انداخته و دستگاه فلسفی هر فیلسوف را شکل داده است.
این فروض عبارتند از:
1. جهان یا آنچیزی که امروز (universe) میخوانیم، یک «kosmos» است. فعلا این واژه را «نظام» ترجمه میکنیم ولی قطعا ترجمه کفاف معنای #فیلولوژیک آن را نخواهد کرد. جهان از اینرو «kosmos» است، چون با یک #ذهن_الهی اداره میشود.
2. ذهن انسان، خاصیت آیینهگون دارد و ذهن الهی را انعکاس میدهد؛ چراکه ذهن آدمی بهطور بالقوه میتواند دانش جهان (universe) را اصطیاد کند.
3. ذهن انسان برای اینکه دانش جهان را اصطیاد و تلقی کند، نیازمند #روش است.
4. «روش» از طریق توسعهی ابزارهای منطقی به این نظم پی برده و به پیادهسازی نظم سماوی در ارض دست پیدا میزند. بنابراین در فرهنگ یونانی، «منطق صوری» از روش کیهانشناختی آن دوره نشأت میگیرد.
5. #منطق_صوری، ابزاری برای کشف (discovery) است، زیرا #دانش_جهان با آن کشف میشود؛ لذا یک منطق اکتشافی است، نه ربطگرا.
6. همچنین این منطق، اگرچه به #تفکر_برهانی و استدلالی (discursive thinking) دامن میزند، اما به این واقعیت اذعان دارد که ذهن انسان برای کسب دانش جهان، به #تفکر_شهودی و بیواسطه (intuitive thinking) نیز نیازمند است؛ چراکه تفکر شهودی بالاترین قوهی بشری است. این شهود بعدا از زمان #ارسطو به بعد، معنای تجربهی حسی را به خود گرفت.
#ساخت_تاریخی_روش
#منطق
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ آمیختگی اسطوره و عقل
جایگاه پزشکی و ریاضی در تفکیک اسطوره از عقل
تعیین نقطهی آغاز تفکر مبتنی بر #عقل در #یونان دشوار است. مسیر این تفکر از میان حماسهی هومری میگذرد. ولی در آنجا آمیختگی عناصر عقلی با تفکر اسطورهای به نحوی است که جداکردن این دو تقریبا امکانپذیر نیست. فلسفهی طبیعی ایونیایی دنبالهی بیگسست حماسه است. درواقع نمیتوان گفت که اندیشهی هومری که «اکئانوس» (اقیانوس) را مبدا همهچیز میداند، چه فرقی با نظریهی #تالس دارد که آب را مبدا اصلی جهان تلقی میکند. مهر و کین در فلسفه امپدوکلس که دو نیروی طبیعی پیونددهنده و جداکننده هستند، با «اروس» هزیود در نظریهی پیدایش از یک تبارند. بنابراین، #تفکر_علمی نه با آغاز تفکر مبتنی بر «عقل» شروع میشود و نه با پایان #تفکر_اسطورهای.
جملهای از #کانت با اندکی تغییر میگوید: اندیشهی مبتنی بر اسطوره، بدون عنصر عقلی، کور است؛ و نظریهی منطقی بدون هستهی زندهی بینش ابتدایی مبتنی بر #اسطوره، تهی است. از این دیدگاه، تاریخ نشو و نمای فلسفه یونانی را باید همچون فرآیندی بفهمیم که از طریق آن، تصور دینی ابتدایی دربارهی جهان -بهعبارتدیگر تصور اسطورهای- روز به روز بهسوی عقلانیت پیش رفته است.
بارها این سوال پیش آمده است که چرا فلسفهی یونانی با پژوهش در باب طبیعت آغاز شد، نه با تحقیق دربارهی آدمی؟ برای تحلیل این واقعیت مهم و پرپیامد، پژوهشگران کوشیدهاند تاریخ را تصحیح کنند و ریشهی نظریات فیلسوفان طبیعی باستانی را در روح #عرفان دینی بجویند.
یونانیان طبیعت انسانی را نخستینبار هنگامی مسالهای نظری تلقی کردند که از طریق پژوهش دنیای بیرونی و مخصوصا دانش #پزشکی و #ریاضیات، نمونهی فن دقیقی را به وجود آوردند که همچون سرمشقی برای پژوهش درون آدمی به کار میتوانست رفت.
...
ر.ک: ورنر یگر، پایدیا، ج1، ص. 224
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ از «روش» تا «فلسفهی روش»
تطورات تاریخی در ساخت روش و تکامل صورتهای پارادایمی آن
اگر روش یا method را حاصل گذار از «اصالت استراتژی قیاسی» به «استراتژی استقرایی» در تحقیق و پژوهش بدانیم، سیطرهی روش به این معناست که هیچ فهمی بر بنیان «ذات» (essence) استوار نیست. طبیعتا این سیطره به #نسبی_گرایی خواهد انجامید و فلسفههای #ذات_گرا را به حاشیه خواهد راند. در این گذار، زوجیت «فلسفه-منطق» به زوجیت «علم-روش» تبدیل خواهد شد.
اصالت «استقرا» و «روش» در فضای علم، بهمعنای کثرتگرایی روشی در «دیسیپلین»های مختلف علم است. این دیسیپلینها در قالب پارادایمهای روش طبقهبندی شدهاند. معروفترین طبقهبندی روشهای مختلف را در سه پارادایم: #اثبات_گرایی، #تفسیری و #انتقادی قرار داده است. برخی طبقهبندیها از پارادایم #پست_مدرن و #فمنیسم نیز صحبت میکنند.
مطرحشدن روشهای مختلف و متکثر در یک دیسیپلین باعث شده است که محققان در پی فهم تفاوتهای هر کدام از روشها برآیند. #روش_شناسی یا methodology این وظیفه و رسالت را دنبال میکند. ازاینرو روششناسی عبارت است از نگاه درجه دو به روشهای مختلفی که در یک حوزه از علم به کار گرفته میشوند. روششناسی به بحث و فحص دربارهی این مسالهها میپردازد که: کاربست روش در یک علم چگونه به تولید علم جهت میدهد و به #جهت_داری_علم منتهی میشود؟ این روش از چه تبار و دیرینهای گذار کرده و چگونه در یک موقعیت خاص تاریخی پدیدار شده است؟ روشهای مختلف چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ این روشها چرا و چگونه از یکدیگر منشعب شدهاند؟ کاربست یک روش چه تواناییها و امکانهایی را در اختیار محقق قرار میدهد؟ کاربست یک روش چه محدودیتهایی را برای محقق ایجاد میکند؟
بهاینترتیب، بهرهمندی از دانش #روششناسی باعث میشود که یک محقق بتواند یک موضوع علمی را از زوایای مختلف نگاه کند. همچنین برخورداری از دانش روششناسی این توان را به یک محقق میبخشد که از آکسیومها و پیشفرضهایی که دانشمندان در پژوهشهای خود به کار گرفتهاند، آگاه شود و دربارهی نتایجی که بهدست آوردهاند، قضاوت و داوری عالمانهای داشته باشد.
ساماندهی به حوزهی معرفت، علاوهبر «روش» و «روششناسی»، به دانش درجه دو دیگری نیاز دارد که میتوان آن را #فلسفه_روش نامید. وظیفهی فلسفهی روش، توجه به تطورات و تحولات روش در بستر تاریخ است. اینکه روش در متن تحولات تاریخی چگونه ساخته شده و چگونه تحول و تکامل پیدا کرده است، از جملهی پرسشهایی است که میتوان به فلسفهی روش عرضه کرد. بنابراین، تامل در #ساخت_تاریخی_روش به حوزهی فلسفهی روش ارتباط دارد.
.
#ساخت_تاریخی_روش
#منطق
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ از logic به method
تطور تاریخی ادراک و اراده
1️⃣ ادراک انسان، گاه از فضای #جبر متاثر شده و گاه در پیوند با #اراده، در بستر #آزادی نشو و نمو یافته است. در خطی که برای #ساخت_تاریخی_روش دنبال میکنم، چنین بهنظر میرسد که #عبور_از_منطق_به_روش (گذار از logic به method) را میتوان عبور از #ادراک_جبری به سمت ادراکهای در پیوند با ارادهی انسانی دانست. منطق از یک #استراتژی_قیاسی تبعیت میکند که یک استراتژی ارادهگریز است؛ این در حالی است که روش عمدتا در تلائم با #استراتژی_استقرایی و #پسکاوی است.
2️⃣ موید این مطلب، بقای پارادایمهای قدیمیتر در عین طرح پارادایمهای جدید، در حوزه #علوم_انسانی است؛ چنین تداوم و بقایی در علوم طبیعی وجود ندارد. شاید بتوان این بقا را ناشی از وسعت اراده و آزادی در حیات انسانی در مقایسه با طبیعت غیرانسانی دانست. امروز با وجود رشدی که در #پارادایم_تفسیری و انتقادی رقم خورده، #پارادایم_پوزیتویسم نیز همچنان به حیات خود ادامه داده است؛ این درحالی است که پارادایم نسبیت در فیزیک، انگارهی نیوتونی را در خود هضم کرده است.
3️⃣ آیا نمیتوان این مطلب را نشانهی تلائم گریزناپذیر ادراک و اراده دانست؟ اگر ادراک ما گریزی از تاثیرات ارادهی ما ندارد، چگونه میتوان تاثیر اراده در نسبیت فهم را بهنحو مقنن ملاحظه کرد؛ بهنحویکه در عین پذیرش تاثیر محیط و اجزا، تاثیر انسان و اراده و خواست او را نیز دخیل کرده و نحوهی دخالتش را تبیین و قابل سنجش کند؟
4️⃣ اگرچه عبور از #منطق به #روش (گذار از logic به method) یک گام رو به جلو در این راستا بوده است، اما هنوز فاصلهی قابل توجهی تا این مطلوب پیش روی ماست.
.
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ روش: گذار از ابهام در پرسش
تعریف اکتشافی از «روش» و کاربست آن در «تحقیق»
هر انسانی با حضور در عالم، با ابهامهایی روبهرو میشود؛ هر ابهامی میتواند نقطهی تولد یک «پرسش» باشد. اگرچه تلقی عمومی ما این است که هر تحقیق و پژوهشی با تولد یک پرسش شروع میشود، اما ماهیت علم جدید نشان میدهد که این تلقی اشتباه است. این سخن بهمعنای نفی اهمیت پرسش در فرآیند تحقیق نیست؛ مساله اینجاست که هیچ پرسشی نمیتواند ضمانت کند که ما به صرف طرح سوال، به نتیجهی صحیحی خواهیم رسید و پردههای ابهام را برخواهیم چید. مسالهی اصلی اینجاست که چه چیزی دستیابی به نتیجهی مثمر ثمر را تضمین میکند و از پردههای ابهامی که بین ما و محیط پیرامونمان قرار گرفتهاند، میکاهد؟ بهبیاندیگر، آن چیست که موجب خرق حجب شناخت میشود و سطحی از معرفت را برای ما به ارمغان میآورد؟
پاسخ این قبیل پرسشها ما را به سمت #روش و #روش_شناسی خواهد برد. تحول و تطور و تکاملی که انسان در پرداختن به پرسشها و کاستن از ابهامهایش پشت سر گذاشته است نیز، نیازمتد ارجاع به #فلسفه_روش است.
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ تولد روش در سپیدهدم رنسانس
عبور از «هدف جهان» به «مکانیزم جهان»
پایههای #علوم_طبیعی و فیزیکی معاصر، در دوران نوزایی (#رنسانس) ریخته شده است. این علوم برآنند تا با سازماندهی منظم تجربههای انسانی، قانونمندیهایی را در جریان پدیدههای طبیعت مدلل سازند. این قانونمندیها باید ارادهی انسان را به «برانگیختن» یا «جلوگیری از» پارهای از تاثیرات توانا سازد؛ یا بهعبارتدیگر، دامنهی چیرگی بر طبیعت را به اوج گستردگی برساند.
کوشش فکریِ آدمیان #قرون_وسطی، در اساس، «شناخت معنا و غایت جهان و زندگی» را نشانه گرفته بود و به ناگزیر تقریبا بهتمامی، صَرف وحی و آثار مراجع روحانی میشد. لیکن مردم زمانهی نوزایی، دیگر از پرسش در باب هدف آنجهانی -که قرون وسطاییان میخواستند از سنت برکشند- روی برتافتند و بنای پرسش در باب علل رویدادهای این جهانی را نهادند؛ علتهایی که میبایست به یاری مشاهدهی حسی به اثبات برسند.
ر.ک: #هورکهایمر (1398). سپیدهدمان فلسفهی تاریخ بورژوایی، ص. 13.
....
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ روش ریاضی: زیرساخت جهان اثباتگرا
کشف قانون «همگونی در جریان طبیعی»
در نظر علم دورهی نوزایی، «امکان قوانین طبیعی» و از همین رهگذر، «چیرگی بر طبیعت» به پیشانگارهی «سیر قانونمند طبیعت» وابستگی منطقی دارد. بهعبارتدیگر، ایدهی چیرهشدن حداکثری بر تحولات طبیعی در دوره #رنسانس زمانی امکان یافت که دانشمندان به سیر قانونمند تحولات طبیعت پی بردند و مفهومِ نوعیِ «همگونی در جریان طبیعی» را کشف کردند و صورتبندی این قوانین را در دستور کار خود قرار دادند. باور به همگونی در جریان طبیعی، آنگونه که #هورکهایمر در کتاب سپیدهدمان فلسفهی تاریخ بورژوایی بر آن تصریح میکند، از مهمترین ویژگیهای علم جدید است.
این ویژگی بدینمعناست که رویدادهایی که در طبیعت مشاهده میکنیم و خواص و مختصاتی که از یک پدیدهی طبیعی تجربه میکنیم، در آینده نیز بیهیچ کموکاست و تغییری تکرارپذیر هستند. مثلا، فرمول سقوط آزاد همواره یکسان است؛ قوانین ترکیب عناصر شیمیایی همیشه ثابت هستند؛ قواعد حرکت اجرام سماوی تغییرناپذیرند و ... . این ایده و کشف این رابطه، سنگ بنای فیزیک و شیمی جدید شد و زمینهای را فراهم ساخت که #روش_ریاضی در سایر علوم، از جمله در مردمشناسی و پزشکی نیز وارد شود و جغرافیای علم اثباتی و #پارادایم_پوزیتویسم را بگستراند.
....
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ متد و تغییر ریل علم
روایی دکارتی در نیمه شب تابستان 1619 میلادی
بحث از روش در گفتارهایی که دنبال میکنیم، نهبهمعنای مصطلح این واژه، بلکه با بار معنایی مد نظر است که این دانشواژه از قرن 17 حامل آن شده است. ماجرای #روش به رویایی گره میخورد که در نیمه شب تابستانی سال 1619، رنه دکارت تجربه کرده و بر آن شده است که ریلگذاری تولید علم را در تاریخ بشر عوض کند. #دکارت تجربهی خودش در مشاهدهی این رویا را در نامهای به ایزاک بیکمان (Isaac Beeckman)چنین توصیف کرده است:
«آنچه میخواهم پدید آورم، چیزی شبیه به هنر کوچکِ رایمون (Ramon luii) نیست؛ بلکه علم سراپا جدیدی است که راهکاری کلی برای همهی معادلات ممکن، با هر مقدار، چه پیوسته و چه گسسته، بر طبق ماهیتشان ارائه میدهد. به گمانم هیچ مشکل قابل تصوری با هر اندازهای وجود ندارد که نتوان با این خطوط حلشان کرد. تقریبا در هندسه، مسالهای کشف نشده باقی نمیماند. البته کاری عظم و به سختی مناسب یک نفر است. درواقع، پروژهای است که بهنحوی باورنکردنی بلندپروازانه است؛ اما من در تاریکی گیجکنندهی این علم، بارقهی نوری دیدهام و بهگمانم به کمک این نور خواهم توانست غلیظترین تاریکیها را بتارانم».
John R. Cole, the Olympian Dream and youthful Rebellion of Rene Descartes (Urbana and Chicago: university of Illinois press, 1992, P. 23.
....
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
.
⭕️ آقای دکارت ماجراجو
🔸ترک پاریس برای جستوجوی علمی تازه از متن واقعیتهای جهان
آقای #دکارت با تمامکردن تحصیلات خود در «La Flkche»، به این سودا افتاد که از دام روزمرگی بگریزد و اهداف بزرگی را برای زندگیاش دست و پا کند. این تصمیم، نقطهی پایانی بر روزهای بیثمری بود که در پاریس سپری میکرد. بار سفر را بست و مثل یک جنتلمن، سرباز شاهزاده «موریس» (Prince Maurice of Nassau) شد. مزیت چنین انتخابی این بود که آقای دکارت، آقابالاسر خودش بود و بس. اگرچه هیچ دستمزدی گیرش نمیآمد، اما کسی هم او را مجبور نمیکرد که مستخدم اهداف او باشد و در هدف او هضم شود. سربازی، بهانهای بود برای سفرهای ماجراجویانهی دکارت.
دکارت بعدها در کتاب #گفتمان_روش (Discours de la Methode) به سرخوردگیهایش در این دوره توجه داده و این نکته را برجسته کرده است که دلیل ترک «La Flkche» و مهاجرتاش از پاریس، کممایهبودن کتابهایی بود که آنها را مطالعه میکرد. دکارت جوان از دل این نوشتهها نمیتوانست اسبابی برای تحقق آرمانهای بزرگ پیدا کند. این نوشتهها در نظر او بسیار سطحی به حساب میآمدند و این مرد پرسودا را تحریک میکردند که برای کسب دانش، بهجای خیرهشدن در صفحات، به گردش در دنیا بپردازد و علم را از جانِ جهان و از متن زندگی بیرون بکشد. این سفرها که سیر آفاقی بودند، در نهایت به سیر انفسی ختم شدند.
اگرچه این داستان در نگاه اول، به ماجراجوییهای شاهزادههایی شبیه است که بیهدفی زندگی، ایشان را به سفرهای ماجراجویانه میکشاند، اما ماجرای دکارت متفاوت بود. وی نه پولی در چنته داشت و نه زندگی را بیهدف میدانست. داستان دکارت این بود که هدفهای بزرگ او با علمی که در دسترسش قرار داشتند، حاصل نمیشدند. این بود که سفرهای مردی ماجراجو با سربازی در ارتش شاهزاده موریس آغاز شد تا لوازم سفر و گردش در اکناف دنیا برای یافتن علمی تازه برای او فراهم گردد.
....
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
⭕️ قصد یا رویا؟ مساله این است.
🔸 آیا دکارت با قصد پیشینی روش اندیشیدن را تغییر داد یا رویاها او را هدایت کردند؟
دکارت با ترک پاریس و پیوستن به لشگر نظامی شاهزاده، دست به اقدامی زد که اگرچه بیشباهت به جنون جوانی نیست، اما سرنوشت بعدها نشان داد که در همین سفرها بود که #دکارت جوان از تعصبات سیستم آموزشی روزگار خود خلاص شد و در مسیری قرار گرفت که پایان آن، دستیابی به «شیوهی جدیدی برای اندیشیدن» بود؛ همان شیوهای که در کتاب #گفتمان_روش انعکاس یافته و به انقلابی در فلسفه انجامیده است.
#لایبنیتس معتقد است که دکارت از همان روزهای نخست، قصد و مقصد خود را روشن کرده بود و نهتنها پاریس، بلکه کل عقاید سیستم آموزشی آن روزگار را بهکلی کنار گذاشت. پذیرفتن این مطلب موجب اختلال در شناخت زمینههای موثر بر شکلگیری #روش و آنچیزی که دکارت آن را #گفتمان_روش میخواند، میشود. خوشبختانه شواهد روشنی مبنیبر علایق و گرایشات دکارت جوان در این دوره از زندگیاش به جا ماندهاند؛ شواهدی که نشان میدهند این ماجرا ترکیبی از «قصد» و «رویا» بود. یعنی اگرچه دکارت آموزهها و شیوههای علمی روزگار خود را مکفی و مفید نمییافت و بهدنبال روش جدیدی برای اندیشیدن میگشت، اما در این سالها هنوز این #روش واضح نبود و چشمانداز کاملا روشنی برای وی در این کنکاش متحورانه وجود نداشت.
یکی از منابع مهم ما برای فهم این انگیزهها، مبادلات فکری دکارت با آیزاک بیکمان (Isaac Beeckman) -پزشک جوان میدلبورگی- است. در اواخر سال 1618، دکارت با #بیکمان دوست شد. دفتر خاطرات بیکمان که حاوی گفتوگوهای آن دو است؛ نامههایی که دکارت به بیکمان نوشته؛ و همچنین رسالهی دکارت دربارهی موسیقی، همگی به ما میگویند که آن روزها وی به چه میاندیشید و چه علایق و مطلوبهایی را دنبال میکرد. به این فهرست میتوان یک نسخه از یادداشتهای دکارت را نیز اضافه کرد که نگارششان را از سال 1619 آغاز کرد؛ این یادداشتها تحت عنوان «Cogitations’ Private» (تاملات خصوصی) شهرت دارند. این یادداشتها قضاوت #لایبنیتس دربارهی این دوره از زندگی دکارت را رد میکنند. لایبنیتس در کتاب «نوشتههای فلسفی» (Die Philosophischen Schriften) اظهار میکند که دکارت این داستانها را در کتاب #گفتمان_روش ساخته و لذا به واقعیبودن آنها نمیتوان اعتماد کرد.
....
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
⭕️ عزلت در غار زمستانی
🔸 از استعارههای شاعرانه و الهامات مبهم تا شک در همه چیز
رفاقت میان بیکمان و #دکارت نکتهی عطفی در زندگی وی بود و تاثیرات عمیقی در تحولات فکری و روحی فیلسوف جوان داشت. بعدها خواهیم گفت که گرایشات #هرمسی دکارت ناشی از رفاقت وی با بیکمان بوده است. بااینوجود، مکاتبات میان آندو بعد از بهار 1619 متوقف گردید؛ این تاریخ را باید آغاز انزوای وی دانست. دکارت به سفرهای خود ادامه داد و در زمستان همان سال آلمان را برای اقامت برگزید. این اقامتگاه برای وی همانند غاری بود که به تنهایی آن پناه آورده و تاملاتی عمیق برای ایجاد تغییراتی ژرف در دانش بشر را پیشهی خود ساخته بود.
دکارت در بخش اول کتاب #گفتمان_روش مینویسد که از شدت سردی هوا، گرمخانهی اتاق را به محل نشستن و استراحت تبدیل کرده بود و قصد داشت به هر چیزی که امکان شک در آن هست، شک کند. اساسا بخش دوم این کتاب پر از استعارههایی است که توجه به آنها زمینههای تولد #روش را قابل فهمتر میکند. این استعارهها را تا حدودی میتوان با ارجاع به کتاب «Cogitations’ Private» (تاملات خصوصی) تفسیر کرد. دکارت در این یادداشتها نوشته است:
«علوم پوشیده هستند و باید آشکار شوند. علم باید توسط یک نفر پیش برده شود، نه تعداد زیادی. سخنان خردمندان را میتوان به چند قانون کلی تقلیل داد».
در این یادداشتها گاه با کلیاتی انتزاعی مواجهیم؛ گاهی با مسائلی در باب ریاضی و فیزیک و گاهی دیگر با استعارههایی شاعرانه و حتی با نکاتی دربارهی #الهام (inspiration) و #رویا . وی حتی به حالات روحی خود نیز اشاره کرده و برای ما گفته است که وقتی اسیر هیجانات و اضطرابهای روحی میشد، زیاد غذا میخود و عمیق میخوابید؛ اما وقتی نشاط و شادی روحی به سراغش میآمد، میل به غذا نداشت و احساس نیاز به خواب نیز نمیکرد.
#ساخت_تاریخی_روش
https://www.instagram.com/mh.taheri1980
https://virgool.io/@mhtaheri
|
🟥 پس از قریب به چهار و اندی سال کار مقدماتی در این کانال، اعم از: پرداختن به ترمینولوژی #عصر_جدید، #فلسفه_تاریخ، #ژئوپلیتیک، #استیت و #دولت_مدرن، #ساخت_تاریخی_روش و نهایتا #استعمار، اکنون میتوان یک جمعبندی نسبتا قابل قبولی از #روایت_ایران در گذار به عصر جدیدش ارائه داد. بهعبارتدیگر، پس از چهار سال پهنکردن بحث، اکنون به فصل جمعکردن آن رسیدیم.
🔸 تلاش میکنم در فصل جدید، مطالب به دور از موجزگویی باشد. شاید بهتر این باشد که ابتدا یک مطلب موجز به شکل کپشن، و سپس مطلب مبسوطتر با ادبیات عامیانهتر را تقدیم کنم.
🔹پیرنگ اصلی پستها این خواهد بود که نسخهی تمدنی #انقلاب_اسلامی، تنها راه برونرفت از دشوارههای دویست سال گذشتهی این مرزوبوم است. این نسخه، حاصل فهم رهبران انقلاب از تلاقی سه نیرو در شکلدادن به وضعیت ایران معاصر است:
1️⃣ طرح بعثت
2️⃣ تقابل ایران و اسلام با استعمار و #بازی_بزرگ
3️⃣ میراث پنج نهضت تحولخواهانهی ایرانی در دو قرن گذشته
🔹ماحصل فهم عمیق از نحوهی تلاقی این سه نیرو در شکلدادن به #ایران_معاصر، رهبران انقلاب را به ضرورت پیریزی نقشهی راه تمدنی انقلاب برای شکلدادن به #نظم_جدید رهنمون ساخته است.
#روایت_ایران
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid